تور لحظه آخری
امروز : سه شنبه ، 20 شهریور 1403    احادیث و روایات:  
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها




آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1814719438




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

-مردم مهم‌ترند یا اپراتورهای همراه؟


واضح آرشیو وب فارسی:جام جم آنلاین:

برگزیده سرمقاله‌های روزنامه‌های صبح شنبه مردم مهم‌ترند یا اپراتورهای همراه؟ روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «مصرف استقراضی و رشد اقتصادی!»،«برای مبارزه با فساد، مردم را جدی بگیرید»،«مردم مهم‌ترند یا اپراتورهای همراه؟»،«از تنگه هرمز تا خلیج عدن»،«اسطوره تقوا و سیاست»،«وحدت و ولایت عامل شکست فتنه»،«اعتدال دانشجویی به مثابه رؤیا»،«ایران، عربستان و بازار نفت»،«روایت حاج حسین ازجفای فاحش!»،«داستان تورم و سود بانکی»و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
 

کیهان:مصرف استقراضی و رشد اقتصادی! «مصرف استقراضی و رشد اقتصادی!»عنوان یادداشت میهمان روزنامه کیهان به قلم سیدیاسر جبرائیلی است که در آن می خوانید؛اعلام نرخ رشد اقتصادی 4 درصدی برای شش ماهه نخست سال جاری، از آنجایی که تناسبی با روندهای عینی اقتصادی کشور ندارد، واکنش های منفی متعددی را از سوی صاحب نظران به همراه داشته است. با این وجود، با تاملی بیشتر در مفهوم رشد تولید ناخالص داخلی و نیز تحلیل دقیق سیاست های دولت طی یک سال گذشته، رسیدن به این رقم را دور از ذهن و انتظار نخواهیم دانست. «تولید ناخالص داخلی» (GDP ) مفهومی متعلق به مدل بازار آزاد در اقتصاد سیاسی است و هر چند تا حدودی گویای تحولات در وضعیت اقتصاد یک کشور است، اما به دلیل برخی نواقص در مبانی، رشد آن لزوما خبر از افزایش تولیدات، توانمندی های اقتصادی و ثروت خانوارها، شرکت ها و موسسات خصوصی و دولتی نمی دهد. یکی از مهم ترین این نواقص، که مورد توجه یادداشت حاضر است، محاسبه «میزان مصرف» بدون توجه به «منابع مالی مصرف» است. بدین معنی که در نظام محاسباتی تولید ناخالص داخلی، تفکیکی میان «مصرف ناشی از درآمد» و «مصرف ناشی از استقراض» وجود ندارد. برای مثال، خانواده ای را در نظر بگیرید که در شش ماه نخست سال 92، مبلغ 18 میلیون تومان درآمد خود را مصرف کرده است. اگر همین خانواده در شش ماه نخست سال 93، 50 میلیون تومان وام از بانک دریافت کرده و آن را بابت رهن منزل بپردازد، نظام محاسباتی تولید ناخالص داخلی، این 50 میلیون تومان را به میزان مصرف این خانواده افزوده و به دلیل قرار گرفتن در فرآیند ارزش افزوده، آن را «رشد» محسوب خواهد کرد. یکی از مهم ترین دلایلی که اقتصاددانان سیاسی رشد کشوری چون ترکیه را «بادکنکی» می دانند، همین نکته است. براساس آمارهای رسمی منتشر شده، از 74 میلیون نفر مردم ترکیه، 54 میلیون نفر کارت خرید اعتباری گرفته اند و سهم استقراض در منابع مالی خانوار، از 4/7 درصد در سال 2002 به 55 درصد در انتهای سال 2013 رسیده است. در سال 2013 بیش از 70 درصد تولید ناخالص داخلی ترکیه را «مصرف» تشکیل داد و بخش قابل توجهی از منابع مالی این مصرف نیز استقراض دولتی و غیردولتی بود (در انتهای 2013 بدهی دولت ترکیه بالغ بر 388 میلیارد دلار معادل 47 درصد تولید ناخالص داخلی شد). بررسی سیاست های مالی یک سال گذشته نشان می دهد دولت یازدهم در ایران نیز الگوی افزایش «مصرف استقراضی» را در دستور کار داشته است. یکی از اقدامات انجام گرفته در این زمینه، مصوباتی درباره افزایش ظرفیت وام دهی بانک هاست. از جمله در خردادماه سال جاری، دولت نرخ ذخیره قانونی بانک ها را از 17 درصد به 13/5 درصد رساند تا بانک ها بتوانند با خلق پول بانکی بیشتر، وام بیشتری به متقاضیان دهند. براساس اعلام آقای جهانگیری معاون اول رئیس جمهور، دولت بنا دارد این نرخ را تا 10 درصد کاهش دهد و در نتیجه، این امکان را به شبکه بانکی کشور بدهد که 10 برابر سپرده واقعی، به اعطای وام بپردازند. این سیاست و رویکردهای مشابهی از قبیل اهمال در الزام بانک ها به رعایت 8 درصد نسبت کفایت سرمایه، باعث شده میزان تسهیلات دهی بانک ها از حدود 80 هزار میلیارد تومان در 6ماهه اول سال 91 به بیش از 146 هزار میلیارد تومان در پایان شهریور سال جاری رسیده و رشدی 83 درصدی را تجربه کند. گزارش بانک مرکزی می گوید از شهریور تا مهرماه نیز این رقم به 177 هزار میلیارد تومان رسیده و طبق نظر بانک مرکزی، «این رشد بسیار خوبی است که در منابع بانک ها ایجاد شده و صرف تسهیلات شده است». گزارش شماره 13955 مرکز پژوهش های مجلس هشدار داده است که فقط طی یک سال منتهی به خرداد 93 نقدینگی در کشور 30/7 درصد افزایش یافته و «این انبساط ممکن است با آثار تورمی همراه باشد». با این وجود، دولت ظاهرا این میزان تزریق پول های بانکی به اقتصاد کشور را ناکافی می داند و براساس بند 4 برنامه عملیاتی وزارت اقتصاد برای «اقتصاد مقاومتی»، قصد دارد امکان استقراض از موسسات مالی خارجی را نیز برای بخش خصوصی داخلی فراهم نماید. دقیقا روشن نیست این حجم فزاینده تسهیلات مالی که در حوزه های مختلف اقتصادی توسط اشخاص حقیقی و حقوقی، دولتی و غیردولتی دریافت شده و به مصرف رسیده، چه سهمی در افزایش 4 درصدی تولید ناخالص داخلی داشته است. اما در گزارش مربوط به رشد 4 درصدی که از سوی بانک مرکزی منتشر شده، یک نکته کاملا روشن است: در شش ماهه نخست سال جاری، مخارج مصرف نهایی بخش دولتی 3/3 درصد افزایش یافته و این در حالی است که در همین بازه زمانی، دولت با عدم تحقق درآمدهای نفتی و کسری در پرداخت یارانه ها مواجه بوده است. در بخش خصوصی و خانوارهای ایرانی نیز با وجود بالا بودن میزان هزینه نسبت به درآمدها براساس گزارش مرکز آمار، با افزایش 3/7 درصدی مخارج مصرف نهایی مواجه هستیم. این افزایش مخارج مصرف در شرایط عدم تحقق درآمدهای پیش بینی شده و پیشی گرفتن هزینه از درآمد، ناشی از محل دیگری جز «مصرف استقراضی» نمی تواند باشد. آمارهای بانک مرکزی به ما می گوید در یک سال و نیم اخیر بدهی بخش خصوصی به بانک ها 30 درصد افزایش یافته و بدهی بخش دولتی نیز از شهریور 92 تا شهریور 93، 21 درصد رشد را تجربه کرده است. لذا می توان نتیجه گرفت که بخش قابل توجهی از این افزایش 4 درصدی تولید ناخالص داخلی طی 6 ماه نخست سال جاری، که میزان دقیق آن را دولت باید اعلام کند، ناشی از مصرف تسهیلات فزاینده اعطا شده از سوی بانک ها به افراد و موسسات دولتی و غیردولتی بوده است. هرچند رابطه مستقیمی میان افزایش اعطای تسهیلات از سوی بانک ها و مصرف این تسهیلات از سوی واحدهای اقتصادی با افزایش تولید ناخالص داخلی وجود دارد، اما با این وجود نمی توان و نباید دولت را متهم به این کرد که به دلایل سیاسی و صرفا برای رسیدن به یک عدد به نام رشد تولید ناخالص داخلی، اقدام به تزریق این حجم زیاد از نقدینگی به اقتصاد کشور کرده و خطر موج جدید تورمی را به جان خریده است. تحلیل خوشبینانه ما این است که هدف دولت از این اقدامات پرریسک، تامین نقدینگی برای واحدهای اقتصادی است تا بتوانند با مصرف آن در تامین نیازها، به تولید رونق ببخشند و کشور به پیشرفت واقعی برسد. در این میان اما دو ملاحظه مهم وجود دارد که اگر بدانها توجه نشود، ممکن است نه تنها این اهداف غایی تامین نشود، بلکه عوارض سوء تزریق نقدینگی به حوزه مصرف، شرایط را بدتر کند، نخستین نکته این است که مسئولان دولتی به ویژه مسئولان بلندپایه اجرایی، که ممکن است از کم و کیف و ریشه های این رشد اعلام شده اطلاع دقیق نداشته باشند، نباید دچار توهم رشداقتصادی شوند؛ علل اصلی حصول این عدد 4 درصد رشد را بدانند و در سیاست گذاری های کلان اقتصادی آن را مدنظر داشته باشند. دومین نکته این است که هدایت و نظارت بر مصرف تسهیلات در محل تولید، و نیز سیاست گذاری های مرتبط با حمایت از تولید داخلی، بسیار مهم تر از صرف اعطای تسهیلات است. بررسی آمارهای موجود نشان می دهد تنها 50 درصد از تسهیلات بانک ها در شش ماه نخست 93 به تولید اختصاص یافته است. درباره تخصیص این 50 درصد در محل واقعی نیز نمی توان با قاطعیت حکم کرد، چرا که طی سال های اخیر، گزارش های متعددی منتشر شده مبنی بر اینکه رقم های نجومی تسهیلات بانکی که به نام تولید اعطا شده، به کام دلالی رفته است. یک نقطه امیدواری این است که تشکیل سرمایه ثابت خالص 15/8 درصد افزایش یافته است. اما گزارش بانک جهانی درباره افت 16 درصدی تولیدات صنعتی ایران در سه ماهه دوم سال 2014 میلادی نسبت به بازه مشابه 2013، ما را از خوش بینی تام درباره محل مصرف این تسهیلات برحذر می دارد. رشد 4 درصدی تولید ناخالص داخلی در 6 ماهه نخست سال جاری به شدت متاثر از مصرف تسهیلات اعطایی از سوی بانک هاست. اگر این مصرف در چرخه تولید انجام نگرفته باشد، باید درباره این رشد 4 درصدی نگران بود. خراسان:برای مبارزه با فساد، مردم را جدی بگیرید «برای مبارزه با فساد، مردم را جدی بگیرید»عنوان یادداشت روز روزنامه خراسان به قلم امیرحسین یزدان پناه است که در آن می خوانید؛وقتی بحث فساد در نظام اداری مطرح می شود، یکی از مهم ترین مطالبات از مسئولان و مدیران اجرایی بخش های مختلف برای مبارزه با فساد است. این انتظار در جای خود به جا و بسیار حق طلبانه است و اهتمام جدی و عملی مسئولان می تواند گره های کور در این موضوع را باز کند. اما به نظر می رسد آن جایی که قرار است با فساد در نظام اداری برخورد شود، می توان فارغ از تکیه کردن به مسئولان و مدیران، این موضوع مهم و تاثیرگذار در سلامت نظام اداری کشور را با حضور مردم و وزن دادن به جایگاه نظارتی و حتی اجرایی آنان، در قوانین و مقررات مربوط به مبارزه با فساد بهتر و موثرتر حل کرد. این موضوع اما خود مستلزم فراهم کردن زمینه های مهمی است. متاسفانه اکنون پیگیری پرونده هایی که «از سوی مردم» علیه دستگاه های اجرایی و اداری و... در نهادهای نظارتی گشوده می شود به گونه ای است که شاکی عملا به سمت منصرف شدن از ادامه روند پیگیری پرونده می رود. پرونده هایی که گاه تا چند سال به نتیجه نمی رسد و شاکی که جزو اقشار معمولی جامعه است سرخورده از تصمیمی که داشته برای مبارزه با آن فساد شکل گرفته، در اتفاقات بعدی نیز چشمش را به روی مفسدان می بندد و از کنار آن می گذرد. بنابراین اولین زمینه ای که باید فراهم شود رسیدگی سریع و ویژه پرونده فسادهایی است که «از سوی مردم» به نهادهای اجرایی می رسد. از سوی دیگر، کسانی که در یک سیستم اداری با فسادهای مختلف مواجه می شوند، همواره این نگرانی را دارند که هرگونه اقدام آن ها علیه مفسدان در نهادهای نظارتی، در نهایت به افشای علنی و یا غیرعلنی اطلاعات اقدام کننده منجر شود. همین نگرانی باعث می شود تا نتوان به اقدام جدی مردم و اقشار مختلف علیه مفسدان نظام اداری اطمینان داشت و از این باب زمینه مهم دیگری که باید فراهم شود، محافظت از شکایت های «مردمی» است به نحوی که اطلاعات «مردم» به هیچ وجه افشا نشود. واقعیت این است که بدون وجود نهادی که مردم آن را از جنس خود و پیگیر مبارزه با فساد بدانند، نمی توان انتظار داشت که این گزارش های مردمی بتواند گرهی را بازکند. برای حل این مشکل شاید بتوان از تجربه سایر کشورها در این زمینه بهتر استفاده کرد. مثلا در «اف.