واضح آرشیو وب فارسی:عصر ایران: ناگفته ها از مردی که همراه امام از پله های هواپیما پایین آمد: ازدواج با دختر ایرانی و زندگی در تهران به احمد آقا گفتم میخواهم در ایران بمانم. احمد آقا گفت: دولت فرانسه برای شما مشكل درست نمیكند؟ گفتم: خیر،خودم را بازنشسته میكنم.

عصرایران - مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، از حضور و زندگی محافظ فرانسوی امام خمینی(ره) در ایران خبر داد ؛ او همان کسی است که در تصویر معروف پایین امدم امام(ره) از پله های هواپیما ، با یونیفرم مخصوص ، همگام ایشان بود و امام (ره) دستش را گرفته بود.متن کامل این خبر و گفت و گو با "باتااوش" که اینک پیر شده است را به نقل از سایت مرکز اسناد بخوانید:در اوّل آبان 1388 دوستی به نام آقای میرغضنفری تلفن زد و گفت: آیا شما از مهمانداری كه همراه امام در روز 12 بهمن از پلههای هواپیما پایین میآیند خبر داری؟ گفتم: چطور؟ گفت: ایشان در تهران هستند و سرگردان. خیلی تعجب كردم و گفتم: مشتاقانه منتظر دیدار این عزیز و شما در مركز اسناد انقلاب هستم. بنابراین در تاریخ 10/8/88 آقای میرغضنفری به همراه ژرژان فابین باتااوش محافظ مخصوص حضرت امام به مركز تشریف آوردند. البته آقای باتااوش بدون لباس یونیفرم كه در 12 بهمن بر تن داشت، آمده بود.آقای باتااوش خیلی روان فارسی صحبت میكرد و خیلی هم پیر شده و با آن چهره معروف متفاوت است. به آقای باتااوش گفتم: چطور در ایران ماندگار شدی؟ و سپس به یاد فیلمی افتادم كه چندین سال پیش آقای داود رشیدی پیرامون اقامت امام در پاریس تهیه كرده و در آن فیلم با افراد بسیاری صحبت شده بود. و گفته شد كه فردی كه همراه امام از پلههای هواپیما پائین میآید نیز مرحوم شده است؟! «یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم.»سپس آقای باتااوش ادامه داد و گفت: 64 سال دارم و اصالتاً اهل الجزایر هستم و به فرانسه مهاجرت كردم و در یك خانواده مسیحی بزرگ شدهام. بعد از تحصیلات دانشگاهی جذب پلیس فرانسه شدم و به هنگام ازدواج قسمتم یك خانم ایرانی به نام «بیتا آهی» شد و ثمره این ازدواج هم دو فرزند است. یك دختر و یك پسر كه الان بین آمریكا و ایران تردد میكنند.از آقای باتااوش پرسیدم چگونه به پیر و مرشد و مراد ما روحالله الموسوی خمینی وصل شدی؟ گفت: وقتی آقای [امام] خمینی به پاریس آمد. پلیس فرانسه چند نفر را برای محافظت نزد امام فرستاد اما آقای خمینی هیچ كدام را نپذیرفت تا این كه قسمت من شد و در همان دیدار اوّل علقهای میان من و آقای خمینی برقرار شد و چون فارسی هم صحبت میكردم مزید بر علت شد. و در مدت 116 روز اقامت امام در نوفل لوشاتو همواره با امام بودم:آقای باتااوش خاطرات شنیدنی زیادی از نوفل لوشاتو داشت. و سپس ادامه داد و گفت: وقتی كه قرار شد آقای خمینی به ایران بیاید من هم همراه ایشان در آن پرواز تاریخی بودم و زمانی كه هواپیما میخواست در فرودگاه مهرآباد به زمین بنشیند. یونیفرم مخصوص پوشیدم و به هنگام تشریففرمایی امام از پلههای هواپیما دست امام را گرفتم و امام هم دست مرا گرفت. و از پلهها پائین آمدیمـ روز عجیبی بود. انگار مسیح(ع) ظهور كرده بود: ایشان ادامه داد و گفت به علت علاقهای كه به امام پیدا كرده بودم به احمد آقا گفتم میخواهم در ایران بمانم. احمد آقا گفت دولت فرانسه برای شما مشكل درست نمیكند گفتم خیر. خودم را بازنشسته میكنم. بعد از موافقت امام و احمد آقا و گرفتن حكم بازنشستگی به ایران آمدم و با نظر احمد آقا با شهید چمران و سپس مرحوم نظران همكاریهای متعدد داشتم... در كارهای مختلف كمك میكردم. حال هم كه پیر شدهام و همسرم نیز از من جدا شده است و در غربت و بیكسی و آوارگی در تهران به سر میبرم تا این كه بمیرم و جنازهام را آتش بزنند و در دریا بریزند تا به وسیله گردش آب به طبیعت برگردم.قصه پرغصه آقای باتااوش خیلی مرا متأثر كرد و گفتم چگونه كسی كه به عشق امام جلای وطن نموده به ایران هجرت كرده، باید چنین آواره و بیخانمان، و هر چند شب مهمان كسی باشد، به چند نفر از مسئولین هم مشكلات و گرفتاریهای آقای باتااوش را منتقل كردم: آنها هم پاسخی كه دادند: هم تعجب میكردند كه این آقا چطور تا به حال در ایران بوده و هیچ كس خبر ندارد و دوم آن كه شاید... گفتم ما كه از غیب خبر نداریم میتوانید با چند سؤال مشكل این شیدایی امام را حل كنید و لااقل ایشان را از آوارگی نجات دهید تا مبادا رسانههای ضد انقلاب كه كم هم نیستند از آقای باتااوش بهرهبرداری سیاسی نمایند.
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: عصر ایران]
[مشاهده در: www.asriran.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 384]