تور لحظه آخری
امروز : پنجشنبه ، 7 فروردین 1404    احادیث و روایات:  پیامبر اکرم (ص):ايمان مؤمن كامل نمى شود، مگر آن كه 103 صفت در او باشد:... باطل را از دوستش نمى ...
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

خرید پرینتر سه بعدی

سایبان ماشین

Future Innovate Tech

آموزشگاه آرایشگری مردانه شفیع رسالت

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

طراحی سایت تهران سایت

irspeedy

تعمیرات مک بوک

قیمت فرش

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

خرید از چین

خرید از چین

خرید محصولات فوراور

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

خودارزیابی چیست

رزرو هتل خارجی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

کلینیک دندانپزشکی سعادت آباد

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

خرید یوسی

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

خرید عسل

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

سررسید 1404

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

ابزارهای هوش مصنوعی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

استابلایزر

خرید لباس

7 little words daily answers

7 little words daily answers

7 little words daily answers

گوشی موبایل اقساطی

ماساژور تفنگی

قیمت ساندویچ پانل

مجوز آژانس مسافرتی

پنجره دوجداره

خرید رنگ نمای ساختمان

ناب مووی

خرید عطر

قرص اسلیم پلاس

nyt mini crossword answers

مشاوره تبلیغاتی رایگان

دانلود فیلم

قیمت ایکس باکس

نمایندگی دوو تهران

مهد کودک

پخش زنده شبکه ورزش

دستگاه آب یونیزه قلیایی کره‌ای

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1871716742




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

کارکردهای تکنولوژی در ساخت سبک زندگی/ فقط بدی های سبک زندگی غربی را آموخته ایم/ فرهنگ هیچگاه اولویت ما نبوده است


