تور لحظه آخری
امروز : جمعه ، 13 مهر 1403    احادیث و روایات:  امام حسن عسکری (ع):نشانه هاى مؤمن پنج چيز است: ... و بلند گفتن بسم اللّه  الرحمن الرحيم.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها




آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1820572309




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
archive  refresh

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز


واضح آرشیو وب فارسی:تابناک: گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز
كيهان
«غرب فقط با شوك سر عقل مي‌آيد» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن مي‌خوانيد:
چالش تازه‌اي كه غرب تحت عنوان تحريم نفت و بانك مركزي ايران آغاز كرده، داراي چند چهره متفاوت است. اولا و در ظاهر، تحريم است اما در باطن رنگ و بوي جنگ و تروريسم را دارد چرا كه دشمني تمام عيار با يك ملت است. ثانيا جنگ و تروريسم اقتصادي است اما اصالت ندارد بلكه قرار است مانند يك چاشني انفجاري در زمين اصلي جنگ (جنگ نرم رواني و فرسايشي) عمل كند. به عبارت ديگر بايد نيروي ديگري را آزاد كند تا بتواند به فتنه دو سال پيش گروهك ها، تنفس مصنوعي بدهد و به روحيه درماني آنها بپردازد.

ثالثا برحسب ظاهر، رفتاري فعال از سوي غرب به حساب مي‌آيد اما در باطن، اقدامي از سر انفعال و اضطرار و استيصال است. رابعا رفتاري از سر اعتماد به نفس به نظر مي‌رسد اما به غايت آميخته با ترديد و تزلزل و ترس است. خامسا به عنوان تصميمي از سر دوستي و ائتلاف در جبهه غرب القا مي‌شود، اما به وضوح در جنگ اقتصادي ميان آمريكا و انگليس با اروپا (يا به عبارتي رقابت دلار با يورو) از يك سو و اقتصاد غرب با شرق آسيا ريشه دارد.

درباره چند و چون اين چالش و چگونگي مواجهه با آن گفتني‌هايي هست:
1- كمتر از 10 ماه تا انتخابات رياست جمهوري آمريكا باقي مانده و اوباما در حالي مصوبه كنگره در اين زمينه را امضا كرد كه از سوي منتقدان خود در لابي صهيونيستي و جمهوري خواهان، به عنوان «اردك لنگ» و كسي كه از عهده ايران و بيداري اسلامي برنيامده، شناخته مي‌شود. در كنار اين درماندگي، بدهي 15 هزار ميليارد دلاري، كمر دولت آمريكا را به عنوان بدهكارترين حكومت جهان شكسته است. اين هم يادگاري جنگ‌هاي عراق و افغانستان است.

اوباما روز گذشته در كنگره نطقي كرد و با اشاره سربسته به وضع وخيم اقتصاد آمريكا گفت «آنچه در خطر است، ارزشهاي حزب دموكرات يا جمهوريخواه نيست بلكه اصول و ارزشهاي آمريكايي است». همزمان نشريه فرانسوي لوموند ديپلماتيك در شماره ژانويه خود تصريح مي‌كند «بوي مرگ از اقتصاد اروپا بلند شده و نشست‌هاي بي اثر سران اتحاديه، به بال بال زدن مرغ سركنده مي‌ماند».

بدين ترتيب توسل به تحريم و تروريسم اقتصادي- به موازات جنگ اطلاعاتي و تبليغاتي و ترور فيزيكي- تنها گزينه پيش روي اوباماست تا هم از تله درگيري نظامي با ايران بگريزد و هم دهان مخالفان را ببندد كه در مقابل ايران بيكار ننشسته است. ورود به اين حوزه ظاهرا چند خاصيت ديگر هم مي‌تواند داشته باشد.

اولا مي‌توان به اروپاي رقيب از پشت خنجر زد و در جنگ دلار و يورو، رمق بيشتري از يورو گرفت. بدين معنا كه آمريكا سالهاست خود را از تجارت و بازار پرسود ايران محروم كرده و بنابراين بايد اروپا و حتي اقتصادهاي شرقي نظير چين و ژاپن و هند و كره را به سوي بازي يي هدايت كند كه از اين تجارت پرسود- و رونق بخش- محروم شوند، ضمن اينكه در هر نوع بحران نفتي، رقباي اقتصادي آمريكا بسيار بيشتر از آمريكا خسارت مي‌بينند.

بدين ترتيب آمريكا به علاوه انگليس و با استفاده از انفعال ساركوزي و مركل (متأثر از لابي صهيونيستي)، در حال ضعيف كردن اروپايي هستند كه زبانش پس از شكست‌هاي عراق و افغانستان دراز شده است. ثانيا اوباما متهم است به‌اندازه كافي از محافل اپوزيسيون ايراني كه دو سال پيش به اغتشاش و آشوب دست يازيدند، حمايت نكرده است.

سناريوي اخير كه اتفاقا با مشورت خائنانه و «گرا» دادن برخي گروه‌هاي نفاق داخلي- داراي دفتر و دستك در اروپا و آمريكا!- در پيش گرفته شده، تلاش مي‌كند بخشي از سرخوردگي گسترده اپوزيسيون را جبران كند. به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه غرب يقين كرده فشار خارجي بدون وقوع اتفاقي در داخل ايران به جايي نخواهد رسيد. همين جمعه گذشته بود كه ژنرال مايكل هايدن رئيس اسبق سازمان سيا اعلام كرد «بهترين و تنها گزينه براي توقف يا كند كردن برنامه هسته‌اي ايران، تشويق مخالفان در داخل و بازسازي ناآرامي‌هاي ژوئيه 2009 ميلادي در ايران است».

خانم كلينتون نيز 3 ماه پيش در مصاحبه با تلويزيون بي بي سي تصريح كرده بود «دولت آمريكا از بيرون هر حمايتي كه از دستش برمي آمد، به معترضان كرد اما در عين حال مراقب بود زياده روي نكند... 2 سال پيش از درون جنبش اين صدا شنيده مي‌شد كه آمريكا بايد مواظب باشد طوري عمل نكند كه عامل و حامي اصلي جنبش جلوه كند چون اعتبار جنبش به خطر مي‌افتد».

به طور خلاصه، آن گونه كه رسانه‌هاي بسياري در آسيا و اروپا نوشتند سرنوشت اوباما همانند كارتر و ريگان و كلينتون و بوش، به پرونده ايران گره خورده و اين چالش نيز جز به واسطه ايجاد بي ثباتي از درون ايران برطرف نخواهد شد. بنابراين اوباما مجبور مي‌شود ژست تغيير در رفتار آمريكا را كنار بگذارد و آن روي حقيقي كاخ سفيد را نشان دهد.

عداوت و خباثتي كه آمريكا و برخي متحدانش در كنار ادعاي حقوق بشر نشان دادند، براي غرب هزينه سنگيني دربرخواهد داشت. نكته جالب اينجاست كه آمريكا از شوراي امنيت نيز نااميد شده و اجباراً اين شورا را دور زده، آن هم با احاله موضوع به 6 ماه ديگر و قيد اين شرط كه در صورت متلاطم تر شدن اقتصاد جهاني، تحريم‌ها متوقف يا برخي طرف‌ها از معامله با ايران معاف شوند!
2- هدف اصلي دشمن در اين هجمه، ويروسي كردن ذهن‌ها و اختلال دو وجهي در «افكار عمومي» و «ذهن تصميم سازان و سياستمداران» ايران است.

