تور لحظه آخری
امروز : پنجشنبه ، 29 شهریور 1403    احادیث و روایات:  امام علی (ع):آگاه باشيد كه دانش آينده، اخبار گذشته و درمان دردهايتان و نظم ميان شما در قرآن است. ...
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

تریدینگ ویو

لمینت دندان

لیست قیمت گوشی شیائومی

صرافی ارکی چنج

صرافی rkchange

دزدگیر منزل

تشریفات روناک

اجاره سند در شیراز

قیمت فنس

armanekasbokar

armanetejarat

صندوق تضمین

طراحی کاتالوگ فوری

Future Innovate Tech

پی جو مشاغل برتر شیراز

لوله بازکنی تهران

آراد برندینگ

وکیل کرج

خرید تیشرت مردانه

وام لوازم خانگی

نتایج انتخابات ریاست جمهوری

خرید ابزار دقیق

خرید ریبون

موسسه خیریه

خرید سی پی کالاف

واردات از چین

دستگاه تصفیه آب صنعتی

حمية السكري النوع الثاني

ناب مووی

دانلود فیلم

بانک کتاب

دریافت دیه موتورسیکلت از بیمه

خرید نهال سیب سبز

قیمت پنجره دوجداره

بازسازی ساختمان

طراحی سایت تهران سایت

دیوار سبز

irspeedy

درج اگهی ویژه

ماشین سازان

تعمیرات مک بوک

دانلود فیلم هندی

قیمت فرش

درب فریم لس

شات آف ولو

تله بخار

شیر برقی گاز

شیر برقی گاز

خرید کتاب رمان انگلیسی

زانوبند زاپیامکس

بهترین کف کاذب چوبی

پاد یکبار مصرف

روغن بهران بردبار ۳۲۰

قیمت سرور اچ پی

بلیط هواپیما

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1816743766




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
archive  refresh

داماد و مادر زن


واضح آرشیو وب فارسی:سایت رسیک: روزی از روزها پیرزنی ثروتمند بود که سه دختر داشت و همه ی آنها ازدواج کرده بودند.

پیرزن نقشه ای چید و تصمیم گرفت تا ارزش خود را پیش دامادانش بداند نقشه این چنین بود:

مادر زن دامادش را برای گرفتن ماهی به کنار استخر نسبتا بزرگ خانه یشان دعوت می کند سپس خود را داخل آب انداخته و منتظر کمک دامادش می شود.

روز اول داماد اول را دعوت می کند ودر برابر چشمان او خود را داخل آب می اندازد داماد اول به سرعت جان خود را به خطر انداخته و اورا نجات داد فردای همان روز وقتی داماد اولی از خانه خارج شد یک 206 صفر جلوی در خانه شان دید که روی آن نوشته شده بود: ممنونم از طرف مادرزنت.


روز بعد پیرزن داماد دومش را انتخاب کرد و همان نقشه را اجرا کرد داماد دومی هم بلافاصله اورا نجات داد فردای همان روز یک 206 صفر جلوی در خانه ی داماد دومی هم بود که روی آن نوشته شده بود: ممنونم از طرف مادر زنت.


روز دیگر مادرزن تصمیم گرفت داماد سوم خود را امتحان کند پس باز هم در برابر چشمان او خود را به داخل آب انداخت. داماد سومی با خود فکر کرد: این پیرزن چه بخواهیم چه نه دیر یا زود باید بمیرد. حالا چه لزومی دارد که من به خاطر او جان خود را به خطر بیندازم؟ پس پیرزن را رها کرد و خودش رفت و پیرزن در آب خفه شد.


روز بعد وقتی داماد سومی از خانه بیرون آمد یک کمری صفر جلوی در خانه شان دید که روی آن نوشته شده بود: ممنونم از طرف پدر زنت





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: سایت رسیک]
[مشاهده در: www.ri3k.eu]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 80]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب




-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن