واضح آرشیو وب فارسی:راسخون:
سلاحها روز 25 اوت يعني ده روز قبل از آغاز بازيهاي المپيك به مقصد ميرسد. چمدانهاي زوج مزبور در بن به رزمندگان ديگري سپرده شده و در عوض، چمدانهاي مشابه اما خالي ديگري دريافت ميشود. سلاحها - از جمله مسلسلها و خمپارههاي دستي - در صندوقهاي امانات راهآهن مونيخ گذاشته ميشوند تا بعداً اعضاي گروه كماندويي، هر كدام با كليد مخصوص و در ساعات مختلف، كمي قبل از ورود به محوطه بازيهاي المپيك، به سراغ آنها بروند. [روز پنجم سپتامبر سال 1972] "مسلّحه" و "چه" با استفاده از دو بليت ورودي كه دوست «مسلّحه» موفق شده بود به دست آورد، پيشاپيش آنها از در اصلي وارد محوطه ميشوند. شش نفر ديگر بايد از نردههاي دو متري دهكدة المپيك بالا رفته، وارد آن شوند. با مردي كه قرار ميشود براي بردن آنها به آنجا برود و در پاي نردهها كمك كند تا از آن بالا روند، قرار ملاقات گذاشته ميشود. كمي قبل از رسيدن آنها به پاي نردهها، جوان رزمندهاي به محل مذكور رفته است تا مأموران امنيتي آلماني محافظ آنجا را با صحبت، سرگرم كند. به اين ترتيب حواس محافظان پرت شده و افراد گروه عملياتي موفق ميشوند به سرعت از نردهها بالا بروند. چند ساعت بعد، مرد راهنما و جوان رزمنده با هواپيما آلمان را ترك ميكنند. ساختماني كه ورزشكاران اسراييلي در آن اقامت دارند، پنجاه متر از نردهها فاصله دارد. افراد گروه دستور اكيد داشتند كه غير از مورد دفاع از خود، متوسل به خونريزي نشوند، اما با مقاومت خشونتآميز دو نفر از مربيان گروه ورزشي اسراييل روبهرو شده و در دعوايي كه رخ ميدهد، هر دو را ميكشند. با 9 ورزشكاري كه به گروگان گرفته ميشوند به خوبي رفتار ميشود تا آنجا كه قوّت قلب يافته، آرامش خود را باز مييابند. مسلّحه و خصوصاً "چه" به آنها تذكر ميدهند كه با زندانيان فلسطيني، معاوضه خواهند شد. طي بيست و يك ساعت كه ساختمان از طرف پليس آلمان در محاصره بود، صحبتهاي طولاني و دوستانهاي بين فداييان و اسرايشان رد و بدل ميشود. اين اسرا 18 تا 30 سالهاند و آنچنان كه مطبوعات جهان گزارش دادند، غالباً مهاجران جديدي هستند كه از آمريكا، روسيه، روماني، هلند و ليبي به اسراييل رفته بودند. تعدادي از آنها جزء كادرهاي ذخيرة ارتش اسراييل هستند. فداييان به آنها توضيح ميدهند كه با بيعدالتي كامل جاي فلسطينيها در المپيك به آنها داده شده است. در حالي كه به همان عنوان كه آفريقاي جنوبي و رودِزيا از شركت در بازيهاي جهاني محروم شدهاند، اسراييل نيز بايد از اين بازيها اخراج شود. مسلّحه به ورزشكاران اسراييلي اطمينان ميدهد كه نه تنها فلسطينيها هيچگونه احساسات خصمانهاي نسبت به يهود ندارند، بلكه حتي نسبت به اسراييليها، كه خود آنها نيز به نوع ديگري قرباني ماجراجويي صهيونيستها شدهاند، احساسات خصمانهاي ندارند. مذاكرات ميان مسؤولان آلماني كه به عنوان ميانجي بين فداييان و اسراييل عمل ميكردند، همچنان كه پيشبيني ميشد، مشكل از آب درآمد. لجاجت خانم "گلدا ماير" كه در آن هنگام در رأس دولت صهيونيستي اسراييل قرار داشت - از آنجا كه هيچگونه علاقهاي به نجات جان گروگانها نشان نميداد - بيشتر غيرطبيعي به نظر ميرسد. چريكها كه دستور دارند جان گروگانهاي خود را به خطر نياندازند، به اميد پيدا شدن راهحلي براي توافق، ساعت به ساعت موعد اجراي ضربالاجل را به تعويق مياندازند. آنها از پيش ميدانستند كه موفق به آزاد نمودن دويست زنداني مزبور نخواهند شد. به اين جهت عملاً آمادهاند تا 9 گروگان خود را در برابر پنجاه، بيست و حتي نه زنداني فلسطيني معاوضه نمايند. ولي با حيرت كامل مشاهده ميكنند كه نه تنها مذاكرهكنندگان اسراييلي - آلماني هيچ پيشنهاد متقابلي به آنها نميدهند، بلكه با پيشنهاد پرداخت هر مقدار پول كه بخواهند، (يعني يك فقره چك سفيد امضا) و تضمين سلامت عبور شش انقلابي فلسطين در برابر آزادي گروگانها، ميخواهند با آنها همچون دزدان فرومايه معامله كنند! در لحظهاي كه مذاكرات به بنبست خطرناكي ميرسد، از طرف سفير يك كشور عرب پيشنهادي براي يك توافق سري به مسلّحه ميرسد، از اين قرار كه: گروگانهاي اسراييلي با داوطلبان آلماني معاوضه شده، فدائيان، داوطلبان آلماني را با خود به يك كشور عرب ببرند تا پس از گذشت دو يا حداكثر سه ماه، اسراييل بدون سر و صدا پنجاه زنداني فلسطيني را آزاد كند، در ضمن چند دولت نيرومند، اجراي تعهدات دولت يهود را تضمين خواهند كرد. پيشنهاد وسوسهانگيزي است. اين پيشنهاد ميتواند هم فلسطينيها را راضي كند و هم آبروي رهبران صهيونيست را محفوظ بدارد. مسلّحه كه رزمندهاي است تابع مقررات سازماني، تصميم ميگيرد اين پيشنهاد را كه مقامات مافوق او در طرح عملياتي پيشبيني نكرده بودند، براي كسب دستور در اختيار آنها قرار دهد. در چنين مواردي مسلّحه بايد از شخصي با نام مستعار "طلال" كه شماره تلفنش در تونس، قبل از آغاز عمليات در اختيار وي گذاشته شده بود، كسب دستور كند. از بخت بد، از آنجا كه طلال اطّلاع نداشته كه قبل از ورود به تونس بايد از سفارت تونس در كشور ديگري تقاضاي رواديد كند، به هنگام ورود به تونس، در فرودگاه معطّل ميشود. از قضا طلال واقعي، كه دوست طلال قلابي است و نزد پدرش "فرحان شبيلات" سفير سابق اردن در تونس كه به علت طرفداري از جنبش مقاومت، معزول و مقيم تونس شده بود، زندگي ميكند، بدون آنكه از ورود عنقريب دوستش - طلال قلابي - مطلع باشد، گوشي تلفن را برميدارد. گيجي و سردرگمي عجيبي مكالمة تلفني طرفين را در برميگيرد. از يك طرف طلال پسر سفير نميتواند درك كند به چه علت از مونيخ به وي تلفن ميشود و مطالب نامفهومي با وي در ميان گذاشته ميشود، خصوصاً كه حتي نميداند دوست فلسطينياش، برحسب ضرورت نام مستعار طلال را بر روي خود گذاشته است، و از طرف ديگر مسلّحه با طلال ديگري برخورد كرده كه آن طلالي كه او ميشناسد نيست و به كلي از رمزي كه براي شروع مكالمه انتخاب شده بود بيخبر است. رهبر گروه كماندويي از آنجا كه ميداند خط تلفني كه از طرف مقامات آلماني در اختيار وي قرار داده شده، تحت كنترل است، به همين قناعت ميكند كه بگويد، يك ساعت ديگر مجدداً تلفن خواهد كرد. دومين بار هم كه تلفن ميزند، طلال قلابي هنوز به منزل سفير نرسيده است. مسلّحه ديگر اصرار نميكند و به طراحان طرح توافق ميگويد، پيشنهاد آنها را رد ميكند. من نميتوانم بگويم كه آيا اين طرح از طرف اسراييل پذيرفته ميشد يا نه اما بر حسب آنچه كه طلال قلابي به من گفت، اين طرح از طرف "سپتامبر سياه" به عنوان يك راهحل شرافتمندانه خروج از بنبست پذيرفته ميشد. چه كسي ميداند؟ شايد اگر اين همه دير به منزل آقاي شبيلات - سفير معزول - نرسيده بود و يا چنانچه تلاشهاي بعدياش براي تماس تلفني با مسلّحه به نتيجه رسيده بود، از فاجعه جلوگيري شده و افراد گروه و گروگانهايشان امروز زنده و سالم بودند! به هر صورت سفير آلمان فدرال در تونس با در دست داشتن نوار مكالمات تلفني، شديداً بر ضد دولت تونس اعتراض كرد و خواهان آن شد كه رهبران "سپتامبر سياه" كه در تونس به سر ميبرند، تحويل مقامات آلماني شوند. بالاخره پس از مذاكرات طولاني توافق ميشود كه موضوع افشا نشود. با اين وجود آقاي شبيلات سفير سابق اردن كه از پناهندگي سياسي برخوردار بود، به همراه تمامي افراد خانوادهاش، از تونس اخراج شد. و اما «مسلّحه» با سنگربندي در موضع دفاعي، مطابق آنچه در طرح پيشبيني شده بود، مأموريت خود را ادامه ميدهد و در برابر سرسختي اسراييل، در آخرين لحظه پيشنهاد ميكند تا به اتفاق گروگانهايشان به قاهره بروند. اين راهحل آخر هم از آن جهت پيشبيني شده بود تا بدون لطمه زدن به حيثيت "سپتامبر سياه" يكبار ديگر از كشتار گروگانها پيشگيري شود. [به زعم طراحان عمليات] مصر هرگز تحمل نميكرد كه سيادتش بر سرزمين خود خدشهدار شود. ورزشكاران اسراييلي به عنوان اتباع يك رژيم متخاصم [توسط مصر] نگهداري شده و تنها در صورتي كه مقامات صهيونيست با معاوضة آنها موافقت ميكردند، آزاد ميشدند. به عبارت ديگر سرنوشت آنها در بدترين حالت ممكن، بدتر از سرنوشت مبارزان فلسطيني محبوس در زندانهاي دولت يهود نميشد. با اين حال "ويلي برانت"، صدراعظم آلمان كه در هواي به دست آوردن چيزهاي بيشتري بود، به رييس شوراي دولتي (نخستوزير) مصر، آقاي "عزيز صدقي" تلفن و وي را از آخرين پيشنهاد مسلّحه مطلع كرد و از وي خواست به محض رسيدن ورزشكاران اسراييلي و فدائيان فلسطيني به مصر با خلع سلاح كردن فدائيان، ورزشكاران اسراييلي را آزاد و اخراج كند. البته عزيز صدقي كه كلمه به كلمه مذاكراتش با ويلي برانت را برايم نقل كرد، پيشنهاد او را رد ميكند و به وي تذكر ميدهد براي دولت مصر خفتآور است كه بدينگونه از اعتماد فدائيان نسبت به خود سوء استفاده كند. اينكه آيا رييس جمهور آلمان به هنگام انجام اين مذاكرات از همكاري مستقيم مقامات آلمان غربي با دواير اسراييلي براي تهية طرح كشتار فدائيان مطلع بود يا خير، من اطلاعي ندارم. در هر صورت قبل از آنكه تصميم گرفته شود كه در فرودگاه نظامي "فورشتفلد بروك" كه گروه كماندويي و گروگانها ميبايست با يك هواپيماي شركت هواپيمايي "لوفتهانزا" از آنجا به قصد قاهره پرواز كنند، عليه آنها كمين كنند، طرحهاي متعددي تهيه شده بود. در اينجا ديگر از سرانجام فاجعهآميز اين داستان كه بر اثر تزوير و نيرنگ دولت آلمان به وقوع پيوست، همگان به خوبي اطلاع دارند. دولت آلمان به تيراندازان ماهر خود دستور ميدهد به افراد گروه كماندويي تيراندازي كرده و به اين ترتيب با نقض تعهد خود، به توافق به دست آمده خيانت ميكند. "مسلّحه" و "چه" كه از بازرسي هواپيماي لوفتهانزا فارغ شده بودند و براي رفتن به سمت هليكوپتري كه گروگانها در آن منتظر بودند، اول از همه مورد اصابت گلولهها واقع ميشوند و قبل از آنكه غرق به خون از پا در آيند، با شهامت به تيراندازي پاسخ ميدهند. آنها در حال احتضار به سوي يكديگر خزيده و قبل از آنكه آخرين نفس از سينههايشان برآيد، با يكديگر دست ميدهند. سومين رزمنده نيز كه در حال پاسداري بود، بر زمين ميغلتد. پس از شهادت اين سه عضو اصلي گروه و پايان تيراندازيها، تازه آن وقت است كه هليكوپترها منفجر ميشوند. دو نفر فدايي كه هر يك، در يكي از هليكوپترها مراقبت از ورزشكاران اسراييلي را به عهده داشتند، فقط هنگامي كه مشاهده كردند هيچگونه اميدي وجود ندارد، حاضر شدند خود و گروگانها را در جا نابود كنند. در اين ميان سه فدايي آخر، فقط مجروح شده و زنداني ميشوند. شهادت قهرمانان مونيخ در مجموع بينتيجه نبود. هرچند آنگونه كه اميدوار بودند موفق به آزاد نمودن بعضي از رفقايشان از زندانهاي اسراييل نشدند، اما به دو هدف ديگر عمليات دست يافتند؛ اول: افكار عمومي جهان از بركت اين قربانيها و به مدد دستگاه خبري مستقر در المپيك، از فاجعة فلسطين آگاه شدند؛ دوم: خلق فلسطين، حضور خود را به يك اجتماع بينالمللي كه قصد داشتند آنها را از شركت در آن محروم نمايند، تحميل كرد." "ابواياد" دربارة سرنوشت سه فلسطيني جان به در برده از "عمليات مونيخ" چنين آورده است: "مقامات آلماني تحت تأثير احساس مجرميت يا احتمالاً بر اثر بزدلي، در پي پيدا كردن راهحلي براي خلاص شدن از دست فداييان دستگير شده برميآيند. نزديك به دو ماه بعد، در 29 اكتبر سال 1973، هنگامي كه يك گروه كماندويي فلسطيني، يك هواپيماي بوئينگ شركت "لوفتهانزا" را، كه از بيروت به فرانكفورت پرواز ميكرد، به زاگرب [كرواسي] ميبرد، اين فرصت به مقامات آلماني داده ميشود. گروه مزبور خواستار آزادي سه رزمندة باقي مانده از گروه مونيخ شده و بلافاصله با اين درخواست موافقت شد. اين سه نفر اكنون مجدداً در صف سربازان گمنام صفوف مقاومت فلسطين قرار دارند." اجساد پنج عضو كشته شدة "سپتامبر سياه" در جريان "عمليات مونيخ" چند روز بعد از ختم ماجرا به "ليبي" حمل شد و در آن جا طي مراسمي باشكوه و با حضور هزاران نفر تشييع و به خاك سپرده شد. آخرين وصاياي اين پنج فلسطيني چندي بعد توسط "آژانس خبرگزاري فلسطين" در دمشق منتشر شد. آنان از تمام ورزشكاران جهان عذرخواهي كرده و نوشته بودند: "[...] ولي ما ميخواهيم آنان [ورزشكاران جهان] حضور مردمي را احساس كنند كه كشورشان 24 سال است در اشغال قرار دارد و شرف و عزت آنان پايمال شده است[...] ضرري ندارد اگر جوانان جهان چند ساعتي تراژدي زندگي اين مردم را لمس كنند[...] پس بگذاريد كه بازيها چند ساعتي متوقف شوند[...]" فدائيان فلسطيني در بخش ديگري از وصاياي خود، ملت فلسطين را مخاطب قرار داده و آوردهاند: "[...] سلاحهايتان را عليرغم مشكلات و دسايسي كه مبارزة ما را از هر سو احاطه كرده است زمين نگذاريد. ما نبايد تنها در حرف قوي باشيم بلكه قوت ما بايد در حيطة عمل، خود را نشان دهد[...] ما ميخواهيم رسم مردن در راه وطن را به جوانان بياموزيم[...] وقتي يك تن از ميان ما شهيد ميشود، هزاران تن ديگر جاي او را پر ميكنند[...]"
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: راسخون]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 321]