واضح آرشیو وب فارسی:تین نیوز: وبلاگ تین نیوز، محمد صادق جنان صفت | «آنارشیست»ها تنها گروهی هستند که اصولا نهاد دولت را پدیده ای مزاحم برای جامعه های انسانی پنداشته و اصل این نهاد را قبول ندارند. جز این نحله فکری سایر گروه ها و علاقمندان به اندیشه های گوناگون پذیرفته اند که در کنار نهاد خانواده، نهاد بنگاه، نهاد حزب، نهاد اقتصاد، نهاد سیاست، وجود نهاد دولت نیز یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای جامعه انسانی است. درباره نهاد دولت، نقش و وظایف و اختیارات آن میان گروه های اندیشه ای فیلسوفان سیاسی، جامعه شناسان، اقتصاددانان و صاحبان بنگاه های اقتصادی در پویش زمان اختلاف ایجاد شده است. در شرایطی که دولتخواهان و دولت پرستان در مجموعه نیروهای سیاسی و روشنفکری در دنیا به تجربه دریافتند که می توان و باید در دادن اختیار جامعه به این نهاد پرقدرت احتیاط کرد، اما هنوز کسانی هستند که به ویژه در کشورهای در مسیر توسعه به تسلط بدون چون و چرای دولت اعتقاد راسخ دارند و این اندیشه منسوخ شده که بخش خصوصی و صاحبان کارخانه ها و سرمایه داران فقط به جیب خود فکر می کنند وجود دارند و البته تریبون های رسانه ای خوبی نیز در اختیار دارند. در جامعه ایرانی نیز شاهد هستیم که طیف هایی از احزاب، گروه ها و جمعیت های سیاسی و نهادهای خاص این اعتقاد را کنار نمی گذارند و برای دولت بزرگ، دولت قیم، دولت مداخله گر و دولت چوپان تبلیغ می کنند. این گروه ها را می توان به چند طیف تقسیم کرد: طیف و گروهی که خلوص نیت دارند و تجربه و دانش آنها نسبت به تحولات مرتبط با نهاد دولت کافی نیست و ذهنیت آنها ساخته و پرداخته افکار ضد بخش خصوصی است. یک گروه و طیف دیگر اما کسانی هستند که می دانند و می توانند با سنجاق کردن خود به دولت های ایران که جزو دولت های ثروتمند جهان به حساب می آیند، رانت و منافع غیرعادی به دست آورند. یک طیف دیگر از دولت پرستان کسانی هستند که عقاید چپ گرایانه جهانی برجای مانده از دوران تسلط لنین و استالین بر شوروی و اروپای شرقی خاطرات ذهنی خوبی دارند و علاقه ای به تحولات ذهنی ندارند. البته در این میان طیف هایی هم در ایران هستند که می گویند بخش خصوصی ایران و تشکل های مربوطه فاقد توانایی کافی برای اداره جامعه است و دولت بزرگ را برای اداره جامعه یک ضرورت اجتناب ناپذیر می دانند. شاید حتی در میان کارفرمایان و صاحبان بنگاه های صنعتی، بازرگانی، معدنی و اقتصادی ایران نیز کسانی باشند که به دولت بزرگ اعتقاد دارند و اصولا تصوری از دولت کوچک ندارند. حضور دولت ها در فعالیت اقتصادی البته جای خاصی در مباحث دارد و نوشته حاضر نیز در همین حد و اندازه باقی می ماند و قصد ندارد به مسایل فلسفه سیاسی بپردازد. فایده نداشته است در صورتی که شروع فعالیت دولت مدرن در ایران را به اول سده حاضر ارجاع دهیم و توجه داشته باشیم که نزدیک به 90 سال است که در ایران دولت بزرگ حاکم است و به نتایج این حاکمیت نگاه کنیم، خواهیم دید که فایده های دولت بزرگ بسیار کمتر از هزینه های آن است. دولت ها در ایران دست کم از 1340 تا امروز هر سال بخش قابل ملاحظه ای از درآمد حاصل از ثروت طبیعی ایران شامل نفت و گاز و دریا و جنگل را به خود اختصاص داده اند و آن را برای مخارج گوناگون هزینه کرده اند اما فایده های این صدها میلیارد دلار چه بوده است؟ جدا از دشمنی هایی که غرب با ایران داشته است تجربه دولت های قبل از انقلاب نیز نشان می دهد اگر این میزان منابع مالی دراختیار شهروندان بود قطعا فایده بیشتری نصیب جامعه می شد. همین روزها در اخبار شنیده ایم که دولت ایران رقمی معادل 540 هزار میلیارد تومان به بخش های مختلف بدهکار است. در صورتی که هر دلار معادل 3700 تومان باشد، رقمی معادل 154 میلیارد دلار از پول مردم در بانک ها، سازمان تامین اجتماعی و پیمانکاران دراختیار دولت و شرکت های دولتی است، آیا این میزان پول اگر در اختیار شهروندان بود با آن چه میزان تجارت و تولید را دراختیار جامعه می گذاشتند؟ تغییر ذهنیت برای رسیدن به دولت کارآمد و لاغر نمی توان انتظاری جز این داشت که ذهنیت علاقمندان و متعصبان را تغییر دهیم. این تغییر و دگرگونی البته بدون تردید باید در میان شهروندان عادی گسترده شود و آنها درک دقیق و درستی از تهدیدها و اتلاف منابع دولت بزرگ داشته باشند تا بپذیرند که دولت لاغر و کارآمد بهتر است. در این مسیر اما چند کار باید صورت پذیرد. نخستین گام این است که رسانه های نیرومندی دراختیار علاقمندان به مباحث دولت باشد و آنها بتوانند از طریق این رسانه ها با مردم سخن بگویند. در صورتی که به شهروندان مصداق های عینی و قابل فهم از آسیب های دولت بزرگ نشان داده شود شاید در کوتاه ترین زمان ممکن این تغییر ذهنیت رخ دهد. نشان دادن اینکه یک کارمند عالی رتبه دولت آیا به میزان حقوق و مزدی که می گیرد فایده دارد یا نه، نشان دادن ریخت و پاش مدیران برخی شرکت های دولتی که از امکانات شرکت استفاده مشخصی می کنند و نشان دادن تفاوت بهره وری شرکت های دولتی با شرکت های خصوصی می تواند در این راه به کار آید. شهروندان ایرانی باید ذهنیتی پر از اطلاعات و تحلیل های منصفانه نسبت به دولت بزرگ داشته باشند تا راه برای تحولات عینی در سطحی بالاتر هموار شود. علاوه بر این تغییر ذهنیت در میان مدیران ارشد و سیاستمداران نسبت به دولت بزرگ و پیامدهای بزرگ تر شدن این نهاد نیز یک ضرورت است. مدیران اداره کننده جامعه اگر بتوانند تصور دقیقی از تفویض قدرت و مسوولیت ها داشته باشند و یادشان بیاید که در صورت تفویض بخشی از قدرت که غیرحاکمیتی است می توانند از زیر بار سنگین انتظارات و توقعات مردم رها شوند قطعا کار دیگری خواهند کرد. در شرایطی که برخی از سیاسیون باور ندارند که بدون دولت بزرگ می توان کارها را با کارآمدی بیشتر و حاکمیت بیشتر اداره کرد بدون تردید دست از سرسختی برمی دارند. باید به این مدیران ارشد گفت آیا این اتفاق خوبی است که هر اتفاقی در بازار ارز، در بازار پول، در بازار سکه و طلا و مسکن و در سطحی پایین تر بازار پیاز و گوجه فرنگی و سیب زمینی پای دولت نوشته شود و دولت مسبب گرانی ها و کمبودهایی شود که یک رویداد عادی در تمام دنیاست. چرا وقتی سیب زمینی کم می شود همه نگاه ها به جای اینکه به کشاورزان و عمده فروشان سیب زمینی و فروشندگان در سطح خرد دوخته شود به دولت نگاه می شود؟ این مفاهیم و مصداق ها باید در ذهنیت مدیران ارشد اداره کننده جامعه که در نهاد دولت، قوه قضاییه و مجلس و نهادهای دیگر حاضرند جا بیفتد که دولت کوچک به معنای کاهش اختیارات اساسی نیست. یکی از گروه هایی که ذهنیت آنها باید دگرگون شود مدیران و سهامداران بنگاه ها هستند که به جای تکیه بر توانایی های خویش و تکیه بر بازارهای جهانی همه نیروهای خود را متمرکز کرده اند تا رفتار و گفتار دولت را ببینند و بشنوند و پس از آن برنامه ریزی کنند. بخش خصوصی ایران تا زمانی که شایستگی های خود را در این زمینه اثبات نکند که می تواند روی پای خود بایستد و از منافع خود حمایت کند زیر یوغ دولت خواهد ماند. برای عبور از حاکمیت غیرکارآمد نهاد دولت باید همت کرد و از منافع زودگذر به سود منافع بلندمدت صرف نظر کرد.
دوشنبه ، ۵بهمن۱۳۹۴
[مشاهده متن کامل خبر]
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: تین نیوز]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 6]