خراسان
«آقاي رئيس جمهور دغدغه‌هاي مردم راجدي بگيريد» عنوان يادداشت روزنامه خراسان به قلم محمد سعيد احديان است كه در آن مي‌خوانيد:
"آقاي احمدي نژاد در جلسه معارفه رييس سازمان ميراث فرهنگي شركت كرد و در اين جلسه عملكرد مشايي رئيس اسبق اين سازمان را بي نظير توصيف كرد اگر به سايت رسمي رئيس جمهور مراجعه كنيد مي‌بينيد كه غير از شركت و سخنراني در اين مراسم، افتتاح شبكه نمايش، ثبت جهاني تعزيه، مصاحبه با شبكه تلويزيوني مكزيك، رونمايي از برخي محصولات ايران خودرو، شركت در جشنواره رازي، مصاحبه با روزنامه‌اي از اكوادور، سفر به آمريكاي لاتين و مراسم معارفه دستيار ويژه، برنامه‌هايي بوده است كه از رئيس جمهور در يك ماه گذشته درفضاي رسانه‌اي مطرح شده است.

اما در همين ايام مردم درگير دغدغه‌هاي ديگري بعنوان مسائل اصلي شان بودند كه به نظر مي‌رسد ارتباطي با اين فعاليت‌هاي رسانه‌اي شده رئيس جمهور ندارد به چند مثال در اين زمينه اشاره مي‌كنيم:

*چندين روز متوالي جدالي بين وزارت بازرگاني، گمرك و وزارت صنعت به صورت كاملا رسانه‌اي در منظر مردم صورت گرفت و در نهايت نيز مشخص نشد كدام بخش از دولت در واردات بي رويه ميوه كوتاهي كرده است كه منجر به از بين رفتن زحمات و سرمايه گذاري بسياري از باغداران شد.

* مدت‌ها است اخبار متناقضي از نرخ سود سپرده مطرح مي‌شود شوراي پول و اعتبار چندبار افزايش اين نرخ را تصويب كرد اما هربار گفته شد كه رئيس جمهور مخالف اين افزايش بوده است لذا خبر اين مصوبه تكذيب شد در طول اين مدت نه رئيس جمهور و نه سخنگوي اقتصادي ايشان موضع رسمي دولت را اعلام نكردند و از همه جالبتر بعد از مدت‌ها حرف و حديث و ابهام، وزير اقتصاد به عنوان سخنگو روز گذشته از مخالف نبودن آقاي احمدي نژاد با اين تصميم سخن گفت و مشخص نشد كه اگر اينگونه است پس دليل اين همه تناقض گويي و تاخير در تصميم گيري چه بوده است؟

*وضعيت توليد كشور- بخوانيد اشتغال- در شرايطي است كه اگر فكري به حال آن نشود نه تنها به ايجاد 2. 5 ميليون شغل وعده داده شده توسط رئيس جمهور نمي‌رسيم بلكه بايد منتظر بيكاري هزاران نفر كه پيش از اين شاغل بودند باشيم و روشن است كه بيكارشدن افرادي كه پيش تر شاغل بودند و طبيعتا زندگي و خانواده تشكيل داده‌اند چه مشكلاتي ايجاد مي‌كند.

*هدفمندي يارانه‌ها كه آغازي ستودني داشت و در كارنامه دولت بعنوان نقطه‌اي درخشان ثبت شد از وضعيتي آشفته رنج مي‌برد مردم وعده غيركارشناسي ارزان شدن قيمت‌ها را مطالبه مي‌كنند و توليد كننده‌ها ازافزايش هزينه‌هاي تمام شده خود و ناتواني از ادامه فعاليت خود در صورت عدم افزايش قيمت‌ها صحبت مي‌كنند و نه تنها هيچ كس نيست كه تكليف‌ها را روشن كند (بعنوان مثال وضعيت قيمت شير) بلكه رئيس جمهور بدون آنكه زيرساخت‌هاي اطلاعات دقيق خانوارها روشن باشد از اجراي مرحله دوم هدفمندي و حذف ده ميليون خانوار صحبت مي‌كند و بر نگراني‌ها و دل مشغولي‌ها مي‌افزايد.

*قيمت طلا كه داستاني جالب دارد به گونه‌اي كه اين روزها حتي دانش آموزان دبستاني درباره وضعيت لجام گسيخته قيمت سكه صحبت مي‌كنند مدتي قيمت‌ها اضافه مي‌شود و يك روزناگهان كاهش قيمت‌ها روبرو است و دوباره افزايش آغاز مي‌شود و همه متحير مانده‌اند كه پس اين دولت كجاست و چرا اقدامي نمي‌كند و ثبات را به بازار سكه بازگرداند و اين سوال هميشه مطرح مي‌شود كه چرا از آن رئيس جمهور پركار خبري درباره اين مسائل به گوش نمي‌رسد.

*وضعيت آشفته قيمت ارز نيز همانند قيمت سكه نيازي به توضيح ندارد هنگامي كه مردم اين جمله مشهور آقاي احمدي نژاد كه «دلار 900 تومان هم نمي‌ارزد» را بيان مي‌كنند لبخندي تلخ به لبانشان نقش مي‌بندد و اين لبخند وقتي رئيس كل بانك مركزي از وعده‌هاي جديدش سخن مي‌گويد به تمسخر مي‌گرايد ظاهرا مردم به اين باور رسيده‌اند كه سخنان مسئولين اقتصادي را بايد با "افعال معكوس" تصور كنند.

اولويت‌هاي كاري رئيس جمهور و دغدغه‌هاي واقعي مردم

اگر برنامه‌هاي اعلام شده رئيس جمهور در يك ماه گذشته را كنار دغدغه‌هاي مردم بگذاريم و با "نگاهي خوشبينانه" - تاكيد مي‌كنم با نگاهي خوشبينانه- آن را بررسي كنيم نتيجه‌اي كه ايجاد مي‌شود اين نكته است كه افكارعمومي - درست يا نادرست- اين احساس را دارند كه دولت يا رئيس ندارد يا رئيس جمهور، خود را درگير كارهاي حاشيه‌اي كرده است. مردم ديگر نگراني‌هاي شان را نه تنها در عملكرد بلكه حتي در اظهارات رئيس جمهورشان نمي‌بينند.

جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
زمان به سرعت در گذر است و روزها، هفته‌ها و بلكه ماهها يكي پس از ديگري سپري مي‌شوند و از عمر انسانها لحظه به لحظه كاسته مي‌گردد. خوشا به حال كساني كه قدر لحظات عمر خود را مي‌دانند و از آن براي كسب ذخيره و برداشت توشه سراي جاويد استفاده مي‌كنند.

در اين هفته ملت ايران سوگوار رحلت پيامبر عظيم الشان اسلام و شهادت سبط اكبر آن حضرت امام حسن مجتبي(ع) و شهادت تنها امام معصوم حاضر در ايران، عالم آل محمد حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام بود، مناسبت‌هايي كه هر يك نياز به بازخواني عميق دارند و از رهگذر آنها مي‌توان گره‌هاي افتاده در كار بشر امروز را باز كرد.

