واضح آرشیو وب فارسی:نی زار:
لزوم گذر از کلیشه ای شدن روز معلم/امنیت روانی نخستین دغدغه معلمان/هفته معلم مجالی برای قدردانی از معلمان حقیقی
نی زار : نزدیک به چهار روز از هفته ای که به نام معلم نام گذاری شده می گذرد ، هر سال در چنین ایامی به لطف رسانه ها،سراسر کشور حال و هوای دیگری دارد و بسیاری از خانواده ها ،دانش آموزان و حتی مسئولین مختلف، درصدد آنند که به نوعی در سپاسگزاری از مقام […]
نی زار : نزدیک به چهار روز از هفته ای که به نام معلم نام گذاری شده می گذرد ، هر سال در چنین ایامی به لطف رسانه ها،سراسر کشور حال و هوای دیگری دارد و بسیاری از خانواده ها ،دانش آموزان و حتی مسئولین مختلف، درصدد آنند که به نوعی در سپاسگزاری از مقام معلم نقش آفرینی کنند . غافل از اینکه بسیاری از معلمان از کلیشه ای شدن این روز و فضای سرد و خرد سوزی که بر امنیت اجتماعی شغل شان سایه افکنده دل نگرانند ! امنیت روانی شاید نخستین دغدغه ی هر شاغلی است و معلمان با عنوان معنا دار ” پاسبانان هویت ، فرهنگ و مبادی توسعه آیندگان ” بیش از هر شاغلی نیازمند آنند ! اگرچه به لطف متولیان امر، راه گذر از این دل نگرانی ها با سرعتی آهسته در حال پیمودن است اما آنچنان که باید “دغدغه” از چهار گوشه ی ذهن معلمان رخت بر نبسته است . از این حرف های تکراری که هر سال می زنیم اگر بگذریم،حس شیرین آموختن را در سالهای نخست تحصیل و آن هم در دبستان حکمت تجربه کردم و از آن شور انگیز تر حس وصف نشدنی معلم بودن در دوران راهنمایی بود، آن هنگام که اندک آموخته هایم در هنر خوشنویسی را به خواهندگان درس می دادم! آن روزها گمان می کردم که اگرچه معلمی شغل مقدسی است اما برای تضمین آینده شغلی ، بایستی در رشته ی عمران (!) تحصیل کنم ، باری به هر جهت دوران دبیرستان تمام شد و تربیت معلم نخستین انتخابم برای ورود به تحصیلات تکمیلی بود . سال ۸۷ برای تجربه معلمی به روستای “سایانی” منطقه دشتیاری رفتم و با دنیا دنیا شور و نشاط آموزگار پایه چهارم شدم . آن هم برای کودکانی که مهربانی و پاکی طینت بزرگترین داشته ی شان بود . تا پاسی از شب برای آنکه سرفصل دروس روز بعد را با چه شیوه ای تدریس کنم بیدار می ماندم و بعدظهرها وروز های تعطیل نیز کلاس های فوق العاده … اما نمی دانم که چرا هر چه سنوات خدمت بیشتر می شد این شور و نشاط و اشتیاق رو به افول می رفت ! همینک که در حال نوشتن این یادداشت هستم چند سالی است که از فضای کلاس و تخته دور شدم، اگرچه تجربه های تازه در پست سازمانی جدید را نمی توانم انکار کنم اما بودن با کودکان و داشتن این حس که من نیز در رشد بایسته های فرهنگی ، هنری و اجتماعی آنان سهیمم را نمی توان با هیچ چیزی عوض کرد . در هر روی این روزها فرصت مغتنمی است برای سپاس گزاری از همه ی آنانی که فرصت آموختن را برای آدمی فراهم کرده اند . من نیز دراین چند سالی که از ایزد فرصت نفس کشیدن یافته ام در برهه های مختلف و در رشته های متعدد، معلمان و اساتید بسیاری داشته و دارم که نام بردن تک تک آنان مثنوی هفتاد من می شود . بر خود بایسته می دانم به پاس تلاش هایی که با هیچ واژه ای نمی توان از آنان سپاس گزاری نمود از همه ی آموزگاران، دبیران ، اساتید دانشگاه ،استادان هنرهای خوشنویسی ،طراحی ،موسیقی، روزنامه نگاری و این روزها فیلم سازی ام قدر دانی کنم. نکته ی آخر اینکه معلمان ما چند سالی است که صدای شان بلند تر شده ، آنچه در این بین قابل تامل است و نمی توان از آن گذر کرد این است که این قشر فرهیخته، سال هاست که خون دل خورده اند و از سر نجابت خم به ابرو نیاورده اند . از مردم عزیز میهنم می خواهم، قداست شغل شان را با خواسته ی شان برای بهبود وضعیت معیشتی شان زیر سوال نبرند ! این معلم ها همان هایی هستند که برای اعتلای هدف والای شان در بزنگاه های مختلف حتی از بذل جان نیز دریغ نکرده اند ! امیدواریم بهارستان نشینان جدید، دولت مردان مان را در مسیر تغییری که آغاز شده و بسیاری خواهان آنند کمک کنند تا دیگر صدای معلمی برای بهبود وضعیت زندگی اش بلند نشود ! هفته معلم ، مجالی برای قدر دانی از راه بزرگی است که تنها دلبستگان حقیقی اش تاب ماندن در آن را دارند . یادمان نرود که نمی توان عملکرد و شیوه ی همه ی معلمان این کشور را نیز پسندیده و عاری از اشتباه دانست ! حرف های بسیاری در این زمینه داشتم اما هفته ی معلم جای پرداختن به آن نیست ! چه حرف ها که در گلو نگفته ماند …! هفته معلم مبارک داود صیاد – پنج شنبه ۱۶ اردیبهشت ۹۵ – زاهدان
۱۶ ارد, ۱۳۹۵ - ۰۵:۲۱
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: نی زار]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 39]