تور لحظه آخری
امروز : جمعه ، 30 شهریور 1403    احادیث و روایات:  امام صادق (ع):مردم را به غير از زبان خود، دعوت كنيد، تا پرهيزكارى و كوشش در عبادت و نماز و خوبى...
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

تریدینگ ویو

لمینت دندان

لیست قیمت گوشی شیائومی

صرافی ارکی چنج

صرافی rkchange

دزدگیر منزل

تشریفات روناک

اجاره سند در شیراز

قیمت فنس

armanekasbokar

armanetejarat

صندوق تضمین

طراحی کاتالوگ فوری

Future Innovate Tech

پی جو مشاغل برتر شیراز

لوله بازکنی تهران

آراد برندینگ

وکیل کرج

خرید تیشرت مردانه

وام لوازم خانگی

نتایج انتخابات ریاست جمهوری

خرید ابزار دقیق

خرید ریبون

موسسه خیریه

خرید سی پی کالاف

واردات از چین

دستگاه تصفیه آب صنعتی

حمية السكري النوع الثاني

ناب مووی

دانلود فیلم

بانک کتاب

دریافت دیه موتورسیکلت از بیمه

خرید نهال سیب سبز

قیمت پنجره دوجداره

بازسازی ساختمان

طراحی سایت تهران سایت

دیوار سبز

irspeedy

درج اگهی ویژه

ماشین سازان

تعمیرات مک بوک

دانلود فیلم هندی

قیمت فرش

درب فریم لس

شات آف ولو

تله بخار

شیر برقی گاز

شیر برقی گاز

خرید کتاب رمان انگلیسی

زانوبند زاپیامکس

بهترین کف کاذب چوبی

پاد یکبار مصرف

روغن بهران بردبار ۳۲۰

قیمت سرور اچ پی

بلیط هواپیما

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1817073368




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
archive  refresh

پيامبر اكرم(ص) از نگاه امام صادق(ع)


واضح آرشیو وب فارسی:اطلاعات: پيامبر اكرم(ص) از نگاه امام صادق(ع)


در طول تاريخ بشريت، كمتر انسانى وجود دارد كه مانند پيامبر اسلام تمام خصوصيات زندگى اش به طور واضح و روشن بيان و ثبت ‏شده ‏باشد. خداوند متعال در قرآن كريم، كتابى كه خود حافظ اوست(1) و بدون‏ هيچ تغييرى تا قيامت‏باقى است، ‏با زيباترين عبارات و كامل‏ترين‏ بيانات، آن حضرت را معرفى نموده و با عالى‏ترين صفات ستوده است. خداوند متعال مى‏فرمايد: «انك لعلى خلق عظيم‏:(2) اى پيامبر! تو بر اخلاقى عظيم استوار هستى.»نيز مى‏فرمايد: «محمد رسول‏الله والذين معه اشداء على الكفار رحماء بينهم:(3) محمد فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند، در برابر كفار سر سخت و در ميان خود مهربانند.»

محققان، تاريخ نويسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگى حضرت‏محمد سخن گفته‏اند؛ اما ائمه عليهم‌السلام با نگاهى ژرف و دقيق سيماى آن شخصيت ‏بى‏نظير و درّ يكتاى عالم خلقت را به تماشا نشسته، به معرفى زندگى، مبارزات و آموزه‏هاى آن حضرت پرداختند. در اين نوشتار بر آنيم تا گوشه‌هايى از زندگى و شخصيت‏ حضرت‏محمد(ص) را از نگاه امام‌صادق(ع) به تماشا بنشينيم.