در هفته جاري همچنين دهمين ماه شمسي و دومين ماه قمري به پايان رسيد و بهمن خاطره انگيز و ربيع فرحبخش از راه آمدند و نويد بهجت و شادي را براي مؤمنين به ارمغان آوردند. در ماه ربيع، كه از ماههاي فرخنده است، حوادث مهم و تاريخي ليله المبيت، هجرت پيامبر اكرم(ص) از مكه به مدينه، ازدواج حضرت محمد مصطفي(ص) با حضرت خديجه عليهاسلام، آغاز امامت امام مهدي(عج) و ميلاد خجسته پيامبر رحمت و صادق آل محمد(ص) قرار دارد كه هر يك يادآور لحظات پرارزش و خاطره انگيزي براي بشريت است. از اين رو شايسته است در اين ماه پربركت دستهاي دعا را به سوي آسمان آبي و بيكران بخشايش الهي بلند كنيم و تحول در احوال و خير بي‌نهايت را براي ملت ايران آرزو نمائيم و در آستانه سي و چهارمين فجر انقلاب اسلامي بر پاسداري از ارزشهاي الهي و انقلابي بكوشيم.

در هفته جاري در ادامه سياست خصمانه غرب عليه جمهوري اسلامي ايران و به منظور راه‌اندازي جنگ رواني جديد، وزراي خارجه اتحاديه اروپا با صدور بيانيه‌اي خريد نفت از ايران را تحريم كردند. درباره تاثير عملي اين تحريم و جنبه تبليغاتي آن بايد گفت كه اروپائيها فقط خريدار 18 درصد از نفت ايران هستند و اين تحريم‌ از شش ماه ديگر اجرا مي‌شود و تا آن زمان اروپائيها همچنان به خريد نفت از ايران ادامه خواهند داد. در ثاني با توجه به پيش‌بيني قبلي ايران براي تامين خريداران جايگزين و با عنايت به حاكميت بازار عرضه و تقاضا و مشتريان بالقوه براي نفت ايران، تصميم عجولانه اتحاديه اروپا بيش از آنكه بتواند در عزم راسخ ملت ايران خللي وارد كند باعث افزايش قيمت جهاني نفت، تشديد بحران در اقتصاد اروپا و تحميل هزينه‌هاي اضافي گزاف به مصرف كنندگان فرآورده‌هاي نفتي در اروپا خواهد شد.

در هفته جاري ادامه ناكارآمدي سياستهاي مالي دولت كه از سالها قبل كارشناسان دلسوز و صاحبنظران اقتصادي نسبت به وقوع آن هشدار داده بودند، باعث شد بي‌تدبيري در جذب سرمايه‌هاي سرگردان و عدم برنامه ريزي هوشمندانه، قيمت ارز و سكه را به ارقام شوك آوري برساند و در اين ميان عده‌اي سودجو نيز به نيات پليدشان برسند. در اين ميان سكوت معنادار دولت، بر آشفتگي بازار دامن زده و شرايط رواني را عملاً به ضرر توليد كنندگان و مصرف كنندگان سوق داد.

هر چند تن دادن ديرهنگام رئيس‌جمهور به افزايش نرخ سود بانكي، ديروز تا حدي باعث فروكش كردن تب هجوم به بازار سكه و كاهش قيمت آن شد ولي نرخ ارز همچنان روندي صعودي را طي مي‌كند و افزايش جهشي آن در روزهاي اخير باعث نزول بي‌سابقه ارزش پول ملي، تورم و كاهش قدرت خريد مردم شده است. به هر حال همانگونه كه نمايندگان مجلس هشدار داده‌اند، ادامه سياستهاي ناكارآمد اقتصادي دولت و بي‌تدبيري‌هاي داخلي بيش از تحريم‌هاي خارجي ملت را آزار مي‌دهد و مسئولان بايد راه حل عاجلي براي آن بينديشند.

در مسائل خارجي، اين هفته نيز تحولات مربوط به قيام‌هاي ضد ديكتاتوري در منطقه موسوم به "بهار عربي"، مهمترين اخبار و گزارش‌ها را تشكيل مي‌داد. در همين راستا در يمن، علي عبدالله صالح ديكتاتور اين كشور بيش از اين نتوانست در برابر قيام مردم مقاومت كند و فرار را برقرار ترجيح داد. وي به بهانه معالجه به آمريكا گريخت اين درحاليست كه اكثر ناظران، عزيمت او به آمريكا را به مفهوم خروج هميشگي از قدرت تلقي مي‌كنند. ديكتاتور يمن هنگام خروج از كشور گفت: "از تمام مردم به دليل هرگونه كوتاهي در حكومت 33 ساله‌ام عذرخواهي مي‌كنم!"

علي عبدالله صالح درحالي از عذرخواهي سخن مي‌گويد كه تنها در يكسال گذشته و در جريان سركوب خيزش مردم نزديك به ده هزار نفر را به قتل رسانده است. ديكتاتور يمن مدت 33 سال حكومتي خودكامه در يمن برقرار كرد و هر صداي مخالف و منتقدي را با سركوب وحشيانه پاسخ ‌داد. وي با ترفندي موذيانه، خود را سد راه افراطيون اسلامي در يمن معرفي مي‌كرد و با استفاده از اين حربه حمايت‌هاي خارجي را نيز كسب كرده بود. آمريكا، بزرگترين حامي حكومت ديكتاتوري علي عبدالله صالح بود و يكي از عللي كه وي توانست در برابر يكسال قيام سراسري مردم يمن دوام بياورد همين حمايت‌هاي آمريكا و برخي كشورهاي منطقه از جمله عربستان بوده است.

رسالت
«در اتاق‌ جنگ آمريكا چه مي‌گذرد؟» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خوانيد:
آمريكايي‌ها گاهي در عالم مستي متوجه نيستند يك سري اخبار طبقه‌بندي شده را بيرون مي‌ريزند بعد براي پنهانكاري آن تلاش مي‌كنند اما فايده‌اي ندارد.

مصاحبه اخير هنري آلفرد كيسينجر با «گلوبال ريسرج» از آن جمله است. كيسينجر در اين مصاحبه مي‌گويد؛

1- كساني كه صداي طبل جنگ را نمي‌شنوند، ناشنوا هستند.
2- شما بايد خود را براي پايان دنيا كه بسيار قريب‌الوقوع است آماده كنيد.
3- آمريكا مانند يك تيرانداز سريع و فرز در برداشتن اسلحه عمل مي‌كند. جنگ رخ خواهد داد و تنها يك ابرقدرت باقي مي‌ماند و آن ما هستيم.

4- ما به ارتش گفته‌ايم كه هفت كشور خاورميانه را به دليل منابع غني آنان - نفت و گاز- تحت كنترل قرار دهد.

5- روسيه و چين زماني كه اسرائيل وارد عمل مي‌شود و هر تعداد عرب كه مي‌تواند از پاي درآورد از خواب بيدار خواهند شد. اگر اوضاع خوب پيش برود نيمي از خاورميانه به سرزمين اسرائيل تبديل مي‌شود.

6- ما حكومت جهاني را كه در آن يك ابر قدرت باقي خواهد ماند تشكيل مي‌دهيم.
7- آمريكا بهترين ارتش و سلاح‌ها را در اختيار دارد زماني كه وقتش فرا برسد آن سلاح‌ها و امكانات را به جهان معرفي مي‌كنيم. كيسينجر اكنون در آستانه 90 سالگي است. ممكن است از روي پيري و افراط در مستي چنين حرف‌هايي را زده باشد. اما به قول يك ضرب‌المثل انگليسي؛ «مستي راستي مي‌آورد» آنچه از زبان كيسينجر در گفتگو با گلوبال ريسرج مطرح شده قطعا يك مشت حرف‌هاي طبقه‌بندي شده و سري و پشت پرده «اتاق جنگ» آمريكايي‌هاست. او اعتراف مي‌كند كه در اتاق جنگ آمريكا چه مي‌گذرد. آنها اذعان دارند جز به نابودي جهان و بدبختي بشريت فكر نمي‌كنند آنها اسير روياهايي هستند كه محصول خودشيفتگي مفرط است.

ذهنيت واقعي استراتژيست‌ها و برنامه‌ريزان آمريكا را واژگاني چون «جنگ»، «ارتش»، «حمله قريب‌الوقوع»، «روياي سلطنت بر جهان»، «دست بردن به سلاح به حالت سريع و فرز»، «حمله پيشدستانه»، «غصب و اشغالگري»، «قتل عام بي‌گناهان»، ‌«نسل كشي» و «خونريزي» به خود مشغول داشته است. اين واژگان اصلا هيچ مشابهتي با كلماتي چون «صلح»، «حقوق بشر»، «آزادي»، «دموكراسي»، «جريان آزاد اطلاعات»، «حقوق شهروندي»، «حقوق بين‌الملل»، «محيط زيست» و... كه لغلغه زبان سياستمداران آمريكايي و غرب است ندارد.

كيسينجر بخشي از ذهنيت جنگ افروزان آمريكايي را فاش ساخته است. آنها چون نمرود در سر روياي حكومت بر جهان آن هم به قيمت ريختن خون ميليون‌ها انسان را دارند. حكومت بر جهان براي آنها يك آرزوست. كما اينكه وي پس از اين اظهارات رويايي تصريح مي‌كند:‌ «آه چقدر من اين لحظه فرح‌بخش را در روياي خود ديده‌ام!»

سياست روز
«اقتصاد سرمايه‌داري؛ اقتصاد اسلامي» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن مي‌خوانيد:
آيا يك جنگ اقتصادي ميان ايران و غرب آغاز شده است؟ اين نبرد اقتصادي به سود كدام يك از طرفين خواهد بود؟ تبعات آن دامن كدام يك از اقتصادها را خواهد گرفت؟ آيا اقتصاد سرمايه‌داري يا اقتصاد اسلامي را؟

اتحاديه اروپا طرحي را تصويب كرد كه در آن خريد نفت از ايران را تحريم كرده است. اين تصميم از تير ماه ۹۱ اجرا خواهد شد.

همواره كارشناسان سياسي و اقتصادي نسبت به سياسي كردن موضوع نفت هشدار داده‌اند و گفته‌اند كه نبايد از نفت به عنوان يك ابزار سياسي استفاده كرد.

از همان ابتداي اعلام تصميم اتحاديه اروپا بازار نفت شاهد افزايش قيمت نفت جهاني شد، كشورهاي جهان بيش از ۴۰ درصد نفت خود را از صادرات نفت خليج‌فارس و تنگه هرمز تامين مي‌كنند و اين امر نشان دهنده اهميت ويژه اين منطقه است.

هر چند اروپا و آمريكا نگراني‌هايي را نسبت به بروز اختلال در صادرات نفت از خليج‌فارس و تنگه هرمز ابراز داشته‌اند، اما آنها باز هم بر تحريم نفت ايران به خاطر فشار براي تعليق فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي جمهوري اسلامي تن دادند.

اروپا اكنون با بحران اقتصادي شديد روبروست. اين بحران به خاطر سياست‌هاي پولي و اقتصادي اتحاديه اروپا كه به كشورهاي عضو تحميل مي‌شود، ايجاد شده است. كشورهايي چون يونان، پرتغال، اسپانيا و... در آستانه ورشكستگي قرار گرفته‌اند و سياست‌هاي رياضت اقتصادي اتحاديه اروپا هم براي آنها كارساز نبوده است.

اتحاديه اروپا و آمريكا هم‌اكنون درصدد آن هستند تا تبعات بحران اقتصادي خود را جهاني كنند و همواره اعلام مي‌كنند كه بحران اقتصادي در غرب و اروپا تبعات جهاني دارد و اقتصاد دنيا را فلج خواهد كرد.

تبعيت از سياست‌هاي پولي و اقتصادي صندوق بين‌المللي پول و بانك جهاني كه سياست‌هاي اقتصادي سرمايه‌داري را ترويج مي‌كند، مهمترين دليل بحران‌هاي اقتصادي است. اين دو سازمان با اعمال سياست‌هاي خود باعث بحران‌هاي اقتصادي بسياري در سطح جهان شده‌اند كه مي‌توان به بحران اقتصادي جنوب شرق آسيا اشاره كرد. كشورهاي آن منطقه در سال ۱۳۷۶ خورشيدي، با توجه به اين كه دستورات اقتصادي بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول را پياده كردند، پس از مدت كوتاهي بحران شديد اقتصادي دامن اكثر كشورهاي منطقه از جمله‌اندونزي، فيليپين، سنگاپور و... را گرفت كه البته تبعات اين بحران همچنان در اين كشورها ديده مي‌شود. اما در كنار آن كشوري مانند مالزي به خاطر سياست اقتصادي مستقل، توانست تا حدود زيادي از تبعات بحران مصون بماند.

همين بحران اقتصادي باعث شد تا دو سازمان اقتصادي بزرگ دنيا با عنوان حل اين بحران نفوذ و تاثير خود را در منطقه افزايش دهد. وام‌هاي كلان با سودهاي بالا يكي از راهكارهاي صندوق بين‌المللي پول و بانك جهاني بود كه باعث شد وابستگي مالي و اقتصادي كشورهاي مهم جنوب شرق آسيا شدت يابد.

اكنون كه تحريم‌ها عليه جمهوري اسلامي ايران افزايش يافته است، برگ برنده در دست ايران است. اين برگ برنده شامل اهميت نفت ايران در اقتصاد جهاني از يك سو، قرار گرفتن در منطقه استراتژيك خاورميانه از سوي ديگر و همچنين سرمايه‌گذاري بر روي كشاورزي كشور از عواملي هستند كه مي‌تواند اثرات اين تحريم‌ها را كمتر كند.

ايران با وسعت بسيار و آب و هواي متنوع از نادر كشورهايي است كه مي‌تواند اقلام كشاورزي خوراكي خود را تهيه كند، برگ برنده‌اي كه نه عراق آن را داشت و نه كره شمالي، همين امر باعث شد فشار بر مردم افزايش پيدا كند.

مردم سالاري
«آثار جبران ناپذير يك تصميم» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم شهرام صدوقي است كه در آن مي‌خوانيد:
بالا خره پس از هفته‌ها دست و پنجه نرم كردن بازار با فراز و فرودهاي ارز و طلا، دولت نسبت به آشفتگي‌هاي تاريخي بازارهاي ارز و طلا واكنشي ديرهنگام نشان داد و خبر موافقت رئيس دولت با افزايش نرخ سودهاي بانكي منتشر شد.

از ابتداي سال جاري كه بسته سياستي بانك مركزي با حمايت قاطع تشكيلا ت اين بانك در حمايت از كاهش چشم گير نرخ‌هاي سود سپرده گذاري‌هاي مردم در بانك‌هاي كل كشور منتشر شد، پيش بيني خروج نقدينگي عظيم مردم از سيستم بانكي كشور و هجوم آن به بازارهاي فرعي و ثانويه پولي و مالي كشور مي‌شد. اگر به اتفاقات بازارهاي مالي و پولي كشور از ابتداي سال تاكنون نيم نگاهي داشته باشيم متوجه چنين هجوم‌هاي پولي خواهيم شد.

رشد نزديك به 100 درصدي شاخص‌هاي شركت‌ها در بورس در ماه‌هاي ابتدايي سال جاري هم در نوع خود بي نظير قلمداد شدو همين شرايط هم از سوي كارشناسان اقتصادي معلولي از اجراي بسته سياستي جديد بانك مركزي در سال 90 عنوان شد. همين ميزان نقدينگي سرگردان جامعه كه رقم آن بيش از 30هزار ميليارد تومان بود پس از بورس به بازارهاي ديگري همچون سكه، طلا، انواع ارز و تلفن همراه سرازير شد و آثار فعلي را به وجود آورد.

اكنون اگرچه مسوولين عالي رتبه اقتصادي كشور پس از ماه‌ها پي به بروز اشتباه در اتخاذ يك تصميم بزرگ برده‌اند و در يك حركت جبران گونه با ساماندهي نرخ‌هاي سود بانكي براي ترغيب صاحبان سرمايه براي سرمايه گذاري در بانكها موافقت كرده‌اند، نبايد تاثيرپذيري بازارهاي توليد و تجارت از رشد سرسامآور و تاريخي نرخ ارز در كشور را ناديده گرفت. بنا به اظهار فعالين اقتصادي و صنعتي كشور، وضعيت توليد و تجارت تاكنون با چنين شرايط بحراني وبغرنجي مواجه نبوده است.

اين روزها همواره از گوشه و كنار اخباري مبني بر افزايش شديد قيمت‌هاي تمام شده كالا و خدمات در كشور به گوش مي‌رسد. در همين خصوص روساي اتحاديه‌هاي توزيعي و خدماتي، دبير كل كنفدراسيون صنعت، رئيس مجمع واردكنندگان، برخي از نمايندگان مردم درخانه ملت و بسياري از نمايندگان بخش صنعت و تجارت در پارلمان بخش خصوصي در مصاحبه‌هاي متعدد از بروز اختلا ل گسترده در نظام توليد و تجارت در كشور خبر داده‌اند.

حال، اين سوال در ذهن همگان به وجود ميآيد كه آيا با واكنش دير هنگام دولتمردان نسبت به ساماندهي نقدينگي در كشور و اصلا ح يك تصميم اشتباه در ابتداي سال جاري مي‌توان آثار به جامانده از اتفاقات گذشته را در بخشهاي صنعت و تجارت جبران كرد؟ آيا واحدهاي توليدي خسارت ديده از وضعيت به وجود آمده در چند ماه اخير جبران خسارت خواهند شد؟ آيا كالا‌ها و خدماتي كه از شرايط حاكم برنرخ ارز با رشد قيمت تمام شده مواجه شده‌اند به شرايط سابق بازخواهند گشت؟

اين چند سوال و معضلا ت و مشكلا ت مربوط به بيكاري، كاهش قدرت خريد مردم، صدمه ديدن صنعت توريسم و صنايع وابسته به آن و چندين ابهامات ديگر مواردي هستند كه مسوولين اقتصادي كشور در كنار يك تصميم سازي جديد براي كنترل ديرهنگام نقدينگي كشور مجبور به پاسخگويي در مورد آن هستند. در اين بين وظيفه نمايندگان مردم در خانه ملت نيز بيش از پيش سنگين احساس مي‌شود تا با اعمال وظيفه نظارتي خود پاسخ‌هايي را از مسوولا ن براي سوالا ت فوق بگيرند.

ملت ما
«تحريم تهديد نيست» عنوان سرمقاله روزنامه ملت ما به قلم سيدحسين هاشمي است كه در آن مي‌خوانيد:
سه دهه است كه غربي‌ها عليه ايران تحريم‌هاي اقتصادي خود را اعمال كرده‌اند و هر روز هم صحبت از شدت بخشيدن به آن را مطرح مي‌كنند و به عبارت ديگر نيز ما هميشه با شدت و ضعف و به اشكال مختلف در تحريم بوده‌ايم. از اين رو مي‌توان گفت كه كشور تجربه خوبي را براي مقابله با تحريم‌ها دارد و امروز هم با هوشمندي و تدبير لازم مي‌توانيم مقابل تحريم‌ها بايستيم.

عميقا اعتقاد دارم كه بايد بدون تلف كردن وقت و مديريت صحيح موانع موجود بر سر راه توليد داخلي و بخش‌هاي صنعتي از جمله واردات بي‌رويه كالا، مشكلات ارزي، تسهيلات و يارانه‌ها را برداشته و از فرصت موجود براي رشد بخش‌هاي صنعتي و توليدي‌مان بهره جوييم. به جرات مي‌توان گفت كه يك وحدت و انسجام داخلي ميان دولت، مردم، مجلس، قواي سه‌گانه و حاكميت لازم است تا با روان كردن مسير توليد داخل، مديران توانمند بتوانند بخش چشمگيري از نيازهاي داخلي را تامين و تحريم‌ها را بي‌اثر كنند.

ترديدي نيست كه اقتصاد اروپا به نفت ايران نياز دارد و صنايع و پالايشگاه‌هاي هر يك از اين كشورهاي اروپايي به نفت خاصي نياز دارند و جايگزين كردن ۱۸ درصدي نفت صادراتي ايران به اروپا از سوي اين كشورها به‌راحتي ممكن نيست؛ از سوي ديگر ايران مي‌تواند مشتريان شرق آسيا را با بازار اروپايي نفت خود جايگزين كند.

در حقيقت، فعاليت واحدهاي فرآيندي برخي از پالايشگاه‌هاي كشورهاي اروپايي تنها با نفت ايران تنظيم شده و از اين رو مي‌توان ادعا كرد كه فارغ از اجرايي نبودن تحريم‌هاي اروپا در قبال ايران، انسجام و وحدت ميان حاكميت و مردم مي‌تواند تحريم‌ها را به فرصت طلايي براي رشد اقتصادي كشور تبديل كند.

با تدبير و هوشمندي بالا و نه تحت تاثير احساسات، اثرات اين تحريم‌ها را به حداقل برسانيم. تجربه نشان داده است كه اگر با مردم صادقانه صحبت كنيم و اطلاع‌رساني دقيق صورت گيرد مردم ما هوشمندانه در مقابل سختي‌ها خواهند ايستاد و ترفندهايي كه عليه نظام و ملت ما به كار گرفته مي‌شود را خنثي خواهند كرد.

به نظر مي‌رسد كه اين تحريم‌ها هم مانند نمونه‌هاي مشابه قبلي نمي‌تواند مردم را دلسرد كند؛ چراكه به گواه نمونه‌هاي تاريخي تحريم در سابقه ملي ايرانيان، هر زمان دنيا با حركت‌هاي سخت اقتصادي و تهديدهاي نظامي به ما سخت گرفته است، مردم برعكس تصور آنها عمل كرده‌اند و عكس‌العمل ملت ما، آنها را به تعجب واداشته است. تحريم، چنان‌كه بارها نيز گفته شده اگر با مديريت مناسب از سوي مسئولان مواجه شود و همدلي و همسويي مردم و حاكميت را به دنبال داشته باشد، نه تنها تهديد نيست بلكه نوعي فرصت نيز به شمار مي‌رود.

شرق
«بررسي جايگاه حقوقي ششمين انتصاب» عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم محسن ايزدخواه است كه در آن مي‌خوانيد:
همه جناح‌هاي سياسي موجود در كشور با گرايش‌هاي مختلف حداقل در اين مساله اتفاق نظر دارند كه جمهوري اسلامي در مقطع كنوني در موقعيت بسيار خطيري قرار گرفته و مقامات عالي نظام دايما بر اين موضوع تاكيد دارند كه رفتار دولتمردان و كاركردهاي آنان نبايد موجب به هم خوردن هرگونه تعادل در حوزه‌هاي مختلف به ويژه در حوزه اقتصاد باشد و بي‌ثباتي در سياست‌ها و مديريت‌ها را از آفت‌هاي بزرگ در اين بي‌تعادلي مي‌دانند به ويژه آنكه تاكيد دارند هرگونه بي‌نظمي و بي‌ثباتي در اركان نظام و موسسات و نهادهاي كليدي، زمينه‌اي براي نارضايتي مردم و نهايتا به تعبير مسوولان نظام موجب سوءاستفاده دشمن مي‌شود. با اين حال گويا بخشي از دولتمردان خواسته يا ناخواسته با حركاتي به اين بي‌ثباتي دامن مي‌زنند كه نمونه بارز آن انتصاب ششمين مديرعامل صندوق تامين اجتماعي در طول شش سال گذشته است.

به طوري كه متوسط عمر هر مديرعامل سازمان تامين اجتماعي كمي بيش از يك‌سال بوده است كه اين بي‌ثباتي در مديريت و از همه مهم‌تر به‌كارگيري افرادي كه تخصص لازم را نداشته و دولت پس از مدتي متوجه ضعف مديريتي آنها شده منجر به آن شده است كه مفهوم برنامه‌ريزي در اين سازمان بيمه‌اي كاملا معني خود را از دست داده و سازماني كه بيش از 50 سال يار دولت‌ها بوده است حال در آستانه مشكلات جدي قرار گرفته و عن‌قريب به بار دولت‌ها تبديل مي‌شود.

براي اينكه موقعيت خطير اين سازمان در مقطع كنوني كمي روشن‌تر شود، فقط به اين نكته اشاره مي‌شود كه از سال 1388 پيشي گرفتن مصارف بر منابع سازمان آغاز شده و مجموع بدهي‌هاي دولت و كارفرمايان پيش‌بيني مي‌شود تا پايان سال‌جاري بالغ بر 35هزار ميليارد تومان مي‌باشد و در حالي‌كه آخرين ماه‌هاي سال‌جاري سپري مي‌شود اين صندوق قادر به تحقق حتي درآمد‌هاي خود در قالب بودجه تصويبي هيات امنا نبوده و مصارف آن بسيار فراتر از بودجه خواهد بود.

همچنين به‌رغم شعارهاي داده شده مبني بر ايجاد 5/2ميليون فرصت شغلي كه قاعدتا بايد موجب افزايش درآمدهاي اين سازمان شود متاسفانه نتوانسته است افزايش معني‌داري بر درآمدهاي اين سازمان داشته باشد و پيش‌بيني مي‌شود حداكثر تا پايان سال بين 100 تا 150هزار نفر به بيمه‌شدگان اجباري اين سازمان افزوده شود. با اين توصيف مشاهده مي‌فرماييد كه بي‌ثباتي در مديريت اين سازمان چقدر مي‌تواند به از هم‌پاشيدگي خواسته يا ناخواسته سرعت دهد تا جايي‌كه بي‌توجهي به حوزه تامين اجتماعي حتي مي‌تواند حوزه امنيت ملي را نيز به شدت تحت تاثير قرار دهد.

با اين حال انتصاب ششمين مديرعامل (سرپرست) صندوق تامين اجتماعي در روزهاي اخير از چند جهت با انتصاب‌هاي قبلي تفاوت فاحشي دارد زيرا بي‌توجهي به اين نحوه انتصاب در واقع نوعي بي‌توجهي به قانون، دلسرد كردن مديران و كاركنان دلسوز تامين اجتماعي و بي‌اعتنايي به تذكرات بازرسي كل كشور، ديوان محاسبات و رياست مجلس شوراي اسلامي در اعلام مغايرت انتصاب‌هاي سال‌هاي اخير مديرعامل و اعضاي هيات مديره با قوانين حاكم بر صندوق تامين اجتماعي و ساير قوانين مرتبط است. در اينجا به مهم‌ترين دلايل غيرقانوني بودن اين انتصاب اشاره مي‌شود.

1- مطابق بندهاي ب و ج ذيل ماده 17 قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامين اجتماعي كه مربوط به نحوه انتخاب مديرعامل و هيات مديره است، مديرعامل صندوق تامين اجتماعي بايد فردي خارج از هيات مديره باشد، بنابراين در حالي‌كه انتصاب آقاي موسويان عضو هيات مديره اين صندوق، به عنوان مديرعامل (سرپرست) در مغايرت كامل با قانون است ضمن اينكه در اساسنامه مصوب همين دولت نيز بر تفكيك اين جدايي تاكيد شده است.
بنابراين به كارگماري عضو هيات مديره كه قانون بر آن تاكيد دارد كه بايد به صورت موظف و بدون مسووليت اجرايي انجام وظيفه كند يك نوع زير پا گذاشتن قانون است. حال اين سوال مطرح است كه چگونه يك فرد مي‌تواند هم در سمت اجرايي و هم در مسووليت پرسشگري و ارزيابي در هيات مديره انجام وظيفه كند.

2- علاوه بر مورد فوق همانطور كه اطلاع داريد در حكم وزير كار، تعاون و رفاه اجتماعي آمده است كه وي با حفظ سمت، كه هم اكنون مدير عامل صندوق بيمه روستاييان و عشاير كشور است، بايد در مسووليت جديد نيز انجام وظيفه كند كه اين حكم نيز به دلايل زير مغاير با قوانين حاكم است. اولا: همانطوري كه در بند يك عنوان شد آقاي موسويان علاوه بر اينكه عضو موظف هيات مديره صندوق تامين اجتماعي است، در سمت مدير عامل صندوق روستاييان نيز انجام وظيفه مي‌كند كه در مغايرت صريح با ماده 17 قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامين اجتماعي و قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل مصوب 11/10/1370 مجلس شوراي اسلامي و همچنين بند 79 قانون بودجه سال 90 است. بنابراين وي در حال حاضر به‌جاي دو شغل سه شغل را اشغال كرده است. ثانيا: به لحاظ كاركردي و حقوقي صندوق بيمه روستاييان و عشاير يك سازمان رقيب براي صندوق تامين اجتماعي است و در سنوات گذشته هر دو صندوق برآن بوده‌اند كه به نحوي به وظايف ديگري دست‌اندازي كنند و جمعيت و درآمد بيشتري را تحت پوشش قرار دهند كه اين انتصاب با اصل تضاد منافع نيز روبه‌رو شده و با اصول پذيرفته شده حقوقي و مديريتي كاملا در تضاد است.

