واضح آرشیو وب فارسی:گلشنراز: گلشن راز :رفتار انتخاباتی منطقه زمانی اسیر ساختار می ماند که کاندیداها توان بازنمایی خود را نداشته باشد و نتوانند از طریق بازی نمادها رفتار انتخاباتی مردم را تحت تاثیر قرار داده و دست به تغییر توان ساختار بزنند.در ایران فعلی میدان انتخابات مهمترین میدان سیاسی برای کنشگران اجتماعی می باشد. اگرچه خود این میدان سیاسی تحت تاثیر عوامل گوناگونی شکل میگیرد ولی انچه در این میان مورد توجه می باشد توجه به سازه های اصلی رفتار کنشگران در این فضای سیاسی می باشد. اگرچه در میدان سیاسی انتخابات ما با دو بازیگر اصلی که شامل رای دهندگان و کاندیدای انتخاباتی می باشد، مواجه هستیم ولی در این میان نقش مهمتر مربوط به رفتار انتخاباتی رای دهندگاه است.در همین راستا انچه مورد توجه می باشد این است که رفتار انتخاباتی رای دهندگان در هر منطقه ای تحت تاثیر فکت های اجتماعی گوناگونی شکل می گیرد و در همین راستا در حوزه شهرستان شبستر نیز عناصر گفتمانی رفتار انتخاباتی و مشارکت سیاسی تحت تاثیر فاکتورهای اجتماعی مختلفی مفصلبندی می شوند و پرداختن تک وجهی به آنها باعث دور ماندن از واقعیت های اجتماعی و سیاسی موجود خواهد شد. اگرچه دو عنصر اساسی موثر در هر رفتار انتخاباتی همان عناصر ساختاری و کارگزاری می باشد اما در وهله اول در چشم انداز سیاسی رفتار انتخاباتی (تقلیل گرا) منطقه شبستر انچه بیشتر به چشم می آید غلبه فرهنگ سنتی یا همان ساختار اجتماعی بوده و کارگزاران اجتماعی نیز اسیر این ساختار به نظر می اید بهمین جهت این گونه تلقی می شود که رفتار انتخاباتی نیز فقط متاثر از این ساختار است و کارگزاران سیاسی در هر نوع رقابت سیاسی ناتوان از خارج شدن از این ساختار تاریخی می باشند. به عبارت بهتر در تاثیرپذیری رقابت انتخاباتی نقش کاندیدای انتخاباتی جدی گرفته نشده و بیشتر از منظر ساختارگرایی به مقوله رفتار انتخاباتی نگریسته می شود و تاثیرگذاری مطلق ساختار را مورد توجه قرار می دهند . در همین راستا در نوشته حاضر ما به دنبال پاسخ به این سوال هستیم که در میدان سیاسی انتخابات منطقه شبستر، جایگاه بازیگران اصلی سیاسی(کاندیداها) در مقابل ساختارهای اجتماعی سنتی در شکل دهی رفتار انتخاباتی کجا قرار دارد؟ در پاسخ به این سوال ابتدا باید چند نقطه اساسی را مد نظر قرار داد . اولا : در هر زمینه سیاسی یا اجتماعی شاهد تنوع جلوه های ماهرانه و پیچیده کارگزاری هستیم. این جلوه ها عموما محصول کنش ارادی هستند که براساس دانش نسبت به آن ساختارهایی که محیط کنش را تشکیل می دهند، نمود می یابند. ثانیا: برعکس تصور غالب و رایج در منطقه شبستر، تجربه انتخاباتی در دوره های قبل در شهرستان شبستر نشانگر این است که نامزدهایی غیرمشهور توانسته اند همپای نامزدهای انتخاباتی مشهور توان رقابت داشته و در ماراتن انتخابات یا پیروز شوند و یا حداقل به دور دوم گام بگذارند که همین نشانگر نقش اساسی کارگزاران و بخصوص بازنمایی سیاسی و چگونگی بهره گیری از پتانسیل های موجود از دوره کوتاه چند روزه تبلیغات می باشد. ثالثا: منطقه شبستر به دلیل مبتلا بودن به یک فرهنگ سیاسی سنتی و عدم گذار به مرحله نوین رقابتهای سیاسی، ناتوان از رقابت در درون سازه های مدرن گفتمانی متصلب بوده و بهمین جهت در اکثر موارد دارای عناصر گفتمانی قابل تغییر و اسفنجی می باشد بطوریکه اگرچه در این منطقه رای دهی متاثر از مقولات سنتی مانند گروه بندی های قومی – محلی و ناحیه ای می باشد و در نگاه اول نقش ساختارهای کلان سنتی بسیار پر اهمیت از کارگزار جلوه گر می نماید ولی همین عدم پررنگ بودن جریان های سیاسی و گفتمانهای سیاسی کلان مدرن در منطقه، توان کاندیداها را برای غلبه بر ساختارهای سنتی افزایش می دهد بطوریکه گذشته سیاسی منطقه نشاندهنده تاثیرگذاری نقش بازیگران در کنار ساختار قومی – قبیله ای آن می باشد. در نگاه کلی سرمایه های اجتماعی سنتی زمانی موفق زا بوده اند که مقولات دیگری که توان کارناوالی کردن رای را دارا هستند نیز، وارد بازی انتخاباتی شده اند. رابعا: از انجایی که بازی انتخابات یک بازی پدیدارشناختی می باشد پس کاندیدا برای غلبه بر رقبای خود که به سرمایه های اجتماعی سنتی و سرمایه های قبیله ای خود تاکید دارند نیازمند گزینه دیگری به نام پدیدارگرایی در جهت شکل دهی رفتار انتخاباتی و بسیج آرای عمومی هستند. در اینجاست که نقش پدیدارگرایی بازیگران بسیار پر اهمیت می نماید. پدیدارگرایی به این امر توجه دارد که معرفت ما فقط به پدیدارهای اشیا و امور متعلق می گیرد و ما راهی به بود و ذات اشیا یا واقعیت فی نفسه نداریم . یعنی هر چیزی انطور که بازمینماید مورد فهم دیگری واقع می شود و این بازنمایی وابسته به ذات نیست و شاید یک چیزی متفاوت از آن چیزی که در ذات خود هست به نمایش درآید و این توان ان چیز است که چگونه خود را بنمایاند. یعنی زمانی در انتخابات بازیگری توان غلبه بر ساختارهای سنتی و قبیله گرایی رقیب را خواهد داشت که بهتر از دیگران خود را عرضه نماید و خود را متفاوت از دیگران نشان دهد اگرچه اصلا ان چیزی را که عرضه می کند در اصل متعلق به خود نباشد . به عبارت دیگر در یک فضایی که ساختار نسبتا توان بیشتری در مقابل کارگزار دارند بازیگری موفق است که بهتر خود را بنمایاند و در اینجاست که سرمایه های قبیله ای رقیب را با چالش مواجه کند و افکار عمومی را بهتر از دیگران به سوی خود جلب کند. در جمع بندی نهایی می توان اینگونه عنوان کرد که عدم حاکم بودن مفرط ابرگفتمان های سیاسی بر رفتار انتخاباتی مردم منطقه از یک سو و پتانسیل های پویا شدگی سازه های رفتار انتخاباتی مردم منطقه (که تجربه های گذشته انتخاباتی نشانگر آن هستند) از سوی دیگر نشان دهنده این است که رفتار انتخاباتی مردم منطقه شبستر از دو مقوله ساختار سنتی و قبیله محور از یک سو و پدیدار گرایی کاندیداها از سوی دیگر شکل می پذیرد و نگاه سطحی و تقلیل گرایانه به توان هر یک از دو فاکتور ساختار یا کارگزار ، موجب عدم فهم صحیح این رفتار و نیز رقابت سیاسی 7 اسفند خواهد شد. رفتار انتخاباتی منطقه زمانی اسیر ساختار می ماند که کاندیداها توان بازنمایی خود را نداشته باشد و نتوانند از طریق بازی نمادها رفتار انتخاباتی مردم را تحت تاثیر قرار داده و دست به تغییر توان ساختار بزنند. در همین راستا بازیگری موفق خواهد بود که بتواند سرمایه های اجتماعی خود را از طریق پدیدار گرایی و بازنمایی بهتر خود افزایش داده و سرمایه های اجتماعی طرف مقابل را که به ساختار سنتی صرف وابسته است با چالش مواجه سازد و عناصر شناور گفتمانی رفتار انتخاباتی را از طریق بازنمایی بهتر جذب نماید. جعفر نوروزی نژاد؛ دکتری علوم سیاسی و مدرس دانشگاه
چهارشنبه ، ۲۸بهمن۱۳۹۴
[مشاهده متن کامل خبر]
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: گلشنراز]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 20]