واضح آرشیو وب فارسی:تهرانشهر: پایۀ تکنولوژی، علوم پایه است و پایۀ بسیاری از تکنولوژی های مهم در فیزیک، شیمی و زیست شناسی است. اما علوم پایه در مملکت ما شأنی ندارد و به عنوان طفیلی تحمل می شود. ما اگر بخواهیم از نظر تکنولوژی خودکفا شویم، باید علم تولید تکنولوژی را یاد بگیریم. سرویس اجتماعی فردا – ریحانه زاغری لیسانس فیزیک خود را با کسب رتبۀ اول رشتۀ فیزیک و رتبۀ اول دانشکدۀ علوم از دانشگاه تهران اخذ کرد و دورۀ آموزشی الکترونیک و فیزیک هسته ای را در مراکز اتمی این دانشگاه گذراند. سپس برای ادامۀ تحصیل به ایالات متحدۀ آمریکا رفت و مدرک دکترای فیزیک را در دانشگاه برکلی (ایالت کالیفرنیا) دریافت کرد. پس از بازگشت به ایران، خدمت خود را با سمت استادیار فیزیک، در دانشگاه صنعتی شریف آغاز کرد و به تدریج به رتبۀ استاد ممتاز این دانشگاه ارتقا یافت. دکتر مهدی گلشنی منشأ خدمات علمی و فرهنگی دیگری نیز بوده است که در این مجال کوتاه نمی گنجد. او در گسترش تحقیقات در زمینه های علم، دین، فیزیک و فلسفه فعالیت بسیاری داشته و عضو مؤسس انجمن بین المللی علم و دین در کمبریج بریتانیا هم بوده است. او با مشاوره و مشارکت در پروژۀ کنفرانس علم و جست وجوی معنویت (برکلی، ایالات متحده، ۱۹۹۸) نقطۀ عطفی در تاریخ مناسبات علم و دین در غرب را رقم زده است. او عضو انجمن مدرسان فیزیک آمریکا، انجمن بین المللی علم و دین، انجمن اروپایی علم و الهیات، انجمن مطالعۀ علمی دین، مرکز الهیات و علوم طبیعی در برکلی، مرکز بین المللی فیزیک نظری در تریست ایتالیا، مرکز اسلام و علم در کانادا، مؤسسۀ تعامل الهیات با علم و تکنولوژی در آمریکا و مؤسسۀ علم و دین متانکسوس در آمریکاست و در ایران نیز عضو پیوستۀ فرهنگستان علوم، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مدتی رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بوده است. او از برگزیدگان همایش چهره های ماندگار در عرصۀ ف یزیک و برندۀ کتاب سال جمهوری اسلامی ایران نیز هست. از این رو، نسبت میان تکنولوژی و سبک زندگی را از ایشان جویا شدیم تا ایشان با نگاهی به فرهنگ و نگاهی به علم جدید، علاوه بر آسیب شناسی سبک زندگی در کشور، راهکارهایی برای برون رفت از نابسامانی های این عرصه ترسیم نمایند. ورود تکنولوژی به زندگی افراد جامعه، برای مردم نظام اخلاقی جدیدی را به وجود آورده و دنیای تکنولوژی آن ها را وارد فضا و نظام جدیدی کرده است. به نظر شما، اثرات تکنولوژی بر سبک زندگی مردم را می توان به چند بُعد تقسیم کرد؟ عمدتاً هر عامل اثرگذاری اثر خود را از طریق فرهنگ بر آداب و رسوم و افکار مردم برجای می گذارد. یک دانشمند کانادایی که به یکی از شهرهای سرخ پوستان در شمال غربی کانادا رفته، اهالی آن را دیده و با زنان آنجا صحبت کرده است، می گوید زنان آن شهر می گفتند از وقتی تلویزیون وارد شهر آن ها شده، سبک زندگی آنان را به کل تغییر داده است. مثلاً همسایه ها با هم به ماهیگیری می رفتند یا بچه ها با هم بازی می کردند که حالا همۀ این کارها ترک شده است. واقعیت این است که تکنولوژی، تغییرات اساسی بسیاری در فرهنگ به وجود آورده و در نگرش مردم به زندگی و وقتی که برای تکنولوژی صرف می کنند، تأثیرات بسیاری گذاشته است. چند سال پیش، بعد از فروپاشی روسیه که لهستانی ها تا حدی استقلال پیدا کرده بودند، من مسئول پژوهش های علوم انسانی بودم که چند نفر لهستانی به ایران آمدند. خانمی که در رأس گروه قرار داشت، می گفت ما عده ای از سیاست مداران قدیمی دور هم جمع شده ایم تا مقداری به مملکت خود رسیدگی کنیم. در طی تحقیقات خود، می بینیم که مثلاً سبک غذا خوردن