3- علاوه بر نكات برشمرده درخصوص غيرقانوني بودن انتصاب سرپرست سازمان تامين اجتماعي، عملكرد اين مسوول بيمه اجتماعي روستاييان و عشاير نيز نشان‌دهنده اين واقعيت تلخ است كه وي كارنامه موفقي را در فراگير كردن بيمه در ميان روستاييان و عشاير به همراه نداشته و بسياري از وظايف و مسووليت اين صندوق در مقابل روستاييان به زمين مانده است.

حمايت
«تغيير بدون تغيير» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن مي‌خوانيد:
باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا كه آخرين سال حضورش در كاخ سفيد را با دلهره شكست در انتخابات رياست جمهوري سپري مي‌كند آخرين نطق خود را در كنگره آمريكا انجام داد. وي در اين سخنراني تلاش كرد تا فضايي انتخاباتي را بر سخنان خود حاكم سازد تا ابزاري براي مقابله با جمهوريخواهان گردد. در كنار تحركات تبليغاتي وعده‌هاي اقتصادي اوباما، بررسي سخنراني وي نشان مي‌دهد كه مرد تغيير همچنان بر طبل وعده تغيير مي‌كوبد و در نهايت نيز حاضر به اجراي وعده‌هاي انتخاباتي سال 2008 خود نمي‌باشد.

در حوزه اقتصادي وي بارديگر كلمات گذشته خود را در مورد ماليات و لزوم رويكرد مردم به پذيرش طرح‌هاي رياضت اقتصادي تاكيد كرد. وي با جملاتي مانند آنكه مردم آمريكا بايد تلاش كنند كه افرادي باسواد و برتر در جهان باشند به نوعي مخالفان و حتي جنبش 99درصد را به عدم ميهن پرستي و مقابله با پيشرفت آمريكا متهم كرد.

نكته مهم در مواضع داخلي اوباما آنكه وي محور اقتصادي خود را حمايت از توليدات صنعتي قرار داد كه در اصل همان حمايت از نظام سرمايه‌داري است. امري كه مردم در ماه‌هاي اخير با ايجاد جنبش ضد وال استريت به مقابله با آن روي آورده‌اند. در حوزه سياست خارجي نيز مواضع اوباما مسائل قابل توجهي را در بر داشت.

وي به رغم ادعاي كاهش نيروها بر ادامه حضور نظامي در اين كشور و اقدام نظامي عليه آنچه وي تهديد امنيت آمريكا در جهان ناميد تاكيد كرد كه نشانه استمرار جنگ افروزي‌هاي بوش در دوران وي است. اوباما همچنين بار ديگر خاورميانه را محور سخنان خود قرار داد در حالي كه اموري چون ادامه حمايت قاطع از صهيونيست‌ها، مقابله با جبهه مقاومت با محوريت به چالش كشاندن سوريه، ايران و لبنان، ناديده گرفتن ديكتاتوري حاكمان عرب و خواسته‌هاي مرد خاورميانه براي خروج آمريكا از منطقه محور كلام وي بود.

اين مواضع نشان داد كه تحركات آمريكا در خاورميانه همچون دوران گذشته است لذا در سال چهارم رياست جمهوري وي نيز اميدي به دگرگوني در سياست‌هاي مداخله جويانه و ضد مردمي آمريكا در منطقه وجود ندارد و حتي روند سازش آغاز شده در منطقه همچنان در مسير خواست صهيونيست‌ها است.

مواضع اوباما در سخنراني كنگره هر چند با برخي وعده‌هاي اقتصادي داخلي و تحركات خارجي همراه بود اما بارديگر يك اصل را براي همگان آشكار ساخت و آن اينكه اوباما مرد تغيير نبوده و نخواهد بود و در سال آخر رياست جمهوري وي نيز نبايد انتظار دگرگوني در سياست‌هاي آمريكا را داشت هر چند كه وي براي انجام تبليغات انتخاباتي و فريب مردم وعده‌هايي را مطرح كرده و در آينده نيز آنها را تكرار خواهد كرد.

تهران امروز
«تو قهرمان نيستي خواب بودي!» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم سيدجواد سيدپور است كه در آن مي‌خوانيد:
بالاخره پس از آنكه سونامي قيمت ارز و سكه تمام بازارهاي پيراموني را درنورديد، شك بي‌سابقه‌اي به زندگي مردم وارد كرد و خوراك بسياري براي دشمنان انقلاب پخت، سخنگوي اقتصادي دولت آقاي دكتر سيدشمس‌الدين حسيني وارد شد و در مصاحبه‌هاي پياپي از تدابير دولت براي كنترل بازار سخن گفت ولي باز هم مثل هميشه كوچك‌ترين اشاره‌اي به وظيفه و مسئوليت مغفول مانده خود و ساير دولتمردان نكرد.

حتي يك عذرخواهي ساده از مردم بابت بي‌سروساماني صورت گرفته انجام نداد اما در عوض، همانند برخي دولتمردان از «مافياي پنهان» و «دست‌هاي ناپيدا» سخن گفت و در كمال حيرت كارشناسان، مسئوليت تلاطمات هفت هشت ماهه بازار ارز و سكه را به گردن يك خبرگزاري و پيامك‌هايي كه در ايام تعطيلي چند روز گذشته از سوي اين خبرگزاري ارسال شده، انداخت.

آقاي وزير اقتصاد اما توضيح نداد اين چه‌جور مديريت اقتصادي كشور است كه با يك پيامك زير و رو مي‌شود و يك خبر ساده تمام امنيت رواني فعالان و خيل گسترده‌اي از مردم را تحت تاثير قرار مي‌دهد و ارزش پول ملي را تا بدين پايه به سقوط نزديك مي‌سازد؟ آقاي حسيني كه عادت دارد از مردم عذرخواهي نكند؛ چه بزرگ‌ترين اختلاس بانكي باشد، چه بزرگ‌ترين افسارگسيختگي قيمت طلا و چه بي‌ارزش‌سازي پول ملي؛ به‌گونه‌اي سخن گفته كه انگار تمام نوسانات ارز و سكه در همين چند روز و يكي دو هفته اخير رخ داده است.

اقتصاد ايران از ابتداي سال جاري كه سود سپرده‌هاي بانكي كاهش يافت، پيش‌لرزه‌هاي خود را عيان ساخت و اكنون بيش از هشت ماه است كه بازار با تبعات هجوم نقدينگي دست و پنجه نرم مي‌كند و ديگر به قدري آش‌ شور شده كه دشمنان را نيز به سرور و خوشحالي رسانده و تو گويي از منظر آنان همه آنچه رخ داده دلالتي بر تاثير قدرت تحريم‌ها بر اقتصاد ايران است، حال آنكه واقعيت چيزي غير از اين بوده و ريشه در بي‌تدبيري و خام‌انديشي برخي مديران دولتي داشته و دارد.

