آموزشگاه آرایشگری مردانه شفیع رسالت
دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک
بهترین دکتر پروتز سینه در تهران
دستگاه آب یونیزه قلیایی کرهای
راهنمای انتخاب شرکتهای معتبر باربری برای حمل مایعات در ایران
چگونه اینورتر های صنعتی را عیب یابی و تعمیر کنیم؟
جاهای دیدنی قشم در شب که نباید از دست بدهید
سیگنال سهام چیست؟ مزایا و معایب استفاده از سیگنال خرید و فروش سهم
کاغذ دیواری از کجا بخرم؟ راهنمای جامع خرید کاغذ دیواری با کیفیت و قیمت مناسب
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
آفریقای جنوبی چگونه کشوری است؟
بهترین فروشگاه اینترنتی خرید کتاب زبان آلمانی: پیک زبان
با این روش ساده، فروش خود را چند برابر کنید (تستشده و 100٪ عملی)
خصوصیات نگین و سنگ های قیمتی از نگاه اسلام
مطالب سایت سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون
تعداد کل بازدیدها :
1872171758

به هیچوجه از حمایت روحانی پشیمان نیستیم/ اصولگراها کاندیدا ندارند،مگر اینکه از عطاری بیاورند
واضح آرشیو وب فارسی:گیل نگاه:

گیل نگاه:شهردار دیروز و دبیر کلِ تکنوکراتِ امروز حزب کارگزاران در حالی میگوید که از حمایت حزب و هم طیفیهایش از حسن روحانی پشیمان نیست که معتقد است اصلاح طلبان بیشتر از انگشتان دستش کاندیدای اصلاح طلب برای ریاست جمهوری در نظر دارند.غلامحسین کرباسچی این روزها در حالی بر صندلی دبیر کلی حزب کارگزاران اسلامی در خیابان جردن تکیه زده است که مسیر چند سال اخیر اصلاح طلبان را عاقلانه میداند و معتقد است «شاید این طیف در گذشته اشتباهاتی هم کرده باشند اما پشیمان نیستند و در حال حاضر اصلاح طلب پراگماتیست هستند و نه آرمانگرا.»غلامحسین کرباسچی پس از پایان اجباری کارش در شهرداری تهران در سال ۱۳۷۷و با گذراندن دوران محکومیت و انفصال ۱۰ ساله از حضور در مناصب دولتی، با اینکه دیگر بر هیچ منصب رسمی یا دولتی دیگری تکیه نزد اما یکی از چهرههای شاخص جریان اصلاحات است که اظهارات هر ازچندگاهش درباره مسائل سیاسی کشور همچنان برای دیگر فعالان سیاسی حائز اهمیت است. با او در یک عصر پاییزی سرد در دفترش در خیابان جردن به گفتوگو نشستیم.آقای کرباسچی بعد از انتخابات سال ۹۲ شاهد تغییر فاز حرکتی- تاکتیکی اصلاح طلبان در نوع کنشگری سیاسی بودیم. به نظر شما این تغییر فاز حرکتی در جبهه اصلاحات، اصلاح گراها را به سمت عقلانیت بیشتر سوق داده است یا حسن روحانی گزینهای برای سوق دادن اصلاح طلبان به سمت دیگری بود؟من معتقد نیستم که حسن روحانی اصلاح طلبان را به سمت کنشگری عقلانی سوق داده است بلکه این اعتدالی فکر کردن جبهه اصلاحات بود که باعث روی کار آمدن دولت روحانی بود. اگر در سال ۹۲ بنا بود همان گرایشات احیانا احساسی غالب باشد با رد صلاحیت شدن هاشمی پس هیچ کس نباید از سوی این طیف شرکت در آن انتخابات را تشویق میکرد. به هرحال تجربه کار سیاسی در ایران رو به تکامل است و بعد از انقلاب یک افت و خیزی درسیاست ورزی داشتهایم. بعد از جنگ کار احزاب و سازمانها به تدریج فعال شده است. طبیعی است که هر جریانی در ابتدای کار با یک نوساناتی مواجه میشود. در مقاطعی در ایران کار حزبی به صورت موج انسانی بوده که خیلی پایدار نبوده است. اما آنچه که به صورت تشکیلاتی جا افتاده و ادامه مسیر داده است چه در راست و چه در چپ، مسیر قابل قبولی است.یعنی معتقدید این مسیر قابل قبول در سال ۹۲، اصلاح طلبان را به سمت نوعی بلوغ سیاسی برد؟بله همینطور است. بعد از جریان رد صلاحیت آقای هاشمی که شوک بسیار بزرگی بود، اصلاح طلبان توانستند با حمایت از روحانی و دولتش از همان گرایش اعتدال و اصلاح طلبی حمایت کنند و نتیجهاش هم بد نبوده است.در این صورت میتوان گفت که اصلاح طلبان قبل از سال ۹۲ بالغ نبودهاند؟جریان اصلاح طلبی بعد از جنگ توانست به تجربه اندوزی بپردازد و به بلوغی نسبی دست پیدا کند. اما در سال ۹۲ اصلاح طلبان جلوهای از آن بلوغ را نشان دادند. سال ۹۲ نمادی از هماهنگی بین طیف اصلاح گرای کشور بود. از آغاز انقلاب هم شکل گیری جریانهای سیاسی به این گونه بود و بعد بعضی از آنها توانستند بالغ شوند و بعضی نه. در زمانی جریان چپ توانست عدهای را به خود جذب کند و در زمانی جریان راست جذب کننده افراد بود. اما بعد از جنگ به تدریج گروهها و احزاب شکل جدی تری گرفتند و از زمان دولت دوم آقای هاشمی احزابی شکل گرفتند که با یکدیگر رقابت میکردند. در جریان دوم خرداد و یا مجلس پنجم جریان حزبی سازمان یافته نقش داشت. شاید بتوان گفت برای اصلاح طلبان از سال ۸۸ به بعد فرصتی فراهم شد تا از تجربیات گذشته خودشان استفاده کنند و با استفاده از این تجربیات، موفقیتشان در سال ۹۲ را رقم بزنند. بعد از سال ۸۸ نه تنها اصلاح طلبان که بسیاری از طیفهای مختلف سیاسی درسهای زیادی از تحولات آن سال آموختند. بنظرمیرسد در حال حاضر جریان رقیب اصلاحات بعد از انتخابات ۹۲ و انتخابات مجلس متوجه شدهاند که باید تغییراتی درکنشگری سیاسی خود إیجاد کنند.با این توصیفات باید بگوییم که اصلاح طلبان از دوران بحرانی دهه ۸۰ عبور کرده اند. درست است؟نمی توان گفت که به نحو کامل از دوران بحرانی عبور کرده اند. به هر صورت اگر بخواهیم به آن محدودیت های دهه ۸۰ در طیف گسترده نگاه کنیم می بینیم که هنوز هم کمابیش محدودیت ها وجود دارد. اما در دولت روحانی بسیاری از مسائل تعدیل شد وحداقل، برخورد دولت با فعالیت های سیاسی ملایم تر شد.با توجه به همین تغییر و تحولات اگر بخواهیم از شما به عنوان دبیر کل حزب کارگزاران بپرسیم که دنبال کردن مشی اعتراضی گذشته اصلاح طلبان را مناسب تر می دانید یا رویه اعتدال گرایانه کنونی آن ها را، چه می گویید؟به نظر من اصلاح طلبان اگر از همان اول مشی ديگري داشتند مطمئنا به شرايط امروز نمی رسیدند. تا غلط ننویسیم درست نوشتن را یاد نمی گیریم. نمی شود به یک جریان سیاسی گفت که ای کاش از همان اول اعتراضی عمل نمی کردید. فعالیت سیاسی درکشور قبل و بعد از انقلاب با محدودیت ها و ممنوعیت ها مواجه بوده وهزینه دار بوده است. در جریانات سیاسی تندروی ها و کندروی ها همیشه وجود داشته است و تا رسیدن به مرز اعتدال خطاهایی هم صورت گرفته است.یعنی شما و یا بعضی از اصلاح طلبان دیگر از تندرویهایی که شاید بعضا در درون جریان اصلاحات وجود داشته، پشمیان هستید؟