واضح آرشیو وب فارسی:پایگاه خبری آفتاب: رانت قالیباف برای کردمیهن/عامل حمله به سفارتعربستان کجاست؟
«سردار» مدعی مبارزه با رانتخواری و پرچمدار مهار «4 درصد زالوصفت»، چگونه میتواند حداقل، پاسخ اهالی منطقه باغ آذری تهران را بدهد؟ کسانی که شاهد مستقیم توزیع رانت او هستند، آن هم برای کسی که با حمله به سفارت عربستان، منافع ملی ایرانیان را به ورطهای کشانده که هنوز نتوانستهایم از آن خارج شویم و صورتحساب سنگیناش را دستگاه دیپلماسی هر روز پرداخت میکند و البته این مشتی از خروار عملکرد مدعی مبارزه با « 4 درصد زالوصفت» است.
آفتابنیوز :

وقتی جهانگیری پرسید «کسانی که به سفارت عربستان حمله کردند و مانع از ورود 700 هزار توریست شیعه به مشهد شدند، الان در ستاد کدام کاندیدا فعالاند؟» قالیباف جز سکوت انفعالی، واکنشی نشان نداد. زیرا پس از گذشت یک سال و چهار ماه از حمله به سفارت عربستان، رابطه قالیباف و حسن کردمیهن، همچنان ناگسستنی است.
به گزارش آفتابنیوز؛ استحکام این رابطه و پیوند چیزی نبود که «سردار» بتواند آن را کتمان کند. سادهترین مستند رابطه تنگاتنگ آنان، استقرار کردمیهن و یارانش در سوله مدیریت بحران منطقه 16 تهران، واقع در محله باغ آذری است.
استاد! کردمیهن
«استاد کردمیهن» لقبی است که برخی اهالی و کسبه محله باغ آذری تهران به عامل اصلی حمله به سفارت عربستان دادهاند. آنان هم جودوکاری حرفهای «حسن کردمهین» را دیدهاند و هم از میزان نفوذ او، حداقل در شهرداری اطلاع دارند. تقریبا هر روز او را میبینند که عصرها راهی «سوله مدیریت بحران» منطقه میشود تا جودو تمرین کند و آموزش بدهد. کسبه اما زیاد با او قاطی نمیشوند و فاصله خود را با او حفظ میکنند، یا شاید هم خود کردمیهن اینطور ترجیح میدهد. زیرا جنس دوستان او و یارانش از قماش مردم عادی نیست؛ جنس از ما بهترانی که بالاتر از سطح اهالی محل هستند. وقتی از او صحبت میکنند، لبخندی بر لب دارند؛ لبخندی که هم یادآور نقش او در حمله به سفارت عربستان است و هم نشاندهنده هیمنه کردمیهن در ذهن اهالی. «استاد کردمیهن»؛ مرشد یاران خود است، افرادی که با شکل و شمایل خاص و اغلب با موتور به محل تمرین میآیند. جمعی خودمانی دارند، هرچند سعی میکنند با اهالی صمیمی باشند، اما حلقه و روابط محدود خود را دارند. «استاد» هم حواسش به شاگردان است و هوایشان را دارد.
«همیشه با یک ماشین متفاوت میاد، هیچوقت هم خودش پشت فرمون نمیشینه.» این را یکی از اهالی میگوید. آنان تازه پس از ماجرای سفارت عربستان که هزینهای گزاف، برای دیپلماسی کشور در پی داشت و نقش «استاد» در رسانهها افشا شد، تازه فهمیدند روحانی ورزشکار محلهشان که از نفوذ و احترام ویژهای میان یاران خود برخوردار است، کیست و چهها میتواند بکند. یکی دیگر از اهالی محل هم میگوید: «آره! حاجحسن رو میبینم، اغلب عصرها همراه دوستاشون برای ورزش به اینجا میان، سلام و علیک میکنیم، اما زیاد قاطی نمیشم. گاهی اگه مسابقه باشد، برای تماشا میرم.» اما با وجود گفتههای اهالی، باید با چشمان خودت کردمیهن را ببینی تا باورت شود. او با آن شمایل خاص، با آن هیکل تنومند و خالی بر صورت، حالا دیگر برای همه شناخته شده است، حتی اگر لباس روحانیت از تن درآورده و لباس جودو پوشیده باشد. یکی دیگر از اهالی میگوید: «همیشه فردی قویهیکل و کمی چاق، همراهش هست که انگار محافظ اونه. میان و میرن، اینجا رو هم از شهرداری گرفتن. خیلی هم قالیباف رو قبول دارن. اگه بگی بالای چشم قالیباف ابروئه، باهات بحث میکنن و ولکن ماجرا نیستن.» آنان باید هم قالیباف را قبول داشته باشند. زیرا تنها از عهده شهردار تهران برمیآمد که در یک قلم حمایت خود از آنان؛ سوله مدیریت بحران یک منطقه از تهران را در اختیارشان قرار دهد.