بی.آی» آمریکا نهادی با عنوان سازمان بازرسی (Department Office of Inspector) وجود دارد که روش اجرای ماموریت های آن برای نظارت متکی بر نقش مردم است. به این صورت که اولا کارکنان این سازمان در سطح شهر حضور یافته با مردم ارتباط می گیرند، ثانیا افرادی به صورت «داوطلب» برای شناسایی و گزارش منظم فسادها را آموزش می دهند. این کار با اقداماتی مانند آنچه در کشور ما انجام می شود و مثلا یک نهاد نظارتی ماموران خود را در یک دستگاه دولتی مستقر می کند تا مراجعه کنندگان و کارکنان آن دستگاه گزارش ها و شکایات خود را ارائه کنند کاملا متفاوت است. چرا که اولا خودش به سراغ مردم می رود و منتظر نمی ماند کسی مراجعه کند، و ثانیا این که از فضای اداری فاصله می گیرد تا حتی کارمندان نیز بتوانند با خیال راحت شکایت های خود را مطرح کنند. سازمان «D.O.I» حتی کارمندان را موظف می کند موارد فساد را به این نهاد گزارش کنند و سرپیچی از این مقررات تبعات قانونی سختی در پی دارد. ژاپنی ها نیز دادستان های مردمی دارند که به «آمبودزمان » معروفند. این دادستان ها به گزارش هایی که «مردم» می دهند رسیدگی کرده و حتی علیه مقامات خطاکار حکم صادر می کنند. تجربه مردمی شدن مبارزه با فساد و اهمیت دادن به نقش و جایگاه مردم البته صرفا به یک یا چند کشور اختصاص ندارد و به همین دلیل علاوه بر 2 زمینه ای که دربالا به آن اشاره شد، می توان به جای خالی یک نهاد مردمی مبارزه با فساد اشاره کرد. اما از آنجایی که حساسیت و اجرایی شدن چنین نهادی در کشورمان چندان آسان به نظر نمی رسد، می توان برای ترغیب کردن مردم به اجرای نقش نظارتی جدی شان چند قدم اولیه برداشت تا زمینه های ایجاد این سازمان فراهم شود: 1- ایجاد مراکز مستقل با عنوان مبارزه با فساد برای رسیدگی به «شکایات مردمی» و لزوم مراقبت از آن برای دچار نشدن به روزمرگی. 2- ارزیابی مستمر از این مرکز و سایر مراکز مشابه موجود و ارائه زمان بندی شده (مثلا ماهانه یا حداکثر فصلی) از پرونده های فسادشان با «گزارش های مردمی» افشاشده و به آن رسیدگی شده است. 3- در نظر گرفتن ستادخبری در 3 قوه برای معرفی مفسدان نظام اداری به گونه ای که فرد سخنگو مانند سخنگوی فعلی قوه قضاییه خود را به رسانه ها پاسخ گو بداند و ارتباط نزدیک با رسانه ها داشته باشد. 4- توجه جدی به نقش رسانه ها و ایجاد زمینه های شکل گیری روزنامه نگاری تحقیقی در کشور برای ورود رسانه ها به تاریکخانه هایی که فساد می آورد.(تجربه این نوع روزنامه نگاری در دهه 70 میلادی در آمریکا به رسوایی واترگیت و برملا شدن فساد نیکسون منجر شد.) 5- در دستور کار قرار دادن آموزش های همگانی برای مبارزه با فساد مانند آن چه در سایر زمینه های فرهنگ سازی در کشور اتفاق افتاد و ثمره های آن نیز دیده شد تا به جایی برسیم که هرکس از خود سوال کند «من برای مبارزه با فساد چه کرده ام؟» مردم اگر دیده شوند، اگر مصونیت قضایی داشته باشند و اگر حرفشان شنیده شود، می توانند زودتر از پیش بینی ها فساد را ریشه کن کنند. جمهوری اسلامی: پیام مهم به محاق رفتن انقلاب تونس
به قدرت رسیدن «باجی قائد السبسی» سیاستمدار 88 ساله تونسی در این کشور و تکیه زدن او بر کرسی ریاست جمهوری را عده ای به معنای خط بطلان کشیده شدن بر انقلاب سال 1390 تونس می دانند، کشوری که اولین انقلاب مردمی از جنس «بیداری اسلامی» در جهان عرب را شاهد بود و به دنبال آن، در مصر، یمن و لیبی نیز اتفاقات مشابهی افتاد. باجی قائد السبسی، از سیاستمداران سکولار است که سال ها به عنوان یکی از مهره های زین العابدین بن علی رئیس جمهور مخلوع تونس با دولت وی همکاری کرد. وی در دولت حبیب بورقیبه، اولین رئیس جمهور تونس، برای مدت زیادی وزیر کشور، وزیر دفاع و وزیر خارجه بود و در دوران زین العابدین بن علی ریاست مجلس را برعهده داشت. السبسی، به عنوان رهبر حزب سکولار «ندا» در انتخابات ریاست جمهوری تونس، حزب اسلام گرای «النهضه» را شکست داد و به ریاست جمهوری انتخاب شد. همین ویژگی های «السبسی» موجب شد سران کشورهای غربی از به قدرت رسیدن وی ابراز شادمانی کنند و به وی تبریک همراه با اعلام آمادگی برای حمایت همه جانبه بگویند. باراک اوباما ضمن تبریک به السبسی گفت: انتخابات تونس، گامی حیاتی در جهت انتقال قدرت به سوی دموکراسی است و آمریکا همکاری های استراتژیک با این دولت را گسترش خواهد داد. وزیر خارجه انگلیس نیز ضمن ستایش از مردم تونس به خاطر این انتخاب، به السبسی تبریک گفت و آمادگی کشورش را برای همکاری با دولت وی اعلام کرد. لوران فابیوس، وزیر خارجه فرانسه نیز انتخاب السبسی را عبور مردم تونس از یک مرحله مهم تاریخی دانست و نقش آنان را در این اقدام ستود. غربی ها با این شادمانی ها می خواهند بگویند انقلاب تونس به محاق رفته است. در میان کشورهای عربی، ژنرال عبدالفتاح السیسی که خود را رئیس جمهور مصر می داند اولین کسی بود که به باجی قائد السبسی تبریک گفت. وی در گفتگوی تلفنی با السبسی به وی اطمینان داد که مصر همواره در کنار رئیس جمهور جدید تونس خواهد بود و در بخش های گوناگون از وی حمایت خواهد کرد. ژنرال عبدالفتاح السیسی، همان کسی است که دو سال قبل با یک کودتا، محمد مرسی رئیس جمهور قانونی مصر را برکنار و سپس دریک انتخابات نمایشی خود را رئیس جمهور این کشور اعلام کرد و با این اقدام، انقلاب مردم مصر را به محاق برد و عوامل رژیم وابسته حسنی مبارک و طرفداران اسرائیل و آمریکا را به قدرت برگرداند. این ابراز شادمانی ها و حمایت ها نشان می دهند سران کشورهای غربی و مهره دست نشانده آنها در مصر از اینکه اسلام گرایان تونس را کنار زده و یک سکولار غرب گرا و بازمانده رژیم بن علی را بر سر کار آورده اند بسیار خوشحالند. این خوشحالی و مسابقه در اعلام حمایت از به قدرت رسیدن السبسی، پیام مهمی دارد که عبارتست از عزم جزم قدرت های غربی و دست نشاندگان آنها در جهان عرب برای مقابله جدی با بیداری اسلامی و باز گرداندن مهره های وابسته به غرب و صهیونیسم به قدرت در کشورهای انقلاب کرده عربی. آنها آشکارا با اراده مردم کشورهای عربی که از سال 1390 تلاش کردند مهره های وابسته را از قدرت کنار بزنند و دولت های مردمی تشکیل دهند به جنگ پرداخته اند و درصدد هستند به تدریج تفکر انقلابی و بیداری اسلامی را منزوی و سرکوب نمایند. تونس، دومین کشوری است که دشمنان انقلاب های مردمی در کشورهای عربی موفق می شوند طرح خود را در آن پیاده کنند. این طرح ابتدا و بسیار سریع در مصر پیاده شد و در یمن و لیبی نیز تلاش های زیادی در جریان است که انقلاب مردم با شکست مواجه شود و غربی ها با سوار شدن بر موج هائی که توسط عوامل خود پدید می آورند به اهداف خود برسند. در تونس، رئیس حزب «التیارالدیموقراطی» در واکنش به پیروزی «باجی قائدالسبسی» گفته است: انقلاب تونس شکست خورده و السبسی و حزب او نه تنها نماینده انقلاب نیستند بلکه این انقلاب علیه آنها صورت گرفته بود. وی در عین حال اعلام کرد که انقلاب تونس ادامه خواهد یافت. اکنون سوال اینست که در رویاروئی مهره های وابسته به غرب و صهیونیسم با مردم کشورهای عربی که مدتی است بشدت در جریان است، کدامیک از دو طرف به پیروزی خواهد رسید؟ پاسخ این سوال در شرایط عادی کاملاً روشن است، زیرا مهره های وابسته هرگز نمی توانند در مقابل امواج مردمی دوام بیاورند. ولی نکته بسیار مهم اینست که قدرت های غربی برای رسیدن به اهداف خود در کشورهای عربی و مقابله با انقلاب های مردمی در این کشورها، از شیوه های گوناگونی استفاده می کنند که یکی از آنها تبلیغات و تکیه بر ابزار و دموکراسی هدایت شده است آنگونه که در تونس انجام دادند. شیوه دیگر، کودتاست که در مصر آن را بکار بردند. اما شیوه دیگر، استفاده کردن از گروه های افراطی با نقاب اسلامی است که دارای کاربردی چندگانه هستند. درحال حاضر، قدرت های استعماری غرب برای مقابله با انقلاب های مردمی در جهان غرب و حتی برای سرکوب کردن جبهه مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی از این ابزار استفاده می کنند. ایجاد جریان های تروریستی و خشن زیر نقاب اسلام سلفی که طراحی آن با غرب و تغذیه مالی آن با ارتجاع عرب است، به همین منظور صورت گرفت. این جریان تروریستی در قالب هائی از قبیل طالبان، القاعده، النصره، داعش و... علاوه بر خدمات زیادی که در افغانستان، پاکستان، مصر، لیبی و یمن به آمریکا و سایر دولت های استعماری غربی به عمل آورده اند، اکنون در سوریه و عراق بشدت فعال هستند و در طول 4 سال گذشته خدمات زیادی به رژیم صهیونیستی کردند. قدرت های غربی در نظر دارند از این ابزار برای جلوگیری از گسترش انقلاب های مردمی و بیداری اسلامی در جهان عرب و جهان اسلام بهره برداری کنند و مهره های خود را در راس حکومت های این کشورها قرار دهند. تردیدی نیست که انتخابات اخیر ریاست جمهوری تونس نیز تحت تاثیر عوارض منفی عملکرد جریان های تروریستی اسلام نما قرار داشته است. بدین ترتیب، اولویت اول ملت های مسلمان و آن دسته از دولت های کشورهای جهان عرب و اسلام که به غرب وابسته نیستند، اینست که تکلیف جریان های تروریستی مسلمان نما را یکسره کنند و راه را برای ادامه انقلاب هموار نمایند. بیداری اسلامی، همچون رود خروشانی است که مسیر خود را طی خواهد کرد و متوقف نخواهد شد هرچند با موانعی مواجه می شود که باید آنها را از سر راه خود بردارد. رسالت:اسطوره تقوا و سیاست «اسطوره تقوا و سیاست»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمود فرشیدی است که در آن می خوانید؛توصیف مردان خدا بازبان قاصر قلم و در ظرف محدود اندیشه توصیف کننده ، همان حدیث بحروکوزه است. اما لااقل می توان به قدرتشنگی از آب دریا چشید و این نوشتار با همین توجیه، کوششی است در بیان جلوه های حضور یکی از " عبادالرحمن" دوران ما یعنی مرحوم استاد سید اکبر پرورش. مقام معظم رهبری در پیامی ایشان را یاور صدیق انقلاب نامیدند که لهجه صادق ، دل با اخلاص و خلق نیک خویش را در راه ترویج و تحکیم انقلاب و نظام اسلامی صرف کرد و حضرت آیت الله مکارم شیرازی به درخشش آقای پرورش در مجلس خبرگان قانون اساسی ، اشاره کرده اند. حضرت آیت الله جوادی آملی هم یاد آور شده اند که ایشان در عمر پر فضیلت خود به مردم و نظام خدمت کرد. حضرت آیت الله نوری همدانی حسن اخلاق و اخلاص آقای پرورش را یاد آور شده اندو حضرت آیت الله سبحانی اظهار داشته اند که مراسم تشییع استاد پرورش ، همانند تشییع یک مرجع تقلید بزرگ برگزار شد. مرحوم آیت الله مهدوی کنی هم بیان کرده بودند که: من واقعا به مرحوم پرورش غبطه می خورم. بی تردید جمع بندی مجموعه سجایای استاد پرورش چنانکه در ابتدا اشاره شد ، ممکن نیست اما شاید کلام یکی از دوستان ایشان تا حدودی در این زمینه راهگشا باشدکه چهار ویژگی برجسته ایشان را چنین برشمرد: 1- آقای پرورش دین اسلام را بر اساس تفسیر اهل بیت خوب فهمیده بود . 2- ایشان به دینش درست و کامل عمل می کرد و مرد اغتنام فرصت ها بود . 3- ایشان دینش را خوب معرفی و از دینش به بهترین شکل دفاع و آن را تبلیغ می کرد. 4- ایشان با تمام توان برای اقامه دین قیام کرد و کوشش نمود. اما در ارتباط با فهم دین هر کس با استاد پرورش مجالستی می یافت ، این واقعیت را درک می کرد که ایشان با فرهنگ قرآن و معارف اسلامی زندگی می کند و این فرهنگ در سبک زندگی و کلام او تجلی داشت ، چندان که در مواجهه با مسائل زندگی از جزئی ترین آنها تا مهمترین مسائل اجتماع ، با تلاوت آیه ای یا قرائت و تفسیر حدیثی وظیفه را روشن می ساخت ، آن گاه که دامنه غوغا سالاری برخی نشریات و بعضی جوسازیها در جامعه شدت می گرفت با تلاوت آیه 60 سوره احزاب، ضرورت برخورد با غوغاسالاران را یاد آور می شد و هرگاه موج تفرقه و اختلافات در کشور پدیدار می شد این فرمایش مولا علی(ع) را تذکر می داد که "عرّجوا عن طریق المنافره" از راه کشمکش دوری گزینید. و زمانی که شایع شد برخی دولتمداران به سحر و جن متوسل شده اند آیه 128 سوره انعام را تلاوت می کرد که خداوند در پاسخ به این گونه انسانها می فرماید جایگاه شما آتش دوزخ است . اما رمز اینکه به دینش درست و کامل عمل می کرد آن بود که به مراتبی از یقین رسیده بود و قلبی حاضر داشت و نه تنها روزانه که هر لحظه حساب و کتاب عمل خویش را داشت و خاطرات فراوانی که در این زمینه از ایشان نقل می شود شاهد این قلب سلیم و بیدار دلی و ارتباط تنگاتنگ وی با خداوند تبارک و تعالی است . اما رمز این فضیلت که از دین خوب دفاع می کرد علاوه بر استعدادهای فکری و ادبی و سخنوری برجسته آن بود که استاد ما با تمسک به یامن اظهر الجمیل می کوشید با زیباترین شیوه ها از اسلام دفاع کند و علاوه بر آن با بهره گیری از آیه " کل یوم هوفی شان" دائما در جستجوی خلاقیت و نوآوری بود و از
قالب های تکراری پرهیز داشت . و بالاخره در ارتباط با تلاش استاد پرورش برای اقامه دین نکته مهم بصیرت ایشان بود که ریشه در شناخت عمیق و باور قلبی ایشان داشت چندان که چه در دوران امام (ره) و چه در دوران حضرت آیت الله خامنه ای عاشقانه از ولایت دفاع می کرد . درمجلس خبرگان قانون اساسی او بود که به شبهه افکنان درباره اصل ولایت فقیه ، با کلام آتشین و منطقی خویش پاسخ داد در فتنه بنی صدر و منافقین ، ایشان از پیشگامانی بود که افکار بنی صدر را از بعد سیاسی و دینی تجزیه و تحلیل می کرد ، در فتنه سید مهدی هاشمی ایشان اگر نگوییم نخستین شخصیت ، بی تردید از نخستین شخصیت هایی بود که خطر این فتنه را گوشزد می کرد تا آنکه مدتها بعد حقایق آشکار گشت. در ماجرای فتنه 88 نیز با آنکه این اواخر بیماری ایشان شدت یافته بود اما همچنان در مسیر تقویت نظام و دفاع از ولایت فقیه و مقابله با فتنه گران گام برداشت و آخرین دیدار صمیمانه ایشان با مقام معظم رهبری شاهدی بر این ثبات قدم است. مردم اصفهان که با توجه به پیشینه تاریخی و الفت دیرینشان با اسلام و فرهنگ اسلامی ، همواره دردفاع از نظام اسلامی ، برجسته ترین حضور و نقش را ایفا کرده اند ، روز پنج شنبه گذشته در کنار زیارتگاه شهدا و بر مزار استاد پرورش گرد آمدند و یکمین سالگرد درگذشت این شخصیت ماندگار و اسطوره تقوا و سیاست را باشکوه هر چه تمام تر برگزار کردند اما اگر استاد ما در دوران حیات خویش ، خود را قطره ای می دید و چه بسا به مراتبی از مقام فناء فی الله رسیده بود و به همین دلیل از هرچه نام و نشان پرهیز داشت ، اینک بر تمامی دولتمردان و مسئولان و اصحاب رسانه ، خصوصا رسانه ملی فرض است که از استاد پرورش ، به عنوان یکی از شخصیت های تاثیر گذار در پیروزی و استمرار انقلاب اسلامی در عرصه ملی تجلیل به عمل آورند و برای آشنایی نسل جوان کشور با سیره آن بزرگوار ادای وظیفه نمایند و مردم اصفهان را در این راه تنها نگذارند. قدس:مردم مهم ترند یا اپراتورهای همراه؟ «مردم مهم ترند یا اپراتورهای همراه؟»عنوان یادداشت روز روزنامه قدس به قلم سید مصطفی حسینی راد است که در آن می خوانید؛به دنبال چاپ گزارشی با عنوان «افزایش 100درصدی بهای اینترنت همراه» در صفحه جامعه روز چهارشنبه هفته گذشته (سوم دی ماه)، رسانه های مختلف کشور به این موضوع ورود پیدا کرده اند و سیل انتقادها از اپراتورهای تلفن همراه و همچنین وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در حال افزایش است. جالب اینجاست که وزیر ارتباطات که صفحه شخصی اش در یکی از شبکه های اجتماعی شاهد نظرات تند مردمی در مخالفت و محکومیت افزایش دو برابری بهای اینترنت همراه است، دیروز در سفر به استان ایلام بار دیگر تأکید کرد که اینترنت همراه ارزان شده و بهای آن از هر کیلوبایت پنج ریال به نیم ریال کاهش یافته است! به نظر می رسد وزیر محترم ارتباطات و فناوری اطلاعات یا اطلاعات خود را به روز نمی کند و حداقل سری به صفحه اجتماعی خود و نظرات مردمی نمی زند و از گران شدن 100درصدی بسته های اینترنت اپراتور دوم خبر ندارد و یا خبر دارد و خود را به بی خبری می زند. مزید اطلاع بیشتر وزیر محترم باید گفت، انبوه نظرات مردمی در سایتهای مختلف و البته پیامکهای زیادی که به گروه جامعه رسیده و بزودی منتشر می شود، گواه این است که بیشتر کاربران از کلاه تازه ای که بر سر آنها رفته، به خوبی آگاهند و عجیب به نظر می رسد که آقای وزیر از این مسأله آگاه نباشد. همان طور که در گزارش قبلی گفته شد، دیتای کیلوبایتی اینترنت همراه در شرایطی ارزان شده که به دلیل گرانی اصل این روش محاسبه (هر گیگابایت 52 تا 78 هزار تومان برای دارندگان سیم کارت دایمی و غیردایمی)، کسی از این روش استفاده نمی کند؛ اما به دنبال این ارزانی بی فایده، بسته های اینترنت ایرانسل بر اساس جدول منتشر شده در سایت این اپراتور، 100درصد افزایش بها داشته و صدای اعتراض انبوه کاربران را درآورده است، زیرا کاربران برای استفاده از اینترنت همراه، از همین بسته ها استفاده می کنند نه از داده کیلوبایتی. حالا بسیار عجیب است که وزیر ارتباطات پس از این ماجرا باز هم بر ارزان شدن اینترنت تأکید می کند؛ تأکیدی که به نوعی ریشخند کاربران به حساب می آید! وزیر محترم باید به این پرسش پاسخ دهد که آیا از گرانی بسته های اینترنتی ایرانسل اطلاع داشته است یا نه؟ اگر اطلاع داشته است، این افزایش بها که بر خلاف سیاست اعلامی ایشان است با کدام توجیه انجام شده و چطور با یک شیب ناملایم به 100درصد رسیده است؟ آیا نظارتی وجود دارد؟ کدام قانون این اجازه را به این اپراتور داده است؟! اگر آقای وزیر از این گرانی 100درصدی به ظاهر خودسرانه اطلاع ندارد و تازه متوجه و مطلع شده؛ باید پاسخ دهد چطور در زیرمجموعه ایشان چنین اتفاق بزرگی رخ داده و ایشان مطلع نشده و برخورد نکرده و با گذشت سه چهار روز، در ایلام همچنان بر ارزان شدن اینترنت همراه تأکید می کند؟این گرانی بی سابقه 100درصدی با شعارهای آقای وزیر که از اولین روزهای تصدی وزارت از زبان ایشان شنیده ایم، تضاد آشکار دارد و این شائبه را به وجود می آورد که گویا منافع کسانی که می خواهند بدون سرمایه گذاری برای توسعه شبکه شان و با برداشت اصل سرمایه از جیب مردم، به سودهای عجیب و غریب و البته غیرقانونی و غیرشرعی برسند، بر منافع مردمی که حامی خاصی ندارند، برای این وزارتخانه مهمتر است. سیاست روز:از تنگه هرمز تا خلیج عدن «از تنگه هرمز تا خلیج عدن»عنوان سرمقاله روزنامه سیاست روز به قلم محمد صفری است که در آن می خوانید؛
رزمایش ها پیام های گوناگون با تأثیرات متفاوت دارند. نوع کشور، محدوده جغرافیایی، نیروی مسلحی که رزمایش را برگزار می کند. تسلیحاتی که در آن به کار می رود و بسیاری موارد دیگر که نشان دهنده، اهمیت آن رزمایش است. در سطح دنیا و در محدوده های جغرافیایی، کشورهای گوناگون، رزمایش هایی را برگزار می کنند که عمدتاً یک وجه تشابه و مشترک در آنها دیده می شود و آن حضور و مشارکت یکی از کشورهای به اصطلاح قدرتمند در آن رزمایش است. به عنوان مثال کره جنوبی در منطقه جغرافیایی خود رزمایش برگزار می کند اما باید نیروهای نظامی آمریکا هم در این رزمایش حضور داشته باشند، در واقع طراحی و فرماندهی این رزمایش از سوی ارتش آمریکا پایه ریزی می شود. این اتفاق نشان دهنده ضعف نیروهای مسلح چنین کشورهایی است، ضمن این که سلطه آمریکایی ها را بر آن کشور نشان می دهد. تاکنون بارها دیده شده است که رزمایش های بسیاری در غرب آسیا از سوی کره جنوبی و آمریکا برای چنگ و دندان نشان دادن به کره شمالی برگزار شده است که بدون تنش های نظامی و سیاسی هم نبوده است. یا در همین منطقه خلیج فارس، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اگر خواسته اند رزمایشی را برگزار کنند، بدون حضور آمریکایی ها، انگلیسی ها و یا دیگر کشورهای اروپایی و غربی ممکن نبوده است. وابستگی های شدید و نفوذ و تأثیر آمریکا و انگلیس در کشورهای ضعیف و تأثیرپذیر از سیاست های سلطه گرانه آنها، باعث شده است، این وابستگی ها، آنها را در موضع ضعف دستگاه حاکمه خود قرار دهد. چنین اتفاقی باعث می شود تا همه تصمیمات و اقدامات حاکمان چنین کشورهایی برگرفته از دستورات کشورهایی مانند آمریکا و انگلیس باشد. تاکنون سابقه نداشته است که کشورهای حاشیه خلیج فارس بتوانند به طور مستقل یک رزمایش برگزار کنند، این عجز برگرفته از همان وابستگی شدیدی است که آنها به کشورهای غربی دارند. این کشورهای وابسته در واقع از خود هیچ توانمندی در حوزه دفاعی و نظامی ندارند و اگر روزی آمریکا و یا انگلیس پشتیبانی های خود را از آنها دریغ کنند، در مقابل دشمن دست ها را بالا خواهند برد و تسلیم خواهند شد.
گرچه چنین سیاستی به خاطر این است که رژیم صهیونیستی از امنیت بیشتری برخوردار باشد. ارتش های ضعیف و دست و پا بسته کشورهای عربی ماهیت بی خاصیت خود را باید داشته باشند تا اسرائیل در امنیت باشد. با امروز سومین روز برگزاری رزمایش بزرگی است که از سوی نیروهای سه گانه ارتش و قرارگاه پدافند هوایی در منطقه وسیعی از جنوب شرق کشور آغاز شده است. رزمایش بزرگ محمد رسول الله(ص) ارتش جمهوری اسلامی ایران، با همت و تلاش، طرح و برنامه ریزی نظامی فرماندهان این مرز و بوم برگزار می شود و هیچ نیروی خارجی در آن دخیل نیست. در واقع به خاطر استقلال سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران، هیچ کشوری حتی آمریکا هم نمی تواند وارد چنین برنامه هایی شود. برگزاری رزمایش محمد رسول الله(ص) که نمونه های آن در سال های گذشته هم دیده شده است، نشان دهنده توانمندی، اقتدار و ابتکار عمل در حوزه نظامی چه دفاعی و چه تهاجمی است. اما پیام های مهم و اساسی رزمایش ارتش جمهوری اسلامی ایران چیست؟
۱ـ نخستین پیام این رزمایش پاسخ قاطع و مقتدرانه به سناریویی است که غرب در برنامه گفت وگوهای هسته ای پیگیر آن بود. در این رزمایش انواع موشک های ساخت داخل پرتاب شد و پاسخ به سناریویی است که آمریکایی ها در پی آن هستند. مسائل نظامی و دفاعی جمهوری اسلامی ایران قابل مذاکره نیست. چنین رزمایشی با این گستردگی پاسخی عملی و روشن به طرف های مذاکره هسته ای با ایران است. ۲ـ این رزمایش بزرگ و منحصر به فرد در زمانی برگزار می شود که گرچه فشارهای سیاسی به ویژه اقتصادی بر ایران اعمال می شود، اما تحریم های اقتصادی باعث نشده است تا نیروهای مسلح ایران اسلامی در موضع ضعف قرار گیرند بلکه برعکس، این تحریم ها و تهدیدات توانمندی های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران اعم از ارتش و سپاه افزایش داده و صد چندان کرده است. به کارگیری تجهیزات و تسلیحات ویژه و ساخت نیروهای مسلح ایران اسلامی پیامی است به دشمنان که در شرایط تحریم چنین توانمندی هایی به دست آمده و اگر کوچکترین تعرضی به خاک میهن اسلامی از سوی هر رژیمی انجام شود، با پاسخ تهاجمی روبرو خواهد شد. ۳ـ پیام دیگر رزمایش با توجه به شرایط آشفته منطقه ، به خاطر تحرکات گروهک های تروریستی، پاسخ روشن و قاطعی به چنین گروه هایی است که اگر در اندیشه خود تعرض به مرزهای کشور را داشته باشند، آن را از ذهن خود پاک کنند. ۴ـ اما یک پیام مهم دیگر هم در دل این رزمایش دیده می شود و شاید مهمترین پیام رزمایش باشد. رژیم صهیونیستی، کشوری جعلی و دست نشانده که همواره مورد حمایت آمریکا و کشورهای غربی است، جمهوری اسلامی ایران را بارها تهدید به حمله نظامی کرده است، گرچه فرماندهان ارشد کشورمان بارها پاسخ های لازم و قاطع را به سران این رژیم داده اند و فرمانده کل قوا نیز چندی پیش فرمودند که اگر غلطی از اسرائیل سر بزند تل آویو را با خاک یکسان می کنیم، اما برگزاری رزمایشی به ابعاد رزمایش محمد رسول الله(ص)، یک پاسخ عملی و قاطع به رژیم صهیونیستی است که چنین غلطی از او سر نزند. در رزمایش بخش هایی از توانمندی ها و تجهیزات و تسلیحات به رزم می آید، و در نبرد واقعی، قابلیت های ویژه ای بروز می یابد که قطعاً در صورت بروز جنگ، نمود خواهد یافت و آنگاه دشمنان خواهند دید که چه بر سرشان خواهد آمد. و سخن آخر این که رزمایش محمد رسول الله(ص) علاوه بر پیام صلح و دوستی به کشورهای همسایه، ثابت می کند که می توان امنیت و صلح را در منطقه با اتکاء به خود ایجاد کرد و نیازی به حضور نیروهای فرامنطقه ای در خلیج فارس و دریای عمان نیست. جمهوری اسلامی ایران با ویژگی های منحصر به فرد خود از جمله نیروهای مسلح توانمند و مقتدر، ملت و رهبری، در راستای حفظ منافع ملی خود گام برمی دارد و کوچکترین خطری علیه منافع ملی را با پاسخی قاطع همراه خواهد ساخت. اکنون همه توجهات کارشناسان نظامی دنیا به سوی رزمایش محمد رسول الله(ص) جلب شده است، رزمایش پهناوری که از تنگه هرمز تا خلیج عدن گسترش یافته و همه نیروهای نظامی فرامنطقه ای را هم تحت تاثیر خود قرار داده است. وطن امروز:وحدت و ولایت عامل شکست فتنه «وحدت و ولایت عامل شکست فتنه»عنوان یادداشت روز روزنامه وطتن امروز به قلم آیت الله محی الدین حائری شیرازی است که در آن می خوانید؛ حکومت ملت ایران، نظام ولایت فقیه است و درباره رهبر این نظام، بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی می فرمایند: «هرگاه مردم به خبرگان رأی دهند و خبرگان مجتهد عالم و عادلی را انتخاب نمایند، آن فرد ولی منتخب مردم است و حکم وی نیز نافذ خواهد بود». از آنجا که تبعیت از حکم ولی فقیه اقدامی الهی و دینی است، ملت باید براساس حکم ولی فقیه و نافذالحکم خویش حرکت کنند، چرا که این کشور بر مبنای امامت و جانشینی امام زمان(عج) تشکیل یافته و براساس حکم نافذالحکمی همچون ولی فقیه 300 هزار شهید در راه دفاع از انقلاب و ارزش های اسلامی نثار کرده و اکنون نیز دارای جانبازان بسیار است. پرواضح است آنگاه که ولی فقیه می فرمایند: «مردم را به خیابان دعوت نکنید»، نباید مردم را به خیابان ها کشید و به اصطلاح انتخابات را خیابانی کرد. حتی اگر در قانون اصلی مبنی بر فرموده ولی فقیه نباشد اما در موضوعی مانند تظاهرات، ولی فقیه، ملت را از آن نهی کنند، وظیفه مردم این است که از انجام تظاهرات خودداری کنند که مردم نیز گوش به فرمانند ولی برخی در سال 88، مردم را به حضور در خیابان ها برای احقاق حق نداشته شان دعوت می کردند! اگر در کشوری زندگی می کردیم که بر مبنای ولایت نبوده و نظام آن بر مبنای هوا و هوس ها در قالب دموکراسی بود یا به عبارتی ثروتمندان آن را مدیریت می کردند و مردم در حقیقت حق رأی نداشته و از آزادی صوری برخوردار بودند و هر فردی که ثروت بیشتری داشت و تبلیغات بیشتری می کرد می توانست حق رأی داشته باشد، می توانستیم بر مبنای چنین نظامی اذعان کنیم که اعتراض و راهپیمایی نوعی سوپاپ اطمینان است، چرا که در این نظام یک رهبر نافذالحکم وجود ندارد تا افراد را از کشاندن مردم به خیابان ها منع کند لذا تظاهرات در چنین کشوری بسیار نافع است، زیرا نفس ها در سینه حبس نمی شود و نیازی به فعالیت زیرزمینی نیست و آن هنگام که مردم اعتراض خود را بیان کردند در واقع انرژی خود را آزاد کرده اند و با این رهایی انرژی فعالیت های زیرزمینی و غیرقانونی صورت نمی گیرد بنابراین تظاهرات در پاره ای از موارد در این کشورها ضروری نیز محسوب می شود، چرا که منجر به پیشگیری از کودتا می شود. اما در نظام جمهوری اسلامی که ولی فقیه بند تسبیح ما است، امروز نیز باید همه بر سر نخ حبل الله گرد هم آییم و آنگونه که قرآن می فرماید همه مسلمین و ملت اعم از فقیر و غنی، زن و مرد، عارف و عامی و... در یک صف قرار گرفته و در «نمازحضور» به امامت ولی فقیه حضور به هم رسانیم و از اینکه فرادا باشیم، پیشگیری کنیم، چراکه شرکت در این صف اتحاد و تبعیت از ولی فقیه از نان شب واجب تر است. تفاوت جمهوری اسلامی ایران با پاریس، برلین، نیویورک و... این است که ملت ایران در خداوند، یکدیگر را یافته و در خدا متحد شده اند و به خوبی می دانند جدا شدن از این اتحاد و همبستگی جدا شدن از خداست و چه زیباست روزی فرارسد تا تمام ملت ایران آغوش خویش را برای درآغوش گرفتن یکدیگر باز و همه در این نماز 80 میلیونی شرکت کنند.

فردی که با امر ولایت فقیه و برای بقای نظام راهپیمایی می کند، نسبت به تمام کشورهای متمدن نیز با انضباط بیشتری اقدام به این کار کرده و حقوق دیگران را در راهپیمایی و تظاهرات خویش رعایت می کند اما اگر چنین فردی از ولایت خارج شد دیگر هیچ نظمی را رعایت نخواهد کرد و اقدامات غیرمنطقی از وی شاهد خواهیم بود همانگونه که شاهد اتفاقاتی شوم در سال 88 در قالب اعتراض و راهپیمایی در کشور عزیزمان ایران بودیم.
9 دی 88 اما تومار فتنه و فتنه گران و حامیان بیگانه شان را با هم پیچید؛ آن هم با اکسیر اعتماد ملی حول ولی معظم فقیه. حال رسالت ما با چنین افراد و عواملی که با خارج شدن از مسیر ولایت فقیه باعث ایجاد تشنج و ناامنی در کشور شدند این است که بتوانیم این استخوان را از درون زخم خارج کرده و دوستی، برادری و وحدت را دوباره در میان مردم به وسیله ولی فقیه ایجاد کنیم و همه با تبعیت از ولایت فقیه در یک صف قرار گیریم و افراد و عوامل مذکور نیز کاری کنند تا رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی آنها را در آغوش بگیرند، چراکه نخ تسبیح به دست خود آنهاست و خود باید زمینه این کار را با توبه و ابراز ندامت از آنچه با کشور و انقلاب اسلامی کردند، فراهم کنند تا رهبر حکیم انقلاب، با بزرگواری تخفیف داده و آنها را عفو بفرمایند. با وعده افرادی که حتی در مسؤولیت باشند نیز تا توبه از سوی فتنه گران انجام نشود، بخششی در کار نیست. جوان:اعتدال دانشجویی به مثابه رؤیا «اعتدال دانشجویی به مثابه رؤیا»عنوان سرمقاله روزنامه جوان به قلم دکتر عبدالله گنجی تسن که درن می خوانید؛شاید نوشتن این وجیزه در این روزها قدری غیرمنتظره و بی مناسبت جلوه نماید، چرا که از اصلی ترین مناسبت دانشجویی سال یعنی 16 آذر عبور کرده ایم. اگرچه روز 16 دی ماه نیز که «روز شهدای دانشجو» نام دارد در پیش است و مجلس نیز این نامگذاری را تصویب کرده است. احتمالاً نوشتن این مطلب در روز 16 آذر یا حوالی آن موجب برداشت های ناصحیح از اصل موضوع می شد. لذا با قدری فاصله از آن روز و در فضای آرام دانشجویی که هدف از نگارش، تأثیرگذاری بر آن روز خاص برداشت نمی شود، این موضوع را بهتر می توان به رشته تحریر در آورد. و اما بعد ... سؤال اساسی که دولت اعتدال باید در حوزه دانشجویی برای آن پاسخ دقیق و منطقی بیاید، این است که آیا امکان تحقق و شکل گیری تشکل یا جریان دانشجویی با خصایص اعتدال و مدارا در دانشگاه وجود دارد؟ آیا دولت می تواند به این امید ببندد که دانشجویانی در دانشگاه یافت شوند که ضمن سیاست ورزی، حامی دولت اعتدال باشند؟ آیا عملکرد موجه و مثبت دولت نیز قادر به تولید چنین نیروی سیاسی در دانشگاه خواهد شد؟ انگیزه نگارنده برای نوشتن این موضوع زمانی بیشتر شد که مجریان برنامه ریاست محترم جمهور در روز 16 آذر، فضا را دوقطبی اصلاح طلب – اصولگرا می دیدند که از یک سو به معنی این بود که قطب سومی به نام اعتدال وجود ندارد و از سوی دیگر با حذف تشکل های دانشجویی غیراصلاح طلب از مراسم (به جز یک گروه)، خواستند خود را در جایگاه اعتدال نمایش دهند و در قبال وجود یک گروه دانشجویی اصلاح طلب، فقط به یک گروه از طیف مقابل اجازه صحبت دادند. این اشتباه نگرشی اطرافیان رئیس جمهور که توأم با خامی بود، واجد نقد جدی است. اینکه دولت اصرار دارد تشکل های دانشجویی را همسو و در تراز دو جریان سیاسی کشور ببیند، ناشی از عدم شناخت دقیق فضای دانشجویی است. نگارنده به جهت 20 سال فعالیت سیاسی در تشکل های دانشجویی و مطالعه برگ، برگ تحولات دانشجویی هفتاد و چند ساله کشور، هیچ ردی از جریان دانشجویی معتدل در کشور ندیده ام. ممکن است یک دانشجو دارای خصایص فردی آرام و معتدل باشد اما توقع رفتار اعتدالی سیاسی از دانشجویی که به تشکل های سیاسی پیوسته است، توقعی بی جا و امری نشدنی است. رادیکالیسم دانشجویی که برای رفتارها و محیط های دانشجویی امری پذیرفته شده است، الزاماً از زاویه سیاسی به قطب بندی قدرت و دانشجو برنمی گردد و مشروع یا نامشروع بودن حاکمان در آن تأثیری ندارد، بلکه خصیصه ای است روانی- شخصیتی که خاص این سنین، سیالیت، کم تجربگی، هیجان طلبی، عدالت خواهی و آرمانگرایی است. همه این خصایص بر دو عنصر دیگر سوار است که عبارتند از دوری از قدرت و ثروت. دوری از قدرت و ثروت محافظه کاری را دفع و عنصر دانشجو را تا مرز پرداخت هزینه به پیش می برد. برای اثبات این موضوع که امکان تحقق «جریان دانشجویی اعتدال» وجود ندارد، ذکر دو نمونه تاریخی خالی از لطف نیست. همه می دانند که سازمان مجاهدین خلق (منافقین) شاخه دانشجویی نهضت آزادی ایران بود که در اردیبهشت 1340 و در غیاب جبهه ملی پدیدار شد. مشی مرحوم بازرگان و سحابی و دیگر دوستانشان مشی اعتدالی بود. اگرچه به حکومت پهلوی نقد داشتند اما مشی مبارزاتی آنان اصلاح طلبانه و اعتدالی بود، خشونت را تجویز نمی کردند و درصدد سرنگونی رژیم نبودند بلکه بر همان قاعده معروف «شاه سلطنت کند، نه حکومت» به پیش می رفتند. اما شاخصه دانشجویی آنان حوصله این مشی مبارزاتی را نداشت. بنابراین از سال 1344 از اسلاف خود فاصله گرفتند و کم کم دست به اسلحه بردند و حتی افرادی از درون خود که مارکسیسم را الگوی مبارزه نمی دانستند، به شکل خونین تصفیه کردند... مورد دوم دفتر تحکیم وحدت است که در دهه اول انقلاب بر امام، ولایت فقیه، استکبار ستیزی، حمایت از جنبش های آزادیبخش �





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: جام جم آنلاین]
[مشاهده در: www.jamejamonline.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 72]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن