واضح آرشیو وب فارسی:فارس: در لابلای تاریخ/12
سخنرانی تاریخی «خلیلی» ادیب برجسته پشتو زبان در مشهد-بخش دوم
«خلیل الله خلیلی» شاعر و ادیب برجسته افغانستان، انس و الفت فروانی با مردم و شاعران ایران زمین داشت و در طول دوران عمر خود به شهرهای مختلف ایران سفر کرد و از نزدیک با شاعران بزرگ ایرانی حشر و نشر داشت.

به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، «خلیل الله خلیلی» شاعر و ادیب برجسته افغانستان، انس و الفت فراوانی با مردم و شاعران ایران زمین داشت و در طول دوران عمر خود به شهرهای مختلف ایران سفر کرد و از نزدیک با شاعران بزرگ ایرانی حشر و نشر داشت. در بخش اول این مطلب اشاره شد که خلیلی در یکی از سفرهای خود به مشهد در سال 1335 که شوق زیارت حضرت رضا(ع) و دیدار دیار حکیم طوس او را به خراسان کشانده بود؛ در دبیرستان فروغ مشهد سخنرانی تاریخی کرد که در همان ایام در روزنامه «آفتاب شرق» مشهد منتشر شد. ادامه این سخنرانی تاریخی که بر اشتراکات فرهنگی و تاریخی 2 ملت ایران و افغانستان تاکید شده است، بسیار خواندنی است: ...به گمانم خواجه «ابونصرپارسا» آمده و تربت محمد طوسی را جستجو کرد. خیال میکنم در قفای مردی است که انوار الهی از جبین فرخنده وی میتابد و هیجان در سرو صورتش آشکار است، از مردم راه «خرقان» را میجوید تا زود به محضر شیخ خرقان برسد و در سلک مریدان وی نشیند. و چون بامداد، آفتاب، نیزهوار بر شهر شما میتابد، تصور میکنم جرس قافله به نوا درآمده و در میان رهنوردان «امام فخرالدین رازی» میباشد و وی از این راه میخواهد به هرات برود و در مدرسهای که سلطان بزرگ «غیاث الدین غوری» به نام وی بنا کرده به تدریس بپردازد. چون از محضر دانشمندان و شعرای شیوای شما مستفیذ میشوم به یاد روزگاری میافتم که فردوسی در یکی از روستاهای طوس نشسته به سرودن داستان پهلوانان و جهانبانان و گیتی ستانان میپردازد؛ هنوز آوای زمزمه وی به گوش میرسد که میگوید: بناهای آباد گردد خراب زباران و از تابش آفتاب پی افکندم از نظم کاخی بلند که از باد و باران نیاد گزند تصور میکنم سراپرده سنجری بر افراشته است و درویشی را از جانب مشرق میآورند و عصایی و تسبیحی و کهنه ردایی ندارد اما شکوه و جلال بارگاه سنجری در نگاه وی کوچک میآید و میگوید: ای پسر ملک شاه اگر تو را پرسند با بندگان ما چه کردی چه جواب خواهی داد؟ این مفاخر افسانه نیستند تاریخ هر چه قصور کند بار حقایق از خلال آن آشکار است و دیگر وقت آن سپری شد که این مفاخر را منحصر به شهری یا طبقهای گردانیم، ما ذوقی که از دیوان خواجه شیرازی میبریم یا از گلستان شیخ اجل سعدی، عین همان تاثیری است که از حدیث حکیم بزرگوار غزنه به دست میآوریم. هنوز بهترین کتابی که دل ما ربوده کتاب «تاریخ آل ناصر» است که بیهقی در نیشابور تالیف نموده، این کتاب «شهنامه غزنی» میباشد. چه یادگارهای زیبا و جمیل و چه داستانهای دلکش و شیوایی که در آن کتاب راجع به شهرها و روستاهای افغانستان نمیخوانیم و زندگانی 900 سال پیش پدران خود را در آن آینه شفاف نمیبینیم. هنگام خواندن آن کتاب گرمی کاخ فیروزه ما در غزنی و کوشک «عبد الاعلی» را در بلخ باغ «عدنانی» را در هرات میبینیم، تصور میکنم هنوز بیهقی با خامه و دوات در خیابان «کمران» و کوی «سیمگران» قدم میزند، میپندارم بر روی خواجه بزرگ «حسن میمندی» گلها میخندند، چون دیروز در مزار شاعر توانای طوس بودم و تربت آن استاد را زیارت کردم و بی اختیار آب در دیده گردانیدم و گفتم: آفرین بر شاعر دریا دل و گردون شکوه آن دبستان سخن را آسمانی اوستاد غزنه از وی شد خجسته، طوس از وی شد بزرگ جاودانی شد ازوکی، زنده گشت از وی قباد تیغ از دست ستمکاران گیتی بر گرفت تاج بر فرق جهانبانان عادل بر نهاد تازه از وی نام خسرو روشن از وی بزم جم سربلند از وی تهمتن شرمگین از وی شغاد این روابط جاودانی و باستانی در دارالعدالت قرآن مسجل شده و در محضر تاریخ دو کشور ثبت گردیده، در طی قرون و اعصار متمادی از گزند زمانه محفوظ مانده امیدواریم این روابط استوارتر گردد؛ در این روزگار که ملل دور دست جهان مدعی هستند که برای نزدیک شدن حلقه های بشری خدمت می کنند پیمان محبت ما و شما که به هیچ مراسم و تشریفات نیازمند نیست روشنتر باشد، در این روزگار که چشم خفته مشرقیان بازگردیده و در این زمانه که خفتگان را دیگر خواب گران نمیگذارد، بیدارتر باشیم؛ این کار بیشتر بر عهده ارباب دانش و نویسندگان بزرگ ما است که آنها ترجمان احساسات و زبان و منویات و مظهر افکار ملت ها می باشند. باید این روابط مقدس و این همه آیات عشق و وفا که در میان دو ملت موجود است دستخوش جزئیات نگردد و حقایقی که در میان هر دو ملت در دو صفحه تاریخ در زیر دو عنوان همیشه موجود بوده به افسانه و اسطوره که لابد منفعت دیگران در آن است مشوب نشود؛ شهر شما آستانه مبادله این ارمغان های دوستانه می باشد؛ این عاجز کمال مسرت دارد که مشاهده می کند دانشمندان و نویسندگان بزرگ این شهر به این نکته واقف می باشند و می دانند که در جهان متاعی ارزنده تر از کالای دوستی نیست. انتهای پیام/
94/03/18 - 11:24
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: فارس]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 89]