آمریکایی چقدر بر خانواده ها و نحوۀ برخورد آن ها با هم اثر گذاشته است، زیرا در سبک زندگی آمریکایی، غذا را باید سریع یا در راه خورد که باعث ارتباط کمتر اعضای خانواده می شود. آن ها می گفتند به این دلیل به ایران آمده اند که ببینند ما که به دنبال استقلال از شرق و غرب هستیم، دربارۀ این موضوع چه کاری انجام می دهیم. میزان وقتی که افراد صرف اینترنت، تلویزیون و غیره می کنند، بسیار بر سبک زندگی آن ها اثر گذاشته است. حال اگر وسایل این چنینی مثل تلویزیون، برنامه هایی داشت که از بُعد فرهنگی قوی و صحیح بود و برنامه های آموزشی خوبی پخش می کرد، اشکالی نداشت. اما از طریق تبلیغات، برنامه ها و سریال هایی که ارائه می شود، رفتارهایی در جامعه شیوع پیدا می کند که تا قبل از آن، فقط در محیط های خصوصی جامعه وجود داشته است. در چنین شرایطی، باید به اندازۀ کافی تعلیمات وجود داشته باشد و افراد مراقب باشند که در خانه های آنان و بیرون چه می گذرد. مثلاً محیط جامعۀ ما محیطی است که از نظر فرهنگی کاملاً از هم گسیخته است. یک شخص آمریکایی که در شبکه های تلویزیونی آمریکا کار می کند، همین چند روز پیش به ایران آمده بود و در مصاحبۀ خود، علاوه بر تعریف از مهمان نوازی ایرانیان و غذاهای ایرانی، گفته بود من تهران را از هر شهر دیگر آمریکایی تر دیدم. خانم متدین و مسلمان دیگری که از آمریکا به پاکستان رفته بود، در فرودگاه اسلام آباد گفته بود که شک کردم در آمریکا هستم یا در اسلام آباد. از آنجا که ما برای فرهنگ ملی-اسلامی خود هیچ کاری انجام نداده ایم، افراد جامعۀ ما نیز از نظر فرهنگی رها شده اند. به همین جهت، می بینیم که برداشت منسجمی از فرهنگ ندارند. مثلاً بسیاری از افراد در برخی از کارها کاملاً دینی عمل می کند و آداب دینی خود را به جای می آورند، اما در کارهای دیگر کاملاً گسیخته از دین و فرهنگ خود عمل می کنند. به همین علت، می بینیم که افراد به راحتی کشور را ترک می کنند. این به دلیل فرهنگی است که در کشور حاکم است و چنین افرادی بین فرهنگ حاکم و فرهنگ خارج از کشور فرقی نمی گذارند و حتی معتقدند که برخی از تسهیلات زندگی در آنجا راحت تر فراهم می شود. سبک زندگی ما اصلاً اسلامی نیست. درست است که مردم نماز می خوانند و روزه می گیرند، ولی واقعیت این است که ما در رفتارها، برخوردها، نظم اجتماعی و غیره بسیار از فرهنگ اسلامی دور هستیم. مثلاً در فرهنگ اسلامی، نظم عاملی بسیار اساسی است، اما در زندگی ما پیاده نمی شود. پس کجا قرار است دستورات اسلام اجرا شود؟ پیامبر اسلام (ص) وقتی که دیدند یک نفر را دفن می کنند، فرمودند خدا رحمت کند آن کسی را که وقتی کاری را انجام می دهد با اتقان انجام دهد؛ یعنی ایشان حتی در مسئله ای مثل دفن کردن معتقد بودند که این کار هم باید با تفکر انجام شود. با توجه به وارداتی بودن اکثر تکنولوژی ها در جامعۀ ایرانی، آیا می توانیم به تحقق سبک زندگی اسلامی-ایرانی امیدوار باشیم؟ با این طرز فکری که فعلاً حاکم است، با کمال صراحت عرض می کنم خیر. نمی گویم که باید ارتباط خود را با دنیا قطع کنیم. پیغمبر نیز فرمودند : « اطلبوا العلم ولو فی الصین»، اما ضمن اینکه باید بتوانیم در ارتباط با دنیا نیازهای خود را برطرف کنیم، باید به کشورهای دنیا بگوییم که ما نیز صاحب فکر هستیم. اگر زمانی از انگلیس، فرانسه و دیگر کشورها به اسپانیای اسلامی می آمدند تا پزشکی و سایر علوم را یاد بگیرند، اکنون هم باید از ایران، علومی را بیاموزند. در محیط ما نسخه هایی کاملاً قلابی از استعمار برای رواج علم حاکم است، مثل اینکه صرفاً مقاله بنویسیم، در صورتی که باید کار اصیلی صورت بگیرد و