واضح آرشیو وب فارسی:جوان آنلاین: حكومتي بر پايه معارف ديني
نویسنده : شاهد توحيدي
ظهور هر حكومتي در عرصه جامعه با شكلگيري باور و ذهنيتي خاص در مردم همراه است. پرواضح است كه تكوين اجتماعي يك حكومت بدون وجود بستر مناسب ذهني و رواني آحاد جامعه شكل نميگيرد، بنابراين نميتوان شكلگيري عيني يك حكومت باثبات را بدون تحقق بستر ذهني جامعه در جهت پذيرش آن حكومت امكانپذير دانست. مشروعيت به تبيين رابطه ذهني حكومت و مردم ميپردازد و عليالاصول نحوه ارتباط را از ديدگاه مردم و حكومتشوندگان مورد توجه قرار ميدهد. در حقيقت مشروعيت چرايي حكومتِ حاكمان و اطاعت و تبعيت حكومتشوندگان را توجيه و تبيين ميكند، در نتيجه وجود اشكال مختلف مشروعيت به منزله وجود ديدگاهها و تلقيهاي مختلف نزد مردم نسبت به حكومت و حاكميت است. در همين راستا مهمترين كار ويژه مشروعيت تبديل قدرت به اقتدار است. اقتدار قدرت مشروعي است كه از جانب كساني كه تحت سلطه آن قرار ميگيرند معتبر و موجه تلقي ميشود. چنين قدرتي، قانوني، عادلانه و برحق شناخته خواهد شد. در نتيجه اعمال زور از جانب شخص واجد اقتدار، موجه و مشروع به شمار ميرود. بنابراين مشروعيت به معناي توانمندي ايجاد و حفظ اين باور است كه نظام سياسي موجود مناسبترين نهاد براي اداره جامعه است. از اين رو هر نظام سياسي براي كسب مشروعيت ميكوشد و در پي محق جلوه دادن خود است، زيرا در صورت فقدان مشروعيت حكومت اعتماد عمومي را از دست ميدهد و سرانجام فرو ميريزد. با توجه به مقدمه فوق ميتوان ادعا كرد مبحث مشروعيت، زيربناييترين و اساسيترين پرسش در اعمال حاكميت نظام سياسي و دولت است. در بحث مشروعيت پرسش اصلي از حق حاكميت است. پرسش اين است كه وقتي قدرت سياسي به اعمال حاكميت ميپردازد و به الزام و آمريت مبادرت ميورزد، مبناي اين اعمال حاكميت چيست؟ دولت و نظام سياسي از چه منبعي اين حق را گرفته است كه ميتواند مردم را وادار به اطاعت از قوانين خود كند و مردم هم بايد ملتزم به فرمانبرداري و پذيرش فرمان آن شوند؟ پرسش از مشروعيت سياسي آنقدر حياتي است كه هر نظام سياسي بايد پاسخگوي آن باشد و بهگونهاي اعمال حاكميت خود را توجيه كند و عقلاني و مقبول نشان دهد. نظام جمهوري اسلامي نظام برآمده از انقلاب اسلامي ايران و يك نظام سياسي ـ ديني است كه در نتيجه قرائت و تفسيري خاص از مكتب تشيع شكل گرفته است. اين نظام در طول تاريخ مسبوق به سابقه نبوده است و اگرچه درونمايه نظري آن سابقه بلندمدتي دارد و در آرا و آثار علما و نظريهپردازان شيعه نمونههايي از آن يافت ميشود، لكن اين ايده و انديشه به صورتي كه در انقلاب اسلامي ايران عينيت يافت و موجب تلفيق و درآميختگي و مباني ديني در قالب اسلاميت نظام به همراه بهرهگيري از مؤلفههاي مدرن جهان حاضر در قالب جمهوريت آن شد، در تاريخ سابقه نداشته است. همين نو بودن موجب آن شده است تا مباني نظري و پشتوانههاي فكري نظام جمهوري اسلامي چنان منقح و تبيين نشده باشد و اين مسئله سبب شده است تا همواره بر سر مباني نظام جمهوري اسلامي بحث و مناقشه باشد. اينگونه مباحثات و گاه مناقشات درباره مباني مشروعيت در نظام جمهوري اسلامي به صورت مشهودي وجود داشته است و دارد. بنابراين تبيين نظري مباني مشروعيت نظام جمهوري اسلامي اقدامي ضروري است كه ميتواند منجر به تحكيم بنيان اين نظام شود. به مطالعه در خصوص مشروعيت نظام جمهوري اسلامي در دو دوره زماني توجه شد: اول زمان تأسيس و استقرار اين نظام با پيروزي انقلاب شكوهمند ملت ايران و دوم دوره استمرار اين نظام است. مباني مشروعيت نظام جمهوري اسلامي در دوره تأسيس و استقرار شامل مؤلفههايي است كه عمدهترين آنها عبارتند از مكتب تشيع، رهبري حضرت امام(ره)، انقلاب اسلامي ايران و بهرهگيري نظام از مؤلفههاي مدرن نظامهاي سياسي. تشيع را بايد هسته و جوهره هويتي جامعه ايران قلمداد كرد. نظام جمهوري اسلامي نيز به عنوان نظام سياسي مبتني بر قرائتي خاص از مكتب تشيع است كه مهمترين نظريهپرداز آن حضرت امامخميني(ره) بوده است. ايشان با طرح نظريه ولايت فقيه و سپس با تأكيد بر جمهوريت و اسلاميت نظام سياسي مطلوب براي جامعه ايران زيربناي استقرار يك نظام سياسي برآمده از مكتب تشيع را پيريزي كردند. در پژوهشي كه از آن سخن ميرود، سعي شده است تا مباني مشروعيت نظام جمهوري اسلامي در يك بستر معرفتشناختي در خصوص مباحث مربوط به مشروعيت و مشروعيت سياسي بهطور كلي و مشروعيت نظام جمهوري اسلامي به صورت خاص بررسي و مطالعه شوند.
منبع : روزنامه جوان
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۶:۰۸
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: جوان آنلاین]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 147]