تور لحظه آخری
امروز : جمعه ، 8 فروردین 1404    احادیث و روایات:  پیامبر اکرم (ص):بهشت را درى است كه ريّان ناميده مى شود از آن در، جز روزه داران وارد نشوند.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

خرید پرینتر سه بعدی

سایبان ماشین

Future Innovate Tech

آموزشگاه آرایشگری مردانه شفیع رسالت

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

طراحی سایت تهران سایت

irspeedy

تعمیرات مک بوک

قیمت فرش

خرید بلیط هواپیما

خرید از چین

خرید از چین

خرید محصولات فوراور

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

خودارزیابی چیست

رزرو هتل خارجی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

کلینیک دندانپزشکی سعادت آباد

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

خرید یوسی

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

خرید عسل

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

سررسید 1404

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

استابلایزر

خرید لباس

7 little words daily answers

7 little words daily answers

7 little words daily answers

گوشی موبایل اقساطی

ماساژور تفنگی

قیمت ساندویچ پانل

مجوز آژانس مسافرتی

پنجره دوجداره

خرید رنگ نمای ساختمان

ناب مووی

خرید عطر

قرص اسلیم پلاس

nyt mini crossword answers

مشاوره تبلیغاتی رایگان

دانلود فیلم

قیمت ایکس باکس

نمایندگی دوو تهران

مهد کودک

پخش زنده شبکه ورزش

دستگاه آب یونیزه قلیایی کره‌ای

ضد لک اکسیس وای

طراحی سایت در مشهد

کنسرت حامیم کیش

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1871978283




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

صدرالدین عینی همزمان با نیما یوشیج، نخستین شعر نو را سرود - پایگاه خبری تحلیلی کتابداری ایران


واضح آرشیو وب فارسی:لیزنا: صدرالدین عینی منتقـد، شـاعر، نویسـنده، تـاریخ نـویس و زبانشناس تاجیکستان از پیشگامان شعر نوی فارسی است. وی همزمان با نیما یوشیج (و برخی گفته اند چند سالی پیشتر از نیما)، شعر نو سرود.به گزارش لیزنا، صدرالدین عینی (1954- 1878) نامورترین چهره و در واقع بنیان گذار ادبیات و فرهنگ تاجیکستان، از کسانی است که میان ادبیات پیش و پس از انقلاب اکتبر پیوند ایجاد کرده است. به دلیل اهمیتش در تاریخ و فرهنگ تاجیک او را به نام «استاد» یا «پدر» ملت تاجیک می شناسند. وی نیمی از عمر را در عصر تحجر امیرسالاری بخارا پشت سرگذاشت و در نیمه دو حیات خود برای رهایی از عقب ماندگی فرهنگی و اقتصادی تلاش های بسیاری از خود نشان داد . عینی فرزند «سعید مراد خواجه» بود و در 15 آوریل سال 1878 درشهرستان غِژدُوان ولایت بخارا در خانواده ادب پرور و با معرفت به دنیا آمد. پدرش کشاورزی جزء بود که گاهی به صنعتگری نیز می پرداخت، در عین حال در ادبیات و نویسندگی هم چیره دست بود. پدر وی در ایام کودکی، فرزندانش را با علوم دینی و دنیوی و با آثار بزرگان ادبیات فارسی- حافظ و سعدی و بیدل و نظامی و صائب آشنا نموده و بزر محبت به علم را در قلب آنان کاشت که استاد عینی در آثار خود از جمله در «مکتب کهنه» و «یادداشت ها» به این موضوع اشاره های فراوان داشته است. پـدر عینـی باسـواد، دوسـتدار ادبیات و هنرمند بوده و منتخباتی از غزلیات حافظ، نوایی و صـائب را بـا دسـتخط خود نوشته است که با مطالعة آن ها اولـین جرقـه هـای ادبـی در ذهـن عینـی کوچک زده می شود.  صدرالدین در یازده سالگی پدر خود را از دست داد. زمانی که 12 سال داشت با نیت تحصیل از «غژدوان» راهی بخارا شد. او برای تهیه خوراک و گذران زندگی تحصیلی خود بـه مدت نوزده سال تحصیل در بخارا به انواع خـدمتکاری در حجـره هـا و منـازل تـن می دهد. صفحات زیادی از یادداشت ها بـه ایـن موضـوع اختصـاص دارد. در جـایی می نویسد: «با همان لباس هایی که از صحرا پوشیده بودم، خدمت می کردم .... هنوز بی مسحی [پـاپوش چرمی زمستانه] بودم و کفش سرپایی محلی آبگذرم کیها دریده رفته بود که پنجه های پایم از نوکش برآمده مییایستاد. در وقت های باران و برف و لایگری با وکیل خـرج روزی چنـد بار به بازار با همان کفش می برآمدم که خریـدهای او را برداشـته بیـارم. بـا آن کفـش در کوچه های بی سنگفرش و بی پیادهگرد بخارا، راه رفتن بسیار دشوار بود، گاهاً یک پـای آن کفش در لای بند شده از پایم جدا گردیده از خودم یک قدم پس می ماند... رفته رفته کـار به جایی رسید که در کوچه های پر لای، کفشهایم را از پا کشیده به دست گرفتـه از دنبـال وکیل خرج پابرهنه می دویدم... .» عینی از همنشینی دانشمندان و فاضلان آن روزگار- «شریف جان مخدوم صدر ضیا»، پدر «محمد جان شکوری»، «احمد دانش»، متفکر و نویسنده و شاعر مشهور و و مولف «نوادر الوقایع» و چندین اثر ارزشمند دیگر،... و حرکت های تجدد خواهی آن زمان بهره تمام برد و این آشنایی ها در اندیشه و افکار استاد عینی اثر فراوان باقی گذاشت.  هنگام تحصیل در مدارس بخارا، زندگی سختی را پشت سرگذاشت. او خواندن و سرودن شعر را وجهه همت قرار داد و عینی تخلص خود برگزید. مطالعه نوادر الوقایع احمد دانش، در روحیه وی تحولی شگرف پدید آورد و باورهای پیشین او را متلاشی کرد. با خواندن روزنامه حبل المتین و چهره نما نگرش او نسبت به حکومت و ارکان سیاسی آن زمان به کلی تغییر یافت. عینی بمانند بسیاری از روشنفکران آن روزگار به «تجددگرایان» پیوست و حمایت خود را از گسترش تعلیمات اعلام داشت. وی به دلیل ستم هایی که حکومت وقت آن سرزمین بر پارسی زبانان روا می داشت، مدتی هوادار انقلاب سوسیالیستی روس ها شد که شعار حمایت از توده ها را سر داده بود؛ هرچند بعدها با شناخت ماهیت انقلاب شوروی، از این کرده خود ابراز پشیمانی کرد . ماننـد بیشتر روشنگران آن روزگار به معـارفپـروران، نوگرایـان یـا جدیـدیان پیوسـت و  حمایت خود را از آموزش و علـم ابـراز نمـود. در 1910 مخفیانـه بـا سـه تـن از  همفکرانش جمعیتی به نام تربیت اطفال تأسیس کردند که شاگردانی را برای تحصیل علم در کشورهای روسیه و ترکیه تربیت نموده و روان آنجا می کردند. در سال 1918 به سمرقند رفت و برای سقوط حکومت ارتجاعی امیر بخارا کوشید و در همان سال مرثیه ای در سوگ برادر مقتول خود سرود که از مهمترین اشعار تاجیک به شمار می آید، وی در انتهای این مرثیه سقوط رژیم حاکم را پیشگویی کرده است. عینی در فاصله 1918 تا 1924 با مطبوعات همکاری داشت. وقتی در بخارا و سمرقند و دیگر شهرهای آسیای میانه نشریه های فارسی زبان و ترکی زبان مثل «بخارای شریف»، «آیینه»، «ترجمان»، «بیداری تاجیک»، «شعله انقلاب»، «توران»... پدید آمدند و در افکار مردم تحول ایجاد کردند عینی بر اهمیت روزنامه بیشتر تاکید نمود و در مقاله «قوم تاجیک و روزنامه» بر این مهم اشاره نمود: روزنامه هر قوم زبان آن قوم است و هر قومی که روزنامه ندارد گویا زبان ندارد. در حدود سال 1920 اثر منثور خود، «جلادان بخارا» را نوشت که برای نخستین بار در سال 1922 در مجله انقلاب به زبان ازبکی و سال ها بعد یعنی در سال 1935 به تاجیکی منتشر شد. عینی پس از نوشتن کتاب «آینه» سرگذشت تاجیک کم بغل، که در آن از زندگی مردم ساده تاجیک و تحولات دهه 1920 سخن می راند، «داستان غلامان»(1934) را نوشت که در نویسندگی او مرحله ای کمالی به شمار می رود . عینی در تالیف آثار تاریخی نیز دست توانایی داشت و دو رساله مفصل او- «تاریخ امیران منغیتیه بخارا» (تاشکند،1923) و «تاریخ انقلاب بخارا» (مسکو،1926) گواه این امر است و مطالعه این دو اثر ثابت می سازد که عینی مورخ بزرگ است به گفته دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی، دانشمند فرهیخته ایران که او را در کتاب شاعر آئینه های خویش بلعمی زمان نامده است، تایید می شود. عینی تقریبا استاد و راهنمای همه ادیبان تاجیک و بسیاری از ادبای اوزبک در دوران پس از انقلاب بود، به طوری که او را نه تنها از خلال آثار خودش، که از طریق آثار دیگر ادیبان تاجیک و اوزبک نیز می توان باز شناخت . از میان شعر های سال های جنگ جهانی دوم « قصیده جنگ و ضفر » و « مارش انتقام » او شهرت یافته است. عینی در کار زندگینامه نویسی هم اهتمام داشت. زندگینامه های «مکتب کهنه» (1936) و «مختصر ترجمه حال خودم» (1940) روزگاری کودکی و زندگی در روستاها را تصویر می کند. کتاب پرحجم و پر آوازه «یادداشت ها» (1950تا 1954) که آخرین فعالیت ادبی او به شمار می رود، برگیرنده نکته ها و گوشه هایی از مراحل مختلف زندگی او و حیات اجتماعی تاجیکان در روزگار نویسنده و از زمره شاهکارهای نویسندگی تاجیکی است. استاد عینی هر چند در اوایل با تخلص های «جنوبی»، «مفلسی» و «محتاجی» اشعار سنتی، از جمله غزل و رباعی و مخمس ها سروده است ولی بعد ها بنا به نوشته خود او در کتاب چهار جلدی «یادداشت ها» تخلص «عینی» را بر می گزیند. این کتاب مهم و خطیر از آثار نویسندگان پیشین زبان فارسی مانند چهار مقاله عروضی، گلستان سعدی، بدایع الوقایع واصفی، و نوادر الوقایع احمد دانش تاثیر پذیرفته است. این اثر بحق گنجینه ای است از زبان و فرهنگ مردم تاجیک که در آن ضرب المثل ها، حکایت ها، تعبیرات و گفته های عامیانه جابجا درج گردیده و بر شیرینی زبان و حسن تاثیر آن افزوده است. تا کنون به چندین زبان و از آن جمله فرانسوی ترجمه شده است. مهمترین اثر عینی همانا «نمونه ادبیات تاجیک»، تذکره شعرای فارسی زبان آسیای میانه است که در سال 1925 با مساعدت ابوالقاسم لاهوتی در مسکو با خط و زبان فارسی منتشر شد . استاد عینی در ماه ژوئیه سال 1954 در شهر دوشنبه دار فانی را وداع گفت و آرامگاهش در این شهر قرار دارد. استاد عینی در شعر را به عنوان ابزار مبارزه علیه امارت بخارا قرار می دهد و در زمانی که موج نو بیداری و تجدد خواهی تمام شرق را فرا گرفته بود، دست به سرودن نخستین شعر نو خود کرد که «مارش حریت» عنوان داشت : ای ستمدیدگان، ای اسیران وقت آزادی ما رسید مژدگانی دهید، ای قیران در جهان صبح شادی دمید این شعر را «عینی» در کاگان (از شهر های اطراف بخارا) در هوای سروده «مارسیلیزه»، سرود ملی فرانسه سروده است و می توان گفت استاد عینی همزمان با نیما یوشیج، پدر شعر نو ایران نخستین شعر نو را سروده است. او دوستدار بزرگ موسیقی و دلبسته گونه های سنتی آن بود و درباب این هنر چندین رساله آموزشی نوشت. در توصیف مناظر و چشم اندازها چهره و هیات و خلقیات قهرمانان آثار خود چیره دست بود، از این حیث کارهای وی را به آثار بالزاک مانند کرده اند. استاد در تاسیس مدارس و مکاتب جدید نقش مهم داشت و خود کتاب «تهذیب الصبیان» که الفبای سواد برای دانش آموزان آن روزگار بود را نوشت. عینی عضو افتخاری آکادمی علوم ازبکستان، عضو ریاست اتحادیه نویسندگان اتحاد جماهیر شوروی، دکترای افتخاری دانشگاه دولتی شهر لنین گراد روسیه، آکادمسین و برنده جایزه دولتی تاجیکستان درسال 1950 شد . عینی از انقلاب اکتبر 1917 به بعد به سبب خدمت به حزب کمونیسـت شـوروی  از طرف مقامات حکومتی در مناصـب مهـم دولتـی قرارگرفـت و پـس از اسـتقلال  تاجیکستان در سال 1929 از احترام شامخی برخـوردار بـود و مـدال ها و القـابی را  کسب کرد. برخی از این مناصب، مدال ها و القاب به ترتیب تاریخی عبارتاند از: -- 1920 رئیس انجمن تاریخ و ادب (فرهنگسـتان) تاجیکسـتان کـه خـود پیشـنهاد  تأسیس آن را داده بود و پس از آن برنامة أت لیف چند کتاب را پیشبینی کرد. -- 1923 عضو کمیتة اجراییة مرکزی جمهوری بخارا. -- 1929 تا 1938 عضو کمیتة اجراییه مرکزی تاجیکستان -- 1934 تا 1940 نمایندة شورای عالی شهر سمرقند و دوشنبه در طی چندین دوره -- 1937 و 1947 نمایندة شورای عالی تاجیکستان -- 1943 عضو افتخاری آکادمی علوم ازبکستان -- 1951 رئیس آکادمی های علوم تاجیکستان 1954 -- نمایندة شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی -- 1934 اخذ نشان بیرق سرخ زحمت از اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی -- 1940 دریافت عنوان افتخاری خادم خدمت نشان علم جمهوری -- 1941ـ1948 و 1949 دریافت سه مدال لنین -- 1949 دریافت درجة علمی و عنوان دکتری از طرف شورای علمی دانشگاه دولتی  لنین -- 1950 جایزة دولتی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیسـتی بـرای کتـاب یادداشـت ها او همچنین نخستین رئیس فرهنگستان علوم، ملقـب بـه قهرمـان ملـت از طـرف  رئیس جمهوری تاجیکستان، ملقـب بـه پـدر ملـت، یکـی از آغـازگران تحقیقـات  جامعـه شناسـی تاجیکسـتان در قـرن بیسـتم، از بنیانگـذاران زبـانشناسـی نـوین  تاجیکستان، از نخستین تاریخ شناسـان دورة نـوین تاجیکـان، از پیشـاهنگان انـواع  مختلف نگارش از قبیل رمان، داستان کوتاه، طنز، هجو، تـاریخ، افسـانه، قصـه هـای  عامیانه، فولکلور، ادبیات شفاهی، لغتنویسی، گزارش نویسی، فرهنگنویسی، کتابهای آموزشی، کتابهای سیاسی، یادداشت نویسی، شعر انقلابی، پژوهشهای علمـی، تـاریخ ادبیات، زبانشناسی، نقد ادبی، نمایشنامه نویسی، تحقیقات ادبی و تذکره نویسی اسـت. در اتحادیه نویسندگان تاجیکستان، جایزة استاد صدرالدین عینی سالی یک بار به پدیدآورندگان بهترین اثر ادبی در نثر اعطاء می شود. در تاجیکستان شهرستان، خیابان، کوچه و تئاتر و موسسه های فرهنگی بسیاری نام او را گرفته اند و مجسمه شاعر در شهر دوشنبه قرار دارد، موزه شاعر نیز در این شهر و در شهر سمرقند موجود است. در زیر، چند سروده از او را بازخوانی می کنیم. ایام بهار و بامدادی وقت فرح است و گاهِ شادی برجانب مرغزار بینی هرسو گل و لاله زار بینی هست آبِ روان، روان به هر سو سبز است ز سبزه ها لبِ جو از بوی گل و گیاه نوخیز بادِ سحری است عنبرآمیز گل خرم و برگِ تاک خرم از سبزه تمام خاک خرم زنبورِ عسل کشد ز هر سو شیره ز شکوفه های خشبو گنجشک به سعی خویش، دانه از دشت بَرَد به سوی خانه خواه مور است و خواه مار است غرق عمل است و محو کار است عیب است که آدمی در این حال بیکار به گوشه ای بخوابد دنیا همه گشته است فعال او بر کاری نه بر شتابد سروده زیر هم یکی از زیباترین آثار صدرالدین عینی است که در مرثیه کشته شدگان بخارا (از جمله برادر خود) سرود. یارب آن خانه بیداد و ستم ویران باد یارب آن محکمه جور، مزارستان باد یارب آن تخت که شد باعث بدبختی ما ریزه ریزه شده با خاکِ سیه یکسان باد یارب آن تاج که زیبِ سرِ خونخواری شد با سرِ صاحبِ خود، زیبدهِ زندان باد یارب آن قصر که عشرتگهِ جلادان است پاره پاره شده در زیرِ زمین پنهان باد یارب آن زُمره که امروز تحکم دارد سرنگون گشته، به خون خودشان غلتان باد کین همه ظلم به دوران که بدین وحشت رفت بهر آمادگی عشرتِ آن حضرت رفت


جمعه ، ۸بهمن۱۳۹۵


[مشاهده متن کامل خبر]





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: لیزنا]
[مشاهده در: www.lisna.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 98]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن