واضح آرشیو وب فارسی:خبر آنلاین: سیاست > دیپلماسی - جاوید قرباناوغلی در همان زمانیکه جایگزینی آقای آمانو با آقای آلبرادعی مطرح بود من در یادداشتی به تفاوت شخصیتی این دو در رابطه با پرونده هسته ای ایران اشاره کرده و پیش بینی کردم که در زمان مدیریت آمانو فشارها به ایران افزایش خواهد یافت. آقای آمانو بر خلاف البرادعی به لحاظ شخصیت سیاسی ،فرهنگی وعلائق شخصی در اردوگاه غرب است، و بر خلاف سلف خود آقای البرادعی آینده سیاسی خاصی برای خود پس از مدیرکلی آژانس متصور نیست.مضافا اینکه تعلق خاطری بخاطر وابستگی های مسلکی به ایران ندارد و کاملا مشخص است که موضع گیری روشنی در مورد ایران دارد. آقای البرادعی مدیر کل قبلی آژانس علیرغم موقعیت خود به دلایل مختلف منجمله برنامه ریزی برای آینده سیاسی خود نیازمند جلب پشتیبانی افکار عمومی مردم کشورش مصر که گرایشات ضد غربی روشن و تندی دارند بود و لذا تلاش داشت با سیاستی کجدار و مریز در پی حل وفصل ژرونده هسته ای ایران باشد.ازدیدگاه آقای البرادعی مذاکره راه اصلی برون رفت از بحران هسته ای ایران بود وبر این باور بود با این سیاست می توان موضع ایران را نرم کرده و با موفقیت در حل وفصل این مساله مهم بین المللی جایگاه خود را در جهان ارتقاء بخشد. در حالیکه آقای آمانو سیاست اردوگاه غرب را دنبال می کند و معتقد به "فشار" برای وادار کردن ایران به مذاکره است .این دیدگاه براین باور است که هرچه به ایران بیشتر فشار وارد شود، موضع ایران نرم ترخواهد شد. این دو نوع ادبیات و شاید استراتژی در برخورد با یک موضوع(پرونده هسته ای ایران)باشد؛ به همین دلیل هم گزارشات آقای البرادعی ضمن ذکر برخی واقعیت ها،مشکلات و حتی انتقاد نرم از ایران ، ادبیاتی تحریک کننده نبود.اگر بیاد داشته باشید ایران هم همواره جنبه های مثبت این گزارشات را برجسته کرده و روی آن مانور می داد.به نظرم البرادعی دراعمال این سیاست موفق بود چراکه توانسته بود روابط خوبی با دولتمردان کشورمان ایجاد نماید.ضمن اینکه از نظر غربی ها هم توافق بر سر"تعلیق مدت دارغنی سازی "موفقیتی برای البرادعی محسوب می شد. نکته دیگر اینکه از زمان روی کار آمدن دولت نهم فضای بین المللی بشدت علیه ایران تغییر کرد.روشن است که در این فضای مسموم جلب اعتماد بین المللی از سوی ایران تقریبا غیر ممکن است. پیشتر که پرونده ما در آژانس بود علیرغم فشارهای بین المللی به آژانس قدرت چانه زنی ما بسیار بالا بود زیرا این نهاد بین المللی بر اساس ساز و کارهای کاملا حرفه ای خود عمل می کرد کما اینکه بسیاری از مسائل هم در همان زمان و از طریق مذاکره تیم کاملا حرفه ای مذاکره ما حل و فصل شد. مشکل ما از زمانی افزایش یافت که پرونده ما به شورای امنیت رفت و فرمان آن از آژانس خارج شد و آقای آمانو هم بر اساس قطعنامه هایی که شورای امنیت اورا مسول پیگیری و اجرای آن قطعنامه ها کرده است به آژانش گزارش می دهد. ایران همکاری لازم را با آژانس داشته است اما باید توجه داشت که پرونده هسته ای ایران پرونده ای فنی و تکنیکال نیست اگر پرونده فنی بود ما مثل سابق باید با آژانس بر سر مسائل فنی مذاکره را ادامه می دادیم.پرونده ایران اکنون بشدت سیاسی شده است و ادبیات باصطلاح تهاجمی، نامانوس و غیر قابل فهم آقای احمدی نژاد آن را پیجیده تر کرده است.به نظر من برای برون رفت از شرایط کنونی ضروری است ما تغییری در رویه خود بدهیم اولین مساله در این رابطه تغییر لحن و ادبیات کشورمان برای آرام کردن فضای بین المللی و تغییر احتمالی آن به نفع کشورمان است. باید قبول کنیم که ادبیات حاکم ما در مساله هسته ای هیچ همخوانی با تفاهم، برون رفت از بحران نداشته و زمینه ساز مذاکره نیست. دوم اینکه استراتژی کشور باید خلاصی از قطعنامه ها و جلوگیری از صدور قطعنامه جدید باشد. اکنون پرونده ایران ذیل فصل تهدید صلح و امنیت بین المللی منشور سازمان ملل متحد قرار گرفته است. تدوین استراتژی برای خارج شدن از قید و بندهای پنج قطع نامه صادره شورای امنیت تنها از طریق راه حل های سیاسی ممکن است.البته این کار بسیار دشوار اما شدنی است. به همین دلیل دغدغه دلسوزان کشور این بود که پرونده به شورای امنیت نرود. نمایش قدرت نظامی نمی تواند رافع این مشکل باشد. توجه داشته باشیم که عراق با گذشت هفت سال از سرنگونی رژیم بعثی و اشغال این کشور همچنان در چنبره قطعنامه های دوران صدام گرفتار است و کویت هم بر اساس همان قطعنامه ها غرامت خود را از محل صادرات نفت عراق اخذ می کند. سومین مساله بهره مندی از دیپلماسی حرفه ای و کارآمد است؛ دیپلماسی حرفه ای نیازمند دیپلمات های برجسته و کارآمد است. ذهنیت فلسفی و ایده آلیستی حاکم بر تیم مذاکره کننده نمی تواند در مقابل پراگماتیسم حاکم بر روابط بین الملل رافع مشکل کشور باشد. چهارمین مساله دست یابی به یک وفاق جمعی بخصوص در سطح نخبگان است. هنوز در داخل به واقع هیچکس نمی داند هدف از برنامه هسته ای ایران چیست.شعار" انرژی صلح آمیز هسته ای حق مسلم ماست" نمی تواند مبنای یک استراتژی باشد. می توان آن را سر داد ولی این شعار به تنهایی نمی تواند یک استراتژی در فضای پیچیده کنونی جهان باشد. باید هدف و برنامه این شعار بر اساس هزینه و فایده تعریف و در میان نخبگان و مردم جا بیفتد. غنی سازی بر اساس قوانین حاکم بر آژانس حق ماست و هدف ما نیز استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای برای مصارف غیر نظامی مانند تولید برق ،استفاده های پزشکی و کشاورزی است قاعدتا نباید چنین هزینه های سنگینی را برای تامین این اهداف بر کشور تحمیل کنیم. پنجمین مساله وصل شدن موضوعات غیر مرتبط به پرونده هسته ای کشور طی سال های اخیر است. اینگونه موضوعات که به واقع ربطی به مساله هسته ای کشورمان نداشت می تواند هم در اهداف ما را دچار انحراف کند و هم دنیا را نسبت بما حساس. سفیر سابق ایران در آفریقای جنوبی و تحلیگر مسائل سیاست خارجی
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: خبر آنلاین]
[مشاهده در: www.khabaronline.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 325]