ممکن است اشتباه کرده باشیم اما بحث پشیمانی مطرح نیست. تا زمین نخوریم که راه رفتن یاد نمیگیریم! شاید بتوان گفت به یک سری از رفتارهای گذشتهمان نقد داریم اما پشیمان نیستیم.با توجه به این نقدهای درونی به اصلاح طلبان، غلامحسین کرباسچی قبلا خودش را بیشتر اصلاح طلب میدانست یا الان که پای او و دیگر اصلاح طلبان به گعدههای معتدلینی که اصولگرایان هم در آنها رفت و آمد میکنند، باز شده است؟ منظورم طیفی است که پشت سر کسی مانند روحانی قرار میگیرند که برند اصولگرایی دارد و یا پای لیستی را برای انتخابات مجلس امضا میکنند که اصولگرایان هم در آن حضور دارند…اگر اصلاحات به معنای فقط ایدههای نظری نباشد و جنبههای عملی هم در نظر گرفته شود، به نظرم در حال حاضر اصلاح طلبتر هستیم. قبلا خیلی آرمانگرایانه به مسائل نگاه میکردیم اما اصلاح طلبی پراگماتیستی در حال حاضر اتفاق افتاده است و بهتر هم هست. اگر بتوانیم رشد و توسعه و رفاه مردم را در نظر بگیریم توانستهایم به اصلاح طلبی واقعی برسیم. به عنوان مثال مطبوعات در گسترش فهم سیاسی و مطالب اجتماعی و اقتصادی در حال حاضر نسبت به مطبوعات دوم خرداد چیزی کم ندارد. اگر توسعه مطبوعاتی برای کشور یک ایده اصلاح طلبانه باشد، الان بادوامتر و بهتر شده است.در این صورت شما آرمان خواهیهای اصلاح طلبان را بعد از سالهای ۷۶ تا قبل از سال ۹۲ قابل نقد میدانید؟هیچ نگرانیای از اینکه خودمان را نقد کنیم نداریم؛ ممکن است روزی روش امروزمان را هم نقد کنیم. اعتقاد به نقد و نقدپذیری یک نوع اصلاح طلبی است. بله امروز میتوانیم بگوییم که خیلی از رفتارها در گذشته به نفع نبوده است.شما در ابتدای اظهاراتتان از شکل گیری و پا گرفتن جریان راست کشور پابه پای جریان اصلاحات سخن گفتید. در حال حاضر نگاهتان به جریان رقیب در مقایسه با دهه ۷۰ و ۸۰ چگونه است؟ به نظر میرسد الان دردسرتان با رقیب اصولگرا بیشتر شده باشد، منظورم همین طیف نواصولگرایان است…تعبیر درد سرساز برای توصیف جریان رقیب درست نیست. هر حرکت سیاسی نیازمند رقیب است. هرچقدر رقیب سیاسی فعالتر، جدیتر و حتی باهوشتر باشد طبعا فعالیت سیاسی انسان هم میتواند رشد و ارتقا پیدا کند. ما خیلی باید خوشحال باشیم که اگر روزی رقیبی سیاسی در صحنه داشته باشیم که بداند چگونه باید عمل سیاسی داشته باشد. این موضوع باعث میشود که ما هم ارتقا پیدا کنیم. چیزی که باید در رقابت سیاسی مد نظر همه باشد این است که هم ما و هم رقبایمان حتما نیاز به رقیب داریم.نباید فکر کنیم که اگر رقیب را به صورت کامل از صحنه خارج کنیم پیروز شدهایم. کسی که رقیب را بتواند کامل از صحنه خارج کند شکستش را شروع کرده است. اینکه افراد به جای اینکه بنشینند و درست یکدیگر را نقد کنند فقط به فکر حذف کامل دیگری باشند واقعا یک نقص در احزاب سیاسی است. کاراساسی احزاب ورقبای سیاسی تبیین مواضع سیاسی واقتصادی وفرهنگی خود برای جامعه وبیان برنامههای اداره کشوراست نه توسل به هروسیلهای برای بیرون راندن دیگران، این روشها پایدارنیست.جریان متبوع شما در سال ۹۲ از همین جریان رقیب یارگیری کرد. این یارگیری قرضی از راستها یک تصمیم هوشمندانه و فکر شده بود یا چارهای نداشتید؟اگر بخواهیم اسم یارگیری بر آن بگذاریم باید بگویم که حتما هوشمندانه بوده است. البته در عین حال این یک جریان دو طرفه است. یعنی آن جریانی هم که ما از آن یارگیری کردیم متوجه شدند که عاقلانه است که آنها هم در این تیم حضور پیدا کنند و به روحانی رای بدهند. این تصمیم هوشمندانه هر دو طرف است که به یک روش اعتدالی رسیدند که از شاخصههای جدا کننده از هم کمی فاصله بگیرند.ادامه این استراتژی در سال ۹۶ هم اتفاق می افتد؟ یعنی ادامه این راه با همان پیش فرض های سال ۹۲ است یا نوع مناسبات جریان اصلاح طلبان با روحانی و نوع حمایت از او قرار است عوض شود؟بله باید ادامه داشته باشد و قاعدتا هم ادامه پیدا می کند. یعنی امروز این استراتژی قوی تر هم هست. بسیاری از جریانات رقیب که در گذشته رقباي اصلاح طلبان بودند این انگیزه های همگرایی را بیشتر درک می کنند. هدف های مشترک و منافع ملی مشترک از موضوعاتی است که دلیلی برای ادامه راه سال ۹۲ است.بی تعارف روحانی همانی بود که چند روز مانده به انتخابات بر سر حمایت از او اجماع کردید؟ آیا تا به حال شده گاهی تصور کنید کاش عارف کنار نمی کشید؟ از جایگاه حزبی تان نه از جایگاه غلامحسین کرباسچی منظورم است؟ من هم در حزب و هم در نیروهای اصلاح طلب تا به حال با کسی مواجه نشدم که بگوید کاش روحانی بر سر کار نبود و کس دیگری به جای او رئیس جمهور بود.یعنی همچنان از انتخابتان پشیمان نیستید…نه به هیچ وجه پشیمان نیستیم و واقعیت هم این است که با توجه به مسائل و مشکلات کشور روحانی بیش از آنچه که فکر می کردیم ظاهر شده است. البته این به معنای این نیست که هیچ نقصی در کارش وجود ندارد در چند زمینه به او نقد جدی هم داریم. اما از آنچه که از او انتظار هم می رفته بهتر ظاهر شده است.به خاطر همین است که در این سه سال و اندی گذشته تلاشی نکردید که گزینه ای را برای ریاست جمهوری ۹۶ آماده کنید؟ فضا فراهم نیست یا کاندیدایی ندارید یا ترس از نهادهای نظارتی اجازه هر نوع ریسکی را از شما گرفته است؟حداقل در جریان اصلاح طلبی بیش از انگشتان یک دست افرادي در ذهن هاوجود دارند که می توانند برای ریاست جمهوری کاندیدا بشوند و امیدوار هستیم که در دوره های بعد از وجود آن ها استفاده کنیم. ریاست جمهوری به صورت معهود و سنتی ۸ ساله بوده است مگر اینکه اتفاقاتی پیش آمده که نتوانسته ادامه دهد. در ذهن نیروهای سیاسی هم همین است که نیرویی که روی کار می آید علی القاعده باید دو دوره روی کار باشد. بنابر این در این ۴ سال اینگونه نبوده است که نتوانسته ایم در این زمینه فعالیت کنیم بلکه خودمان نخواسته ایم. همه در پی این هستند که روحانی بتواند در چهارسال دوم برنامه هایش را به صورت بهتری تحقق ببخشد و این حمایت از او به این معنا نیست که افراد دیگری را در ذهن نداریم.پس ممکن است از این چهره های در انتخابات سال ۱۴۰۰ رونمایی شود…امیدوار هستیم که از این چهره ها در انتخابات ۱۴۰۰ بهره ببريم. این چهره ها شخصیت هایی هستند که حتی نهادهای نظارتی هم با آن ها مشکلی ندارند و برای مدیریت کشور مناسب هستند.شما از وجود ظرفیت های گوناگون در جریان اصلاح طلب می گویید. آیا ممکن است سال ۱۴۰۰ عارف کاندیدای مطلوبتان باشد یا نه فکر می کنید ظرفیت بیشتری در جبهه اصلاحات وجود دارد؟ترجیح می دهم راجع به افراد صحبت نکنم و باید این موضوع را به زمان سپرد. زمان بسیاری از افراد را تغییر می دهد و ماهیتشان دچار تحولات می شود. بنابراین باید صبر کرد.آقای کرباسچی در همان اوایل شکل گیری دولت یازدهم ما شاهد این بودیم که بعضی از اصلاح طلبان قائل به سهم گیری از روحانی به خاطر حمایتشان از او بودند. حالا هنوز دولت دوم روحانی شکل نگرفته باز هم شاهد اذعان به این سهم گیریها هستیم. این در حالیست که روحانی در دولت اول هم نگاه مثبتی در بکارگیری از نیروهای اصلاح طلب داشت آنقدر که نقد اصولگراها را هم تحمل کند، این سهم خواهی زودهنگام چقدر آسییب زا و ضربه زننده برای این جریان است؟این نوع سهم گیریها اگر به صورت غیر معقول مطرح شود حتما ضربه زننده است. سهم خواهی یک حد معقول و پذیرفته شدهای دارد. هر فعالیت سیاسی یک فعالیت جمعی است و بعضی از سهم خواهیهایی که صورت میگیرد شاید زیاد مربوط به یک فرد نباشد مربوط به جمعی است که دنبال کننده اهداف و شعارهای مشخص هستند. اگر اصلاح طلبان در صحنه حضور پیدا میکنند و مطرح میکنند که مثلا آزادیهای مطبوعات باید بیشتر باشد یا سیستم کاغذبازی در سیستم اقتصادی کشور نباشد، وقتی در انتخابات پیروز میشوند این حق آنها است که سهمشان را از آن دولت بخواهند که بخواهند به خواستههایشان برسند. حالا بخشی از سهم خواهیها اینگونه مطرح میشود که مثلا فردی را استاندار کنند یا فرماندار. آن هم البته یک حرف نامعقولی نیست اما تا حدی. اینکه مثلا روی هر انتصابی دست بگذاریم و بگوییم باید حتما ار فلان گروه باشد یا این رئیس جمهور حق ندارد از گروه مخالف خود در مدیریت کلان یا غیرکلان فردی را باقی بگذارد. این سهم خواهیها معقولانه نیست چون نباید دست رئیس جمهور را در اتخاذ تصمیماتش بست.در این چند ماه شاهد اظهاراتی درباره نامزد پوششی از سوی جریان اصلاحات بودیم. این پیشنهاد جدی است یا بلوفی انتخاباتی برای همان سهم گیری است؟به نظر حرف زدن از یک نامزد پوششی چندان هم غیرعاقلانه نیست. روحانی اگر در انتخابات حضور داشته باشد و در رقابت انتخاباتی باشد قطعا هیچ کاندیدای اصلاح طلب یا معتدلی با او رقابت نخواهد کرد. اما بالاخره نمیشود در مورد وضعیت انسانها به صورت قطعی سخن گفت. شاید خدای نکرده کسالتی یااتفاقی برای روحانی پیش آمد، باید نامزد پوششی وجود داشته باشد. این موضوع نه یک بلوف است و نه اینکه بخواهند کسی را بترسانند یا امیدوار کنند. نیروهای متعدد توانمند ومستعد برای اداره کشور وجود دارد اما با حضور روحانی در انتخابات سال آینده هیچ نیروی اصلاح طلبی در مقابل او نخواهد بود.فکر میکنید اصولگرایان پدیده انتخاباتی داشته باشند که دقیقه اخر رو کنند و شما را مجبور به تغییر فاز حمایتی از روحانی کنند؟مگر اینکه از غیب کسی را وارد انتخابات کنند و یا کاندیدا از خارج بیاورند یا از قوطی عطاری کسی را پیدا کنند! چون چیزی که ما الان مشاهده میکنیم همان افرادی هستند که میشناسیم ودررقابت باروحانی مشکل ساز نیستند.یعنی شما هیچ موفقیتی را برای اصولگرایان برای مقابله انتخاباتی با روحانی متصور نیستید؟من فکر میکنم اصولگرایان تا به حال آموختهاند که از چهرهای که قبلا در مقابل روحانی شکست خورده استفاده نکنند. ولی این کار شاید حقشان است و به همین هم عمل کنند که چهرههای متعددی را با بیانهای متفاوت وارد انتخابات کنند. مثلا بعضی را با بیان معتدل و معقول یا بعضیها را با زبان تند و افراطی وارد عرصه رقابت کنند. به نظر من اصولگرایان نیروهایی را وارد انتخابات میکنند که خیلی صریح و شفاف در کنار بخشی از اصولگرایان معتدل که معقولتر هستند، اظهارات تندی علیه روحانی و اصلاح طلبان داشته باشد تا با تخریب روحانی آرای او را در انتخابات پایین بیاورند تا رای روحانی زیر ۵۰ درصد بشود و احتمالا با یکی از آن نیروهای اصولگرا به دور دوم انتخابات برود و آن وقت در دور دوم همه مقابل روحانی متحد شوند.البته باز هم به نظر من نیروهای معقول اصولگرا به این گزینهها فکر نمیکنند؛ چون جریانات معقول این را فهمیدهاند که تخریب در انتخابات نتیجه معکوس دارد و حرفهای از سر حقد و کینه که معمولا در فضای انتخاباتی زده میشود در آرای مردم اثر مثبت ندارد. بهمین خاطربعضی دوستان رقیب میگویند که نگاهشان به سال ۱۴۰۰ است و نه ۹۶.خب همین ترفندِ کشاندن انتخابات به دور دوم از سوی اصولگرایان برای روحانی خطر آفرین نیست؟ آنها مشابه این ایده که با چندین کاندیدا به مقابله با رییس جمهور مستقر بروند را سال ۸۰ هم اجرا کردند ولی اتفاقا رای اقای خاتمی بالا رفت…در عالم سیاست همه چیز خطرآفرین و پر ریسک است ولی برآوردها چنین چیزی را نشان نمیدهد. برداشت خود من از رصدی که ار فعالیتهای نیروهای رقیب روحانی میکنم این است که میخواهند با فعالیتهای انتقادی وأحیانا تخریبی رای روحانی را بشکنند و به دور دوم بروند و به پیروزی برسند یا اگرنتوانستند روحانی را رئیس جمهوری با رای پایین نشان دهند تا بتوانند در مجلس یا مطبوعات او را بیشتر از گذشته تحت فشار قراردهند و امتیازبگیرند. اما به نظر نمیرسد این ترفند هم برایشان زیاد کارساز باشد.اینطور که معلوم است پس از سبد رای حسن روحانی مطمئن هستید…باید ببیند که چه فضای انتخاباتی شکل میگیرد. حتی نظر سنجیها هم الآن ملاک انتخابات نیست و مردم در روز انتخابات تصمیم میگیرند که چه کسی را انتخاب کنند. اصل شکل گیری فضای انتخابات همان روز است. در حال حاضر خیلی حوادث اتفاق افتاده یا گرفتاریهای زیادی برای دولت بوده است اما آن دید عمومی مردم است که تصمیم گیرنده است. آنها ۸ سال دولت کاملا اصولگرای احمدینژاد و چهار سال دولت اعتدالی روحانی را دیدهاند. احمدینژاد ما را تا لبه پرتگاه تهدیدات نظامی و تحریم و قطعنامه و تورم بالای ۴۰ درصد برد، اما روحانی توانسته کشور را از تهدید و حمله و جنگ دور کند. بنابراین سبد رای روز انتخابات معلوم میشود و اینکه باید بین روحانی وچه کسی انتخاب کنند؟ فکرنمی کنم عموم مردم دوباره به همفکران وهمراهان دولتی که کشوررابه تحریم وتورم وپرتگاه انزوای بیسابقهای کشاند نظرمثبتی داشته باشند ولواینکه با اسمها وعناوین جدید خودرامعرفی کنند. اما قطعا مجموعه نیروهای معتدل و اصلاح طلب از سبد رای روحانی حذف نشده و نمیشود.چرا برخی تشکلهای اصلاح طلب گاها از کارگزاران دل خوشی ندارند؟ مثلا از اینکه به کارگزاران پدرخوانده لقب داده میشود گلایه دارند یا گاهی میگویند شما و حزبتان مشی خودخواهانه و تک روانه در جریان اصلاح طلب دارید؟ما خودمان را پدرخوانده وخودخواه وتک رو نمیدانیم. هرکسی میتواند به ما نقد داشته باشد. بالاخره مواقعی فرزندان هم به پدر خودشان انتقاد دارند (خنده)از سوی دیگر به نظر میرسد کارگزان اهل بده بستان با جریانات سیاسی است؟ مثلا شما با برخی اصولگراها خوب بُر میخورید گاهی…همه جریانات سیاسی که بخواهند کاری را در جامعه محقق کنند و نه فقط حرف بزنند باید با همه نیروهای سیاسی تعامل کنند. ما الان معتقد هستیم که نیاز رشد و توسعه کشور این است که تمام نیروها حتی نیروهایی که رقیب دولت هستند بر سر منافع ملی با یکدیگر کنار بیایند و در کارهایی که مربوط به منافع ملی کل کشور هست اخلال ایجاد نکنند.آقای کرباسچی اگر روحانی به شما پیشنهاد کند که مسوولیت یک وزارتخانه را قبول کنید کدام وزارتخانه را انتخاب میکنید؟من هیچ وزارتخانه یا کار دولتی را قبول نمیکنم. چون سن من از ۶۰ سال گذشته است و با وجود اینهمه نیروی جوان و لایق وتوانمند نیازی به وزیر بالای ۶۵ سال نیست.شما تحصیلات حوزوی دارید و در مقطعی هم ملبس به لباس روحانیت بودید و در کسوت روحانیت هم در زمان شاه دستگیر شدید. چه شد که تصمیم گرفتید لباس روحانیت را کنار بگذارید؟من ازقبل ازانقلاب و در دانشگاه که میآمدم بدون لباس روحانیت بودم. مرحوم شهید بهشتی که با مشورت ایشان من دانشگاه رفتم، به من گفتند که شما برای اینکه آزادانه بخواهید فعالیت کنید خودتان را مقید نکنید. در آن زمان هم در دانشگاه تهران مجموعا فکر میکنم سه نفر بودند که با لباس روحانیت بودند. آغاز برداشتن عبا و عمامه همان زمان بود. سه سال هم که در زمان شاه در زندان بودم و خلع لباس. بعد از آزادی هم دانشگاه در ثبت نام تعلل میکرد و به خاطر همین به قم برگشتم و دوباره معمم شدم تا فاصله انقلاب هم معمم بودم. بعد از انقلاب به قم رفتم و معمم هم بودم اما بعد از شهادت شهید مطهری من ماموریتی پیدا کردم که به تلویزیون بروم. فضای آن موقع تلویزیون آنگونه نبود که بشود با لباس روحانیت آنجا رفت و آمد کرد. برای من خیلی موضوع ملبس بودن یا نبودن موضوعیت نداشت أصل مسأله فعالیت مفید بود. یادم هست که امام (ره) زمانی حکمی به من دادند که ریاست عقیدتی در ژاندارمری باشم. لقبی که ایشان برای من در آن حکم نوشته بودند «حجت الاسلام» بود. من خدمت ایشان عرض کردم من لباس نمیپوشم و این لقب چندان سازگار نیست. بعد ایشان عنوان حکم را عوض کردند و به جای حجت الاسلام نوشتند «دانشمند محترم» (عنوانی که خود را لایق آن نمیدانستم).
۱۵ دی ۱۳۹۵
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
کرباسچی: اصولگراها کاندیدا ندارند، مگر اینکه از عطاری بیاورند!
کرباسچی اصولگراها کاندیدا ندارند مگر اینکه از عطاری بیاورند دبیر کلی حزب کارگزاران میگوید اصلاحطلبان به هیچ وجه از اینکه از روحانی در سال 92 حمایت و پشتیبانی کردند پشیمان نیستند به گزارش خبرآنلاین شهردار دیروز و دبیر کلِ تکنوکراتِ امروز حزب کارگزاران در حالی می گوید که ازروحانی کاندیدای اصلاحطلبان نیست،مورد حمایت اصلاحطلبان است
فیضالله عرب سرخی روحانی کاندیدای اصلاحطلبان نیست مورد حمایت اصلاحطلبان است مجموع آرای اصولگرایان اینبار هم کمتر از روحانی خواهد بود روز نو مجموع آرای اصولگرایان اینبار هم کمتر از روحانی خواهد بود به گزارش روز نو او پس از طی روزهای سخت در سالهای بعد از 88 این روعضو شورای عالی اصلاح طلبان: حمایت سال 92 «اصلاح طلبان» از روحانی «تکرار» می شود/صلاح نیست کاندیدایی در کنار «ر
عضو شورای عالی اصلاح طلبان حمایت سال 92 اصلاح طلبان از روحانی تکرار می شود صلاح نیست کاندیدایی در کنار روحانی معرفی کنیم بر اساس اظهارات تند علیه روحانی که از سوی نمایندگان این گروه سیاسی مطرح میشود و گاه از ادب و نزاکت اسلامی نیز به دور است برداشتم این است که جریان اصولعدهای از گرفتاریهای مردم سود میبرند/حمایت مشروط طرفداران احمدینژاد از روحانی
بیادی عدهای از گرفتاریهای مردم سود میبرند حمایت مشروط طرفداران احمدینژاد از روحانی دبیرکل جمعیت آبادگران گفت گزینههایی را که اصولگرایان طرح میکنند نوعاً جایگاه و مقبولیتی در این دور ندارند روز نو دبیرکل جمعیت آبادگران گفت گزینههایی را که اصولگرایان طرح میکنند نوعاًاصلاحطلبان به حمایت از روحانی ادامه خواهند داد - ایسنا
یک عضو مجمع نیروهای خط امام ره گفت اصلاحطلبان به حمایت خود از دولت ادامه خواهند داد و طرح عبور از روحانی آدرس غلطی است که از سوی اصولگرایان داده میشود حامد ذاکرحسین در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه حسن روحانی هم برای اصلاحطلبان و هم برای اصولگرایان بهترین گزینه عملیواکنش نوبخت به سکوت روحانی درباره کاندیداتوری سال 96: رد صلاحیت روحانی حرف پوچ و بیربطی است
واکنش نوبخت به سکوت روحانی درباره کاندیداتوری سال 96 رد صلاحیت روحانی حرف پوچ و بیربطی است سخنگوی دولت گفت که رشد اقتصادی از مسیر کمک به بخش خصوصی و تخصیص اعبتار به طرحهای عمرانی دنبال میشود به گزارش ایسنا محمدباقر نوبخت در نشست خبری خود که ظهر امروز سهشنبه در جمع خبرنگارموسوی لاری: حمایت اصلاح طلبان از روحانی همراه با بیان مطالبات مردم خواهد بود/ تیم اطلاع رسانی دولت خیلی ضعیف ا
موسوی لاری حمایت اصلاح طلبان از روحانی همراه با بیان مطالبات مردم خواهد بود تیم اطلاع رسانی دولت خیلی ضعیف است اصولگرایان نمی توانند به توافق برسند عضو مجمع روحانیون مبارز با اشاره به ناراضی تراشی ها علیه دولت تأکید کرد دولتی که می تواند از کارنامه خود دفاع کند آسیب نمی بیندروحانی: اقدام اخیر آمریکا مغایر برجام و موجب بیاعتمادی جهانی به آمریکاست/ آمانو: با همه توان از برجام حمایت م
روحانی اقدام اخیر آمریکا مغایر برجام و موجب بیاعتمادی جهانی به آمریکاست آمانو با همه توان از برجام حمایت میکنیم رییس جمهوری با بیان اینکه آژانس بینالمللی انرژی اتمی باید به همه ابعاد وظایف خود در راستای پایداری برجام عمل کند تاکید کرد گزارشهای آژانس باید فنی و بیطرفانهغرضی: اصولگرایان چون می خواهند جانشین روحانی شوند، دائم نتایج مثبت برجام را نفی می کنند/اینکه هر روز یک کاندید
غرضی اصولگرایان چون می خواهند جانشین روحانی شوند دائم نتایج مثبت برجام را نفی می کنند اینکه هر روز یک کاندیدای اصولگرا معرفی می شود نشان می دهد به نتیجه نرسیده اند اصولگرایان چون میخواهند جانشین روحانی شوند دائم نتایج مثبت برجام را نفی میکنند روز نو اصولگرایان چاصولگرایان از روحانی حمایت می کنند؟
اصولگرایان از روحانی حمایت می کنند یک فعال سیاسی معتقد است که اصلاح طلبان سعی دارند تا در جهت مصالح کشور و نه منافع حزبی و گروهی از حسن روحانی حمایت کنند اشرف بروجردی فعال سیاسی اصلاح طلب و عضو شورای فرهنگی – اجتماعی زنان و خانواده در گفتوگو با نامه نیوز در خصوص-