تور لحظه آخری
امروز : جمعه ، 10 اسفند 1403    احادیث و روایات:  پیامبر اکرم (ص):هر كس خداى عزوجل را اطاعت كند خدا را ياد كرده است، هر چند نماز خواندن و روزه گرفتن...
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

خرید پرینتر سه بعدی

سایبان ماشین

اجاره سند در شیراز

armanekasbokar

armanetejarat

Future Innovate Tech

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

irspeedy

درج اگهی ویژه

تعمیرات مک بوک

دانلود فیلم هندی

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

تعمیرات پکیج کرج

خرید از چین

خرید از چین

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

کاشت ابرو طبیعی و‌ سریع

دوره آموزش باریستا

مهاجرت به آلمان

تشریفات روناک

نوار اخطار زرد رنگ

ثبت شرکت فوری

خودارزیابی چیست

فروشگاه مخازن پلی اتیلن

کاشت ابرو طبیعی

پارتیشن شیشه ای اداری

رزرو هتل خارجی

تولید کننده تخت زیبایی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کشتی تفریحی کیش

تور نوروز خارجی

خرید اسکرابر صنعتی

طراحی سایت فروشگاهی فروشگاه آنلاین راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین طراحی فروشگاه اینترنتی وب‌سایت

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

زومکشت

فرش آشپزخانه

خرید عسل

قرص بلک اسلیم پلاس

کاشت تخصصی ابرو در مشهد

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

مبل کلاسیک

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

کفش ایمنی و کار

دفترچه تبلیغاتی

خرید سی پی

قالیشویی کرج

سررسید 1404

تقویم رومیزی 1404

ویزای توریستی ژاپن

قالیشویی اسلامشهر

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

ابزارهای هوش مصنوعی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

استابلایزر

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1862645280




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

انحراف از عاشورا به خاطر دوست‌هاي نادان بوده است


واضح آرشیو وب فارسی:جوان آنلاین: انحراف از عاشورا به خاطر دوست‌هاي نادان بوده است
بي‌ترديد انقلاب كبير اسلامي ايران، جلوه‌اي از نهضت عظيم و جاودان عاشوراست و اين نكته اولاً: بايد بيش از پيش از جنبه تاريخي مورد پژوهش و تأكيد قرار گيرد و ثانياً: در تداوم اين تأثير، تمام توش و توان به كار گرفته شود تا از يك انقطاع محتمل تاريخي جلوگيري شود. اين تأثير شگرف و تاريخي، موضوع گفت و شنود ما با استاد فرزانه دكتر حسين رزمجوست.
نویسنده : شاهد توحيدي 


بي‌ترديد انقلاب كبير اسلامي ايران، جلوه‌اي از نهضت عظيم و جاودان عاشوراست و اين نكته اولاً: بايد بيش از پيش از جنبه تاريخي مورد پژوهش و تأكيد قرار گيرد و ثانياً: در تداوم اين تأثير، تمام توش و توان به كار گرفته شود تا از يك انقطاع محتمل تاريخي جلوگيري شود. اين تأثير شگرف و تاريخي، موضوع گفت و شنود ما با استاد فرزانه دكتر حسين رزمجوست. با سپاس از استاد نمونه دانشگاه فردوسي مشهد كه بار ديگر «جوان» را مورد لطف خويش قرار دادند.

موضوع سخن، بازخواني تأثيرات واقعه عظيم و تاريخي عاشورا بر تاريخ معاصر ايران و به طور مشخص انقلاب بزرگ اسلامي ايران است. جنابعالي كه در روزهاي اوج‌گيري انقلاب و به ويژه در راهپيمايي‌هاي بزرگ تاسوعا و عاشوراي 57 درتهران حضور داشتيد، اين ارتباط را چگونه ديديد؟
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. درپاسخ به سؤال جنابعالي، مقدمتاً بايد اشاره كنم كه فاجعه جانسوز كربلا كه در روز دهم محرم سال 61 هجرت اتفاق افتاد، داراي صحنه‌هاي متعدد و مناظر متنوع غم‌انگيزي از رشادت‌هاي مظلومانه حضرت امام حسين(ع) و ياران باوفايش در دشت نينواست و شايد اندوهبارترين صحنه اين روز فراموش نشدني شامگاه آن باشد كه پس از آن‌كه لشكر خصم، امام و همگي ياوران او را شهيد مي‌كنند، سراپرده‌هاي وي را به آتش مي‌كشند و زنان و دختران حريم عصمت و طهارت را آواره دشت و بيابان مي‌كنند و بعداً آنان را به عنوان اسراي جنگي به كوفه و شام مي‌برند تا آخرين سند خود را به حكام جابر بني‌اميه، به‌ويژه يزيد بن معاويه نشان دهند. در‌باره اين رخداد جنايت‌آميز، در شامگاه عاشوراي سال 1357 يا شام غريبان روزي كه ملت مظلوم و كفرستيز ايران در اوج مبارزات مقدس و انقلابي خود با راهپيمايي شكوهمند و طاغوت برافكن خويش، مخالفتش را با حكومت يزيد زمان، محمدرضا پهلوي ابراز داشت، براي من كه قطره‌اي از آن درياي پرموج بيكرانه بودم و احساسات عميقي را در تلاطم امواج شورآفرين آن يافته بودم، يادآور شب غم‌رنگ يازدهمين روز محرم سال 61 هجري و تداعي‌كننده مناظر بازمانده از توفان كربلا و آن حماسه رقّت‌زاي پربلا بود. شعر ذيل كه با عنوان «مي‌پرسم از نسيم» در قالب آزاد نيمايي سروده شده، حاصل لحظاتي آكنده از احساس و حالي است از آن شامگاه عاطفه‌انگيز و فراموش نشدني. شايد بخشي از پاسخ شما در آن نهفته باشد:
شب بود و ماه بود و بيابان بيكران
در ساحل فرات كه غمگين ترانه داشت
دامن‌كشان نسيم سبكبال مي‌گذشت
مرغي شكسته بال ره آشيانه داشت
بر چهر تيره فام افق جلوه مي‌نمود
آئينه‌وار عكس سيه‌كاري زمان
اشك غم از دو ديده افسرده مي‌فشاند
هم آسمان به صورت باران اختران
از ژرفناي وادي غم رنگ يادها
هر لحظه نقش خاطره‌اي روي مي‌نمود
چونان كه گوش و ديده دل از پس قرون
مي‌ديد و مي‌شنود
بر سينه گشاده صحراي بي‌نشان
آنجا كه روشنايي اندوه‌بار ماه
بر ريگ‌هاي گرم و روان بوسه مي‌زند
آرام خفته قافله‌اي بر كنار راه
لب بسته و خموش در اين وادي غريب
بر صورت زمانه به جز رنگ درد نيست
ز اين كاروان خسته در خون تپيده نيز
جز بيكران بي‌سر و اندام سرد نيست
ز اين رويداد فاجعه‌آميز دردناك
بهت زمين و حيرت افلاك آشكار
هم آسمان گرفت و در آن مانده در شگفت
هم اختران ز اندُه و غم مانده بيقرار
دشت و دمن فرو شده در حسرت و دژم
ذرات غم گرفته و مبهوت ز اين الم
پرسان و جست‌وجوگر و حيران ز فرط غم
كه اين كشتكان كي‌اند و كدامند از امم؟
من نيز دل افكار و بيقرار ز اين ميان
در جست‌وجوي رهگذري تا كند بيان
از آنچه رفته است بديشان ز دشمنان
و آگه كند مرا ز بدانديش خصمشان
پس مي‌پرسم از نسيم كه آيد ز كويشان
مي‌پرسم از شميم رياحين ز بويشان
مي‌پرسم از سياهي شب هم ز مويشان
مي‌پرسم از قمر كه بود وصف رويشان
چون رفته است اين ستم و جورشان ز خصم
اينان كي‌اند و از چه تبارند گاه رزم؟
اما كس نيست تا حكايت اين ماجرا كند
كس نيست تا نكايت آن برملا كند
كس نيست تا خبر دهد از اين بلا و خون
يا گويدم چه رفته بر ايشان ز خصم دون
القصه عاقبت از پس لحظه‌ها سكوت
دامان سرخ رنگ افق قصه مي‌كند
از ماجراي رفته بدين وادي ستم
اين گونه لب گشايد و ما را خبر كند
كه اين دشت خون گرفته كه اكنون غنوده است
در زير سايه روشن مهتاب شب به ناز
امروز بوده شاهد رزم مبارزان
هم ديده است جنگ دليران سرفراز
اين پهن دشت باز كه بينيد اين چنين
بوده است ناظر پروردگار دين
كه آنان كه با شهامت و ايثار خونشان
بشكسته‌اند پشت ستمبارگي و كين
اين صحنه بازمانده توفاني از بلاست
توفان رزم ديو عليه ره خداست
و از داغ لاله‌هاست هويدا و چهر دشت
كه اين لاله‌زار جاي شهيدان كربلاست
از خون اين فتاده به خاكان به شرق و غرب
فجر و شفق دو آيت سرخ‌اند جاودان
از سوگشان به قامت شب تا ابد ز غم
مشكين رداست خلق جهان را همي نشان
تهران
شب يازدهم محرم 1357 شمسي
از تأثير نهضت امام حسين(ع) در ايجاد انقلاب و بهره‌گيري رهبران انقلاب از اين نهضت براي برانگيختن مردم، چه تحليلي داريد؟ اين بهره‌گيري چگونه انجام مي‌پذيرفت؟
پاسخ اين سؤال بسيار مفصل است. در كتابي كه راجع به بنده به عنوان «كارنامه من» تهيه شده است، فصلي را باز و درباره انقلاب و جنبه‌هاي گوناگون آن، بحث مفصلي كرده‌ام. در آنجا فصلي هست به نام «پيشگامان انقلاب». درست است كه رأس هرم انقلاب، مرحوم امام خميني است، ولي فراموش نكنيم همپاي آن بزرگوار، شخصيت‌ها و بزرگمرداني راهي را كه مردم به رهبري امام خميني مي‌پيمودند، هموار كردند. مرحوم آيت الله طالقاني با محافلي كه در مسجد هدايت برگزار مي‌كرد و با جلسات تفسير قرآني كه داشت، استاد بزرگوار ما مرحوم محمدتقي شريعتي، فرزند برومندش مرحوم دكتر شريعتي با آن سخنراني‌هاي هيجان‌انگيز، منطقي و شورآفرين. در همه شهرها و بلاد ايران نظير اين بزرگمردان بودند كه گرمي آتش احساسات دينداري و شور عاشورايي را حفظ كردند. در آن فصل از شخصيت‌هاي ديگري هم نام برده‌ام...

آنها چقدر از عاشورا بهره مي‌گرفتند؟
باز به ياد جمله معروفي از امام مي‌افتم كه: ما هر چه داريم از تاسوعا و عاشورا داريم. قيام امام حسين(ع) اوج اين حركت است. هرچند به ظاهر خواستند اين آتش را خاموش كنند، اما نتوانستند:«چراغي را كه ايزد برافروزد/ هر آن كس پف كند ريشش بسوزد» يا ريشه‌اش بسوزد كه سوخت! الهام‌بخش تمام قشرهاي انقلابي از بعد از قيام عاشورا تا امروز، حضرت امام حسين(ع) و شهداي كربلا بوده‌اند كه اين حرارت را نگه داشتند و به نسل‌هاي بعد منتقل كردند كه اميدوارم اين آتش مقدس تا قيامت، جاودان باشد.
درعصر ما اين حركت مقدس و ملهم از عاشورا توسط حضرت امام خميني، حياتي دوباره يافت و از اوايل دهه 40 مجدداً خودنمايي كرد. خاطرم هست كه من تا فروردين ماه 40، مقلد مرحوم آيت‌الله بروجردي بودم. از آنجايي كه پس از فوت مرجع تقليد، هر شيعه‌اي موظف است جست‌وجو كند و ببيند اعلم كيست، تا از او تقليد كند، من هم بعد از فوت ايشان از شخصيت‌هايي مثل آيت‌الله طالقاني كه به مشهد مي‌آمدند، مرحوم استاد محمدتقي شريعتي و ديگراني كه در كارهاي سياسي بودند و به تهران مي‌رفتند و مي‌آمدند كه چه كسي پس از مرحوم آقاي بروجردي اعلم است؟ همه يكصدا، اما با احتياط ـ چون جو آمادگي نداشت ـ مي‌گفتند: يك «حاج آقا روح‌اللهي» در قم هست كه علاوه بر اعلم بودن، عارف و شجاع است و تقريباً مبارزات خود را عليه يزيد زمان شروع كرده است. از اين طريق مرجع تقليد خودم را يافتم و بعد روي آثار حضرت امام مطالعه كردم و بعد هم به قم رفتم و خدمت ايشان رسيديم. در كل تشخيص دادم كه ايشان اولاً: انساني است راست گفتار و درست كردار و نهايتاً من، سياست به معناي ماكياولي را اصلاً در امام نديدم. مردي بود كه تكيه كلامش اين حديث نبوي بود:«حُبُّ الدُّنيا رَأسُ كُلِِّ خَطِيئَه» و اين را در عمل نشان داد و بعد هم نشان داد كه قيام او عليه خاندان فاسد پهلوي، همان راهي است كه امام حسين(ع) طي كرد. با تمام وجود، آن زندان‌ها، تبعيدها و خون جگر خوردن‌ها را كه منجر به قيام 15 خرداد 42 شد تحمل كرد. ثانياً نفوذ كلمه‌ داشت، براي اين‌كه مرد عمل بود. كساني كه حرف مي‌زنند و عمل مي‌كنند، در نفوس مردم مؤثرند. خيلي‌ها سخنان زيبايي گفته‌اند و مي‌گويند، اما كوچك‌ترين اثري نمي‌كند، چون مرد عمل نيستند. هدف اصلي امام خميني سرنگون كردن حكومت جابرانه پهلوي و جايگزين كردن حكومت اسلامي به‌جاي آن حكومت طاغوتي كه چه بگويم، يك حكومت مخلوط از شرق و غرب، بود. نفوذ كلام امام بود كه حتي جنگ تحميلي هشت ساله را هم بر ايران آسان كرد. بلواهاي متعددي كه توسط ضد انقلاب در كردستان، در شمال ايران و جاهاي ديگر به راه مي‌افتادند و به صورت خودجوش توسط مردم دفع مي‌شدند، همه در اثر نفوذ كلام و منش عاشورايي امام بود. فكر مي‌كنم هنوز نفوذ كلام امام در روزگار ما، پشتوانه سخنان رهبر انقلاب و ديگران است. خداوند هيچ‌وقت سايه اسلامي را كه در وجود امام خميني مجسم بود، از سر ما كم نكند. بزرگ‌ترين رسالت اين نسل اين است كه بتواند اين ارزش‌ها را حفظ كند و در عمل نشان بدهد اگر نتواند اين امانتداري را بكند، سودي كه نمي‌برد هيچ، به اسلام زيان مي‌زند. در گوشه و كنار شواهدي در اين زمينه‌ها داريم كه بگذريم بهتر است. در نتيجه هر يك از ما به نوبه خود در اجراي امر به معروف و نهي از منكر و تبعيت از فرامين رهبر بزرگي مثل حضرت امام (قده) وظايفي داريم. مسلماً اگر آن صداقت و بي‌نظري، خدمت به خلق و خدمت به دين وجهه همت همه ما باشد، مشكلي براي ما باقي نمي‌ماند. كما اين‌كه مي‌بينيم با تحريم‌ها و سختي‌هايي كه توسط اين جنايت‌پيشگان ـ اعم از دشواري‌هاي سياسي و اقتصادي ـ بر ملت ايران تحميل شده است، اين ملت باز هم به اتكاي معنويت اسلام توانسته است راه خود را ادامه بدهد و اگر ما اتفاق، همدلي و همزباني را از دست ندهيم، به نظر من در آينده نزديكي ايران جزو ابرقدرت‌هاي جهان خواهد شد ان‌شاءالله.

شما از دوستان نزديك دكتر شريعتي بوديد. نقش او را در به‌روز كردن معارف عاشورايي كه در «حسين وارث آدم» و امثال آن به چشم مي‌خورد و تأثير آن بر افروختن بيشتر شعله‌هاي انقلاب را چگونه مي‌بينيد؟
ترجيح مي‌دهم تا از زبان خودش، پاسخ شما را بدهم. در روزهاي گرم، پرشور و هيجان تاسوعا و عاشورا يا روزهاي وفات ديگر ائمه معصومين(ع)، تعبيرش اين بود كه درست است سوگواري و عزاداري براي خاندان عصمت و طهارت از كارهاي ضروري است كه بايد انجام بدهيم، ولي‌ اي كاش اين نيروهايي كه عده زيادي از جوانان ما و دوستداران ائمه معصومين(ع) صرف ضرب و شتم خودشان مي‌كنند، تبديل به مشتي آهنين كنند و وسط فرق سر دشمنان اسلام بزنند كه از هر فرصتي براي تفرقه انداختن، به بيراهه بردن و وارد كردن خرافات به اعتقادات شفاف، اصيل و درست ما، استفاده مي‌كنند. درد او هم اين بود، ولي گاهي دردش را يك مقدار تند بيان مي‌كرد، با اين همه من، جز ارادت به امام حسين(ع) و خاندان عصمت و طهارت در او نديدم. مي‌دانيد من عمري را در‌باره آثار دكتر شريعتي مطالعه كرده و در‌باره خاندان عصمت و طهارت(ع)، از نويسندگان مختلف، كتاب‌هاي كمي نخوانده‌ام، ولي كمتر نويسنده‌اي را در اين زمينه، به عشق و شيفتگي دكتر شريعتي ديده‌ام. حرفي كه مي‌زد واقعاً از قلبش برمي‌آمد. نام كتاب‌هايش هم اين را نشان مي‌دهد:«فاطمه، فاطمه است» و «حسين، خون خداوند»...

حسين وارث آدم...
بله و ساير آثار او. اگر آثار دكتر شريعتي را مطالعه كنيم، در وسط سطر آن ارادت و صميميت او را در مي‌يابيم. او هم درد بسياري از عالمان ديني ما را در كارآمدتر كردن مناسك و مراسم عاشورا داشته است. خداوند بر درجات او هم بيفزايد.
يكي از دغدغه‌هاي مهم علما و نخبگان جامعه ما، حفظ تأثيرات تاريخي رويدا عاشورا بر جريان سيال فرهنگ و سياست دركشور ماست. از ديدگاه جنابعالي چه آسيب‌هايي مي‌تواند موجب ضعف اين ارتباط تاريخي شود؟
به نظر من دراين باره بايد به يك نكته مهم و ظريف اشاره كرد. الان بخش كارهاي ظاهري و صوري مراسم عاشورا، به دست عوام‌الناس و مردمي است كه سواد و معلومات چنداني ندارند و فقط عشق دارند. اينها به رغم همه خدمات و خلوصشان، به شأن و مكانت والاي اين مراسم، لطمه‌هايي هم زده‌اند. بعضي از نوحه‌خوان‌ها در اشعارشان مطالبي دارند كه از آنها بوي شرك مي‌آيد! سال گذشته از بنده كتابي به نام «جامعه كبيره» چاپ شد كه در آن به برخي از شبهاتي كه از ماهواره‌هاي ضد تشيع علوي پخش مي‌شود، پاسخ داده‌ام، شما هم در روزنامه‌تان، آن را معرفي فرموديد. اين به اصطلاح رسانه‌ها، به دنبال نقاط ضعف مي‌گردند و آنها را هم در عوام‌الناس پيدا مي‌كنند. در علما كه پيدا نمي‌كنند، چون تا به حال علما در حد توانشان، كوشش كرده‌اند جلوي خرافات عوام‌الناس را بگيرند، ولي متأسفانه زورشان نرسيده است! چون عوام‌الناس وقتي به چيزي اعتقاد پيدا كرد، جان خودش را هم روي آن مي‌گذارد، چه درست باشد چه غلط! البته خرافه‌پرستي در همه ملل و نحل وجود دارد. چند سال پيش در كنگره‌اي در كانادا شركت كردم كه در ابتدا نامش «كنگره خاورشناسان» بود. موضوع سخنراني‌ام خرافات و راه مبارزه با آن از ديدگاه اسلام بود. اين موضوع مرا بر آن داشت كه روي خرافه‌پرستي در دنيا مطالعه كنم و ديدم در متمدن‌ترين كشورهاي جهان، به عنوان نمونه انگلستان وسعت خرافه‌پرستي بيشتر است...

به‌رغم همه پيشرفت‌هايي كه كرده‌اند؟
بله، از جمله چيزي كه من به چشم خودم در كانادا ديدم، خرافه عدد 13 بود! گفتند: در همين شهر تورنتو كه ما وارد شده بوديم، هميشه هتل‌هاي چندين طبقه‌اي هستند كه طبقه سيزدهمشان خالي است! براي اين‌كه هيچ‌كس به طبقه سيزدهم نمي‌رود، چراكه آن را نحس مي‌داند! و جالب اينجاست كه گفتند: در لندن، پاريس، مادريد و ساير شهرهاي دنيا هم اين قضيه هست!هر يك از عناوين خرافات در اروپا، امريكا و ساير نقاط دنيا مي‌تواند موضوع بحث جداگانه‌اي قرار بگيرد، پس اين‌طور نيست كه چهار نفر عوام‌الناس شيعه برخي از كارهاي خرافي را انجام بدهند، اين رفتارها در تمام نحله‌ها وجود دارد. در يكي از اين ماهواره‌هايي كه عرض كردم مراسمي را نشان مي‌داد ـ كه نمي‌دانم واقعي بود يا ساختگي ـ كه عده‌اي به سر و سينه خود مي‌زدند و ترجيع‌بندي را تكرار مي‌كردند كه: يا ابوالفضل العباس! يا مقلب القلوب و الابصار، يا مدبر الليل و النهار، يا...

اين كه دعاي تحويل سال است!
بله، يا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الي احسن الحال! آن عوام الناسي كه به سر و سينه‌اش مي‌زند، كمتر توجه مي‌كند كه چه دارد مي‌گويد! هر سال قبل از آغاز دهه محرم، حوزه قم و شايد حوزه نجف اطلاعيه مي‌دهند كه برخي از رفتارها از قبيل تيغ زدن، قمه زدن و آسيب رساندن به خود جايز نيست، اما باز در گوشه و كنار اين رفتارها ديده مي‌شود و مستمسكي به دست دشمنان شيعه مي‌دهد. خاطره‌اي را برايتان نقل مي‌كنم: يك عالم بزرگ كه ظاهراً مرحوم آيت‌الله بروجردي بوده‌اند، درآستانه ماه محرم تصميم گرفتند افرادي را كه در رأس هيئات بودند، دعوت كنند و از آنها بخواهند هيئت‌هاي خود را توجيه كنند تا چنين رفتارهايي از آنها سر نزند. وقتي صحبت‌هاي آقا تمام شد، از اين‌كه توانسته بودند حرفش را تفهيم كنند، احساس رضايت كردند. يك نفر از وسط جمع بلند شد و پرسيد:«آقا! سال چند ماه است؟» جواب داده شد:«دوازده ماه». او گفت:«يازده ماه از سال را تابع بي‌چون و چراي شما هستيم و هر كاري را كه بخواهيد انجام مي‌دهيم. اين يك ماه را شما تابع ما باشيد و بگذاريد به هر شكلي كه مايليم عزاداري كنيم!» آن بزرگوار متوجه شد كه نتيجه صحبت‌هايش چه بوده است! منطق آقايان تنها علاقه‌شان است و مي‌گويند شما هر قدر هم كه نصيحت كنيد ما دست‌بردار نيستيم! اين جزئي است از كل و بيشتر هم جنبه صوري دارد، ولي اگر حقايق و اصول از مسير اصلي خودشان منحرف شوند و به جايي برسد كه نه شارع و نه علماي اصيل اسلام مي‌پسندند، آن وقت براي مكتب دردسر فراهم مي‌كند. به هرحال از روزي كه حادثه عظيم عاشورا واقع شد تا به امروز، آثار پربركت فراواني داشته و اگر انحرافي هم به وجود آمده، ناشي از دوستي‌هايي از سر ناداني بوده است كه افراد از خودشان نشان داده‌اند كه:«اسلام به ذات خود ندارد عيبي/ هر عيب كه هست از مسلماني ماست» و همين الان هم كه انقلاب كرده‌ايم و صاحب نظامي به نام اسلام هستيم، از سوز و گداز بنده و جنابعالي است كه واقعاً به عشق دين زنده هستيم. چرا عده‌اي پس از اين انقلاب و اين همه شهيد دادن، باز هم بدشان نمي‌آيد كه همان راه شيطان و ضلالت را طي كنند؟ در حالي كه مي‌دانند سلامتي در اين راه است؟در نتيجه بايد درسلامت ماندن اين مكتب، هر كدام از نويسندگان، شعرا و علماي ما در حد طاقت و توانشان بكوشند كه اگر بكوشند، آن اثرات منفي هم خود به خود از بين خواهد رفت. به اميد رسيدن به آن روز.

و سخن آخر؟
بنده ضمن سفري كه در سال 1378 به كربلاي معلّي داشتم و پس از زيارت مدفن شهداي جاويد اسلام و نثار قطره اشكي بر تربت آنان، اين رباعي را به يادشان به سلك نظم در آوردم:
«در كرب و بلا كه گشته هفتاد و دو تن
در راه خدا شهيد بي‌غسل و كفن
مدفون شده اندر جوار شه دين
مي‌شوي به اشك ديده روي و دامن»
با تشكر از جنابعالي كه بار ديگر با ما به گفت‌وگو نشستيد.


منبع : روزنامه جوان



تاریخ انتشار: ۱۹ آبان ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۶





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: جوان آنلاین]
[مشاهده در: www.javanonline.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 14]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن