واضح آرشیو وب فارسی:حمایت: شهید امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی یکی از اسوه های به یادماندنی انقلاب است که رفتار و گفتار او همواره درس آموز بوده است. پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR در آستانه سالروز شهادت این شهید بزرگوار، گزیده ای از بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره این شهید بزرگوار را منتشر کرده است که در ادامه می آید: نبوغ نظامی شاید امروز هم بعضی خیال کنند - که عملیاتی مثل عملیات بیت المقدّس، فقط یک هجوم انبوه انسانی بود! اینها سخت در اشتباهند. هیچ امواج انسانی، بدون فرماندهى قادر قاطعِ هوشیار، نمی تواند هیچ عملی را انجام دهد. این اتّفاق، در عملیات فتح خرّمشهر - یعنی همان عملیات بیت المقدّس - روی داد، که همین شهید عزیز اخیر ما - شهید صیّاد شیرازی - یکی از کارگردانان اصلی این عملیات بود و خود او مثل ظهر چنین روزی، از آن جا با تلفن با بنده تماس گرفت و مژده پیروزی را داد و گفت سربازان عراقی صف طولانی کشیده اند تا بیایند اسیر شوند! ببینید این عملیات چقدر هوشمندانه و قوی و همه جانبه بود که نیروهای دشمن احساس اضطرار می کردند که برای حفظ جان خودشان بیایند خود را تسلیم اسارت کنند! که در آن روز هزاران نفر از نیروهای دشمن متجاوز - که آن همه با غرور و تکبّر، فریاد سر داده بودند - آمدند دو دستی خودشان را تسلیم رزمندگان اسلام کردند! بیانات در دیدار خانواده شهدا - ۱۳۸۴/۳/۳ معجزه اخلاص بنده وقتی به تلویزیون نگاه می کردم، سیل عظیم و خروشان جمعیت را می دیدم. من چند جا این حالت را دیده ام که یکی از آنها این جا بود. دیدم یک عامل معنوی اثر می گذارد و آن، اخلاص است. البته خود شهادت بزرگترین اجری بود که خدا به او داد؛ چون این طور کشته شدن، برای انسان خیلی افتخار است. بالاخره صیاد شیرازی، یک مرد پنجاه و چند ساله، ده سال دیگر، بیست سال دیگر، سی سال دیگر - که با یک چشم به هم زدن می گذرد - از دنیا می رفت و از همین دروازه عبور می کرد؛ منتها با یک ناخوشی، با یک بیماری، با یک تصادف، یا با یک سکته قلبی؛ از این حوادثی که دائم اتفاق می افتد. بیانات در دیدار فرماندهان ارتش - ۱۳۷۸/۱/۲۵ حیف بود صیاد بمیرد دو هفته پیش شهید کاظمی پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: یکی این که دعا کنید من روسفید بشوم، دوم این که دعا کنید من شهید بشوم. گفتم شماها واقعاً حیف است بمیرید؛ شماها که این روزگارهای مهم را گذراندید، نباید بمیرید؛ شماها همه تان باید شهید شوید؛ ولیکن حالا زود است و هنوز کشور و نظام به شما احتیاج دارد. بعد گفتم آن روزی که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایسته شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد. وقتی این جمله را گفتم، چشم های شهید کاظمی پُرِ اشک شد، گفت: ان شاءاللَّه خبر من را هم به شما بدهند! فاصله بین مرگ و زندگی، فاصله بسیار کوتاهی است؛ یک لحظه است. ما سرگرم زندگی هستیم و غافلیم از حرکتی که همه به سمت لقاءاللَّه دارند. همه خدا را ملاقات می کنند؛ هر کسی یک طور؛ بعضی ها واقعاً روسفید خدا را ملاقات می کنند، که احمد کاظمی و این برادران حتماً از این قبیل بودند؛ اینها زحمت کشیده بودند. بیانات در مراسم تشییع پیکرهای فرماندهان سپاه ۱۳۸۴/۱۰/۲۱ مرگ تاجرانه بنده از قدیم می گفتم شهادت مرگ تاجرانه و مرگ زرنگهاست. آدم همین روغن ریخته را نذر امامزاده می کند. انسان جانِ رفتنىِ از دست دادنىِ نماندنی را به گونه ای به خدای متعال می سپرد؛ در صورتی که این متعلّق به اوست و او بالاخره انسان را می برد. بنابراین اوّلین اجری که خدا به شهید داده، خودِ شهادت است؛ یعنی روغن ریخته او را قبول کرد و هدیه ای را پذیرفت و در نتیجه شهید در عالم وجود و تا قیامت، انسان با ارزش و ماندگاری شد. بیانات در دیدار فرماندهان ارتش - ۱۳۷۸/۱/۲۵
شنبه ، ۲۱فروردین۱۳۹۵
[مشاهده متن کامل خبر]
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: حمایت]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 113]