واضح آرشیو وب فارسی:وارش: "سیاست به عنوان فن و هنر اداره کردن امور، مجموعۀ به هم پیوسته، منسجم و هماهنگ از دانسته ها و علوم مختلف است که به ما برای فهم بهتر پدیده های سیاسی کمک می کنند.اختصاصی وارش نیوز: "سیاست به عنوان فن و هنر اداره کردن امور، مجموعۀ به هم پیوسته، منسجم و هماهنگ از دانسته ها و علوم مختلف است که به ما برای فهم بهتر پدیده های سیاسی کمک می کنند. به عبارت دیگر سیاست دانشی است که برای ادارۀ بهتر امور مفید می باشد. واژۀ politique نیز برگرفته از polis به معنی شهرهایی است که سامان سیاسی داشتند و سازماندهی شده بودند. اما اگر سیاست علم باشد پس می بایستی قابل پیش بینی باشد حال آنکه بسیاری از علوم سیاسی غیر قابل پیش بینی اند که البته این خود از نواقص آن شناخته می شود زیرا با رفتار انسان سر و کار دارد و رفتار انسان پیچیده است. " یکی از نمونه های این رفتار پیچیده سیاسی و غیر قابل توجیه در مورد جدایی میاندرود از شهرستان ساری به وقوع پیوسته است. اگر بنا بر تعریف فوق ما سیاست را فن و هنر اداره امور در نظر بگیریم ،با توجه به لحاظ کردن همه ملاحظات سیاسی درخواهیم یافت که سیاسی کاران در دوره ای که عزم خود را برای تجزیه ساری جزم کرده بودند از این "فن" و "هنر" صرفا در جهت تخریب و تضییع حقوق شهرستانی گام برداشتند که مردمانش ولی نعمتانشان بودند و همانطور که پیشتر عنوان شد این حضرات بدون کسب اجازه از ولی نعمت خود اقدام به کاستن از قدرت و نقش محوری شهر و دیارشان کردند. در اتخاذ این رویکرد سیاسی دو تحلیل از منظر علم سیاست می توان ارائه داد. نخست "جهل به مضمون" یا نادانی از نوع و ماهیت اقدامی که رخ داده است و دوم "جهل مرکب" یا نادانی محض هم از نوع عمل و هم از تبعات عمل است. به نظر می رسد تیم تجزیه کننده شهرستان ساری به دلیل حصار اطلاعاتی که دور خود پیچیده بود از دیدن دورنمای اقدام تجزیه ناتوان شده و با سطحی گرفتن این عمل پرابلماتیک وارد یک درگیری دامنه دار با افکار عمومی و رسانه های مستقل مرکز استان شده است. مدت هاست که این بحث در میان رسانه ها و نخبگان شهرستان در جریان است و جالب اینجاست که مردم هم فارغ از دسته بندی های جناحی،افراد مشارکت کننده در این عمل فرساینده را به چالش کشیده اند. معمولا بر اساس تعاریف سیاسی از مسئولیت های کشوری و لشگری بر مبنای "رابطه" است. در شرایط معمول رابطۀ بین مدیران و مسئولان رده بالای استانی و کشوری رابطۀ بین قدرت هایی است که آنها را تحت حمایت خود دارند. درست است که بر مبنای قانون برخی اعمال "توجیه" می شوند اما قانون، حاکمِ روابط اجتماعی است و نیاز به قدرت دارد.هیچ قانونی بدون پشتوانه ای که قدرت برای اجرای آن محیا می کند قابلیت پیاده سازی ندارد. حال اگر عده ای در صدد برآیند تا اقداماتی که اجماع روی آنها نیست را با تبصره قانون توجیه کنند در صورتی که خیر و صلاحی در آن برای مردم وجود ندارد نشان از ضعف عقبه فکری و مقاصد سیاسی دارد که ممکن است به صلاح مردم نباشد. در یک نظام عرفی و سالم سیاسی این اراده مردم است که حاکم است و بر این اساس باید قضاوت کرد که در جدایی میاندرود از ساری تا چه حد اراده مردم دخیل بوده است و تا چه حد این تصمیم نوعی بازیچه قراردادن منطقه کوچک اما مهم میاندرود و فرودگاه ساری بوده است... در قسمت های بعدی ضمن گفتگو با مردم و مسئولان این بحث را پی می گیریم... ما را دنبال کنید...
دوشنبه ، ۲۱دی۱۳۹۴
[مشاهده متن کامل خبر]
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: وارش]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 91]