واضح آرشیو وب فارسی:ایرنا: غفلت قوه درک انسان را نشانه می رود تهران-ایرنا- تارنمای تابناک در یادداشتی آوره است:غفلت، به معنای عدم توجه به هرچیز موجود و حاضراست. بنا بر این اگر یک چیز؛ موجود وحاضر نباشد در باره عدم توجه به آن ، واژه غفلت به کار نمی رود.

ابوذر ابراهیمی ترکمان در یادداشت خود در تابناک آورده است:غافل بودن دل از حقیقت نیز معنای دیگری است که در آموزه های دینی برای آن ذکر شده است. در قرآن کریم دقیقا 22 بار واژه غفلت ومشتقات آن به کار رفته است.که در چهار عنوان کلی غفلت از خدا ؛ غفلت از پیام خدا؛ غفلت از پیمان با خدا وغفلت درجنگ مطرح شده است. ودر نهایت خداوند امر کرده است که از غافلان مباشید. همواره و پیش از ارتکاب گناه یا بروز رفتار ناصحیح ازسوی دیندار . نوعی از غفلت پدید می آید وسپس آن فعل ناصحیح اتفاق می افتد. در حقیقت،غفلت قوه تشخیص و درک انسان را نشانه می رود وسبب می شود که حق ؛ در لباس باطل جلوه کند وباطل به صورت حق ظاهر شود وهر اندازه، شخص در غفلت فرو رود،پرده های بی خبری بر دل، چشم و گوش او حجاب می افکند و سرانجام به جایی می رسد که چشم دارد و نمی بیند،گوش دارد و نمی شنود . در منطق قرآن کریم نیز غفلت از باطن دین به عنوان علت عدم پایبندی به دین ودر نتیجه عدم انجام اعمال صالح ذکر شده است . مولانا جلال الدین رومی در مثنوی وضعیت بی خبری را تشبیه می کند به کسی که در کنار دریا خفته ودر خواب می بیند که تشنه است . فاصله این تشنه با آب تنها یک بی خبری استموج بر وی می زند بی احتراز خفته پویان در بیابان درازخفته می بیند عطش های شدید آب ؛ اقرب منه من حبل الورید(دفتر چهارم بیت 3240)در جای دیگری فرد غافل را تشبیه می کند به پینه دوزی که به سختی زندگی خود را اداره می کند در حالی که زیر دکان او دو گنج پنهان است وفاصله این مرد فقیر با گنج فقط یک بی خبری است پاره دوزی می کنی اندر دوکان زیر این دکان تو مدفون دو کان( دفتر چهارم بیت 2550)غفلت ونابخردی عوامل جهالت مدرنغفلت سبب جهالت مدرن می شود.امروز مشکل جهان ندانستن بسیط نیست بلکه ندانستن در عین آگاهی است که از آن به جهالت مدرن تعبیر می کنم. یعنی نوعی جهل در عصر اطلاعات. منشا پیدایش جهالت مدرن؛ نا باوری است . نا باوری به آموزه های عقل وخرد. به تعبیر دیگر جدال بین "داشتن "و"شدن "است . آنچه دین از بشر انتظار دارد؛ شدن است .با خبر شدن؛ هوشیار شدن؛ عادل شدن؛ پرهیزگار شدن ؛ دوستدار بشریت شدن؛ صالح شدن وشدن های دیگر. اما راهی که امروز افراط گرایان طی می کنند به شدن منتهی نمی شود بلکه این راهها به داشتن قدرت برای پیشگیری از شدن منتهی می گردد.جدالی که آنها در پیش گرفته اند نه تنها به صلح نمی انجامد بلکه فاصله تا صلح را افزایش می دهد.غفلت از گوهر درون انسان ؛ وعدم درک هدف از خلقت که همان عبودیت است ؛ افراط گرایان را دچار توهم خود خدا پنداری کرده است.خود را مالک جان انسان ها تلقی می کنند وبرای خود چنین حقی قایلند که جان هر کس را که بخواهند بستانند.آیا چنین پنداری جهالت مدرن نیست؟ "غفلت" چون حجاب ضخیمی در برابر حقیقت مانع رویت "حقیقت" است. مولانا جلال الدین رومی نیز در مثنوی می گوید: بس عزا بر خود کنید ای خفتگانزانکه بد مرگی است این خواب گران(دفتر ششم بیت 796) یکی از مظاهر جهالت مدرن، خود مطلق انگاری است. انسان خود مطلق انگار خود را جای خدا می نشاند وقضاوت های قطعی خود را مقدس شمرده و انجام آنها را فریضه می پندارد .انگاره های خود مطلق انگاری ، جایی برای نیازواحترام به اندیشه دیگران باقی نمی گذارد ودر چنین وضعیتی صلح ؛از دایره انگاره های فرد خود مطلق پندار بیرون می رود. زیرا پیش فرض صلح، پذیرش احترام به اندیشه دیگران وخروج از مطلق انگاری است . متاسفانه جاهلیت مدرن به سلاح علم ودانش مجهز شده و سرعت آثار تخریبی اش بیش از دوران جاهلیت بدوی است. در دوران جهالت بدوی، آثار تخریبی جهالت از خود فرد واطرافیان ونیز تا حدودی از منطقه اش فراتر نمی رفت . اما جهالت مدرن امروز فراگیر شده وجهان را در کام خود فرو برده است.جهالت مدرن در عصر کنونی مهمترین عامل دوری انسان از صلح ومدارا است.