واضح آرشیو وب فارسی:نامه نیوز:

از باهنر «لابیگر» تا عارفِ آرام؛ اصلاحطلبان در حضور هاشمی و خاتمی تن به «لیدری» عارف میدهند؟/ باهنر در سودای ایفای نقش «ریش سفیدی»
دو جریان سیاسی مهم کشور خود را برای رقابت نفس گیر انتخابات مجلس شورای اسلامی آماده میکنند.
مصطفی داننده: انتخابات مجلس دهم، زمین تازه رقابت میان اصول گرایان و اصلاح طلبان است و این دو جریان خود را برای این رقابت نفس گیر آماده میکنند.
اصول گرایان که از انتخابات مجلس هشتم، دیگر طعم وحدت را نچشیدهاند، سخت به دنبال رسیدن به یک وحدت کلمه در فضای داخلی خود هستند. حسین فدایی نماینده سابق مجلس شورای اسلامی اخیرا در یک گفتوگوی تلویزیونی، به اختلاف اصولگرایان در انتخابات سال 84 اشاره میکند و میگوید:« شورای هماهنگی نیروهای انقلاب دستاوردهای خوبی داشت اما نتوانست روی اصول و مواضع طراحی شده بایستد و چون برخی از این اصول و مواضع عدول کردند، ناخودآگاه آسیب هایی وارد شد. تعجیل برخی از دوستان باعث شد داخل تشکیلات و شورا با اختلاف و چالش ایجاد شود. متاسفانه علی رغم اینکه رویکرد عمومی مردم نسبت به اصولگراها مثبت بود اما در نهایت تفاهم روی یک فرد صورت نگرفت و چهار نامزد بیرون آمد.»
این تعدد نامزدها در انتخابات ریاست جمهوری بیانگر تفاوت دیدگاه سیاسیون اصولگرا بود، تفاوت دیدگاهی که حتی در جریان انتخابات مجلس نهم بیشتر نمایان شد و جریان اصولگرا به دو دسته جبهه پایداری و جبهه متحد اصول گرایی تقسیم شد. این دو جبهه با تفاوت دیدگاه خود سبب تعریفهای جداگانهای از اصولگرایی شدند و هرکدام دیگری را متهم به تندروی میکردند.
انتخابات ریاست جمهوری سال 92، بازهم نشانگر عمق اختلاف جریان اصولگرایی بود و آنان با 4 نامزد وارد این انتخابات شدند که حاصل آن پیروزی نامزد نزدیک به جریان اصلاحات یعنی حسن روحانی بود.
اصول گرایان بعد از این شکست، به این فکر افتادند که باید به سوی اتحاد بیش بروند اما آنان با یک مشکل بزرگ مواجه بودند و آنهم بحران «شیخوخیت» در این جریان بود. آیتالله مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان رهبری بعد از اختلاف افکنی های مجلس نهم، ترجیح داده است، روزهای خود را با سکوت سپری کند و ناطق نوری که در سال 84 تمام تلاش خود را کرد تا اصولگرایان به وحدت برسند، نیز با نیروهای این جریان قهر سیاسی کرده و ترجیح میدهد که دیگر وارد بازی دسته بندی بین جریانات اصولگرا نشود. سکوت مهدوی کنی و قهر ناطق نوری، با درگذشت عسگراولادی دیگر ریش سفید جریان اصولگرایی همراه شد تا این جریان دچار بحران اساسی مدیریت شود.
اصول گرایانی که با بحران شیخوخیت روبرو بودند، تصمیم گرفتند راهی دیگر را تجربه کنند و به سوی مدیریت نیروهای جوان خود بروند. جبهه پیروان خط امام و رهبری که متشکل از 14 گروه اصول گرا از جمله حزب موتلفه اسلامی است، محمدرضا باهنر« مرد لابیهای مجلس» را به عنوان دبیرکل این جبهه انتخاب کرد تا فضای جدیدی را در دو سال مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی تجربه کنند.
برخی از اصولگرایان معتقدند که قدرت لابی گری باهنر میتواند زمینه وحدت اصول گرایان را فراهم کند. در همین رابطه کوهکن، نایب رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری اعتقاد دارد که :« جوانتر بودن، داشتن روحیه تشکیلاتی، اعتقاد به نظر جمعی و کار جمعی، قدرت بالای چانه زنی در مذاکرات و گفتگوها، توان بالای استدلالی، نظم و انضباط، پیگیر بودن، قدرت تعامل و گفتگو و تواضعی که ایشان دارند می تواند از او یک فرد مناسب برای دبیرکلی این جبهه بسازد.»
در این میان امیر محبیان از تئورسینهای جریان اصولگرایی اما نظر دیگری دارد و اعتقاد دارد که باهنر نمیتواند زمینه ساز وحدت اصولگرایی شود. او میگوید:«باهنر هر چند توانایی لابیگری خوبی دارد، ولی نه او به پایداریها اعتقاد و اطمینان دارد و نه آنها به او، فقط باید از پایداریها دعوت کرد در فرآیند کلی اصولگرایان برای انتخابات قرار گیرند. اگر آمدند که تازه مشکلات اجرایی هماهنگی آغاز میشود اگر نیامدند، خب نباید عزا گرفت، بقیه را باید مدیریت کرد»
باهنر با توجه به زمان باقی مانده تا انتخابات مجلس شورای اسلامی، باید تمام تلاش خود را انجام دهد تا بعد از سالها اختلاف، وحدت را به بدنه اصولگرایان بازگرداند و آنان با یک لیست واحد پای به عرصه رقابت با اصلاح طلبانی بگذارند که این روزها با امید بیشتری پای در عرصه انتخابات گذاشتهاند.
اصلاح طلبان که بعد از حوادث سال 88 در یک رخوت سیاسی و سردرگمی اجتماعی به سر میبردند در جریان انتخابات سال 92، توانستند با بازسازی خود با مدیریت هاشمی و خاتمی به صحنه سیاسی کشور بازگردند. حضور عارف و روحانی به عنوان دو نماینده این جریان در مقابل نامزدهای اصولگرا خود نشان از اوضاع بهتر اصلاح طلبان نسبت به اصول گرایان داشت.
این جریان توانست به هدایت هاشمی و به ویژه خاتمی، محمدرضا عارف را راضی به کناره گیری از انتخابات به نفع حسن روحانی کند تا رای عارف با تمام جذابیتهای روحانی بتواند، نتیجه انتخابات را به نفع آنان رقم بزند. همین اتحاد موجب شد که در روزهای پایانی انتخابات، حسن روحانی به طرز چشمگیری از رقبای اصولگرایی خود به ویژه « قالیباف» فاصله بگیرد و در نهایت در روز 24 خرداد، به عنوان هفتمین رییس جمهور ایران برگزیده شود.
پیروزی روحانی از یک سو، و کسب اکثریت نسبی شورای شهر تهران توسط اصلاح طلبان از سوی دیگر، این تصور را در ذهن اصلاح طلبان ایجاد کرد که باید به فکر فتح مجلس شورای اسلامی باشند. در همین زمینه محمدرضا عارف اعلام کرد که پیروزی اصلاح طلبان در مجلس دور از دسترس نیست و آنان میتوانند این مجلس را در اختیار خود بگیرند.
همین تفکر باعث شده است که محمدرضا عارف به واسطه امتیازی که به خاتمی و روحانی در جریان انتخابات ریاست جمهوری داده بود، انتظار داشته باشد که به عنوان لیدر جریان اصلاحات در جریان انتخابات مجلس به ریاست خانه ملت برسد.
این درحالیست که هنوز بسیاری از جریانهای سیاسی اصلاح طلب معتقد به لیدری سید محمد خاتمی در این جریان هستند و برخی دیگر به دنبال حضور ناطق نوری به عنوان سرلیست اصلاح طلبان هستند.
در این میان برخی از اصلاح طلبان نیز وجود دارند که از سرلیستی عارف حمایت میکنند که از جمله آنان میشود به اعضای حزب مردم سالاری اشاره کرد. مصطفی کواکبیان دبیرکل این حزب می گوید« سرلیستی عارف به خود ایشان بستگی دارد و اگر واقعا بخواهد در این انتخابات حضور داشته باشد باید از این موضوع استفبال کرد.»
داریوش قنبری دیگر عضو ارشد این حزب هم معتقد است« عارف شخصیتی اصلاح طلب و دوست داشتنی است و این ظرفیت را دارد که اصلاح طلبان را به دور خود جمع کند.» بنا به گفته این چهره اصلاح طلب، عارف با حمایت سایر شخصیت های اصلاح طلب آقای خاتمی و آقای هاشمی می تواند محور انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی باشد.»
تابش نماینده مردم یزد در مجلس شورای اسلامی و همچنین خواهرزاده سید محمد خاتمی اما دیدگاهی متفاوت دارد. او می گوید« سخن در مورد سرلیستی اصلاحات در انتخابات مجلس زود است و بهتر است کمی صبر کنیم تا زمان همه چیز را مشخص کند.»
در این میان آنچه بیش از هرچیز دیگری مشخص است، تلاش عارف برای رسیدن به سرلیستی جریانات اصلاحات در انتخابات آتی است. مرد آرام اصلاحات که بعد از انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری، به مرد فعال جریان اصلاحات تبدیل شده است و بیش از هرشخص دیگری به دنبال تاسیس یک حزب فراگیر در این جریان است.
از باهنر لابیگر تا عارف آرام!
اما شاید مهمترین تفاوت بین این دو جریان آن باشد که باهنر به خاطر درگذشت، سکوت و قهر ریش سفیدان اصولگرا، دبیرکلی جبهه پیروان را به دست گرفته است و سعی میکند اصولگرایان را به دور یک میز جمع کند تا سنگر مجلس را به اصلاح طلبان واگذار نکنند و عارف درحالی که خاتمی و هاشمی رفسنجانی، نقش فعالی در جریان اصلاحات بازی میکنند، میخواهد لیدر این جریان شود.
نکته دیگری که شاید عارف به آن بی توجه است، حضور طیف نزدیک به دولت که اتفاقا در جبهه اصلاحطلبی تعریف میشوند در انتخابات مجلس دهم است و این یعنی جریان سوم طرفداران دولت در انتخابات مجلس دهم که بخشی از آنها را می تواند اصلاح طلبان معتدل تشکیل دهند.
باید منتظر نشست و منتظر ماند و دید که این دو جریان در دو سال آینده چه استراتژی برای انتخابات مجلس دهم در نظر خواهند گرفت و آرایش سیاسی جناح های سیاسی در دهمین انتخابات مجلس به چه سمت و سویی پیش خواهد رفت.
1392/10/4
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: نامه نیوز]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 57]