نیازهای کشور را رفع کند که البته این گونه کارها کمتر مطرح است. مشخص است که اگر خود ما تکنولوژی را تولید و سعی کنیم که مطابق با فرهنگ ما باشد، قضیه بسیار فرق می کند، اما وقتی که تولید علم ما کاملاً مشق نویسی است، نه سرمشق نویسی، شرایط بهتر از این نمی شود. ما باید خودکفا شویم. یکی از پیشنهادهای مرحوم پرفسور عبدالسلام در سال ۶۷ به رئیس جمهور آن زمان، که مقام معظم رهبری بودند، این بود که جنگ تمام شده است و شما باید در فکر خودکفایی باشید. ما اگر خودکفا باشیم، آقای خود هستیم، تحت فشار نیستیم و برنامه ریزی ها را مطابق فکر خود انجام می دهیم. اما وقتی که تحت فشار باشیم، هرکاری را با اجبار انجام می دهیم و مجبور هستیم مثلاً دارو، گندم، برنج، تسبیح، مهر و حتی قرآن را هم از چین وارد کنیم. در صورتی که بسیاری از این محصولات را می توانیم در داخل تولید کنیم و دلیلی برای وارد کردن آن وجود ندارد. ما باید سعی کنیم آنچه را که نمی دانیم یاد بگیریم و خودمان آن را انجام دهیم، نه اینکه اگر هم می توانیم تولید کنیم، باز هم به راحتی آن را بخریم و وارد کنیم. البته متأسفانه مقداری پول هم برای عده ای در واردات وجود دارد، ولی نکتۀ اساسی این است که ما تا خودکفا نشویم و روی پای خود نایستیم، همواره مجبور هستیم زور بشنویم. اما اگر روی پای خود بایستیم، می توانیم فرهنگ خود را پیاده کنیم. چرا ما نمی توانیم وسایل تفریحی فراهم کنیم؟ صد درصد اگر فکر کنیم، می توانیم وسایل تفریحی سالم را تهیه کنیم. یکی از دوستان پاکستانی من، که در حال حاضر در کانادا زندگی و مجلۀ اسلامی منتشر می کند، می گفت در یک ماه رمضان در پاکستان، سریالی بسیار مفید، خوب، آموزنده و جذاب پخش شد که همه خود را برای دیدن این فیلم به خانه می رساندند. مثلاً اندیشمندان و آدم های مهم چینی که جایزۀ نوبل کسب می کنند، سالی یک یا دو بار به چین می روند تا به کشور خود کمک فکری کنند، اما بسیاری از ایرانیانی که خارج از کشور درس خوانده اند و استاد هستند چنین کاری انجام نمی دهند. حواس ما جمع نیست نسلی که پرورش پیدا می کند باید با فرهنگی اصیل پرورش پیدا کند تا به کشور علاقه داشته باشد و آن را ترک نکند. همان طور که مقام معظم رهبری هم بارها تکرار فرمودند، همه چیز حتی علم و اقتصاد ما، بستگی به اصلاح فرهنگ ما دارد. اگر فرهنگ ما درست باشد، به جای اینکه با دلار ماشین های چندمیلیونی وارد کنیم، آن را صرف عواملی می کنیم که برای مملکت ما مفید باشد. این موضوع نشان می دهد که اقتصاد هم متأثر از فرهنگ است، اما متأسفانه در تمام دوران انقلاب، فرهنگ اولویت ما نبوده است. آلمان بعد از جنگ جهانی دوم، خیلی زود خود را نجات داد. وقتی مرحوم دکتر مصدق سر کار آمد، سال ۱۹۵۰ بود. آن زمان دکتر مصدق از دکتر شاخت آلمانی دعوت کرد که به ایران بیاید و به فکر اقتصادی کشور کمک کند، زیرا آلمان بعد از جنگ جهانی دوم، در زمان بسیار کوتاهی، اقتصاد خود را روبه راه کرد و سال ها بهترین اقتصاد اروپا را داشت. علت موفقیت آن ها این بود که به خود تکیه کردند و خودباوری داشتند. چین هم در حال حاضر همین طور است و حواس این کشور بسیار جمع است، اما آن زمان که حواس چین پرت بود، غربی ها مردم این کشور را افیونی هم می کردند، اما اکنون دیگر مراقب است. آن ها ارزیابی کردند و به این نتیجه رسیدند که علاوه بر تکنولوژی، باید در علوم هم موفق باشند و اکنون دارند با دنیا رقابت می کنند، زیرا کار آن ها حساب وکتاب دارد. فرهنگ است که باعث می شود دانشجوی چینی که در آمریکا تحصیل می کند، به چین برگردد، در حالی که همین فرهنگ باعث می شود دانشجوی ایرانی به خاطر تسهیلات