واضح آرشیو وب فارسی:سایت رسیک: به عنوان يکي از قطبهاي اصلي کشتي جهان ، مي توانيم ادعا بکنيم که پيروزي و قرار گرفتن در بالاترين سکوي قهرماني کشتي جهان حتي در هر دو رشته حق ماست.
مردم ايران به عنوان کشوري که سبک خاص کشتي در جهان دارد و قهرمانان ارزنده و برجسته اي را به دنياي کشتي معرفي کرده است ، حق دارند که درباره کشتي نظر بدهند و در صورت نزول آن از جايگاه واقعي خود چه در داخل و چه در صحنه هاي بين المللي اعتراض کنند و از مسوولان درجه اول ورزش بخواهد اجازه ندهند ورزش ملي اين مرز و بوم مورد بي مهري قرار گيرد.
اما کدام تشکيلات منسجم و هماهنگي بايد زمينه دست يافتن به پيروزي هاي مورد نظر مردم را فراهم کند؟طبيعي است فدراسيون نخستين مرجعي باشد که توجه ها به سوي آن جلب شود؛ چرا که تصور مي شود متوليان آن بايد با اعمال درايت ، خلاقيت ، داشتن برنامه ، آينده نگري اين شرايط را ايجاد کنند.
حال اگر حاکمان مطلق بر کشتي از اين توانايي برخوردار نباشند و شرايطي ايجاد کنند که ورزش اول نه تنها در مسير پيشرفت قرار نگيرد و به عناوين مختلف از رسيدن به جايگاه واقعي خود دور شود و مسيري بجز رشد و صعود را طي کند، چه بايد کرد؟ يا بايد نشست و روند رو به نزول کشتي را تماشا کرد يا بايد دست اندرکاران کشتي را کمک کرد يا اين که ساختار تشکيلات حاکم بر کشتي را تغيير داد و تفکراتي تازه ، هماهنگ با تحولات روز و نيازهاي منطقي را به بدنه اين ورزش تزريق کرد؛ کاري که هنوز در کشور ما صورت نگرفته است.
از قراين پيداست در اين ميان مسوولان بلندپايه ورزش کشور همان راه نخست ، يعني تماشا کردن پسرفت کشتي را انتخاب کرده اند و قصد هم ندارند اين ورزش را از بحران مديريتي نجات دهند.
اين مساله واقعيتي است که کشتي ايران به اندازه روسها، اکرايني ها، امريکايي ها، کوبايي ها، ترکها، کره اي ها و ديگر کشورهاي صاحب قدرت و در حال رشد کشتي ، حق دارد که صاحب افتخار شود؛ چرا که تاريخچه حضور قهرمانان ايراني در ميدان هاي بين المللي نشان مي دهد ايراني ها همواره در حضور برترين هاي اين کشورها به کسب مدال نايل شده اند.
سوابق درخشان قهرمانان برجسته ، فنون بکر، سبک اختصاصي ، استعداد ذاتي همه و همه در جوانان ايراني وجود دارد و همين عوامل نيز زمينه کسب افتخارات بي شمار را براي کشتي ايران فراهم کرده است ، حال چرا دچار نزول شده ، جاي سوال است.
سابقه چند سال گذشته نشان مي دهد تفکرات حاکم بر کشتي از توانايي لازم براي قرار دادن ورزش اول در مسير حرکت و پيشرفت برخوردار نيست و ادامه روند کنوني نيز باعث بيشتر شدن شتاب نزول آن خواهد شد.
آنچه اهميت دارد اين که مردم علاقه اي به نشستن و دست روي دست گذاشتن و شکست و ناموفقيت کشتي را تماشاکردن ، ندارند. آنها خواستار حضور قدرتمند قهرمانان کشور خود در ميدان هاي مهم بين المللي و کسب مدالهاي رنگارنگ از صحنه هاي جهاني و المپيک هستند و انتظار هم دارند، اين خواسته از سوي مسوولان درجه اول ورزش کوچک شمرده نشود.
مردم شايد بهتر از بسياري مسوولان به اين باور رسيده باشند که کشتي ايران در حال حاضر عوامل لازم را براي رسيدن به بالاترين رده هاي کشتي جهان دارد، اما نيک مي داند که اين مساله به عوامل متعدد ازجمله شيوه مديريت و برنامه ريزي هماهنگ و همسو با تحولات روز و استفاده از موجوديت بالقوه و پشتوانه عظيم نيروي مستعد بستگي دارد که متاسفانه اين اصل مهم از سوي مسوولان ورزش کشور مورد توجه قرار نمي گيرد.
تکرار اشتباهات گذشته ، تصميمات ناموفق ، روزمرگي ، فرار از حضور در ميدان هاي مهم و تعيين کننده به بهانه هاي مختلف ، انحصارطلبي فکري.
به کارگيري افراد کوچک و تمام شده و گماردن آنها به جاي مردان کارآزموده و دهها اقدامات مشابه ديگر، موجوديت و پتانسيل کشتي ايران را زيرسوال برده و سدي عظيم برابر حرکت رو به جلو در مقابل ورزش اول ايجاد کرده است.
مردم که به خطر افتادن اعتبار ايران زمين را مرتبط با ضعف و شکست کشتي مي دانند، شايد زودتر از مسوولان درجه اول ورزش کشور به اين نتيجه رسيده اند که کشتي براي قرار گرفتن در مسير واقعي خود به خون تازه و تفکرات به روز، افراد کارآزموده تر، صادق تر، تحصيلکرده تر و در نهايت خواهنده تر و متعصب تر نياز دارد و همواره نيز در انتظار تحقق اين اتفاق هستند.
مسوولان بلندپايه ورزش که چند ماه بعد در رقابت هاي جهاني چين و مهمتر از آن در بازيهاي آسيايي 2006قطر خواستار کسب مدالهاي رنگارنگ از سوي کشتي هستند، بايد به اين باور برسند که با تفکرات سنتي و اقدامات سنتي تر و حاشيه ساز نمي شود به جنگ ورزش مسلح به علوم روز رفت و موفق هم شد.
شکي نيست سازمان تربيت بدني و تصميم گيرندگان اصلي ورزش اگر بخواهند مي توانند در کمترين فرصت به داد کشتي برسند و ورزش اول را در مسير اصلي حرکت قرار دهند. فوتبال با تمام محبوبيتي که ميان مردم دارد، يک ورزش وارداتي است و ممکن است کاهش حضور مردم در ورزشگاه ها زياد به چشم نيايد، اما امان از روزي که همين مردم به خاطر اعمال سليقه هاي مخرب و بي توجهي ، روي از کشتي بگردانند و تمايلي براي حضور در سالنهاي مسابقه ها و تشويق قهرمانان ملي خود نداشته باشند.
آن وقت است که مرگ ورزش ملي فرا خواهد رسيد.
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: سایت رسیک]
[مشاهده در: www.ri3k.eu]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 127]