واضح آرشیو وب فارسی:صاحب نیوز: صاحب نیوز ؛ – حجت الاسلام عبدالغفار امیدوار / اگر ما با جایگاه و عظمت خانواده آسمانی خود آشنا بشویم با افتخار زندگی خواهیم کرد و از بسیاری غمها و غصه ها و افسردگی ها رها خواهیم شد. در ادامه دو وظیفه والدین نسبت به فرزندان و وظایف فرزندان نسبت به والدین را بر اساس سیره فاطمی بررسی می کنیم. الف- وظیفه والدین نسبت به فرزندان: خدواند در سوره تحریم آیه شریفه 6 فرموده: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً»؛ خودتان و اهلتان را از آتش حفظ کنید. لذا والدین سه وظیفه برعهده دارند: تامین «نیازهای مادی»، تامین «نیازهای عاطفی» و تامین «نیازهای معنوی». نباید سبک زندگی ما طوری باشد که فرزندانمان، برداشتشان این باشد که زندگی یعنی؛ همین پول و پست و خانه و مدرک و…؛ متاسفانه برخی والدین آنقدر بر دکتر و مهندس شدن تاکید می کنند که بچه ها فکر می کنند فلسفه خلقت همین دکتر و مهندس شدن هاست! در حالی که خداوند فرموده: «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» (ما شما را جز برای بندگی خدا خلق نکردیم). به بچه هایمان آدرس اشتباه ندهیم؛ نمی گویم دکتر و مهندس نشوند اما اینکه هدف از زندگی را اینطور چیزها تعریف کردند خیلی اشتباه است. به فرزندانتان بیاموزید که هدف اصلی «بندگی خدا» است. برخی فرزندانِ خود را مادی گرا تربیت می کنند و لذا از فرزندان خود در حالی که هنوز زنده هستند متاسفانه مساله تقسیم ارث و این دست موارد را می شنوند. یا دیده شده مادری بیوه که در خانه کوچکی سرپناه گرفته بچه هایش می گویند مال پدرمان بوده، ارث است، بلندشو، می خواهیم تقسیمش کنیم! خوب اینها عاطفه ندارند اما این پدر و مادر هستند که آنان را تامین عاطفی نکرده بودند حالا به خودشان کمانه کرده است. در روایتی نقل شده که رسول خدا (صل الله علیه و آله) امام حسن و امام حسین(علیهما سلام) را می بوسید؛ اقرع بن حابس گفت: من ده فرزند دارم که هرگز یکی از آنان را نبوسیده ام. پیامبر جواب داد: «مَن لا یَرْحَم لا یُرْحَم» (1) یک پدر و مادر هم ممکن است تامین مالی و عاطفی بکنند اما تامین معنوی خیر؛ نه مجلس قرآنی، نه هیاتی، نه نماز و مسجدی، نه زیارتی نه… اینها هم همینطور؛ برای فرزندانشان پدری نکردند، مادری نکردند و فردای قیامت یقّه اینها دست فرزندانشان گیر است. می گویند: پدر! مادر! مگر نفرموده بود: قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً. نمونه هایی از تامین نیازهای مادی فرزندان از سوی زهرای اطهر سلام الله علیها: سلمان فارسی می گوید: وارد خانه حضرت زهرا شدم، دیدم فاطمه نشسته و آسیابی پیش روی اوست و به وسیله آن مقداری جو آرد می کند و عمود آسیا خون آلود است. عرض کردم دختر رسول خدا چندان خود را به زحمت نیانداز، این فضه کنیز شما در خدمت شماست. فرمود: رسول خدا به من سفارش کرد که کارهای خانه را یک روز من انجام دهم و روز دیگر فضه انجام دهد. دیروز نوبت فضه بود و امروز نوبت من است. سلمان می گوید: عرض کردم من بنده آزاد شده شما هستم، من حاضر به خدمت هستم، یا آسیاب کردن جو را به عهده من بگذار یا پرستاری از حسین را. فرمود من به پرستاری حسین مناسبت ترم. شما آسیاب کردن را برعهده بگیرید. من مقداری از جو را آسیاب کردم. ناگهان ندای اذان و نماز را شنیدم به مسجد رفتم و نماز را با رسول خدا خواندم. پس از نماز جریان را به مولایم علی گفتم. آن حضرت گریان برخاست به خانه رفت و سپس دیدم خندان بازگشت. رسول خدا از علت خنده او سؤال کرد. علی عرض کرد یا رسول الله نزد فاطمه رفتم، دیدم به پشت خوابیده و حسین روی دستان زهرا به خواب رفته است ولی آسیاب در پیش او بی آنکه دستی بر آن گذاشته باشد به خود می گردد. رسول خدا فرمود: یا علی آیا نمی دانی که برای خدا فرشتگانی است که در زمین گردش می کنند تا به محمد و آلش خدمت کنند و این خدمت تا روز قیامت ادامه دارد. (2) امام علی(علیه السلام) فرموده است: «فاطمه به قدری با مشک آب کشید تا بر سینه اش اثر گذاشت، و به قدری با آسیاب دستی آرد کرد تا دست هایش مجروح شد و آن قدر خانه روبی کرد و برای پخت و پز آتش زیر دیگ نهاد که لباس هایش گردآلود و دودی گردید؛ و در این امور زحمت و رنج بسیار به او می رسید. (3) نمونه هایی از تامین نیازهای اخلاقی و عاطفی فرزندان از سوی زهرای اطهر سلام الله علیها: حضرت زهرا(سلام الله علیها) آنگاه که کودکان خود را به بازی می گرفت و به تربیت روحی و پرورش جسمی عزیزان خود می پرداخت در قالب زیبای اشعار ادیبانه می فرمود: اَشبِه اَباکَ یاحَسَنُ/ وَاخلَع عَنِ الحَقِّ الرَّسَنَ/ وَاعبُد اِلهاً ذَا المِنَنِ/ ولا تُوالِ ذَالاِحَن؛ حسن جان! مانند پدرت علی(علیه السلام) باش و ریسمان را از گردن حق بردار، خدای احسان کننده را پرستش کن و با افراد دشمن و کینه توز دوستی مکن. و آنگاه که امام حسین(علیه السلام) رابر روی دست نوازش می داد می فرمود: اَنتَ شَبیهٌ بِأبی/ لَستَ شبَیهًا بِعَلیٍّ؛ حسین جان! تو به پدرم رسول الله شباهت داری و به پدرت علی شبیه نیستی؛ امام علی سخنان فاطمه (سلام الله علیهم) رامی شنید و تبسم می کرد. (4) و یا بنا بر حدیث کساء وقتی حسنین علیهما سلام وارد خانه شدند حضرت اینگونه آنها را مورد خطاب قرار داد: وَ اِذا بِوَلَدِىَ الْحَسَنِ قَدْ و اَقْبَلَ وَ قالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّهَ عَیْنى؛ وَثَمَرَهَ فُؤ ادى؛ و پس ساعتى نگذشت که دیدم فرزندم حسن وارد شد گفت سلام بر تو اى مادر گفتم : بر تو باد سلام اى نور دیده ام و میوه دلم. فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِکَ اَبُوالْحَسَنِ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِبٍ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا اَبَاالْحَسَنِ وَ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ؛ در این هنگام ابوالحسن على بن ابیطالب وارد شد و فرمود سلام بر تو اى دختر رسول خدا. گفتم: و بر تو باد سلام اى اباالحسن و ای امیر مومنان. و نیز نقل است که هنگامی که فاطمه سلام الله علیها به امام حسین علیه السلام باردار بود به مشاهده جنگها و دلاوری و شجاعت دلیران از سپاه اسلام می پرداخت تا فرزندش شجاع تربیت شود. (به نقل از حجت الاسلام محمد شجاعی- برخی از خانواده ها فرزندان خود را از هر خطر کردنی باز می دارند و این باعث خواهد شد که فرزندانشان در آینده ترسو بار بیایند. در یکی از مشاوره ها مرد بسیار قوی هیکلی برای مشورت آمده بود و مشکلش ترس از سربازی بود! باید در عین حالی که مراقب فرزندانمان از آسیب جدی هستیم اما نباید روحیه شجاعت و خطر کردن را در آنها نابود کنیم). نمونه هایی از تامین نیازهای معنوی از سوی زهرای اطهر سلام الله علیها: مقدمتا عرض می کنم معنویت در مقابل محسوسات است؛ یعنی آنچه با حواس ظاهری حس نمی شود اما در زندگی شما تاثیرگذار است؛ مثل آبرو، خدا، فرشتگان، معاد و… نشانه معناگرایی چیست؟ اگر امور معنوی را بر امور حسی ترجیح می دهند، مثلا در برابر گرسنگی و تحریم مادیات از حیثیت و دین خود کوتاه نمی آیند آنها انسان معناگرا هستند. و نیز اگر امور غیر عادی اما مستند را به راحتی می پذیرند انسان معناگرا هستند. مثلا قرآن می فرماید در یک چشم بر هم زدن تخت بلقیس جابجا شد؛ پذیرش این دست امور برای انسان های مادی گرا در غایت سختی است. امام حسن علیه السلام نقل می کند که ما نماز شب خواندنهای مادرمان را می دیدیم و شب جمعه ای من شاهد بودم که مادرم از شب تا صبح نماز می خواند و همه را دعا کرد جز خودمان را! پرسیدم مادر چرا برای ما دعا نمی کنی؟ فرمود: «الجارّ ثُمَّ الدّار؛ اول همسایه ها بعد اهل خانه». نمونه دیگر در تعلیم و تربیت است؛ امام حسن(علیه السلام) می فرماید: مادرم به من می فرمود به مسجد برو، آنچه را از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن. و نیز آن حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری فرا می خواند. حضرت در روز بچه ها را می خواباند تا استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتری برای شب زنده داری داشته باشند. ایشان نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود: محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند. ب- وظیفه فرزندان نسبت به والدین: فرزندان نسبت به والدین دو وظیفه کلی دارند: اول اینکه کاری نکنند که مردم، والدین آنها را لعن و نفرین کنند (اگر به همین عمل شود دیگر از هیچکس کار خلافی سر نمی زد) و دوم اینکه نسبت به آنها احسان کنند (وَ قَضى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً ). همانطور که می بینید مساله احسان به والدین در کنار مهمترین اصل دین یعنی توحید مطرح شده است؛ و احسان دو گزاره دارد: اول اینکه فرزندان، قبل از اینکه والدین نیاز خود را طرح کنند به آن جامه عمل بپوشانند و دوم اینکه نیازمندی های والدین را در اولویت کارهای خویش قرار دهند و کارهای آنها را سریع انجام دهند. (مطمئن باشید که اگر رسیدگی به کارهای والدین را در اولویت قرار بدهید آنها ناخودآگاه شما را از صمیم قلب دعا می کنند و در این صورت خداوند به وقت و زندگی شما برکت می دهد). ج- خانواده آسمانی: باید بدانیم ما علاوه بر اینکه خانواده زمینی داریم از یک خانواده آسمانی نیز برخورداریم و آنها چهارده معصوم علیهم السلام هستند. چه اینکه پیامبر اکرم صل الله علیه و آله فرمود: أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّه؛ من و علی دو پدر این امت هستیم (بحارالأنوار، ح 16 95 باب 6). و این یعنی همانطور که صله رحم با خانواده زمینی بر ما واجب است صله با اهل بیت علیهم السلام نیز بر ما لازم است. زیارت و یا شرکت در مراسمات اهل بیت، صلوات فرستادن، انتخاب نام آن سروران برای فرزندانمان و… نوعی صله با خانواده آسمانی است. و ما باید سعی کنیم هر کاری که از دستمان بر می آید در زنده نگه داشتن یاد و نام خانواده آسمانی خود انجام دهیم. ما باید بر حسب شرافت خانوادگی خود زندگی کنیم و شرافت خانواده آسمانی ما در طهارت و پاکی است؛ چه اینکه فرمود «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» (کریمه احزاب/ شریفه 33). اگر ما با جایگاه و عظمت خانواده آسمانی خود آشنا بشویم با افتخار زندگی خواهیم کرد و از بسیاری غمها و غصه ها و افسردگی ها رها خواهیم شد. اینکه می بینید برخی از دختران و پسران ما از دیگران گدایی محبت و توجه می کنند به خاطر این است که قدر و جایگاه خانواده آسمانی خود را نمی دانند. استاد ما می گفت: «خانمی آمده بود و از شوهرش گله می کرد که ما خانه مان را تازه رنگ کرده ایم و شوهرم یک هفته هیات گرفته! خوب این خانم به جای اینکه افتخار کند که خداوند بر سر آنها منت گذاشته تا نام کسانی در خانه آنها برده شود که فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّه ُ أَن تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ، آمده و گله و شکایت می کند. او نمی فهمد که اهل بیت خانواده او هستند. اگر برای آن سروران قدمی بردارد در واقع برای پدر و مادر حقیقی خودش قدم برداشته است.» برای کسانی که در سکرات مرگ نزد شما حاضر می شوند (و اصلا برای همین حضور سروران است که به محتضر، محتضر گفته می شود)، در روایت است که مرگ آن قدر دهشناک و سنگین است که محتضر و میت دچار نوعی مستی و ازخود بی خود شدن می شوند (و اصلا برای همین به سکرات الموت تعبیر شده.) در چنین وضعیتی خانواده آسمانی می آیند و از فرزندانشان حمایت می کنند؛ (همان فرزندانی که در شادی آنان شاد و در غصه آنان غصه دار بودند آیا جزای احسان جز احسان است؟) آن دو فرشته بزرگوار به فرموده امیرالمؤمنین: موی بدنشان آن قدر بلند است که روی زمین کشیده می شود و با انیاب خود زمین را می شکافند، صدائی دارند چون رعد قاصف، دیدگانی چون برق خاطف، برقی که چشم را می زند، میت را مورد سوال قرار می دهند: من ربّک؟ من نبیک؟ من امامک؟ در شرایطی که شما حتی اسم خودتان را هم بیاد نمی آورید اینجا پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) برای شما پدری می کند او به جای شما پاسخ ملکین را می دهد و اهل بیت نیز تائید می کنند. آنان می گویند: وقتی شما اینگونه می گوئید ما چه بگوییم؟ (5) پی نوشت: (1) (الثقات، ج 3، ص 18؛ مناقب، ج 3، ص 435) – به نقلى او نخستین کسى بود که عمر را «امیرالمؤمنین» خواند (تاریخ المدینه، ج 2، ص 678 ) (2) کتاب خرائج راوندی (3) مجلسی، بحارالانوار، ج43 و 42 و 82، بیت الاحزان، ص23 (4) نهج الحیاه، فرهنگ سخنان فاطمه-سلام الله علیها-، ح101،ص 184 (5) بحارالانوار، ج 6، ص 229، ح 32 – قال رسول الله: حُبِّی وَ حُبُّ أَهْلِ بَیْتِی نَافِعٌ فِی سَبْعَهِ مَوَاطِنَ أَهْوَالُهُنَّ عَظِیمَهٌ عِنْدَ الْوَفَاهِ وَ فِی الْقَبْرِ وَ عِنْدَ النُّشُورِ وَ عِنْدَ الْکِتَابِ وَ عِنْدَ الْحِسَابِ وَ عِنْدَ الْمِیزَانِ وَ عِنْدَ الصِّرَاط»؛ (شیخ صدوق، الأمالی، ص 10، تهران، کتابچی، چاپ ششم، 1376ش) انتهای پیام/ الف
دوشنبه ، ۲۹خرداد۱۳۹۶
[مشاهده متن کامل خبر]
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: صاحب نیوز]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 79]