واضح آرشیو وب فارسی:خبر آنلاین: وبلاگ > ستاریفر، محمد - محمد ستاری فر عدم وجود سیستم جامع تامین اجتماعی بحثی است که حتی در سالهای قبل از انقلاب هم وجود داشته است و در مشروح قانون تامین اجتماعی اشاره می کند که بحث تامین اجتماعی را از حوزه کارگری آغاز می کنیم تا برسیم به پوشش کامل. در سالهای بعد از انقلاب هم در بودجه های سنواتی از زمان نخست وزیری میرحسین موسوی این موضوع مطرح بوده است، در دولت های هاشمی و خاتمی هم مطرح بوده است و در نهایت به این جمع بندی رسیدیم که نظام جامع تامین اجتماعی در کشور وجود ندارد و این باعث نارضایتی مردم است، 28 سازمان بزرگ در این حیطه ها فعالیت می کنند، میزان دفترچه های بیمه نیز 80 میلیون عدد برآورد شد البته برای 60 میلیون جمعیت در آن زمان. هر کسی چند دفترچه داشت ولی این دفترچه ها اثر بخشی لازم را نداشتند بنابراین این جمع بندی حاصل شد که یکجای از اینهمه هزینه ای که دولت و ملت انجام می دهند اثر بخشی بگیریم.بطور مثال زمانی که بنده در سازمان تامین اجتماعی بودم 60 درصد از هزینه درمان توسط سازمان تامین می شد و 40 درصد آنرا بیمار می داد، خیلی اعتراض می شد یادم هست که در همین قانون برنامه چهارم گفتند این اصلاح شود و در حال حاضر این نسبت به حدود 80 درصد سهم بیمار و 20 درصد سهم شرکت بیمه گذار تبدیل شده در حالیکه قرار بود این نسبت در غالب قانون جامع رفاه و تامین اجتماعی معکوس شود و همچنین قرار بود تا هم یارانه ها را در غالب رفاه این قانون پوشش دهد و هم بحث های بیمه ای را شامل شود. برای اجرای این قانون به این مهمی که در واقع یک مشکل 60 ساله کشور بود (و متضمن اجرای عدالت در کنار رشد اقتصادی است) به دنبال جایی می گشتیم که مجری و متولی عدالت باشد که بر همین اساس وزارت رفاه و تامین اجتماعی شکل گرفت که این سه راهبرد بیمه ای، تامینی وامدادی را در برنامه اجرایی خود داشته باشد و به این طریق 28 دستگاه فعال در این زمینهه ها را زیر مجموعه خود قرار بدهد.در زمان دولت آقای خاتمی قانونش ابلاغ شد و یک سال هم زمان برای آن در نظر گرفتند تا سازمان این وزارتخانه شکل بگیرد که دیگر دولت عوض شد. بحث راهکار عدالت محوری با توجه به رشد اقتصادی مبحثی است که بد نیست در همین جا با توجه به برنامه چهارم به ان اشاره کنم، زمانی که آقای احمدی نژاد در روستاها سخنرانی می کرد و رویکرد عدالت گرایانه را عنوان می کرد من خوشحال بودم که عصر مهم شدن وزارت رفاه آغاز شده است و امیدوارم رئیس جمهوری که درتمام سخنرانی های خود به بحث عدالت اشاره می کند باید وزارت رفاه را مهم بداند. یعنی امیدوار بودم که وزارت رفاه به مرور از سازمان برنامه جلو بیافتد، در همان زمان هم سازمان برنامه را منحل کردند و به نوعی برجک نرم افزار رشد اقتصادی کشور را منهدم کردند.در مورد وزارت رفاه هم که نمی شد به آن اتهام آمریکایی یا اسرائیلی بودن زد دیدم توجهی صورت نگرفت و طی این سالهای هم تغییرات مستمر وزرا و روسای این سازمان و دعواهایی که در این زمینه وجود داشت زمینه ای را فراهم کرد که وزارتخانه ای که باید محوریت برنامه های عدالت خواهی را در اقتصاد ایران رهبری می کرد به منزوی ترین وزارتخانه تبدیل شود. البته هدف دفاع از قانون جامع تامین اجتماعی نیست بلکه هدف آن است که بگویم این قانون برخواسته از یک درد و مشکل بنیادین است و اگر به دنبال به نتیجه رسیدن مباحثی مانند هدفمندسازی یارانه ها بودیم باید به این وزارتخانه اهمیت میدادیم یا مباحثی مانند جامع کردن حیطه پوشش بیمه ای یا بیمه کردن تمام روستاییان همه و همه از مباحثی بود که باید از مسیر این وزارتخانه به تنیجه می رسید و برای این کار تمامی ابزارهای قانونی و اجرایی پیش بینی شده بود. حالا چقدر توانسته ایم در شاخص های بیمه ای و حمایتی عملکرد مناسب ارایه دهیم، به من می گفتند در سال 82 نسبت بیمه ای 40 به 60 بوده است ولی امروز 85 تا 90 درصد بر عهده بیمار و باقی بر عهده شرکت بیمه گذار است. این در واقع نشان می دهد قانون به این مهم هم مورد عمل واقع نشده است که دلیل آن هم مخالفت با این قانون بود وهم مخالفت با قانون برنامه چهارم که این قانون در آن لازم الاجرا شده بود. من در زمانی که در سازمان بودم مدام تاکید می کردم وضعیت ما خوب نیست و در شرایط بحرانی قرارداریم، چرا که به رغم داشتن پول و دارایی در عمل سازمان به ازاری حق بیمه ای که دریافت می کند بدهکار است، یعنی سازمان 10 هزار میلیارد تومان دارایی و پول نقد در اختیار دارد ولی در مقابل 60 هزار میلیارد تومان به 29 میلیون بیمه گذار بدهکار هستیم، هیچ وقت یک سازمان بیمه گذار پولدار نیست ، وضعیت یک سازمان مانند تامین اجتماعی نباید بر اساس نقدینگی قرائت شود بلکه باید قرائت تعهدی شود. در حدود سال 80 که من در سازمان تامین اجتماعی بودم ضربی ذخایر سازمان حدود 20 درصد از درآمدها بود یعنی از هر 100 تومانی که به عنوان حق بیمه توسط سازمان تامین اجتماعی دریافت می شد 80 تومان صرف بازنشستگی وبیمه درمانی می شد و تنها 20 تومان در ذخایر سازماان قرار می گرفت و در آن وضعیت عنوان می کردیم که در بحران هستیم. اما در دو سه سال اخیر سازمان به ازای هر 100 تومان درآمدی که دارد معادل 108 تومان هزینه دارد، یعنی تراز آن منفی شده است، یعنی سازمانی به این عظمت که آن زمان در وضعیت بحرانی قرارداشت الان ذخایرش سیر منفی دارد.
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: خبر آنلاین]
[مشاهده در: www.khabaronline.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 341]