همان‌ها كه براي اول بار عنوان كردند كه «ما در شرايط شعب ابي‌طالب هستيم» با رفتارها و تحليل‌هاي اشتباه خود وضعيت اقتصاد را به اين شرايط رساندند. البته پاسخ شايسته و حكيمانه رهبر فرزانه انقلاب كه فرمودند: «ما در شرايط شعب ابي‌طالب نيستيم، در شرايط بدر و خيبريم» مي‌بايست اين خام‌انديشان را از خواب بيدار مي‌ساخت ولي در كمال تعجب شنيده شده كه اين جماعت هنوز بر باورهاي ناراست خويش پاي فشرده و در جلساتي به تكرار توهمات خود پرداخته‌اند و زاويه خود را با خط راستين ولايت و تدابير حكيمانه آن دوباره عيان ساخته‌اند.

آنچه رخ داده است مصداق شعب ابي‌طالب نيست، گوياي شعب بي‌كفايتي و بي‌تدبيري برخي ساده‌انديشان يا فريب‌خوردگاني است كه پيش از هر نبردي دست‌ها را براي تسليم بالا برده‌اند. ملتي كه هشت سال جنگ تحميلي را با آن همه فشارها و دشمني‌ها سربلند بيرون آمده و لحظه‌اي به فكر تسليم هم نيفتاده غمي از جنگ اقتصادي دشمنان ندارد و مي‌تواند بهتر از هر زمان ديگري به پاسداري از حريم زندگي اقتصادي آحاد جامعه بپردازد. مردم مي‌دانند و واقفند اگر با اين روش مديريت هشت ماهه سكه و ارز قرار بود هشت سال جنگ را مديريت كرد، قطعا بسياري از پيروزي‌ها نصيب ملت ايران نمي‌شد و اي بسا سرنوشت به‌گونه‌اي ديگر نوشته مي‌شد.

فرهيختگان
«چه كسي مسوول نيست؟» عنوان يادداشت روز روزنامه فرهيختگان به قلم بهروز قزلباش است كه در آن مي‌خوانيد:
خشونت. چيستي اين مفهوم از نظر جامعه‌شناسي شايد تمايل واداركردن ديگران به انجام كاري باشد كه با آن مخالفند. در صورتي كه اين تعريف را بپذيريم آنگاه صورت‌هاي بي‌نهايتي از خشونت را مي‌توان به دست داد. در مدرسه و خانواده و خيابان و محل كار و هر جاي ديگري كه دو انسان كنار هم باشند و ميل يكي به تمكين ديگري از او باشد مي‌توان اين مفهوم را بسط و تعميم داد. اجازه بدهيد اين بحث را به جامعه‌شناسان واگذار كنيم و از آن بگذريم و فقط به چند وجه از آن بسنده كنيم كه فرصت اين سطور و كلمات بسيار اندك است.

روزگاري شايد خشونت به رفتاري اطلاق مي‌شد كه فردي صدمه جسماني به ديگري وارد مي‌ساخت. مثلا او را كتك مي‌زد. شايد روزي خشونت در نگاه كودكانه ما به چهره بزرگ‌ترها در اخمي بود كه به منظور تنبيه ما به هر دليل، بر چهره آدم بزرگ‌هاي اطراف ما مي‌نشست.
گاهي قهر كوتاه مادر كه التماس ما را براي آشتي در پي داشت هم شايد نوع ديگري از خشونت محسوب مي‌شد. اما صفحات حوادث مطبوعات صورت عجيب و بسيار رعب‌آوري از خشونت را در برابر چشم مي‌نهند. اگر ديروز ضرب و شتم، قرباني خشونت را به بيمارستان مي‌فرستاد امروز بسامد خشونت‌هاي متراكم‌تر در عواطف و رفتار ما افزايش يافته است. حالا ديگر جز به فرستادن حريف بر سينه قبرستان رضايت نمي‌دهيم.

هدف از خشونت‌ها اين نيست كه دودسبيلي به طرف بدهيم يا اصطلاحا او را گوشمالي كنيم. مي‌خواهيم نباشد. مي‌خواهيم نفسش را ببريم. مي‌خواهيم خفه‌اش كنيم. مي‌خواهيم بكشيم و مي‌كشيم. يك بار به‌خاطر ۴۰۰ هزار تومان طلب كه از نصف قيمت يك سكه كمتر است. يك بار به‌خاطر ۳۰۰ هزار تومان كه بدهكار ما توان پرداخت آن را ندارد و يك بار به‌خاطر ۱۷۰ هزار تومان كه پول خريد يك كاپشن معمولي و اين بار هم به‌خاطر ۵۰۰ تومان. ۵۰۰ هزار تومان نه؛ ۵۰۰ تومان؛ يعني نصف قيمت يك نوشابه خانواده، شايد حتي كمتر!

هرچه سعي مي‌كنيم كه درشتي دهشت متراكم در اخبار جنايي را كاهش دهيم نمي‌شود؛ يعني نمي‌شود ننوشت كه كسي به خاطر تنها ۵۰۰ تومان ديگري را كشته است. چگونه مي‌شود اين عبارت ساده را به نحوي نوشت كه ضربه روحي و رواني به مخاطب وارد نكند. چطور مي‌توان عبارت ساده قتل به خاطر ۱۷۰هزارتومان را به عبارت ديگري تبديل كرد كه جان مخاطب را نگدازد و آن را به آتش نكشد.

شايد هم بايد صريح‌تر نوشت. چرا اين مقدار بر ما تاثير نمي‌گذارد؟! چرا قتل، آن هم هر روز. و بدتر از همه به بهانه‌هاي آنقدر ناچيز كه مي‌شود گفت كه ما به سادگي آب خوردن آدم مي‌كشيم؛ اين اخلاق ما ايرانيان نبود. اجازه دارم بنويسم، نيست؟! اگر نيست پس بسامد بالاي قتل به بهانه‌هاي واهي را چه كنم؟!

«مردي با قمه دوستش را به خاطر ۵۰۰ تومان كشت» اين بخشي از خبري است در صفحه حوادث امروز روزنامه، نگاه كنيد به عبارت و ببينيد كه از چه كلماتي تشكيل شده است. «مرد» راستي «مرد» در فرهنگ ايران به چه كسي مي‌گويند؟! «قمه» چه واژه داغداري است اين كلمه. «دوست» اين كلمه آيا همان نيست كه يادآور «مروت» است، وقتي كه «دشمن» كلمه «مدارا» را به خاطر مي‌آورد. مگر نه اين است كه اين حكم فرهنگ‌ ماست كه «با دوستان مروت با دشمنان مدارا؟!» «به خاطر» ما «به‌خاطر» تو... «به خاطر من»... چه عاطفه نازكي در اين واژه قرباني خشونت شده است. «۵۰۰ تومان» عددي كه كمتر از قيمت يك «نان» است و





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: تابناک]
[مشاهده در: www.tabnak.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 103]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب




-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن