واضح آرشیو وب فارسی:مهر: به بهانه ميلاد"شيخ الائمه"؛امام محمدصادق(ع)؛ احياگر اسلام ناب و رئيس مذهب جعفري
امام محمدصادق(ع)؛ احياگر اسلام ناب و رئيس مذهب جعفري
خبرگزاري مهر- گروه دين و انديشه: امام صادق (ع) كه همواره مبارزي نستوه و خستگي ناپذير و انقلابي اي بنيادي در ميدان فكر و عمل بوده ، كاري كه امام حسين (ع) با قيام خونين خود انجام داد ، ايشان در لباس تدريس و تأسيس مكتب و انسان سازي انجام داد و جهادي راستين كرد.
حضرت امام جعفر صادق(ع)رئيس مذهب جعفري (شيعه) در روز 17 ربيع الاول سال 83 هجري چشم به جهان گشود . پدرش امام محمد باقر(ع) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابي بكر بود. كنيه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است . حضرت صادق(ص) تا سن 12سالگي معاصر جد گراميش حضرت سجاد(ع) بود و مسلما تربيت اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چيني كرده است.
امامت حضرت صادق(ع)
پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر(ع) زندگي كرد و بدين ترتيب 31 سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود كه هر يك از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند، و از مبدأ فيض كسب نور مي نمودند، گذرانيد. بنابراين صرف نظر از جنبه الهي و افاضات رحماني كه هر امامي آن را دارا است، بهره مندي از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد كه آن حضرت با استعداد ذاتي و شم علمي و ذكاوت بسيار، به حد كمال علم و ادب رسيد و از سرآمدان علم و دانش در عصر خويش گرديد.
پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34سال نيز دوره امامت او بود كه در اين مدت "مكتب جعفري " را پايه ريزي فرمود و موجب بازسازي و زنده نگهداشتن شريعت محمدي( ص) گرديد. زندگي پر بار امام جعفر صادق(ع) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بني اميه ( هشام بن عبدالملك - وليد بن يزيد - يزيد بن وليد - ابراهيم بن وليد - مروان حمار ) كه هر يك به نحوي موجب تألم و تأثر و كدورت روح بلند امام معصوم شدند و دو نفر از خلفاي عباسي (سفاح و منصور) نيز در زمان امام(ع) مسند خلافت را تصاحب كرده و نشان دادند كه در بيداد و ستم بر امويان پيشي گرفته اند، چنانكه امام صادق ( ع ) در 10سال آخر عمر شريفش در ناامني و ناراحتي بيشتري بسر مي برد .
عصر امام صادق (ع)
عصر امام صادق (ع) يكي از طوفاني ترين ادوار تاريخ اسلام است كه از يك سو اغتشاشها و انقلابهاي پياپي گروههاي مختلف، به ويژه از طرف خونخواهان امام حسين (ع) رخ مي داد، كه انقلاب "ابو سلمه " در كوفه و "ابو مسلم " در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است و همين انقلاب سرانجام حكومت شوم بني اميه را برانداخت و مردم را از يوغ ستم و بيدادشان رها ساخت. ليكن سرانجام بني عباس با توطئه، به ناحق از انقلاب بهره گرفته و حكومت و خلافت را تصاحب كردند.
دوره انتقال حكومت هزار ماهه بني اميه به بني عباس طوفاني ترين و پر هرج و مرج ترين دوراني بود كه زندگي امام صادق(ع) را فراگرفته و از ديگر سو عصر آن حضرت، عصر برخورد مكتبها و ايده ئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفي و كلامي مختلف بود، كه از برخورد ملتهاي اسلام با مردم كشورهاي فتح شده و نيز روابط مراكز اسلامي با دنياي خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نيز شور و هيجاني براي فهميدن و پژوهش پديد آورده بود . عصري كه كوچكترين كم كاري يا عدم بيداري و تحرك پاسدار راستين اسلام، يعني امام(ع)، موجب نابودي دين و پوسيدگي تعليمات حيات بخش اسلام، هم از درون و هم از بيرون مي شد.
امام صادق(ع) در گير و دار چنين بحراني مي بايست از يك سو به فكر نجات افكار توده مسلمان از الحاد و بي ديني و كفر و نيز مانع انحراف اصول و معارف اسلامي از مسير راستين باشد، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين به وسيله خلفاي وقت جلوگيري كند. علاوه بر اين، با نقشه اي دقيق و ماهرانه، شيعه را از اضمحلال و نابودي برهاند. حكومت جديد(بني عباس)هم در كشتار و بي عدالتي دست كمي از بني اميه نداشت و وضع به حدي خفقان آور و خطرناك بود كه همگي ياران امام(ع) را در معرض خطر مرگ قرار مي داد، چنانكه زبده هايشان جزو ليست سياه مرگ بودند.
در چنين شرايط دشواري ، امام دامن همت به كمر زد و به احيا و بازسازي معارف اسلامي پرداخت و مكتب علمي عظيمي به وجود آورد كه ثمره آن، 4 هزار شاگرد متخصص در رشته هاي گوناگون علوم بودند، و اينان در سراسر كشور پهناور اسلامي آن روز پخش شدند. هر يك از اينان از طرفي خود ، بازگوكننده منطق امام(ع) كه همان منطق اسلام است و پاسدار ميراث ديني و علمي و نگهدارنده تشيع راستين بودند، و از طرف ديگر مدافع و مانع نفوذ افكار ضد اسلامي و ويرانگر در ميان مسلمانان نيز بودند.
تأسيس چنين مكتب فكري و احياي آموزه هاي ناب اسلام سبب شد كه امام صادق (ع) به عنوان رئيس مذهب جعفري (تشيع) مشهور گردد. ليكن طولي نكشيد كه بني عباس پس از تحكيم پايه هاي حكومت و نفوذ خود ، همان شيوه ستم و فشار بني اميه را پيش گرفتند و حتي از آنان هم گوي سبقت را ربودند. امام صادق (ع) كه همواره مبارزي نستوه و خستگي ناپذير و انقلابي اي بنيادي در ميدان فكر و عمل بوده ، كاري كه امام حسين (ع) با قيام خونين انجام داد ، وي در لباس تدريس و تأسيس مكتب و انسان سازي انجام داد و جهادي راستين در راه خدا كرد .
جنبش علمي
اختلافات سياسي بين امويان و عباسيان و تقسيم شدن اسلام به فرقه هاي مختلف و ظهور عقايد مادي و نفوذ فلسفه يونان در كشورهاي اسلامي، موجب پيدايش يك نهضت علمي گرديد . به وجود آمدن چنين نهضت علمي در محيط آشفته و تاريك آن عصر، كار هر كسي نبود؛ تنها امام صادق ( ع ) بود كه با كناره گيري از سياست و جنجالهاي سياسي از آغاز امامت در نشر معارف اسلام و گسترش قوانين و احاديث راستين دين مبين و تبليغ احكام و تعليم و تربيت مسلمانان كمر همت بر ميان بست.
زمان امام صادق ( ع ) در حقيقت عصر طلايي دانش و ترويج احكام و تربيت شاگرداني بود كه هر يك مشعل نوراني علم را به گوشه و كنار بردند و در "خودشناسي " و "خداشناسي " مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود در هدايت مردم كوشيدند.
در همين دوران درخشان - در برابر فلسفه يونان - كلام و حكمت اسلامي رشد كرد و فلاسفه و حكماي بزرگي در اسلام پرورش يافتند. همزمان با نهضت علمي و پيشرفت دانش بوسيله حضرت صادق (ع) در مدينه ، منصور خليفه عباسي كه از راه كينه و حسد ، به فكر ايجاد مكتب ديگري افتاد كه هم بتواند در برابر مكتب جعفري استقلال علمي داشته باشد و هم مردم را سرگرم نمايد و از خوشه چيني از محضر امام (ع) بازدارد . بدين جهت منصور مدرسه اي در محله "كرخ " بغداد تأسيس نمود .
منصور در اين مدرسه از وجود ابوحنيفه در مسائل فقهي استفاده نمود و كتب علمي و فلسفي را هم دستور داد از هند و يونان آوردند و ترجمه نمودند و نيز مالك را- كه رئيس فرقه مالكي است - بر مسند فقه نشاند ، ولي اين مكتبها نتوانستند وظيفه ارشاد خود را چنانكه بايد انجام دهند. امام صادق (ع) مسائل فقهي و علمي و كلامي را كه پراكنده بود ، به صورت منظم درآورد، و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زيادي تربيت فرمود كه باعث گسترش معارف اسلامي در جهان گرديد.
فقه جعفري همان فقه محمدي يا دستورهاي ديني است كه از سوي خدا به پيغمبر بزرگوارش از طريق قرآن و وحي رسيده است . بر خلاف ساير فرقه ها كه بر مبناي عقيده و رأي و نظر خود مطالبي را كم يا زياد مي كردند ، فقه جعفري توضيح و بيان همان اصول و فروعي بود كه در مكتب اسلام از آغاز مطرح بوده است . ابو حنيفه رئيس فرقه حنفي درباره امام صادق (ع) گفت : من فقيه تر از جعفرالصادق كسي را نديده ام و نمي شناسم .
در رشته فلسفه و حكمت حضرت صادق (ع) هميشه با اصحاب و حتي كساني كه از دين و اعتقاد به خدا دور بودند مناظراتي داشته است. نمونه اي از بيانات امام (ع) كه در اثبات وجود خداوند حكيم است، به يكي از شاگردان واصحاب خود به نام "مفضل بن عمر" فرمود كه در كتابي به نام "توحيد مفضل " هم اكنون در دسترس است . مناظرات امام صادق (ع) با طبيب هندي كه موضوع كتاب "اهليلجه " است نيز نكات حكمت آموز بسياري دارد كه گوشه اي از درياي بيكران علم امام صادق (ع) است.
حضرت صادق (ع) بر اثر توطئه هاي منصور عباسي در سال 148هجري مسموم و در قبرستان بقيع در مدينه مدفون شد . عمر شريفش در اين هنگام 65سال بود و از جهت اينكه عمر بيشتري نصيب ايشان شده است به "شيخ الائمه " موسوم است . حضرت امام صادق (ع) 7 پسر و 3 دختر داشت . پس از حضرت صادق (ع) مقام امامت بنا به امر خدا به امام موسي كاظم(ع) منتقل گرديد .
خلق و خوي حضرت صادق(ع)
حضرت صادق (ع) مانند پدران بزرگوار خود در كليه صفات نيكو و سجايا اخلاقي سرآمد روزگار بود. ايشان با وجود جايگاه رفيع علمي و نفوذ كلامي كه داشتند در كمال تواضع كارهاي خود را شخصا انجام داده و در برابر آفتاب سوزان حجاز در مزرعه خود كشاورزي مي كرد و مي فرمود: "اگر در اين حال پروردگار خود را ملاقات كنم خوشوقت خواهم بود ، زيرا به كد يمين و عرق جبين آذوقه و معيشت خود و خانواده ام را تأمين مي نمايم ."
© 2003 Mehr News Agency .
جمعه|ا|21|ا|بهمن|ا|1390
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: مهر]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 96]