واضح آرشیو وب فارسی:روز نو:
تابوهایی که یکییکی شکسته میشوند!
روز نو : تابوزدگي يكي از مشكلات مهم در جامعه است كه باعث ميشود بسياري از مسائل مهم در حوزه اجتماعي هيچگاه اجازه ديده شدن نيابند. يكي از دلايل مهم خلق اين تابوها اين فرض است كه طرح برخي مسائل ميتواند تشويش افكار عمومي را به همراه داشته باشد، در صورتي كه تجربه ثابت كرده است كه هرگاه تابوها كنار رفتهاند نه تنها تشويش افكار عمومي شكل نگرفته، بلكه باعث شده اقدامات در آن زمينه شدت بگيرند و بهبودها يكي پس از ديگري حاصل شوند.
به گزارش آرمان، «تابو يا پرهيزه، آن دسته از رفتارها، گفتارها يا امور اجتماعي است كه طبق رسم و آیين، ممنوع و نكوهشپذير است.» به نظر ميرسد بسياري از تابوها سرگذشتي هزارانساله دارند و به همين دليل تابو شدن آنها ميتواند طبيعي باشد، ولي اينجا سخن از تابوهايي است كه تابو شدن آنها بسته به شرايط اجتماعي است و اين تابو شدن به جاي اينكه مفيد واقع شود بعضا باعث شكلگيري و دامن زدن به بسياري از آسيبهاي اجتماعي شده است. تابوها پرچينهاي نامرئي و ناشناختهاي هستند كه مسائل اجتماعي را مرزگذاري كردهاند و به بسياري از آنها اجازه مطرح شدن نميدهند و به بعضي ديگر تا حدودي اجازه مطرح شدن ميدهند، اما تجربه ثابت كرده است تا زماني كه افكار عمومي نتواند به وضوح درباره مسائل اجتماعي حرف بزند، نميتوان انتظار داشت كه آن مساله به يك دغدغه جمعي تبديل شود.
تابوي صحبت از فروش نوزادان شكسته شد
شايد براي ملموستر شدن قضيه بتوان به آخرين تابوشكني در حوزه اجتماعي اشاره كرد. «خريد و فروش نوزادان در جنوب شهر تهران رواج دارد. متاسفانه گزارشات نشان ميدهد خانمهاي كارتنخواب به هنگام زايمان به برخي از بيمارستانهاي جنوب و مركز شهر مراجعه و پس از به دنيا آمدن نوزاد با دريافت 100 تا 200 هزار تومان بچه خود را ميفروشند.» اينها گفتههاي دو هفته قبل فاطمه دانشور، رئيس كميته اجتماعي شوراي شهر بودند. او در يك ماه گذشته از مسالهاي پرده برداشت كه تا قبل از اين كمتر به آن پرداخته ميشد يا اصلا به آن پرداخته نميشد. فروش نوزادان مسالهاي بود كه در مناطق جنوبي شهر تهران بهشدت رواج داشت ولي اين مساله زماني در اولويت كاري مسئولان قرار گرفت كه فاطمه دانشور آن را رسانهاي كرد. بعد از اينكه اين مساله در رسانهها مطرح شد سازمانها و نهادهاي مختلفي مانند نيروي انتظامي، بهزيستي، قوه قضائيه و شوراي شهر هم به اين مساله ورود پيدا كردند. در حقيقت تابوي فروش نوزادان شكسته شد.
تابوي صحبت از اعتياد زنان شكسته شد
احتمالا شما هم اگر سري در اخبار داشته باشيد، اين جملهها به گوشتان آشنا خواهند بود. «فقر، اعتياد و بسياري ديگر از آسيبهاي اجتماعي در حال زنانه شدن هستند.» جالب است بدانيد تا يك دهه قبل صحبت از رشد آسيبهاي اجتماعي در بين زنان يك تابو بود و كمتر پيرامون آن صحبت ميشد. اما زماني كه تابوي اين مساله شكسته شد حتي صدا و سيما هم دست به ساخت برنامههايي زد كه رشد آسيبهاي اجتماعي در بين زنان را نشان ميداد. «در حال حاضر آمار زنان معتاد به عدد دو رقمي هم رسيده است و 10 درصد از معتادان زنان هستند.» علاوه بر اعتياد افزايش مصرف سيگار و قليان در بين زنان هم مسالهاي است كه مسئولان نهادهاي مختلف در چند ساله اخير به آن پرداختهاند. پرداختن به اين معضل اجتماعي نه تنها آسيبزا نبوده بلكه باعث شده است كه اقدامات در اين زمينه تشديد شوند. همين اتفاق حتي از تابوي اين مساله در بين خانوادهها هم كاسته است. تا قبل از اين اگر زني معتاد بود كمتر پيش ميآمد كه براي ترك اقدام كند، زيرا ترس از اينكه بقيه افراد جامعه بدانند و احتمال طرد شدن باعث ميشد كه اين مساله در خفا باقي بماند، اما زماني كه تابوي اين مساله شكسته شد و جامعه اجازه صحبت درباره اين معضل و آسيبهايش را پيدا كرد حتي روند ترك اعتياد هم آسانتر شد. امروزه بسياري از زنان معتاد كه قصد ترك دارند به راحتي و با ترس كمتري نسبت به گذشته به مراكز ترك اعتياد مراجعه ميكنند.
تابوي صحبت از ايدز شكسته شد
چهار ماه قبل، عباس صداقت، رئيس اداره كنترل ايدز و بيماريهاي آميزشي وزارت بهداشت درباره خطر بازگشت موج دوم و وقوع موج سوم ايدز در كشور در اواخر دهه 90 هشدار داد. موج اول بيماري ايدز اواسط دهه 60 از طريق انتقال خونهاي وارداتي آلوده براي نخستين بار شناسايي شد. موج دوم ايدز نيز در اواسط دهه 70 با اپيدمي HIV در بين زندانيان و مصرفكنندگان تزريقي مواد مخدر آغاز شد. موج سوم ايدز كه در اواخر دهه 80 رواج پيدا كرد به افزايش روند ابتلا به اين بيماري از طريق روابط جنسي محافظت نشده اشاره داشت. اين اظهارنظر تنها اظهارنظر صورت گرفته درباره شيوه ايدز در جامعه نبود بلكه چند سالي است بسياري از مسئولان به صراحت در اين زمينه صحبت ميكنند. بهويژه صحبت از موج دوم و سوم ايدز زماني رواج بيشتري پيدا كرد كه تابوها در اين زمينه از بين رفتند. زماني كه تابوي صحبت درباره ايدز كنار رفت، آموزشها و اقدامات در اين زمينه بيشتر شدند و حتي تلاش براي يافتن راههاي درمان هم بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت.
فضاي مجازي تابوشكن ميشود
يكي از مهمترين شريانهايي كه اين روزها به تابوشكنيها دامن ميزند و باعث ميشود بسياري از تابوها به رسانههاي رسمي راه يابند، بحثهايي است كه در شبكههاي اجتماعي شكل ميگيرند. امروزه در شبكههاي اجتماعي انواع و اقسام اطلاعات دست به دست ميشوند و مسئولان براي اينكه از نگرانيهاي افكار عمومي بكاهند ناچارند كه دست به روشنسازي در اين زمينه بزنند، زيرا در غير اين صورت جريانهاي شايعه در كنار اخبار منتشر شده در شبكههاي اجتماعي قرار ميگيرند و باعث تشويش اذهان ميشوند. نمونه آن را ميتوان به شايعاتي كه چند ماه قبل درباره انتقال ايدز از طريق دستگاههاي قند خون يا پرتقالهاي وارداتی شكل گرفت، دانست. در صورتي كه مسئولان به موقع در اين زمينه دست به شفافسازي و اطلاعرساني نميزدند قطعا افكار عمومي جامعه متشنج ميشد. امروزه شبكههاي مجازي تمامي مسائل را در انظار عموم ميگذارند، با اينكه اين مساله عواقب دو پهلويي دارد ولي ميتواند به شكست بسياري از تابوها كمك كند. حتي خود فضاي مجازي هم يكي از مواردي بود كه درباره آن تابو وجود داشت، هيچگاه آماري قطعي از تعداد ايرانيان عضو فيسبوك، توئيتر و ساير شبكههاي اجتماعي ارائه نشد و آنها همچنان در سايه فيلترينگ به زندگي خود ادامه دادند اما با پديدار شدن شبكههاي اجتماعي موبايلي سايه فيلترينگ محو شد و بسياري از افراد و حتي مسئولان شروع به استفاده از اين شبكهها كردند و امروزه كار به جايي رسيده است كه مسئولان به وضوح صحبت از حضور 20 ميليون ايراني در تلگرام ميكنند. فيلترينگ، تابويي بود كه فقط به حريصتر كردن جامعه دامن زد، در صورتي كه با كنار رفتن فيلترينگها به مرور جامعه خود راههاي استفاده درست از ابزار ارتباطي را پيدا كرد.
واقعيتها را نميتوان كتمان كرد
رئيس انجمن مددكاري معتقد است كه واقعيتها را نميتوان كتمان كرد و با كتمان هم مشكلي حل نخواهد شد. سيدحسن موسويچلك به تابوهايي كه در حوزه ايدز، مواد مخدر و حتي حوزه فضاي مجازي وجود داشته است اشاره ميكند و ميگويد: «بيان واقعيتها درباره موضوعاتي كه جامعه درباره آنها حساسيت دارد ميتواند به پيشگيري و درمان كمك كند، در صورتي كه نپرداختن به اين موضوعات و كتمان كردن آنها موجب رشد زيرزميني آنها و معضل شدنشان ميشود.» او به عواقب كتمان كردن مشكلات اشاره ميكند: «كتمان كردن باعث ميشود حل آن مشكلات در آينده هزينه بيشتري داشته باشد، به زمان بيشتري براي حل آنها نياز است، عوارض بيشتري خواهند داشت و در چنين شرايطي احتمال موفقيت به مراتب كمتر ميشود.» او طرح به موقع مسائل آنگونه كه واقعيت دارند را باعث كاستن از هزينههاي مختلف مديريت انساني ميداند و ميگويد: «تجربه نشان ميدهد كه در هر حوزهاي كه به مسائل با تأخير پرداخته شده، چيزي جز ضرر به دنبال نداشته است، بنابراين نبايد هيچ واقعيتي را در حوزه اجتماعي پنهان كنيم.» او ادامه ميدهد: «اطلاعات اگر شفاف و صحيح و به موقع ارائه شوند حساسيتي كه در جامعه ايجاد ميشود ميتواند تسهيلكننده بهبود پيشگيري باشد.» او با بيان اينكه يك جاهايي نياز داريم جامعه حساسيت لازم را داشته باشد، ميافزايد: «با طرح بعضي از مسائل ممكن است نگراني ايجاد شود ولي نگراني به منزله اينكه اقدامي صورت نگيرد نيست. بيان اين اطلاعات اگر حساسيتهاي لازم را ايجاد كند يك فرصت است.» موسويچلك بر اين نكته تأكيد ميكند كه نپرداختن به مشكلاتي كه در جامعه وجود دارند مشكلي را حل نميكند بلكه به مزمنتر شدن شرايط دامن ميزند.
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۹۴ - ۱۷:۵۵
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: روز نو]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 17]