محل ورزش کردمیهن کجاست؟
رحمتالله حافظی، عضو اصولگرای شورای شهر تهران، مردادماه سال گذشته از تغییر کاربری و واگذاری سوله مدیریت بحران منطقه 16 شهرداری تهران انتقاد کرده بود. تا امروز تغییری در وضعیت این سوله ایجاد نشده است. از این سوله واقع در خیابان شهید بخارایی، ضلع شمالی پارک بعث، تنها تابلوی آن باقی مانده است. حتی دفتر مدیریت بحران نیز از بیرون قفل زده شده است؛ آن هم در شهری که آبستن حوادث و بلایای طبیعی متعددی از جمله زلزله است و سولهها باید آمادگی اقدام سریع در بحرانهای غیرمترقبه را داشته باشند. اهالی میگویند شهرداری، این سوله را در اختیار یک مجموعه فرهنگی قرار داده است، این مجموعه نیز پارکینگ سوله را اجاره میدهد. «سیزده به در که مردم به پارک میآمدند، تا 15 هزار تومان برای هر ماشین از مردم پول میگرفتند. حتی دو مغازه کوچک هم ساختهاند که آنها را هم اجاره دادهاند.» سالن اصلی سوله که قبلا محل تمرین جودو بود، حالا به سالن فوتسال تبدیل شده، طبقه بالا هم به اتاق بدنسازی و تمرین جودو اختصاص یافته است. سولهای که باید برای مردم منطقه باشد، حالا به گونهای اداره میشود که گویی اهالی غیر و غریبه هستند. حتی برخی از کسبه خیابان سمیعی (خیابان پشت سوله)، اصلا نمیدانند که چنین سولهای هست و برخی هرجور که دلشان بخواهد از آن استفاده میکنند. اما این سوله، با عنوان «الزهرا» در ردیف 16 فهرست مجموعههای ورزشی شهرداری تهران قرار گرفته است. کاربری مجموعههای الزهرا، معمولا ویژه استفاده زنان تهرانی است. اما در تماس با شهرداری ناحیه، مشخص شد که گرچه نام این سوله در فهرست مجموعههای ورزشی هست تا آمار عملکرد شهرداری بهبود یابد، اما نه زنان و نه مردان منطقه نمیتوانند از آن استفاده کنند. زیرا به گفته این مسئول شهرداری ناحیه «اینجا فقط مخصوص استفاده گروهی خاص» در نظر گرفته شده است.
مشتی از خروار
اما چرا شهرداری چنین رانتی را در اختیار عامل حمله به سفارت عربستان اختصاص داد؟ کردمیهن 14 خرداد 92، یعنی در همان هنگام که با شور و هیجان ستاد قالیباف در کرج را اداره میکرد، به «شفاف» گفت: «بنده 12 سال است که ایشان را از نزدیک میشناسم، همرزم پدرم است. مثل پدرم.» حالا کردمیهن از فواید چنین رابطهای بهرهمند شده؛ این شاید نکته عجیبی نیست اما جالب آنجاست که «سردار» مدعی مبارزه با رانتخواری و پرچمدار مهار «4 درصد زالوصفت»، چگونه میتواند حداقل، پاسخ اهالی منطقه باغ آذری تهران را بدهد؟ کسانی که شاهد مستقیم توزیع رانت او هستند، آن هم برای کسی که با حمله به سفارت عربستان، منافع ملی ایرانیان را به ورطهای کشانده که هنوز نتوانستهایم از آن خارج شویم و صورتحساب سنگیناش را دستگاه دیپلماسی هر روز پرداخت میکند و البته این مشتی از خروار عملکرد مدعی مبارزه با « 4 درصد زالوصفت» است.
منبع: آرمان ملی
۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۸
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: پایگاه خبری آفتاب]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 107]