تولد نور

امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود: «پيامبر اكرم فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفريد.»(4) نيز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اكرم(ص)فرمود: «اى محمد! قبل از اين كه آسمان‏ها، زمين، عرش و دريا راخلق كنم، نور تو و على را آفريدم...».(5)

ثقة‏الاسلام كلينى(ره) مى‏نويسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادت ‏حضرت رسول اكرم، فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پيامبر بود. يكى از آن دو به ديگرى گفت: آيا مى‏بينى آنچه را من‏مى‏بينم؟ ديگرى گفت: چه مى‏بينى؟ او گفت: اين نور ساطع كه ما بين مشرق و مغرب را فرا گرفته است.... در همين حال، ابوطالب(ع) وارد شد و به‏آنها گفت: چرا در شگفتيد؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را بازگفت. ابوطالب به اوگفت: مى‏خواهى بشارتى به تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابو طالب گفت: از تو فرزندى به وجود خواهد آمد كه وصى اين نوزاد خواهد بود.»(6)

نام‏هاى پيامبر

كلبى، از نسب‌شناسان بزرگ عرب، مى‏گويد: امام‌صادق(ع) از من ‏پرسيد: در قرآن چند نام از نام‏هاى پيامبر خاتم(ص) ذكر شده است؟ گفتم: دو يا سه نام. امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نام‏هاى پيامبر اكرم در قرآن‏آمده است: محمد، احمد، عبدالله، طه، يس، نون، مزمل، مدثر، رسول ‏و ذِكر. سپس آن حضرت براى هر اسمى آيه‏اى تلاوت فرمود. نيز فرمود: «ذكر» يكى از نام‏هاى محمد(ص) است و ما (اهل‏بيت) «اهل ذكر» هستيم. كلبى! هر چه مى‏خواهى از ما سؤال كن.

كلبى مى‏گويد: از ابهت صادق آل محمد(ع‏) به خدا سوگند! تمام‏ قرآن را فراموش كردم و يك حرف به يادم نيامد تا سؤال كنم.(7)

برخى چهارصد نام و لقب پيامبر(ص) كه در قرآن آمده است، را برشمرده‏اند.(8)

عظمت نام محمّد(ص)

جلوه نام محمد(ص) براى امام صادق(ع) به گونه‏اى بود كه هر گاه‏نام مبارك آن حضرت به ميان مى‏آمد، عظمت و كمال رسول ‏خدا چنان در وى تأثير مى‏گذاشت كه رنگ چهره‏اش گاهى سبز و گاهى زرد مى‏شد؛ به طورى كه آن حضرت در آن حال، براى دوستان نيزنا آشنا مى‏نمود.(9)

امام صادق(ع) گاهى بعد از شنيدن نام پيامبر(ص) مى‏فرمود: جانم ‏به فدايش. اباهارون مى‏گويد: روزى به حضور امام صادق شرفياب ‏شدم. آن حضرت فرمود: اباهارون! چند روزى است كه تو را نديده‏ام. عرض كردم: خداوند متعال به من پسرى عطا فرمود. آن حضرت فرمود: خدا او را براى تو مبارك گرداند؛ چه نامى براى او انتخاب‏كرده‏اى؟ گفتم: او را محمد ناميده‏ام. امام صادق تا نام محمد را شنيد (به احترام آن حضرت) صورت‏ مباركش را به طرف زمين خم كرد و نزديك بود گونه‏هاى مباركش به‏زمين بخورد. آن حضرت زيرلب گفت: محمد، محمد، محمد. سپس فرمود: جان خودم، فرزندانم، پدرم و جميع اهل زمين فداى رسول خدا باد! او را دشنام مده! كتك نزن! بدى به او نرسان! بدان كه در روى زمين ‏خانه‏اى نيست كه در آن نام محمد وجود داشته باشد، مگر اين كه آن‏ خانه در تمام ايام مبارك خواهد بود.

سيماى محمد(ص)(10)

امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن از دايى‏اش، «هند بن ابى‏هاله‏»(11) كه در توصيف چهره پيامبر مهارت داشت، درخواست ‏نمود تا سيماى دل آراى خاتم پيامبران را براى وى توصيف ‏نمايد. هند بن ابى‌هاله در پاسخ گفت: «رسول خدا در ديده‏ها با عظمت مى‏نمود، در سينه‏ها مهابتش وجود داشت. قامتش رسا، مويش ‏نه پيچيده و نه افتاده، رنگش سفيد و روشن، پيشاني اش گشاده، ابروانش پرمو و كمانى و از هم گشاده بود....آن حضرت هنگام راه‏رفتن با وقار حركت مى‏كرد. وقتى به چيزى توجه مى‏كرد، به طور عميق ‏به آن مى‏نگريست. به مردم خيره نمى‏شد و به هركس مى‏رسيد سلام ‏مى‏كرد. همواره‌ هادى و راهنماى مردم بود. براى از دست دادن امور دنيايى خشمگين نمى‏شد. براى خدا چنان غضب ‏مى‏نمود كه كسى او را نمى‏شناخت. اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود، برترين مردم نزد وى كسى بود كه بيشتر مواسات و احسان و يارى ‏مردم نمايد....»(12)

اوصاف پيامبر در تورات و انجيل

خداوند متعال در وصف پيامبر(ص) فرمود:«الذين ءاتينهم الكتب‏يعرفونه كما يعرفون ابناءهم و ان فريقا منهم ليكتمون الحق و هم‏يعلمون‏:(13) كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داديم، او را همچون فرزندان خود مى‏شناسند؛ (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند.»

امام صادق(ع) فرمود: «يعرفونه كما يعرفون ابناءهم‏». زيراخداوند متعال در تورات و انجيل و زبور، حضرت‌محمد(ص)، مبعث، مهاجرت، و اصحابش را چنين توصيف نمود: «محمد رسول‏الله و الذين‏معه اشداء على الكفار رحماء بينهم...:(14) محمد(ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند، در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. پيوسته آنها را در حال‏ ركوع و سجود مى‏بينى، در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او را طلبند. نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است. اين، توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است...» امام صادق(ع) فرمود: اين، صفت رسول خدا(ص) و اصحابش در تورات و انجيل است. زمانى كه خداوند پيامبر خاتم(ص) را به رسالت مبعوث ‏نمود، اهل كتاب (يهود و نصارى) او را شناختند اما نسبت‏ به اوكفر ورزيدند؛ همان گونه كه خداوند متعال فرمود: «فلما جاءهم‏ما عرجوا كفروا به‏:(15) هنگامى كه اين پيامبر نزد آنها آمد كه (از قبل) او را شناخته بودند، به او كافر شدند.»(16)

خداوند متعال در قرآن كريم، در وصف پيامبر(ص) مى‏فرمايد: «و ماارسلناك الا رحمة للعالمين‏:(17) ما تو را جز براى رحمت جهانيان ‏نفرستاديم.» قرآن نيز مى‏فرمايد: «اشداء على الكفار رحماءبينهم...: در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند.» اين دو چگونه با هم جمع مى‏شوند؟

توجه به اين آيه براى طرفدارى انديشه تسامح و تساهل ضرورى است. آيا ممكن است كامل‏ترين انسان كه با كامل‏ترين كتاب آسمانى براى‏ هدايت تمام جهانيان مبعوث گرديده است، در مقابل دشمنان دين هيچ‏ عكس العملى جز مهربانى نداشته باشد؟ براى اداره جامعه دينى و بقاى آن بايد در مقابل دشمنان دين‏ايستاد. شدت عمل نسبت‏ به كافران و مبارزه با آنها براى از بين‏بردن موانع هدايت، عين رحمت است.

حسين بن عبدالله مى‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: آيا رسول‏خدا(ص) سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا، او سرور همه مخلوقات خداوند بود. خدا هيچ مخلوقى را بهتر ازمحمد(ص) نيافريد.(18)

امام صادق(ع) در حديث ديگرى فرمود: چون رسول‌خدا(ص) را به‏ معراج بردند، جبرئيل تا مكانى با وى همراه بود و از آن به بعداو را همراهى نمى‏كرد. پيامبر(ص) فرمود: جبرئيل، در چنين حالى‏مرا تنها مى‏گذارى؟ جبرئيل گفت: تو برو. سوگند به خدا در جايى ‏قدم گذاشته‏اى كه هيچ بشرى قدم نگذاشته و بيش از تو بشرى به آنجا راه نيافته است.(19)

معمر بن راشد مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: يك نفريهودى خدمت رسول خدا(ص) رسيد و به دقت او را نگريست. پيامبر اكرم فرمود: اى يهودى، چه حاجتى دارى؟ يهودى گفت: آيا تو برترى يا موسى بن عمران؟ آن پيامبرى كه خدا با او تكلم‏كرد و تورات و انجيل را بر او نازل نمود، و به وسيله عصايش‏دريا را براى او شكافت و به وسيله ابر بر او سايه افكند؟ پيامبر(ص) فرمود: خوشايند نيست كه بنده خود ستايى كند وليكن (در جوابت) مى‏گويم كه حضرت آدم وقتى خواست از خطاى خود توبه‏كند، گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما غفرت لى‏»؛خدايا، به حق محمد و آل محمد از تو مى‏خواهم كه مرا عفو نمايى. خداوند نيز توبه‏اش را پذيرفت. حضرت نوح وقتى از غرق شدن دردريا ترسيد، گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لماانجيتنى من‏الغرق‏: خدايا به حق محمد و آل محمد از تو در خواست ‏مى‏كنم مرا از غرق شدن نجات بدهى.» خداوند نيز او را نجات داد. حضرت ابراهيم(ع) در داخل آتش گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد وآل محمد لما انجيتنى منها؛ خدايا! به حق محمد و آل محمد ازتو مى‏خواهم كه مرا از آتش نجات دهى.» خداوند نيز آتش را براى اوسرد و گوارا نمود. حضرت موسى(ع) وقتى عصايش را به زمين انداخت و در خود احساس ترس‏ نمود گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما امنتنى‏؛ خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو در خواست مى‏نمايم كه مراايمن گردانى. خداوند متعال به او فرمود: لاتخف انك انت‏الاعلى؛(20) نترس، مسلماً تو برترى.»

اى يهودى، اگر موسى(ع) امروز حضور داشت و مرا درك مى‏كرد و به‏من و نبوت من ايمان نمى‏آورد؛ ايمان و نبوتش هيچ نفعى به حال او نداشت. اى يهودى! از ذريّه من شخصى ظهور خواهد كرد به نام مهدى(ع) كه‏زمان خروجش عيسى بن مريم براى يارى او فرود مى‏آيد و پشت‏سر اونماز مى‏خواند.(21)

سياستمدارى پيامبر(ص)

در عرف جهانى امروز «سياست‏» را به معناى نيرنگ و دروغ براى‏كسب قدرت و سلطه بر مردم تعريف مى‏كنند، اما «سياست‏» در لغت به معناى «اداره كردن امور مملكت و حكومت كردن است‏». خداوندمتعال، پيامبر خاتم(ص) و جانشينان بر حق او ائمه معصومين را ازبهترين سياستمداران شمرده است. در زيارت جامعه، در وصف ائمه‏عليهمهالسلام كه پرورش يافتگان مكتب نبوت هستند، آمده است: «وساسه‏العباد».

فضيل بن يسار مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه به بعضى ازاصحاب قيس ماصر فرمود: خداوند عزّ و جل پيغمبرش را تربيت‏كرد و نيكو تربيت فرمود. چون تربيت او را تكميل نمود، فرمود: «انك لعلى خلق عظيم‏؛ تو بر اخلاق عظيمى استوارى.» سپس امر دين‏و امت را به او واگذار نمود تا سياست و اداره بندگانش را به ‏عهده بگيرد و سپس فرمود: «ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم‏عنه فانتهوا:(22) آنچه را رسول خدا براى شما آورد، بگيريد (و اجرا كنيد) و از آنچه نهى كرد، خوددارى نماييد.»

زهد و وارستگى

حضرت محمد(ص) هرگز نسبت‏به دنيا و لذايذ زودگذر آن ميلى نشان‏نداد و به آن توجهى نكرد. آن حضرت براى هدايت مردم و رساندن‏آنها به سعادت دنيا و آخرت، وارد عرصه سياست‏شد. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: روزى رسول خدا در حالى كه محزون‏بود، از منزل خارج شد.فرشته‏اى بر او نازل شد، در حالى كه كليدگنج‏هاى زمين را به همراه داشت. فرشته گفت: اى محمد، اين‏كليدهاى گنج‏هاى زمين است. پروردگارت مى‏فرمايد: اين كليدها رابگير و در گنج‏هاى زمين را باز كن و آنچه مى‏خواهى از آن استفاده‏نما. بدون اين كه نزد من ذره‏اى از آنها كم شود. پيامبر فرمود: دنيا خانه كسى است كه خانه (واقعى) ندارد. كسانى دور آن جمع مى‏شوند كه عقل ندارند. فرشته گفت: به آن خدايى كه تو را به حق مبعوث نمود؛ وقتى درآسمان چهارم كليدها را تحويل مى‏گرفتم، همين سخن را از فرشته‏ديگرى شنيدم.(23)

ابن سنان مى‏گويد: امام صادق(ع) فرمود: مردى نزد پيامبر(ص) آمد،در حالى كه آن حضرت روى حصيرى نشسته بود كه زبرى آن بر بدن آن‏حضرت اثر گذاشته بود، و بر بالشى از ليف خرما تكيه نموده بود كه بر گونه‏هاى گلگونه‏اش نفوذ كرده بود. آن مرد در حالى كه‏جاهاى اثر كرده را مسح مى‏نمود، گفت: كسرى و قيصر (پادشاهان ‏ايران و روم) هرگز چنين راضى نمى‏شوند و بر حرير و ديبامى‏خوابند و تو (كه سرور مخلوقات خدايى) بر اين حصير!

پيامبر(ص) فرمود: به خدا من از آنها برتر و گرامى‏تر هستم. من‏كجا و دنيا كجا؟! مثال زورگذر بودن دنيا، مثال شخصى است كه بردرختى سايه دار عبور مى‏كند؛ لحظه‌هايى از سايه درخت استفاده‏ مى‏كند و وقتى سايه تمام شد، از آنجا كوچ مى‏كند و درخت را رها مى‏كند.(24)

هيچ زمينه‏اى از زندگى پيامبر(ص) نيست، مگر اين كه امام صادق(ع)در آن زمينه سخنانى با ارزش دارد. در پايان، به ذكر خطبه‏اى از آن حضرت در توصيف‏ پيامبر(ص) اكتفا مى‏كنيم.

خطبه امام صادق در وصف پيامبر

بردبارى، وقار و مهربانى خدا سبب شد تا گناهان بزرگ و كارهاى ‏زشت مردم مانع نشود كه دوست‏ترين و شريف‏ترين پيغمبرانش، يعنى ‏محمد بن عبدالله(ص) را براى مردم برگزيند.

محمد بن عبدالله در حريم عزت تولد يافت، در خاندان شرافت ‏اقامت گزيد، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بيان‏كردند و حكيمان در وصفش انديشه نمودند. او پاكدامنى بى‌نظير، هاشمى نسبى بى‌مانند و بى‌مانندى از اهل مكه بود. حيا صفت او بود و سخاوت طبيعتش بر متانت‏ها و اخلاق نبوت سرشته‏شده بود. اوصاف خويشتن‌دارى‏هاى رسالت‏ بر او مهر شده بود تا آنگاه كه مقدرات و قضا و قدر الهى، عمر او را به پايان رسانيد و حكم حتمى پروردگار، او را به سرانجامش منتهى ساخت. هر امتى، امت‏پس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تاپدر بزرگوارش، عبدالله، هر پدرى او را به پدر ديگر تحويل داد. اصل و نسبش به ناپاكى آميخته نشد و ولادت او با ازدواج نامشروع‏ پليد نگشت. ولادتش در بهترين طايفه، گرامى‏ترين نواده (بنى‏هاشم)، شريف‏ترين قبيله (فاطمه مخزوميه) و محفوظ‌ترين شكم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترين دامن بود. خدا او را برگزيد، پسنديد و انتخاب كرد؛ سپس كليدهاى دانش و سرچشمه‏هاى حكمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمت‏بربندگان و بهار جهانيان باشد.

خداوند كتابى را بر او نازل كرد كه بيان و توضيح هر چيزى درآن است و آن را به لغت عربى، بدون هيچ انحرافى قرار داد، به ‏اميد اين كه مردم پرهيزكار شوند. آن را براى مردم بيان كرد ومعارف آن را روشن ساخت و با آن، دينش را آشكار ساخت و واجباتى‏را لازم شمرد و حدودى را براى مردم وضع نمود و بيان كرد. آنها را براى مردم آشكار نمود و ايشان را آگاه ساخت. آن حضرت در آن ‏امور، راهنمايى به سوى نجات و نشانه‏هاى هدايت‏به سوى خداست. رسول خدا(ص) رسالتش را تبليغ كرد، مأموريتش را آشكار ساخت، بارهاى سنگين نبوت را كه به عهده گرفته بود، به منزل رسانيد و به خاطر پروردگارش صبر كرد و در راهش جهاد نمود. با برنامه‏ها و انگيزه‏هايى كه براى مردم پى‌ريزى نمود و مناره‏هايى كه نشانه‏هاى آن را بر افراشت، براى امتش خيرخواهى كرد، و آنها را به سوى نجات و رستگارى فرا خواند و به ياد خدا تشويق و به راه هدايت دلالت كرد، تا مردم پس از او گمراه نشوند. آن حضرت ‏نسبت ‏به مردم دلسوز و مهربان بود.

پى‌نوشت‏ها:

1ـ حجر، آيه‏9. «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون‏»

2ـ قلم، آيه 4

3ـ فتح، آيه‏29

4ـ مصباح الشريعه، ترجمه زين العابدين كاظمى، ص‏126. «خلقنى‏الله من صفوه نوره...»

5ـ جلاء العيون. ص 11،

6ـ همان، ص‏31

7ـ بحار الانوار، ج‏16، ص‏101

8ـ مناقب، ج 1، ص 150

9ـ سفينة البحار، ج 1، ص‏433

10ـ بحار الانوار، ج‏17، ص 30

11ـ هند بن ابى‌هاله، فرزند حضرت خديجه(س) از شوهر قبلى‌اش بودكه در خانه پيامبر اسلام رشد و نمو نمود.

12ـ بحار الانوار، ج‏16، ص 147 و 148

13ـ بقره، آيه‏146

14ـ فتح، آيه‏29

15ـ بقره، آيه‏89

16ـ تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 138 و ج 5، ص‏77

17ـ انبياء، آيه‏107

18ـ اصول كافى، ترجمه سيد جواد مصطفوى، ج 2، ص 325

19ـ همان، ص 321

20ـ طه، آيه 68

21ـ بحار الانوار، ج‏16، ص‏366. به نقل از جامع الاخبار، ص 98

22ـ حشر، آيه‏7

23ـ بحارالانوار، ج 16، ص 266

24ـ بحارالانوار، ج 16 ص 282 و 283

منبع: ماهنامه كوثر، شماره 40





دوشنبه|ا|24|ا|بهمن|ا|1390





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: اطلاعات]
[مشاهده در: www.ettelaat.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 56]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب




-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن