واضح آرشیو وب فارسی:راسخون:

اي حيات دل هر زنده دليشاعر : جامي سرخ رويي ده هر جا خجلياي حيات دل هر زنده دليکار شيرين کن شيرين کارانچاشنيبخش شکر گفتارانشمسهي زرکش زنگاريتاقبر فرازندهي فيروزهرواقعقده بند کمر محتاجانتاج به سر نه زرينتاجاندر بر بر همه بگشايندهجرم بخشندهي بخشايندهخوان خرسندي روزيطلبانابر سيرابي تفتيدهلبانحارس گنج به صد گونه طلسمگنج جانسنج به ويرانهي جسمزود پيوند دل از خود گسلانديرپرواي به خود بسته دلانزنگ ظلمت بر آيينهي دلقفل حکمت نه گنجينهي دلشادي جان غم اندوختگانمرهم داغ جگر سوختگانصبح عيش از شب اندوه نماينقد کان از کمر کوه گشايقبلهي وحدت يکتاشدگانمونس خلوت تنهاشدگاناز صفا باده ده، از لاله قدحتير باران فکن، از قوس قزححلهي رحمت خونين کفنانپردهي عصمت گل پيرهناندانهي نخل ز تو شهد فروشخانهي نحل ز تو چشمهي نوشداغ بر سينه ز تو لالهي راغلب پر از خنده ز تو غنچه به باغلاله سان سوختهي داغ توايمغنچهسان تنگدل باغ توايمگرچه پروردهي تو، پردهي توستهر چه غير تو رقم کردهي توستپرده بردار که بيپرده، بهي!چند بر طلعت خود پرده نهي؟به قدمگاه کهن بازرسان!تازهرس قافلهي بازپسان،سلک اين سلسله را بر هم زن!بانگ بر سلسلهي عالم زن!در فکن پايهي کرسي از پاي!عرش را ساق بجنبان از جاي!رخنهاش در خم نيرنگ انداز!بر خم رنگ فلک سنگ انداز!به ز رنگيني او بيرنگيرنگ او تيرگي است و تنگيدست نيلي شده ز انگشت گزيهست رنگ همه زين رنگرزيتا برآرند به رسوائي ناممهر و مه را بفکن طشت ز بام!وز سر پردهدري در گذرندپردهي پردهنشينان ندرندگوهر عقد ثريا بگشاي!کمر بستهي جوزا بگشاي!چند باشد به فلک بزمنشين؟زهره را چنگ طربزن به زمين!سرکشيدهست ازين مرحله گاه،چار ديوار عناصر که به ماهشو از آن مهرهکش سلک عدم!مهره مهره بکناش از سر هم!تا شود آگه، از او دود بر آر!آب را بر سر آتش بگمار!بهر بر عدمش ساز سرابز آتش قهر ببر تري آب!خاک را کن ز نم توفان غرق!باد را خاک سيه ريز به فرق!ساز از آن عاليهها سافلهها!نامزد کن به زمين زلزلههاپشت ماهي ببر از اره دو نيم!گاو را ذبح کن از خنجر بيم!همه ز آئينهي هستي بزداي!هر چه القصه بود زنگ نماي،بنگرم روي تو بيرون ز همهتا به مشتاقي افزون ز همهسايه با نور بود همسايهنور پاکي تو و، عالم سايهسايهوارم مفکن خوار به راه!حق همسايگيام دار نگاه!جام صورت بشکن جامي را!معني نيک سرانجامي را،ظلمت سايگياش نور شودباشد از سايگيان دور شوديابد از گلشن بيرنگي بويآرد از رنگ به بيرنگي روي
#سرگرمی#
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: راسخون]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 631]