تداوم چنین وضعیتی آثار بسیار زیانباری را در پی خواهد داشت. آیا هیچیک از دانشمندان کنونی ؛سی سال پیش می توانستند وضعیت کنونی جهان را که غرق در خود مطلق انگاری است پیش بینی کنند وآثار زیانبار کنونی را پیش بینی نمایند. جهان ،ناباورانه در چنین وضعیتی گرفتار شده است. در سالهای اخیر خشونت های سازمان یافته ، در بسیاری از نقاط جهان رو به گسترش بوده که متاسفانه ، مرتکبین چنین خشونت هایی برای کاستن از رنج های بعدی ،کوشیده اند تا با بهره گیری از آموزه های دینی وآیینی، به مقدس سازی چنین خشونت هایی روی آورند. حق حیات ، حقی است که خداوند به انسان عنایت می کند و جز در مواردی که هم او تعیین کرده است ، نمی توان آن را باز ستاند و متاسفانه افراط گرایان خود را در باز ستادن حق حیات دیگران ، جای خدا می نشانند. چنین پنداری نتیجه جهالت مدرن است و باید کوشید تا از نهادینه شدن واستقرار جاهلیت مدرن جلوگیری کرد.علاج غفلت زدگی متدینانمهمترین ویژگی عقل ، شناخت حقایق وتشخیص حق از باطل است. وفقدان آن در روایات اسلامی به فقر تعبیر شده است . بروز اندیشه های افراط گرایانه در بدترین شکل آن که با تکیه بر تفاسیر ناصحیح از دین شکل گرفته است، ضرورت توجه به عقلانیت را بیش از پیش نمایان کرده است. البته افراط گرایی های امروز برگ هایی هستند که بر شاخه های تفکر و اندیشه های ناصحیح و کج فهمی های دینی دیروز روئیده است. این نشان می دهد که افکار غلط اندیشمندان دینی تا چه میزان می تواند به افعال ناصحیح پیروانشان منجر شود. تلقی های درونی هستند ، افعال واعمال بیرونی را پدید می آورند . اگر بحث های علمی در محیط های علمی دچار کج فهمی شوند آثار زیان باری را به دنبال خواهند داشت. امروز که منازعات فرقهای - مذهبی به خشنترین و خطرناکترین منازعات عصر حاضر تبدیل شده است؛ جای خرد ورزی در این میان به شدت خالی شده است ونیاز به بازگشت به عقلانیت وخردگرایی در میان اندیشمندان ورهبران دینی به ضرورتی انکار ناپذیر تبدیل شده است.انسان متدین با تکیه به باور دینی، احساس آرامش و امنیت میکند. اگر چنین امنیت مقدسی در سایه خرد وعقل پدید نیامده باشد ویا حتی در پناه خرد و عقل ؛ نبالیده باشد ممکن است انسان را به موجودی تبدیل کند که از افراط گرایی خویش از آن جهت که حس رضایت از عمل به وظیفه دینی را به او می بخشد؛ لذت ببرد. اکنون شرایط تروریسم جهانی به گونه ای شده است که انگیزه خشونت ها به سمت مشروعیت بخشی سوق داده شده اند تا تشخیص بزه بودن وجنایت آمیز بودن آن را مشکل سازند.متاسفانه امروزه با تکیه به رضایت خاطرتصنعی که از عمل به فرامین دینی حاصل می شود؛ خشونت ها را مقدس جلوه می دهند .و تنها عقل وخرد است که می تواند از مشروع جلوه دادن انگیزه های نامشروع جلوگیری کند و از جلوه دادن انگیزه های بزهکارانه به شکل انگیزه های مقدس جلوگیری کند. پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده است:اِنَّما یُدْرَکُ الْخَیْرُ کُلُّهُ بِالْعَقْلِ، وَ لا دینَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ؛ همه خوبیها با عقل شناخته میشوند و کسی که عقل ندارد، دین ندارد.برای هوشیار کردن غافلان هیچگاه به دلیل نیاز نیست بلکه به علت نیاز است وعلت نیز بسته به میزان غفلت باید در نظر گرفته شود . گاه یک خبر ساده غافل را از غفلت خارج می کند وگاه نیاز به ضربه ای سنگین تر ویا اقدامی جدی تر است تا غافل؛ هوشیار شود.آگاهی وهوشیاری دادن مانند دارو است ونه غذا . غذا برای همگان لازم است واما دارو فقط برای بیماران تجویز می شود وغفلت زدگی نوعی بیماری است که باید داروی آن را یافت و علاج کرد.غزالی درکیمیای سعادت معتقد است که غفلت؛ علتی (بیماری) است که علاج آن به دست بیمار نیست ؛ چه غافل را از غفلت خویش خبر نبود؛علاج آن چون جوید؟پس علاج آن به دست علماست از همین رو وظیفه اندیشمندان ؛رهبران وکسانی که سخنانشان در دیگران نافذ است این است که به زدودن جهالت از پندار وکردار جوامع بیاندیشند وراههای عملی برای برون رفت از چنین وضعیتی را تبیین کنند*منبع:تابناک/22آذر 95*اول**1566**انتشاردهنده:علیرضا فرجی
23/09/1395
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: ایرنا]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 10]