واضح آرشیو وب فارسی:ایسنا: چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۸

آسفالت کمعرض و نردههای سبز ممتد را که دنبال میکنم بوی غریبیاش در هر گوشه حس میشود، طول راه زرین پیش رویم را نگاه میکنم گویی نفسهای تابستان از این نقطه به شماره افتاده است، فضا حال و هوای جبهه دارد، گوشهای خاکریزها روی هم چیده شدهاند و کمی آن سو تر چفیهها و پلاکاردهای پارچهای با مضمون خوشامد خودنمایی میکنند روی جملهها ناگهان چشمم روی یک عبارت قفل میشود با رنگ سبز نوشته شده است «خدام آستان قدس رضوی». به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقه اصفهان، میگویند جانبازان 70 درصد قطع نخاعی مرکز فرهنگی توانبخشی شهید مطهری از صبح در تب و تاب بوسیدن پرچم سبز رضوی سر از پا نشناختهاند، سرانجام انتظارها به پایان میرسد و خدام آستان قدس رضوی با سینیهای متبرک شده به ضریح امام رضا (ع) به سمت سالن اصلی مجموعه حرکت میکنند. فضای سالن بیاختیار یاد سالهای اواسط دهه 60 را در ذهنم زنده میکند، انگار میهمانان و میزبانان اینجا بدون تجدد و تشریفات خوشحالترند، اتاقها خلوت و راهروها ساکت است انگار زمین و زمان نیز به احترام جانبازان ایثارگر سربلند اما از پا افتاده ایستاده است یک به یک پرچم آقا را در آغوش میگیرند و بی صدا اشک میریزند خدام خدا قوتی میگویند و در جواب التماس دعایی میشنوند و من باز هم از صبوری سی و چند ساله بزرگ مردان تاریخ ایران زمین در تحیر میمانم. سالهاست اهالی این خانه مفهوم خمودی و خستگی را از یاد بردهاند در همه اتاقها جانبازان با جدیت بازی والیبال را دنبال میکنند روی میز کنار تخت یک جانباز روزنامه و کتاب تزکیه است و تخت کناری در خلوت خود عرفان میخواند اما صدای خدام که شنیده میشود بیدرنگ کتابها بسته میشوند، صدای تلویزیون قطع میشود و چشمها با حسرت به یک نام نگاه میکند «علی بن موسیالرضا المرتضی». خادم دم گرفته است. حریم قدس تو ای شهریار محترم است/ مرا ز درگه تو چشم رحمت و کرم است/ در آن مکان مقدس که کعبه دلها است/ دلم خوش است که نامم کبوتر است... و اشکها در میان صدای فلش عکاسان ناخودآگاه پایین میچکد. با خدام همسفر میشوم تا طول مسیر مرکز فرهنگی توانبخشی جانبازان شهید مطهری تا بیمارستان الزهرا(س) را با آنها گپ بزنم و از حال و هوای خدمت در آستان قدس امام رضا (ع) از آنها بپرسم. سید غلامرضا زاهدینیا یکی از خادمان باسابقه صحن و سرای حرم امام رضا (ع) است که به گفته خود نزدیک به 15 سال است در این مکان مقدس کفشداری علی ابن موسی الرضا را بر عهده داردو شغل اصلی او تدریس در دانشگاه فردوسی مشهد است. میگوید: "اسمم غلام رضا بود و از کودکی به هر مناسبتی که اسم خود را مینوشتم سعی میکردم کسرهای زیر اسم اولم بگذارم تا همه بدانند غلام حضرت رضا (ع) هستم و در تمام این 15 سال همواره به این فکر کردهام که ایران به برکت وجود امام هشتم اداره میشود همان گونه که تمام هستی در سیطره قدرت این امام شریف است و هر کس از عمق جان خواستههای دنیوی و اخروی خود را از ضامن آهو بخواهد به اجابت میرسد." زاهدینیا درباره سفرهای استانی دهه کرامت میافزاید: این ششمین سالی است که از سوی آستان قدس رضوی مسئولیت سفر به استانهای کشور را پیدا میکنم و آنچه باعث میشود که هر سال نسبت به سال پیش از آن به انجام این سفرها ترغیب شوم حس امیدی است که در دل مردم استانهای مختلف بیدار میشود چرا که زیارت امام رضا حتما نباید به صورت حضوری انجام شود بلکه هر کس دل پاکی داشته باشد از هر کجای عالم که خدمت امام هشتم سلام کند پذیرفته میشود. حسین قنیان خادم پیشکسوت دیگری است که از سال 67 در حرم امام رضا (ع) مشغول خدمت است، او درباره شغل اصلیاش میگوید: شغل آزاد دارم اما شغلی که همواره به آن افتخار کردهام این است که خاک پای زائران حرم امام هشتم را جارو میکنم. او ادامه میدهد: هر کسی نیاز به "شارژ شدن" دارد، و من با نگاه کردن به گلدستههای آستان قدس رضوی شارژ میشوم و تمام گرفتاریها و دغدغههای خود را از یاد میبرم و احساس میکنم که دوباره زنده شدهام. قنیان درباره احساس خود نسبت به کلمه «رضا» میافزاید: اگر انسانها به این حقیقت برسند که هیچ نیستند و بدون توجه و عنایت خداوند یک لحظه نیز در جهان توان زنده ماندن ندارند به داشتههای دنیوی و مادی خود غره نمیشوند، برای من رضا (ع) آبرو است همان گونه که حضور امروز من در شهر اصفهان نه به علت شخص خودم بلکه به سبب انتساب من به حرم قدس رضوی است. به بیمارستان رسیدهایم خیل عظیم جمعیت از دور مشخص است دود اسپند فضا را پر کرده و نالههای استغاثه مردم به آسمان بلند است، خدام در حصار نیازمندان و دردمندان بیمار گرفتار شدهاند. یک نفر پرچم را میبوسد و دیگری نبات تبرک حرم امام هشتم را میخواهد. در ورودی بیمارستان خادمِ خوش صدای حرم رضوی دوباره دم میگیرد. محبوب رضا است هر که دل ریشتر است/ از کعبه صفای آن بیشتر است/ آنجا است طبیبی که ندارد نوبت/ هر دل که شکسته تر بود ریشتر است خدام قول دادهاند که از تک تک بیماران بیمارستان عیادت کنند بنابراین دو دسته میشوند و من نیز با گروه اول همراه میشوم راه بخش ICU بیمارستان را در پیش گرفتهاند و من که تاکنون از نزدیک بیماران بدحال و مرگ مغزی را ندیدهام با هراسی کنجکاوانه به دنبال خادمان حرکت میکنم. مادری با دو فرزند مرگ مغزی شده است از پرستار درباره رضایت خانواده او برای اهداء عضو میپرسم و پرستار در جواب من میگوید: سرطان داشته است اعضایش به درد پیوند زدن نمیخورد. چشمها در این بخش نیمه باز هستند روی برخی چشمها چسب زده شده صدای نعره گاه گاه یک بیمار من را به سمت او میکشد بدنش عجیب ورم کرده است و خادم چه با حوصله پرچم را به دست و بدنش میکشد قطعهای متبرک کنارش میگذارد و به کنار تخت دیگر میرود. بیمار تصادفی دیگری تازه داماد است و همسرش با چشمانی اشک بار به دنبال پرچم زجه میزند در راه بازگشت مادر یک نوجوان جلوی خادم را میگیرد و به او اصرار میکند برای فرزندش در کنار حرم امام رضا دو رکعت نماز شفا بخواند میگوید: به امام رضا از قول من بگو دخترم که خوب شد او را به پابوست میآورم. به بخش عفونی میرویم عیادت بیماران ممنوع است اما خادم با اصرار میگوید پرچم متبرک است بگذارید دم در اتاقها هم که شده پرچم را بگردانیم و سر پرستار که گویی در تردید قبول حرفهای خادم گیر کرده است با تامل اما با صدق دل رضایت میدهد. وقت تنگ است زمان به وقت نماز نزدیک شده و ICU نوزادان بخش پایانی سفر پرچم تا بعد از نماز مغرب و عشا است، با احتیاط وارد بخش میشویم بچهها آرام و معصوم در شیشههای نگهداری نوزادان نارس و بیمار خوابیدهاند خادم حرم با تامل و با محبت روی شیشهها دست میکشد به مادرانشان خدا قوت میگوید و برای بهبودی نوزادان کوچک و نحیفی که معلوم نیست زنده بمانند یا نه به آنها دلداری میدهد. در گوشه ای از بخش یک پرستار با مشقت تمام از یک نوزاد 700 گرمی رگ میگیرد و نوزاد بدون اینکه توانی برای ناله سر دادن داشته باشد با هر بار فرو بردن سوزن در آرنج لاغر و کوچکش با تمام وجود میلرزد به صورت خادم امام رضا (ع) نگاه میکنم اشکی از گوشه چشمانش جاری شده و آرام میگوید «فتبارک الله احسن الخالقین». انتهای پیام
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: ایسنا]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 100]