واضح آرشیو وب فارسی:واحد مرکزي خبر: ستون وكيل الرعايا - حقوق فرهنگي و فرهنگ سياسي - الهام يوسفيان

اصل خبر: جمهوري آذربايجان مدعي شد كه صائب تبريزي، خاقاني شرواني، نظامي گنجوي و شيخ محمود شبستري اصالتاً آذربايجاني و جزو شخصيتهاي فرهنگي اين كشور محسوب ميشوند.
موضوع از چه قرار است؟ اين ماجرا پرده تازهاياست از سريال قديمي چپاول فرهنگي از ملتي كه آنقدر مشكل و درگيري دارد كه ديگر فرصتي براي حمايت و معرفي شاعران و نويسندگان باقي نميماند. جديترين و مشهورترين بخش اين سريال، پروژه نسبتاً موفقيتآميز معرفي مولانا به عنوان شاعر پرآوازه كشور تركيه بود. حالا هم جمهوري آذربايجان به فكر افتاده كه از اين سفره گشوده ،چند لقمه بردارد و ثروتي را كه ما نميدانيم چطور بايد از آن استفاده كنيم، در راه پيشرفت ملت خود به كار گيرد.
تحليل موضوع: وقتي چنين ادعاهايي مطرح ميشود و به خصوص هنگامي كه عليرغم روش هميشگي ما ايرانيان، يعني دستكم گرفتن طرف مقابل، بعضي از اين ادعاها مورد پذيرش جامعه جهاني و مراجع بينالمللي هم قرار ميگيرد، اين پرسش مطرح ميشود كه ملاك تشخيص اين كه يك شخصيت تاريخي به چه كشوري تعلق دارد، چيست؟ مسلماً در اين ميان هر كشوري ملاكي را در نظر ميگيرد كه نفع بيشتري نصيب آن سازد و در نتيجه، براي تركيه و براي آذربايجان در مورد خاقاني و نظامي از اهميت بيشتري برخوردار ميشود. صرف نظر از اين نكته كه تبريز و شبستر حتي امروز نيز در قلمرو ايران قرار دارند و صائب تبريزي و شيخ محمود شبستري شايد در طول زندگي خود يك بار هم به منطقهاي كه امروزه جمهوري آذربايجان ناميده ميشود مسافرت نكردهباشند، به نظر ميرسد كه ملاك خدمت به فرهنگ و ادبيات، بهترين و مناسبترين ملاك باشد. در حقيقت، وقتي ملتي نميتواند زبان شاعري را درك كند و هنگامي كه در تمام آثار آن شاعر، حتي يك بيت شعر به زبان آن ملت وجود ندارد، چگونه ميتوانند حتي به خود و ملت خود ثابت كنند كه اين شاعر، بخشي از فرهنگ آنهاست؟ اصلاً چگونه ممكن است كسي را داراي مليتي بدانيم در حالي كه قرنها پس از مرگ او نيز ،هنوز ملتي با اين نام در دنيا شناخته نشده بود!
تكمله: به نظر ميرسد كه تخديش حقوق فرهنگي، در قالب يك درگيري سياسي باشد كه اخيراً با توقيف محموله سوخت هستهاي و قتل دو ايراني در مرز آذربايجان، وارد مرحله تازهاي شده است. اما راستي تا كي قرار است فرهنگ، ادبيات و تاريخ ما به عنوان بخشي از كشمكشهاي سياسي، به نام فرهنگ سياست و براي متوازن نگاه داشتن دو كفه ترازو، به كار گرفته شود؟
انتهاي خبر // روزنا - وب سايت اطلاع رساني اعتماد ملي//www.roozna.com
------------
------------
چهارشنبه 1 خرداد 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: واحد مرکزي خبر]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 782]