تور لحظه آخری
امروز : پنجشنبه ، 8 آذر 1403    احادیث و روایات:  امام علی (ع):برای انسان عیب نیست که حقش تاخیر افتد، عیب آن است که چیزی را که حقش نیست بگیرد.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

صرافی ارکی چنج

صرافی rkchange

سایبان ماشین

دزدگیر منزل

تشریفات روناک

اجاره سند در شیراز

قیمت فنس

armanekasbokar

armanetejarat

صندوق تضمین

Future Innovate Tech

پی جو مشاغل برتر شیراز

لوله بازکنی تهران

آراد برندینگ

خرید یخچال خارجی

موسسه خیریه

واردات از چین

حمية السكري النوع الثاني

ناب مووی

دانلود فیلم

بانک کتاب

دریافت دیه موتورسیکلت از بیمه

طراحی سایت تهران سایت

irspeedy

درج اگهی ویژه

تعمیرات مک بوک

دانلود فیلم هندی

قیمت فرش

درب فریم لس

زانوبند زاپیامکس

روغن بهران بردبار ۳۲۰

قیمت سرور اچ پی

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

قیمت سرور dl380 g10

تعمیرات پکیج کرج

لیست قیمت گوشی شیائومی

خرید فالوور

بهترین وکیل کرج

بهترین وکیل تهران

خرید اکانت تریدینگ ویو

خرید از چین

خرید از چین

تجهیزات کافی شاپ

محصولات فوراور

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

دوربین سیمکارتی چرخشی

همکاری آی نو و گزینه دو

کاشت ابرو طبیعی و‌ سریع

الک آزمایشگاهی

الک آزمایشگاهی

خرید سرور مجازی

قیمت بالابر هیدرولیکی

قیمت بالابر هیدرولیکی

قیمت بالابر هیدرولیکی

لوله و اتصالات آذین

قرص گلوریا

نمایندگی دوو در کرج

خرید نهال سیب

وکیل ایرانی در استانبول

وکیل ایرانی در استانبول

وکیل ایرانی در استانبول

رفع تاری و تشخیص پلاک

پرگابالین

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1835121916




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

روایت نوراللهی از حضور هادی در خوابش


واضح آرشیو وب فارسی:برترین ها:
روایت نوراللهی از حضور هادی در خوابش




فوت ناگهانی کاپیتان محبوب پرسپولیس به قدری تلخ بود که باورش بر هیچکس ممکن نیست.





بانک ورزش: احمد نوراللهی یکی از خوب‌های پرسپولیس در فصل جاری روایتی دارد از حضور هادی نوروزی در خوابش که با هم آن را مرور می‌کنیم؛

1-چشم هایش مثل غروب عاشوراست.انگار دارند درون دلش روضه می خوانند.گاه چشمانش را آتش زده اند.شام غریبانی برپا کرده.انگار کلامش بوی غزلواره های سوخته می دهد.هی برایم از خواب شب قبلش حرف می زند هی با پشت دستش چشم هایش را خشک می کند«آره.بیقرار بود.داشت تند تند تمرین می کرد.گفتم یهویی کجا پاشدی رفتی؟میدونی چقدر برات گریه کردیم و کردند؟ خب لامصب زودتر می اومدی؟ برگشت نگاهم کرد و گفت:چقدر حرف می زنی؟تمرین کن.وقت تنگ است...»

2-آقای شماره هشت نشسته روبرویم و داردپیمانه پیمانه خواب دیشبش را برایم تعریف می کند.انگار که حرفهایش آبستن یک تاریخ گنگ باشند.دارد برایم از آمدن هادی به درفشی فر حرف می زند و هربار که کاسه پلک هایش پر آب می شود بغض می کند.در خودش می شکند، سرش را به پشتی صندلی ماشین تکیه می دهد و آه می کشد.

3-«باورت نمیشه.لب خط اینوری.همون جا که روبروی کانکس خبرنگارها هست.میدونی که کجا را میگم که؟همونجا ایستاد.گفت:ببین خودتون قول جام دادین.قولتون یادتون نره.مو به موی حرفهاتون را خبرنگارا نوشتن.فکر نکن میتونید بزنید زیر حرفهاتون.همه شون شاهدن.بزار صداشون بزنم.....مهدی....مهدی....باورت نمیشه.مهدی نفر اومد.داشت می خندید.گفت هادی کم سر و زبون تر از احمد گیر نیاوردی؟یه روزنامه تو دستش بود.روی جلدش پر بود از عکسهای هادی و همایون خان و غلامحسین مظلومی و مهرداد اولادی و رضا احدی.انگار که مرگ را بی معنی کرده باشند.»ویژه نامه ای به سردبیری عزراییل!

4-انگار احمد برایم چیستان لاینحل طرح کرده باشد.سرم دارم روی شانه ام سنگینی می کند.کلام آخر هادی پتک دارد.انگار چاووش خوانی تو را از خواب ابدی بیدار کرده باشد. انگار صور اسرافیل را دمیده باشند.انگار من خوابم و احمد دارد در خواب برایم خوابش را تعریف می کند. رقص سماع است این یا دایره دوار گود زورخانه که سرم را به گیجی کشانده است؟«آره.باورت میشه؟داشت بغض هایش را برای مهدی نفر پچ پچ وار می گفت.انگاری من نباید می شنیدم»

5-«تند تند تمرین می کرد و به من می گفت کم نیار.چیزی نمونده.راستی به مهدی(طارمی) بگو دمت گرم. تو دربی گل کاشتی.فرشاد هم خیلی خوب شده.»کلام آخر هادی پتک دارد. کلام احمد دارد در سرم طبل می کوبد.مه لقای قصه ها گویا به قصه برگشته باشد.هق هق ها انگار نقاشی شده اند.اصلا انگار حادثه رخ نداده.گویا دختر کولی فال حافظ به من فروخته و «یوسف گم گشته» سر از کنعان درآورده باشد.یک رود روی گونه های احمد جاری شده است. یک خط استشهاد برای اینکه باور کنم در پس آن زلال روان چیزی جز لگد کوب خاطره ها نیست.چیزی جز واقعیت حرفهایش! حرفهایش ....حرفهایش....کلام آخر هادی پتک دارد!

6-«هادی برگشت.جالب اینکه شماره 57 را پوشیده بود. سکوها را نشانم داد.انگار نم نم باران بود.هانی آن بالا زل زده بود به زمین چمن. نمی دانم بابایش را می دید یا نه.دستش را گذاشت روی شانه ام.گفت دیر شده احمد. باید برم. قولتان به من هیچی! یادت باشه به هانی هم قول داده اید.بدقول نشید. بچه است دلش می شکنه»

7-کلام آخر هادی پتک دارد«بدقول نشید.بچه است دلش می شکنه.بچه.....دلش....»

8-من رفتم. احمد هم کوچه بن بست ما را ترک کرد.حصار حرفهایش دارد روی موج تکرار از سرسبزی خوابی حرف می زند که انتهای قصه اش بایدکپورچال باشد.جغرافیای کوچک عاشقی. شازده کوچولو جام را می خواهد «بدقول نشید.بچه است دلش می شکنه.بچه.....دلش....»






تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۷:۵۹





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: برترین ها]
[مشاهده در: www.bartarinha.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 100]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


ورزش

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن