تور لحظه آخری
امروز : پنجشنبه ، 7 فروردین 1404    احادیث و روایات:  امام علی (ع):دانش، نابود كننده نادانى است.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

خرید پرینتر سه بعدی

سایبان ماشین

Future Innovate Tech

آموزشگاه آرایشگری مردانه شفیع رسالت

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

طراحی سایت تهران سایت

irspeedy

تعمیرات مک بوک

قیمت فرش

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

خرید از چین

خرید از چین

خرید محصولات فوراور

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

خودارزیابی چیست

رزرو هتل خارجی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

کلینیک دندانپزشکی سعادت آباد

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

خرید یوسی

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

خرید عسل

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

سررسید 1404

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

ابزارهای هوش مصنوعی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

استابلایزر

خرید لباس

7 little words daily answers

7 little words daily answers

7 little words daily answers

گوشی موبایل اقساطی

ماساژور تفنگی

قیمت ساندویچ پانل

مجوز آژانس مسافرتی

پنجره دوجداره

خرید رنگ نمای ساختمان

ناب مووی

خرید عطر

قرص اسلیم پلاس

nyt mini crossword answers

مشاوره تبلیغاتی رایگان

دانلود فیلم

قیمت ایکس باکس

نمایندگی دوو تهران

مهد کودک

پخش زنده شبکه ورزش

دستگاه آب یونیزه قلیایی کره‌ای

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1871381772




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

همه آنچه که یک شهید می خواهد/ از سفارش به سرکشی خانواده شهدا تا رعایت حق الناس


واضح آرشیو وب فارسی:صاحب نیوز: به من سفارش می کرد مادر هر وقت بیرون می روی به درختان مردم و محصولات آنها دست نزن، همیشه به من می گفت به خانواده شهدا سر بزن تا آنها هم به دیدار تو بیایند، یک بار هم پیشانی ام را بوسید و گفت پیشانی ات را می بوسم تا این توصیه ام یادت بماند.به گزارش صاحب نیوز به نقل از چشمه سار ، تازه از درمانگاه آمده بود و هنوز نفسش چاق نشده بود، اما با همان حال به گرمی پذیرایم شد، روی تخت که نشست تازه نفسی از ته دل کشید و خوش آمد گفت: معلوم بود بنده خدا حال خوشی ندارد، اما رسم مهمان نوازی ما ایرانی هاست که مهمان را با هر حالی که باشیم به گرمی پذیرا هستیم. دلش پر بود از زخم های زمانه اما برقی در نگاه این مادر شهید موج می زد که حاکی از نور ایمان بود. جویا حالش شدم، کمی ابراز دلتنگی کرد و بعد هم صبورانه به سوال هایم درباره شهیدش پاسخ داد. در ادامه شما را به این گفتگوی گرم با مادر شهید محمد بهارلو جانشین سردار شهید اکبر صادقی دعوت می کنم. چشمه سار: از دوران کودکی و نوجوانی شهید چه خاطراتی دارید؟ بچه فوق العاده شیطانی بود، به او می گفتم پسر پس تو کی عاقل می شوی؟ می گفت عاقل هم می شوم. موقع مدرسه ها کتابهایش را مخفی می کرد وقتی از او می پرسیدم آنها چه کرده می گفت فراموش کردم. چشمه سار: نسبت به خانواده و اطرافیان رفتارش چگونه بود؟ احترام پدر و مادر و برادر و اطرافیان را خیلی داشت، اگر متوجه می شد از اطرافیان و اقوام در تنگی هستند برایشان خرید می کرد و می برد. خیلی سفارش خواهر کوچکش را می کرد می گفت او مثل من است، حالا هم همه کارهایش مانند محمد است. اگر پول داشت همه را درآن سهیم می کرد. اخلاقش با همه خوب بود، برقکشی می کرد و پول هم نمی گرفت. با پای شکسته دیوار منزلمان را درست می کرد هر چه به او می گفتیم محمد پایت شکسته گوش نمی داد و کمک می کرد. چشمه سار: تحصیلاتش را تا چه مقطعی ادامه داد؟ دبیرستانش را که در خوانسار تمام کرد به دانشگاه قم رفت، چند سالی هم قم بود و بعد از مدتی به خوانسار آمد و سپاهی شد. گفت می خواهم از خوانساربه قم کوچ کنم. یک بار هم من را برای زیارت و دیدن دانشگاهش به قم برد، بعد از مدتی دوباره به خوانسار برگشت می گفت مادر بدون شما نمی توانم انجا زندگی کنم. می گفتم پسر خجالت بکش تو دیگر بزرگ شده ای من را می خواهی چه کنی؟ چشمه سار: از زمان ازدواج و خواستگاری اش چیزی به خاطر دارید؟ همسرش تنها ۱۲ سال داشت که به خواستگاری اش رفتیم، خانواده اش می گفتند که الان موقع ازدواج او نیست، اما محمد می گفت مادر و خواهرم هستند، خودم هم کمکش می کنم، خدا را شکر همسر محمد زن بسیار خوبی است. چشمه سار: عکس العمل شما و خانواده زمانی که می خواست به جبهه برود چه بود؟ موقع رفتن گفت می خواهم به مشهد بروم، ۱۲روزی گذشت نیامد و بعد متوجه شدیم بیمارستان مشهد بستری شده. تیر به پهلویش خرده بود و چند ترکش هم به سینه اش اصابت کرده بود. خیلی ناراحتی می کردم، می گفتند که ترکش تنها به سینه اش خورده. با آمبولانس که به درب منزل آمد تازه متوجه شدم که پهلویش هم زخمی شده، مدتی هم خانه استراحت کرد اما آرام و قرار نداشت، در همان مدت هم به سپاه می رفت. شهید اکبر صادقی به او گفته بود که به جایش در سپاه بماند چون می خواهد به جبهه برود. محمد هم قبول کرده بود، مدتی از رفتن شهید صادقی به جبهه گذشته بود که خبر شهادتش را آوردند. چشمه سار: توصیه اش به خانواده و اطرافیان چه بود؟ همیشه به من می گفت به خانواده شهدا سر بزن تا آنها هم به دیدار تو بیایند. یک بار هم پیشانی ام را بوسید و گفت پیشانی ات را می بوسم تا این توصیه ام یادت بماند. یک وقت هم با هم رفتیم بازار و یک پتوی خوب گرفت بعد با هم به منزل شهید اسحاقی رفتیم، می گفت به خانواده شهدا سر بزن تا آنها هم به تو سر بزنند. چشمه سار: نحوه شهادت شهید چگونه بود؟ در عملیات کربلای ۵ تیر به دهان و دستش اصابت کرده بود، دستش به پوستی بند بود البته آن را با باند بسته بودند. چشمه سار: از شهادتش چگونه مطلع شدید؟ چند روز بعد از آخرین باری که رفت جبهه آش پشت پا برایش درست کردم، یکی از اقوام آمد و گفت آش برای چه کسی درست می کنی، گفتم برای محمد آش پشت پا گذاشتم. گفت: محمد درس خود را پس داده جواب دادم محمد درسش را به ابوالضل عباس علیه السلام پس داده. برای دیدن خانواده شهید صادقی رفته بودیم همین که وارد کوچه شهید صادقی شدم صدایی شنیدم که می گفت محمد بهارلو هم شهید شده من آن لحظه باور نکردم، اما مادر شهید صادقی همین که من را دید گفت: دیدی فرزندان ما هم شهیدشدند. به منزل که برگشتم به بچه ها چیزی نگفتم و فقط گفتم در مجلس شهید صادقی گفتند محمد هم شهیدشده، بچه ها گفتند تا کسی تماس نگیرد معلوم نمی شود. داشتم توی حیاط منقل روشن می کردم که یکی از همسایه ها آمد وگفت کسی تلفنی با شما کار دارد، آن زمان در منزل تلفن نداشتیم. یکی از بچه ها رفت و جواب داد و وقتی برگشت متوجه شدیم تماس گرفته اند و خبر شهادت محمد را داده اند. چشمه سار: از حالات شهید بهارلو قبل از شهادتش بگویید؟ مرتب نماز می خواند، یعنی خیلی نماز می خواند و همیشه از خدا شهادت می خواست، به ما هم می گفت دعا کنید شهید شوم، نذر کرده بود وقتی شهید شد برایش در ضریح امام رضا علیه السلام و حضرت معصومه سلام الله علیها پول بیاندازند، در وصیت نامه اش هم خواسته بود نذرش ادا شود. به او می گفتم شما همسر و فرزند داری به فکر آنها باش می گفت مگر آنها از همسر و فرزند شهدای دیگر عزیزتر هستند. توصیه کرده بود که بعد از شهادتش اگر همسرش می خواهد بماند و فرزندش را بزرگ کند و یا این که می خواهد ازدواج کند مانع نشویم و به او سخت نگیریم. چشمه سار: بعد از شهادت آیا به خواب شما و خانواده تان می آمد از این موضوع خاطره ای در ذهن دارید؟ مدتی پیش خوابش را دیده بودند، به یکی از اقوام گفته بود چرا به من سر نمی زنی، چرا هر وقت سر مزارم می آیی قبرم را نمی بوسی؟ قبل از شهادتش به من می گفت مادر شما به همه اماکن زیارتی می روی، همین طور هم شد. چند سال پیش از بنیاد شهید به منزلمان آمدند آ ن زمان تصادف کرده بودم و پایم در گچ بود، از من سوال کردند که می خواهی به کربلا بروی؟ که من با آن اوضاع وضعیتم گفتم نمی توانم بروم. وقتی از منزل رفتند عروسم تلفن زد و گفت مادر از بنیادشهید می خواهند خانواده های شهدا را به کربلا ببرند، فوری شناسنامه و مدارکم را آماده کردم و با همان حال راهی سفر کربلا شدم. مدتی قبل هم به خوابم آمده بود و می گفت مادر چرا این قدر گریه می کنی، من همه کارهایت را انجام می دهم، می خواستم آش حضرت ابوالفضل بگذارم، آمده بود کنار حیاط نشسته بود و قرآن می خواند، می گفت من همه کارهایت را انجام می دهم. اگر ناراحتی داشته باشم شب به خوابم می آید و می گوید که چرا ناراحتی مگر تنها پسر تو رفته؟ چشمه سار: شهید بهارلو بیشتر به چه اموری سفارش و تاکید می کرد؟ به من سفارش می کرد مادر هر وقت بیرون می روی به درختان مردم و محصولات آنها دست نزن، می گفت مادر شاکر خدا باش. من چند فرزند دیگر هم دارم، اما محمد مانند هیچ کدام آنها نبود. من هر وقت که به مزار شهدا می روم اول قبور شهدای دیگر را زیارت می کنم و بعد به زیارت مزار شهید خود می روم. چشمه سار: سفارش شما و خانواده شهید به نسل جدید و جامعه چیست؟ پدرش همیشه می گفت محمد به راه خدا رفته است، از بنیاد شهید هم همیشه می آیند و می گویند هر چه می خواهید بگویید، اما ما هیچ چیز نمی خواهیم برای این که محمد به راه خدا رفته. با قالی بافی و ریسندگی بچه ها را بزرگ کردم، پدرش هم کارگر بود، رخت و لباس نو که برایش می خریدم می گفت شما قالی بافی می کنی که ما کت و شلوار نو داشته باشیم؟! جواب می دادم می خواهم شما بین مردم لباس خوب به تن داشته باشید خدا همه جوانان مملکت ما را نگه دارد. خانواده های شهدا و به ویژه مادران شهدا اسوه های صبر و ایثار هستند و زندگی آنها درس فداکاری و استقامت به ما می دهد، هر چند که گذر زمان قامت آنها را خمیده اما سوز قلب مادران شهدا حاکی از سال ها صبوری و استقامت است. نثار روح پاک شهید محمد بهارلو و همه شهدای انقلاب و دفاع مقدس صلوات


جمعه ، ۱۰مهر۱۳۹۴


[مشاهده متن کامل خبر]





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: صاحب نیوز]
[مشاهده در: www.sahebnews.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 19]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن