تور لحظه آخری
امروز : پنجشنبه ، 7 فروردین 1404    احادیث و روایات:  امام سجاد (ع):هر كس در هيچ كارى به مردم اميد نبندد و همه كارهاى خود را به خداى عزوجل واگذارد، خداو...
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

خرید پرینتر سه بعدی

سایبان ماشین

Future Innovate Tech

آموزشگاه آرایشگری مردانه شفیع رسالت

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

طراحی سایت تهران سایت

irspeedy

تعمیرات مک بوک

قیمت فرش

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

خرید از چین

خرید از چین

خرید محصولات فوراور

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

خودارزیابی چیست

رزرو هتل خارجی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

کلینیک دندانپزشکی سعادت آباد

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

خرید یوسی

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

خرید عسل

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

سررسید 1404

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

ابزارهای هوش مصنوعی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

استابلایزر

خرید لباس

7 little words daily answers

7 little words daily answers

7 little words daily answers

گوشی موبایل اقساطی

ماساژور تفنگی

قیمت ساندویچ پانل

مجوز آژانس مسافرتی

پنجره دوجداره

خرید رنگ نمای ساختمان

ناب مووی

خرید عطر

قرص اسلیم پلاس

nyt mini crossword answers

مشاوره تبلیغاتی رایگان

دانلود فیلم

قیمت ایکس باکس

نمایندگی دوو تهران

مهد کودک

پخش زنده شبکه ورزش

دستگاه آب یونیزه قلیایی کره‌ای

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1871663419




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

اولین بار که مداحی کردم از خجالت گریه ام گرفت/نوحه خوانی را شغل نمی دانم/من سنه ننگم ولی سن افتخاریمسن حسین


واضح آرشیو وب فارسی:اهروصال: علی اصغر اسماعیل پور مداح 8 ساله اهل بیت(ع) می گوید: اولین بار 4 ساله بودم که میکروفون به دست شدم اما از خجالت اشک ریختم و اگر آن روز پدرم مرا بغل نمی کرد نمی توانستم به مداحی ادامه دهم.به گزارش اهروصال به نقل از آناج، علی اصغر مداحی است پر شور و شوق که تنها ۸ سال دارد، در هیئت های مشهد صاحب نام است و در دسته جات آذربایجانی نوحه سرایی می کند، در ایام محرم سیاه پوش می شود و با صدای شیرینش مجالس اباعبدالله الحسین را حسابی گرم می کند. شیطنت های خاص خود را دارد ولی در هنگام مداحی جدی است و با سبک خاص خود شعر می خواند. پدرش اصالت آذری دارد و ۱۳ سال پیش از تبریز به مشهد سفر کرده است. از آنجایی که عموی علی اصغر مداح است، او هم به مداحی ترغیب شده و به کمک عمویش در این راه قدم نهاده است. در ادامه گفت وگوی آناج با این مداح اهل بیت(ع) را می خوانید: کودکی که در ۴ سالگی میکروفون به دست شد آناج: از چند سالگی مداحی را شروع کردی؟ اولین بار ۴ سالم بود که شروع به نوحه خوانی کردم، عموی من مداح است و او در این راه خیلی کمکم کرد. البته پدرم نیز در حفظ شعرها مرا یاری می رساند. هزار بیت شعر حفظ کرده ام/هفته ای ۲ ساعت تمرین می کنم آناج: روزانه چند ساعت برای حفظ شعرها وقت می گذاری؟ بستگی به مناسبت ها دارد، در ایام محرم روزانه ۳ ساعت برای یادگیری اشعار وقت می گذاشتم، در سایر ایام نیز هفته ای به صور میانگین ۲ ساعت تمرین می کردم، در حال حاضر مابین ۲۵ الی ۳۰ شعر حفظ کردم که به صورت کلی هزار بیتی را شامل می شود. اولین بار که مداحی کردم از خجالت گریه ام گرفت/اگر در آغوش پدرم آرام نمی گرفتم نمی توانستم مداحی کنم آناج: کودک های هم سن شما سیار خجالتی هستند، زمانی که ۸ ساله بودی و شروع به مداحی کردی جالتی نبودی؟ اولین بار با پدرم به هیئتی در مشهد رفتیم که عزاداران زیادی در آنجا حضور داشتند، شعر را حفظ کرده بودم اما اضطراب داشتم و از نگاه آدم ها خجالت می کشیدم، گریه ام گرفت و نتوانستم شعر بخوانم. پدرم برای آرام کردنم مرا در بغل خود نشاند و من شروع کردم به نوحه خوانی. از آنجایی که استقبال مردم خوب بود و تشویقم می کردند روز به روز ترسم ریخت و دیگر خجالت نمی کشیدم. به جای کارتون به مداحی نگاه می کردم آناج: چه چیزی باعث شد که به سمت مداحی بروی؟ در خانه همیشه به مداحی گوش می دادم، صبح که از خواب بیدار می شدم به جای کارتون سی دی مداحی پخش می کردم. زبان ترکی سخت است اما بلدم آناج: آیا زبان و شعر ترکی را هم بلدی؟ پدر و مادرم در خانه با یکدیگر ترکی حرف می زنند اما با من فارسی صحبت می کنند تا در مدرسه دچار مشکل نشوم. زبان ترکی را دوست دارم و تا حدی هم بلدم حرف بزنم اما یادگیری این زبان واقعا سخت است. شعر ترکی را هم حفظ هستم اما بیشتر شعر فارسی حفظ می کنم. مداح شدنم مرا خاص کرد/نوحه خوانی را شغل نمی دانم/در آینده می خواهم کفش فروش شوم آناج: هم کلاسی هایت می دانند مداحی می کنی؟ بله، اکنون کلاس دوم ابتدایی می روم و از همان ابتدا در مدرسه مداحی و قرآن خوانی کرده ام. از آنجایی که سن و سالم کم است و در هیئت ها مداحی می کنم همین امر مرا در مدرسه تبدیل به فردی خاص کرده است. بعضا به دوستانم هم در مدرسه مداحی را یاد می دهم. مداحی ام برای خیلی از افراد جالب است و همه از چگونگی مداح شدنم می پرسند. دوست دارم این راه را ادامه بدهم و در آینده تبدیل به یکی از مداحان معروف شوم. البته مداحی را یک شغل نمی دانم و می خواهم در آینده مغازه کفش فروشی باز کنم. ای کرامت صاحبی محشرده یاریمسن حسین… آناج: کدام شعر ترکی را بیشتر دوست داری و حفظ هستی؟ اختر تابنده گردون مداریمسن حسین گرچه من بی اعتبارم اعتباریمسن حسین اولماقا نوکر وجودیمده لیاقت گورمورم من سنه ننگم ولی سن افتخاریمسن حسین هر یره قویدوم قدم منن خطا سنن عطا ای کرامت صاحبی محشرده یاریمسن حسین شعرهایی از جنس رشادت و قهرمانی/نوحه خوانی را به علی اصغر تحمیل نکردیم پدرش در رابطه با نحوه مداح شدن علی اصغر می گوید: علی علاقه خاصی به امام حسین، حضرت عباس و امام رضا دارد. بیشتر شعرهایی که حفظ کرده در وصف رشادت و قهرمانی اهل بیت(ع) است. واقعه عاشورا را به خوبی می داند و هنگام ورود به هیئت با جسارت کامل شروع به مداحی می کند. زمانی که عمویش برای اولین بار به او شعر و نوحه خوانی یاد داد دیگر پیگیر نشد. عمویش می خواست علی اصغر بار دوم خودش به سراغ او برود و بگوید شعر دوم را هم به من یاد بده، برای همین هم اصلا تحمیلی در کار نبود. علی اصغر هم به مانند دیگر کودکان بازی گوشی می کند، همیشه به او اجازه دادیم تا ابتدا بازی کند و هر زمانی که خواست مداحی و حفظ اشعار را شروع کند. بعضا در هنگام مداحی برخی کلمات را فراموش می کند اما زمانی که کلمه را به او می رسانیم مداحی را ادامه می دهد. زدور خردسالی ام تو را زدم صدا حسین / الهی آن که جان من شود تو را فدا حسین در پایان علی اصغر یک شعر فارسی را برای ما می خواند: اگر که عضو عضو من ز هم شود جدا حسین جدا نگردد از غمت به عزت خدا حسین زدور خردسالی ام تو را زدم صدا حسین الهی آن که جان من شود تو را فدا حسین تمام عمر بوده ام گدای یک نظاره ات به سینۀ شکسته و به قلب پاره پاره ات نه من تو را رها کنم نه تو مرا رها حسین به اشک دیدۀ ترت به خون پاک حنجرت به حنجر بریده و به قطعه قطعه پیکرت به رأس از بدن جدا به صورت منورت به جای تازیانه و تن کبود دخترت مرا ز من جدا کن و ز خود مکن جدا حسین به مجلس عزای تو یکی گلاب می دهد یکی به دست تشنگان به گریه آب می دهد یکی ز کف برای تو قرار و تاب می دهد بعزّت خدا قسم خدا جواب می دهد به هر که با زبان دل تو را زند صدا حسین آقا…! تیر سقیفه آمد و قاتل اصغر تو شد چاک تر از قبای گل پیکر اکبر تو شد مصحف مانده زیر پا دست برادر تو شد سوخته ز آتش حرم دامن دختر تو شد محشر دیگری شد از ناله او بپا حسین آه که شد جدا سرت به پیش چشم مادرت گرفت عرض تسلیت زتازیانه خواهرت زخون حنجر تو شد خضاب روی دخترت نبود جای بوسه ای به پیکر مطهّرت گلوی تشنه شد جدا سر تو از قفا حسین


سه شنبه ، ۵آبان۱۳۹۴


[مشاهده متن کامل خبر]





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: اهروصال]
[مشاهده در: www.aharvesal.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 18]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن