واضح آرشیو وب فارسی:خبرگزاري قرآني ايران: نگاهي به مجموعه آثار طاهره صفارزاده/7«از جلوههاي جهاني» صفارزاده؛ تصويري روشن از جهان امروز ما
گروه ادب: آخرين مجموعه شعر «طاهره صفارزاده» از حيث مضامين با دنياي امروز خوانندگانش نزديكي بيشتري دارد و او ميتواند بهسادگي تمام جرياني كه ذهن سيال شعر براي او ميسرايد را در اطراف خود مشاهده كند و اين مهمترين عاملي است كه نشان از پويش دائمي شاعر دارد.
به گزارش خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا)، «از جلوههاي جهاني» عنوان آخرين مجموعه شعر طاهره صفارزاده است كه در فاصله سالهاي 82 تا 85 سروده شده است. با نگاهي به اشعار اين كتاب با توجه به نوع انتخاب مضامين ميتوان دريافت كه نگاه شعر صفارزاده همچون گذشته بهجهشي عظيم متناسب با تغييرات جامعه دست زده و دغدغه او يافتن گم شدن دروني انساني است كه او امروز ميبيند. انساني كه در گذر زمان و تغييرات امروز خود را بهنوعي ديگر در محيط خويش مسخ كرده و گم شده است، امروز او شايد همان مفاهيم سادهاي باشد كه شاعر ساليان زيادي آنها را نشر داده و امروز در لواي هزار رنگ جهان مدرن اندكاندك غبار فراموشي را بر خويش نشسته ميبيند.
«كلام در مقاصد جهان وطني
لحن قساوت دارد
به سرزمين مخاطب ميگويد
مال خودم از خودم
مال تو هم از من
هويت من غالب
هويت تو مغلوب»
نگاه صفارزاده در اين مجموعه نماينده بارز ذهن جوشنده و آگاه فرهنگي است. نمادي از فكر يك مسلمان كه هرگونه اتفاقي در اطراف او، حتي يك برنامه ساده تلويزيوني، نهتنها شعور او را به سخره نميگيرد كه او را بيدار و هوشيار به كاوش در آن راهنمايي ميكند.
نگاه صفارزاده در واپسين مجموعه شعري خويش نگاهي كلان است كه در عين ديد عام او به پديدههاي عالم بسياري از پديدههاي جزئي و داخلي محيط زندگي خويش را نيز فراموش نكرده و در نقد و اعتراض به فرعنگري روزگار خود، اصول را به خوانندهاش يادآوري مجدد ميكند.
«هنر نمايش
شايعترين هنر روز است
اما برترين هنر
اي انسان
در سراسر دنيا
هنر توست
هنر بيسپاس
هنر بيجايزه
كه زنده هستي
نفس ميكشي
بينان و آب
بيسرپرست
بيسرپناه»
درونمايههاي ذهني شاعر در آخرين مجموعه شعر خويش نيمنگاهي به دغدغههاي فلسفي او نيز دارد. شعر «ذهن و فطرت» و يا «ترس بزرگ»، «دشمنها» و «از صوت و لحن» از جمله اين اشعار به شمار ميآيد.
اشعاري كه به واقع نهيبي است بر انسان براي ديدن درون غير مادي خود آنجا كه ميگويد:
«ترس بزرگ اما /شكنجه ديدن روح است»
يكي از بزرگترين ويژگيهاي آخرين مجموعه شعر صفارزاده نزديكي بسيار زود شعر او به بطن حوادث اجتماعي است. آنجا كه او و شعرش به يك حادثه در روزنامه و يا يك انيميشن در تلويزيون آنچنان مينگرد كه هر خوانندهاي بيشك پس از مرور اين اشعار به ارتباط و جهانشناسي خود از اين موضوعات كه به روشني تماس خويش را با آن درك كرده است، نگاهي مجدد و از سر جستجوگري و انتقاد مياندازد.
شعر صفارززاده در تمام دوران حياط مادي او با او جوشيد و بزرگ شد. با او سفر كرد و تمام آيههاي خداوند را بر روي زمين با او لمس كرد. شعر او شعر يك شاعرنيست. نواي انسان گمشده در خويش است. نواي انسان سرگردان در خودساختههايش
نوايي كه هر دم آدمي را به خود ميخواند؛ حتي همين حالا...
نويسنده: حميد نورشمسي
يکشنبه 19 آبان 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: خبرگزاري قرآني ايران]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 227]