واضح آرشیو وب فارسی:سافتستان:
واژهنامهیِ زبان سوئدی را باز کنید. در بخشِ Z به فعلی برمیخورید به نامِ Zlatanera به معنیِ “زلاتانیدن”، یعنی “حکفرمایی کردن”. این فعل بعد از اینکه اولین بار توسطِ یک شویِ کمدیِ فرانسوی به کار رفت، سالِ ۲۰۱۲ به صورت رسمی وارد زبانِ سوئدی شد.

به گزارش “سافتستان” و به نقل از آی اسپورت، دو سال بعد ادارهیِ پستِ سوئد به افتخار گلِ بایسیکل زلاتان به انگلیس که جایزهیِ پوشکاش به عنوانِ زیباترین گلِ سال را برایش به همراه داشت، تمبری منتشر کرد به نامِ Zlamp . پنج میلیون نسخه از این تمبر پیشفروش شد. اکتبرِ پیش اجرایِ زلاتان از سرودِ ملیِ سوئد، Du Galma Du Fria، نشانِ طلایی گرفت وسه میلیون بار در فضایِ مجازی پلی شد. «میگن سرود ملی هرگز اینقدر پلی نشده بود» زلاتان در اینستاگرامش نوشت. برایِ درکِ کاملِ تاثیرِ زلاتان بر دورانِ خودش باید بخش بخش به بررسیِ این پدیده بپردازیم. چیزی که زلاتان را از دیگر بازیکنانِ لیگِ فوتبالِ فوقالعادهها متمایز میکند تغییرِ ذهنیتِ یک ملت نسبت به خودشان است. دلیلی که باعث شد زلاتان تصمیم به بازخوانیِ سرودِ ملیِ سوئد کند همین بود.

جدا از اینکه نسخهیِ قدیمی به نظرش کسالتبار میآمد، این اجرا بازنمودی از خود زلاتان، و سوئدیهایِ مدرنِ دیگر نبود: «باهام ارتباط برقرار نمیکرد. به جاش اجرایِ من تصویرِ درستی از سوئدِ امروز است.من سوئدی بدونِ نقص حرف نمیزنم. همینی است که هست. ترکیبی از چند زبان. ما همه با هم فرق داریم، ولی برابریم. پدرِ من اهلِ بوسنی و مسلمان است. مادرم اهلِ کرواسی و کاتولیک. اما من در سوئد متولد شدم و شهروندِ سوئدی هستم. این چیزیست که کسی نمیتواند تغییرش دهد.» وقتی زلاتان بچه بود احساس میکرد از مریخ آمده و با هیچکس دمخور نمیشد. زلاتان نوک زبانی حرف میزد و درست نمیتوانست حرفِ “اس” را تلفظ کند. روزنگارد، جای که در آن زندگی میکرد، پر از مهاجرینِ مختلف بود، ترک، یوگوسلاو، لهستانی و سوئدی. ولی در خانه هرگز سعی برایِ سوئدی شدن نبود: زلاتان تازه بعد از ۲۰ سالگی تازه اولین فیلمش به زبانِ سوئدی را دید: «من هیچ دیدی نسبت به قهرمانان وزرشی و سینمایی سوئد نداشتم و هیچکس را نمیشناختم.»

در دورانی که تمامِ بچههایِ عاشقِ فوتبالِ سوئد آروز میکردند توماس راولی، مارتین دالین یا توماس برولینِ بعدی باشند، زلاتان تیکههایِ بازیهایِ رونالدو و ریوالدو را دانلود میکرد و شیفتهیِ تکنیکِ برزیلیها بود. زلاتان متفاوت بود. زلاتان غریبه بود. وقتی زلاتان در آکادمیِ فوتبالِ مالمو بود «والدینِ پسر بچههایِ مو بور و مودبِ سوئدی» درخواستی امضا کردند که او را از مدرسه بیرون کنند: «اونا نمیخواستن یه پسرِ کلهداغ با پوستِ تیره به بچههاشون تکنیکهایِ برزیلی نشون بده.» چقدر دوران تغییر کرده است. وقتی پرنسس مدلین و همسرِ آمریکایی-انگلیسیاش سالِ ۲۰۱۵ اعلام کردند به زودی بچهدار میشوند، یکی از روزنامههایِ سوئدی پیشنهاد داد اسمش را زلاتان بگذارند، چون هیچ نامی بهتر از زلاتان رویکردِ با آغوشِ بازِ سوئد نسبت به مهاجرین را به تصویر نمیکشد. هر جایِ دنیا از مردم بپرسید نمادِ سوئد برایشان چیست نامِ زلاتان کنارِ آیکیا، آبا، اینگمار برگمن، آلفرد نوبل و استیگ اندرسون قرار میگیرد.

در حالِ حاضر خیلی سخت است سوئدیِ زیرِ ۴۰ سالهیِ معروفتری از ایبرا پیدا کنید: «وقتی مردم به زلاتان فکر میکنند میگویند او سوئد را یک بارِ دیگر بر نقشهیِ جهان نشاند.» البته بعد از چهار سال در پاریس زلاتان اعتقاد دارد او فرانسه را هم یک بارِ دیگر بر نقشهیِ جهان نشانده است. حضورِ در جام ملتهای اروپا آخرین صحنهیِ بزرگِ زلاتان در بازیهای ملی بود. آخرین نمایشش در فرانسه. «بجایِ برجِ ایفل مجسمهیِ منو بذارید تا در پاریس سن ژرمن بمونم.» زلاتان قبل از تصمیمِ نهاییاش برایِ ترکِ فرانسه به شوخی این جمله را گفت. شخصیتِ زلاتان آنقدر در فرانسه تاثیرگذار بوده که حتی این ملتی که در زمینهیِ آشپزی هیچکسی را قبول ندارند، همبرگری به نامِ او ابداع کردهاند. این برگرِ ۶۰۰ گرمی با پیاز و بیکن و ۳ جور پنیر که “لو زلاتان” نام دارد را میتوانید در کافهیِ “دادی” در منطقهیِ بولونی-بیانکور، در حومهیِ پاریس امتحان کنید. وقتی سوئد در جام ملتها مقابلِ ایرلند در اولین بازیش به زمین میرفت، فرانسویها بیطرف نبودند و همانطور که ایتالیاییها در جامِ جهانیِ ۹۰ حامیِ مارادونا بودند، پشتِ زلاتان ایستادند. دامنهیِ این حمایت و هودارای فقط مختص به پاریس نیست. ۴ روز بعد از بازی مقابلِ ایرلند، سوئد در تولوز به جدالِ ایتالیا (خانهیِ دومِ زلاتان) رفت. باشگاهِ تولوز روزِ تولدِ ۳۳ سالگیِ زلاتان همراهِ یادداشتی با عنوانِ «آه ای زلاتانِ کبیر!» برایش چند تیشرتِ تیم که پشتش اسمِ پسرهایش نوشته شده بود، آخرین نسخهیِ بازیِ Call of Duty برایِ ایکسباکسش و یک قوطی پماد برایِ بهبودیِ مصدومیتِ پاشنهیِ پایش فرستاده بود. و این پاشنهیِ زلاتان است که باشکوهترین لحظهیِ او در رقابتهایِ اروپایی با گلی که به ایتالیا در ۲۰۰۴ زد را به یاد میآورد، گلی که حرکتش انگار متعلق به یکی از کاراکترهایِ Street Fight یا Mortal Combat بود. چنین حرکاتی که بارها از سویِ زلاتان تکرار شده، و باعث شده تیمِ تکواندویِ ایتالیا کمربندِ سیاهِ افتخاری بهش اهدا کنند است که او را بیمانند کرده.

به نظر نمیرسد فوتبال زلاتان به این زودیها به پایان برسد. بهترین گلزنِ تاریخِ پاریس سن ژرمن و سوئد در حالی در تابستان به منچستر یونایتد پیوست که در فصلِ گذشته ۳۵ گل در ۲۹ بازیِ لیگ زد. این بالاترین رکوردِ یک بازیکنِ پی.اس.جی از سالِ ۱۹۷۸ و کارلوس بیانکی بدین سو بود. زلاتان که حالا زندگیش در منچستر را هم با شش گل شروع کرده، به هیچ وجه قصدِ بازنشستگی ندارد. در نوامبرِ پیش دانمارکیها تلاش کردند در مرحلهیِ پلی آفِ بازیهایِ مقدماتی جام ملتها زلاتان را بازنشسته کنند، اما او با زدنِ سه گل در مجموع دو بازی باعثِ پیروزیِ ۴-۳ و صعودِ تیمش شد. «اونا گفتن میخوان منو بفرستن بازنشستگی. من کلِ ملتشون را فرستادم بازنشستگی.»
۱۲ مهر, ۱۳۹۵
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: سافتستان]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 111]