زندگی در آنجا، دیگر به کشور بازنگردد. فرهنگ تعهد، ذات محیط ما نیست و سبک زندگی ما را هم تحت الشعاع قرار داده است. همۀ کارهای ما، حتی فکر ما در مکاتبی که کار می کنیم، تقلید است. دکتر احسان نراقی گفته بود این قدر که ما در ایران از پست مدرنیسم می شنویم، در فرانسه نمی شنویم. محیط ما از نظر تفکر بسیار غرب زده است، ولی ما اصلاً محسنات غرب، مثل نظم، ترتیب، برنامه ریزی و شایسته سالاری را یاد نگرفته ایم و هیچ کدام از این موارد را رعایت نمی کنیم و فقط کارهای بد آنان را آموخته ایم که به دنبال آن، سبک زندگی ما هم این چنین می شود. من نمی گویم غذاهای آن ها بد است. من هم بعضی اوقات از این نوع غذاها می خورم، اما در حال حاضر در کشور می بینیم که به ازای یک مغازه که غذای سنتی می پزد، چندین مغازۀ فست فوت وجود دارد. آیا نمی شد برخی از غذاهای سنتی خود را به گونه ای طبخ کنیم که سریع باشد و کار مردم را هم راه بیندازد؟ این موضوع نشان می دهد که میزان نفوذ دیگران در ما زیاد و پایبندی ما به فرهنگ ملی و دینی خود بسیار کم است. در مورد فناوری و تکنولوژی رویکردهای متفاوتی وجود دارد و برخی فناوری را مختار و غیروابسته می دانند. نظر شما دربارۀ این موضوع چیست؟ من هیچ رویدادی را مختار نمی دانم و به نظر من، همه چیز قابل کنترل است. من از رئیس بخش علمی فولکس واگن در اسپانیا شنیدم که می گفت ما هرکاری که تکنولوژی به ما اجازه دهد، انجام می دهیم که البته همان موقع یک فیلسوف انگلیسی به او گفت بنابراین باید فاتحۀ جهان و تمدن را بخوانیم. بنابراین شما برای فناوری ماهیت قابل سیاست گذاری قائل هستید؟ کاملاً. مثلاً همین تلویزیون یا اینترنت برای ما فایده های بسیاری دارد، ولی می بینیم که چه استفاده هایی از آن می شود. ما اگر برنامه های جذاب تهیه و فراهم کنیم و در اختیار جوانان بگذاریم، آن ها قبل از اینکه سراغ رسانه های بیگانه بروند، به این برنامه ها توجه می کنند. در سبک زندگی قدیم، پدر ها و مادر ها کاملاً مواظب بودند که بچه ها کجا می روند و چه کار می کنند. مثلاً زمانی که ما در اصفهان بودیم، موقع آمدن از مدرسه می دیدم که پدرم بعضی اوقات دم در منزل می ایستادند. خانواده های قدیم این طور مواظب بودند، اما اکنون بچه ها رها هستند. همچنین بعضی اوقات که بچه های بسیار خوب، باسواد، متدین و متعهد را در دانشگاه می بینیم، متوجه می شوم که دلیل رفتار خوبشان مربوط به خانواده های اصیل آنان است. این موضوع نشان می دهد که تربیت درست فرزندان کاری است انجام شدنی، اما خانواده ها و آموزش وپرورش آن چنان که باید وقت صرف تربیت فرزندان نمی کنند. در دانشگاه ها هم فقط بحث آموزش مطرح است و حتی بعضی اوقات هم بدآموزی، زیرا از نظر اخلاقی هیچ کس در دانشگاه چیزی نمی آموزد. اگر دولت برای آموزش وپرورش، فرهنگ و دانشگاه اهمیت لازم را قائل بود، نتیجه بسیار متفاوت می شد. آیا می دانید از نظر اولویت بودجه بندی، آموزش وپرورش و دانشگاه ها چه جایگاهی دارند؟ در آمریکا مثلاً پنجاه درصد بودجۀ تحقیقات به بخش نظامی تعلق می گیرد و از آنجا که امور نظامی هم باید موفق باشد، درصد بالایی از آن صرف علم می شود و علما را به استثمار می گیرد که خواسته های آن ها را برآورده کنند. در صورتی که ما واقعاً از علما استفاده نمی کنیم و کمتر شاهد شایسته سالاری هستیم. می بینیم که تصمیم گیری بسیاری از کمیته ها و شوراها واقعاً ضعیف است، زیرا مثلاً دو یا سه نفر عالم همراه با تعداد زیادی از افراد متوسط و ضعیف انتخاب می شوند که دربارۀ موضوعی تصمیم گیری کنند. مشخص است که در چنین شرایطی، نتیجۀ خوب و درستی به دست نمی آید. ما باید تغییری اساسی در نگرش خود به فرهنگ داشته باشیم و برای فرهنگ اولویت قائل شویم، زیرا آنچه اقتصاد ما را بهبود می بخشد، سیاست ما را درست می کند و ما را به منابع کشور متعهد می کند، تغییر نگرش در فرهنگ است. برخی معتقدند که در عرصۀ فناوری باید بتوانیم در مقام برتر قرار گیریم و تمام تکنولوژی ها را به جامعۀ ایرانی وارد کرده و توسعه دهیم، صرف نظر از اینکه ممکن است این فناوری به تحقق سبک زندگی اسلامی-ایرانی لطمه بزند و آن را در حاشیه قرار دهد. نظر شما در این مورد چیست؟ اگر چیزی برای استقلال و پیشرفت ما لازم است و باعث می شود جامعۀ ما نسبت به دنیا در سطح بالاتر علمی قرار گیرد، باید آن را یاد بگیریم، اما نباید چنین باشد که وارد زندگی روزمره شود و به فرهنگ ما آسیب بزند. باید در جای خود مورد استفاده قرار گیرد که این موضوع به کنترل قضیه و قوت دولت بستگی دارد که چگونه آن را کنترل کند. مثلاً در حال حاضر، می بینیم هرکاری که در ارتش یا سپاه انجام می گیرد، در سطح عمومی پخش نمی شود و مخصوص به خود آنان است. ما باید تکنولوژی را برای اموری که برای دفاع از جامعه لازم است، یاد بگیریم، اما نباید آن را عمومی کنیم، مگر اینکه برای نیازهای جامعه اولویت داشته باشد و من این کار را اگر برنامه ریزی عالمانه داشته باشد، کاملاً قابل کنترل می دانم. می توانیم بگوییم در زندگی امروزه، تکنولوژی به نوعی سبک ساز شده است؟ بله، علت آن هم این است که تفکر حاکم بر غربی ها، سلطه است. در حال حاضر، شرکت های چندملیتی در سطح جهان وجود دارند که معین می کنند چه چیزهایی اولویت دارد. یک فیلسوف انگلیسی را می شناسم که در مقالۀ خود مطرح می کند که چرا علما در برابر برنامه ریزی دولت ها ساکت هستند. یکی از دلایل آن این است که به دلیل جهان بینی ای که بر تفکر علما حاکم است، آنان دیگر به این مسائل اهمیت نمی دهند. دانشمندان ما باید در برخورد با مسائل منفعلانه برخورد نکنند و با تفکر بدانند که چه کاری را کجا باید انجام دهند. در آمریکا و در زمان بوش دوم نیز راجع به سلول های بنیادین و اینکه چه آزمایش هایی را انجام دهند و چه کارهایی را انجام ندهند، یک کمیتۀ هفده نفری تشکیل شد که متشکل از الهیون، بیولوژیست ها، فیزیک دان ها و متخصصین دیگر بود و در پایان جلسه قرار شد که بعضی از کارها تا چهار سال آینده انجام نشود تا مطمئن شوند آن کارها برای جامعه مضر نیستند. جامعۀ ما اصلاً به این نوع مسائل توجه نمی کند و مثلاً یک مرتبه یک روز می شنویم که شیرها، ماست ها و تمام محصولات لبنی فلان مادۀ چربی را دارد و مضر است. این موضوع که مربوط به یک مادۀ مصرفی عمومی است، بسیار بد است. پس تا امروز کنترل ها کجا بوده است؟ تمام این کارها قابل کنترل است، زیرا وقتی تصمیم می گیرند که کاری انجام نشود، به کلی آن را قطع می کنند. البته همواره افراد متخلف وجود دارند که از راه های غیرقانونی وارد می شوند، اما همۀ افراد که به دنبال راه غیرقانونی نیستند و اگر برنامه ای موجود باشد، طبق آن عمل می کنند. می خواهم بگویم ما آن چنان که باید مقید نیستیم، زیرا اگر مقید بودیم، هیچ کدام از کارهایی که برای محیط زیست مضر است و باعث آلودگی محیط زیست و افراد می شود، رونق پیدا نمی کرد. به نظر من، باید برنامه ریزی دقیق وجود داشته باشد، افراد در کار خود با جدیت عمل کنند و علما احساس کنند که اولویت آن ها باید مصالح جامعه باشد، نه خود آنان و درآمدشان. یک آمریکایی که در کالیفرنیا تشکیلات عظیم الکترونیک داشت، یک مرتبه کار خود را تعطیل کرد. او در کتاب خود استدلال می کند که کار او برای جامعه مضر واقع می شد. این شخص از همۀ تشکیلات خود گذشت، زیرا در او حساسیت انسانی وجود داشت. این حساسیت باید در محیط ما نیز باشد که متأسفانه کمتر وجود دارد و علمای ما که در امور سیاسی بسیار فعال هستند، در مورد این قبیل کارها که مربوط به مصالح عمومی جامعه است، کمتر فعال هستند. انتقال تکنولوژی مسئلۀ مهمی است که با توجه به توانمندی های هر کشور باید ارزیابی و کاربردی شود تا بتواند به شرایط عملی آن جامعه ورود پیدا کند. به نظر شما، کمبودهایی که در جامعۀ ایرانی وجود دارد چیست؟ یک نکتۀ کاملاً فراموش شده در ایران وجود دارد؛ پایۀ تکنولوژی علوم پایه است و پایۀ بسیاری از تکنولوژی های مهم در فیزیک، شیمی و زیست شناسی است. اما باید گفت که علوم پایه در مملکت ما شأنی ندارد و به عنوان طفیلی و به خاطر مهندسی، مقداری علوم پایه هم تحمل می شود. من در بعضی از شوراهای مهم شاهد این مسئله بودم و واقعاً این قضیه را لمس کردم که علوم پایه آن اهمیتی را که باید داشته باشد، ندارد. ما اگر بخواهیم از نظر تکنولوژی خودکفا شویم، باید علم تولید تکنولوژی را یاد بگیریم. فرض کنید که امروز این تکنولوژی را وارد کردیم، ممکن است آنجا تکنولوژی جدید دیگری به وجود آید. همیشه هم که معلوم نیست تکنولوژی ها را به ما بفروشند، زیرا تجارب سال های اخیر نشان می دهد که همیشه آن را در اختیار ما نمی گذارند. بنابراین ما باید اول علوم خود را تقویت و بعد سعی کنیم بیشتر از اینکه آن را به صورت مونتاژی وارد کنیم، تولید آن را یاد بگیریم و بر آن مسلط شویم. مثلاً باید به جای وارد کردن بیست ماشین مونتاژی، دو ماشین وارد می کردیم و بقیه را از روی آن می ساختیم که کلاً بی نیاز می شدیم. اما به نظر من، شکی نیست که سیاست گذاری ها غلط بوده است. ما برای اینکه تکنولوژی در کشور رونق بگیرد، باید در فکر این باشیم که تکنولوژی را تولید کنیم. مرحوم پرفسور عبدالسلام می گفت سال ۵۶ که وارد چین شدم، دیدم که تمام وسایل غربی ها را چینی ها با مهندسی معکوس ساخته بودند. ولی بعد بعضی تکنولوژی های جدید را خود چینی ها شروع کردند. مونتاژ به عنوان قدم اول خوب است، اما باید سعی کنیم وسایل را ولو ناقص بسازیم. خدا رحمت کند شهید دکتر چمران را که سال ۵۸ می فرمودند ما باید هواپیما را بسازیم، ولو اینکه ناقص باشد و یک یا دو دفعه هم سقوط کند. ممکن است نتوانیم آن را با ضریب اطمینان بالا بسازیم، ولی باید بسازیم تا بالأخره خود ما آن را راه بیندازیم و این همان کاری است که چینی ها انجام دادند. ما کمتر در این فکر بوده ایم که تکنولوژی اصیل ایجاد کنیم. از آنجا که ملاک سنجش کار دانشگاهی ها هم اموری است که بعضاً دست دوم یا سوم و به نظر من استعماری است، دیگر آن ها که اصالت و توانایی تولید دارند، به دلیل مقررات موجود، نمی توانند کاری انجام دهند. در سنجش علم، بازنگری اساسی لازم است که باز هم در تشکیلات موجود دیده نمی شود. تشکیلات موجود فقط هر چند وقت یک بار، افزایش تعداد مقالات را یادآور می شود، اما هیچ کدام از این مقالات مشکلات مملکت را حل نکرده و تعداد این مقالات هیچ تأثیری بر کاهش یا افزایش واردات ما نداشته است. عالمان، سیاست مداران، سیاست گذاران و کارگزاران ما باید دربارۀ این موارد پاسخ گو باشند که آیا این علم اثری بر محیط و نوآوری ما در سطح جهان داشته و به نام ایرانی معروف شده است یا خیر. به نظر من، اگر یک دهمِ اهمیتی که به جوایز ورزشکاران داده می شود، برای علوم قائل بودیم، شرایط بسیار فرق می کرد. به نظر شما، مهم ترین نهاد درگیر در عرصۀ برقراری رابطۀ مناسب و معتدل بین تکنولوژی و سبک زندگی، کدام نهاد است؟ دانشگاه ها بسیار مهم هستند. به نظر من، وزارت علوم نقش خود را بی عیب ایفا نکرده است و بیشتر باید نقش نظارتی داشته باشد. از سوی دیگر، تفکری هم که در دانشگاه ها حاکم است، تفکر روزمرگی است و تفکر اصیل حاکم در آن این نیست که کشور باید پیشرفت کند. همۀ رقابت دانشگاه ها با هم دربارۀ مسائلی است که به نظر من، در دراز مدت در بالا بردن سطح علم کشور و بی نیاز کردن آن هیچ اثری ندارد. دانشگاه ها، وزارت علوم و وزارت آموزش وپرورش مهم هستند، اما آنچه بسیار مهم است این است که وزارت علوم و وزارت آموزش وپرورش بُعد تربیتی و اخلاقی را در دانشگاه ها تقویت کنند. همچنین باید بدانیم که انجام این کار مثل آمپول نیست که بتوان آن را تزریق کرد. رفتارها و الگوها مهم هستند که خبری هم از آن ها نیست. بنابراین از نظر من، صرف نظر از بعضی افراد که بسیار مؤدب و بااخلاق هستند و دلیل آن هم خانوادگی است، نه دانشگاهی یا آموزش وپرورشی، محیط دانشگاه ها از نظر فرهنگی واقعاً رضایت بخش نیست. مثلاً در یک برنامه از مردم پرسیده شد که شعر «سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز» از کیست و هیچ کس جواب نداده بود، در صورتی که کاملاً مشخص است که این شعر از سعدی است. بسیار شرم آور است. به یاد دارم در زمان کودکی ما، پیرزن هایی که خدمتکار بودند، وقتی صحبت می کردند، ابیاتی نیز می خواندند. چند ماه پیش که به آرامگاه باباطاهر رفته بودم، دیدم که پیرمردی رباعیات باباطاهر را می خواند و اطراف او هم تعداد زیادی افراد شیک و امروزی جمع شده و همه جذب نصایح باباطاهر شده بودند. ما چند محیط بیدارکننده داریم که به ما یادآور شود زندگی فقط همین جنبۀ مادی نیست؟ اگر همۀ مردم این موضوع را متوجه شوند، شرایط متفاوت خواهد شد. اما ما گمان می کنیم هر باوری را مثل آمپول می توان تزریق کرد. در صورتی که با زور نمی توان هیچ کاری را انجام داد. امر فرهنگ امر بسیار ظریفی است و من بزرگ ترین مشکل جامعه را این می دانم که در چند دهۀ بعد از انقلاب، اهمیتی کافی به فرهنگ داده نشده و چندان مورد توجه نبوده است. وزارت ارشاد زمانی مجله ای را خارج کشور و به انگلیسی چاپ می کرد و چاپ آن را به عده ای از برادران شیعی در لندن سپرده بود که با نام خود منتشر کنند. بنابراین از آنجا که به نام ایران نبود، آن را به همه جای دنیا می فرستادند. در جایی سردبیر آن به من گفت که حتی یک بار هم از ایران با من تماس نگرفته اند که بگویند این مطلب که نوشته اید خوب یا بد است. می خواهم بگویم محیط ما این قدر غافل است. حتی پول می دهد، اما ارزیابی نمی کند که این پول چه مصرفی داشته است. لطفاً جمع بندی خود را دربارۀ این موضوع بفرمایید. به نظر من، شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم باید واقع گرایانه و نه ظاهربینانه، وضعیت فرهنگ در جامعه و دانشگاه را ارزیابی کنند و با همکاری و مشورت عده ای از متفکران، بهترین راه را برای اصلاح وضعیت فرهنگی در همۀ ابعاد ملی، اجتماعی، شخصی، خانوادگی، آموزش وپرورشی و دانشگاهی مشخص نمایند. وضع فرهنگی محیط ما واقعاً وحشتناک است. اولویت ما این است که وضعیت را ارزیابی کنیم و با خودمان نیز تعارف نداشته باشیم. همچنین تا یک گزارش واقعی داده می شود، سیاه نمایی نکنیم. اگر این طور باشد، ما اصلاح می شویم، ولی اگر تعارف کنیم و بخواهیم خود را گول بزنیم، پیشرفت نخواهیم کرد. منبع: خردنامه همشهری


دوشنبه ، ۳اسفند۱۳۹۴


[مشاهده متن کامل خبر]





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: تهرانشهر]
[مشاهده در: www.tehranshahr.org]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 15]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن