تور لحظه آخری
امروز : چهارشنبه ، 8 اسفند 1403    احادیث و روایات:  پیامبر اکرم (ص):بخشنده ترین شما پس از من کسی است که دانشی بیاموزد آنگاه دانش خود را بپراکند. ...
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

سایبان ماشین

اجاره سند در شیراز

armanekasbokar

armanetejarat

Future Innovate Tech

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

irspeedy

درج اگهی ویژه

تعمیرات مک بوک

دانلود فیلم هندی

قیمت فرش

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

تعمیرات پکیج کرج

خرید از چین

خرید از چین

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

کاشت ابرو طبیعی و‌ سریع

دوره آموزش باریستا

مهاجرت به آلمان

تشریفات روناک

نوار اخطار زرد رنگ

ثبت شرکت فوری

خودارزیابی چیست

فروشگاه مخازن پلی اتیلن

کاشت ابرو طبیعی

پارتیشن شیشه ای اداری

رزرو هتل خارجی

تولید کننده تخت زیبایی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کشتی تفریحی کیش

تور نوروز خارجی

خرید اسکرابر صنعتی

طراحی سایت فروشگاهی فروشگاه آنلاین راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین طراحی فروشگاه اینترنتی وب‌سایت

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

زومکشت

فرش آشپزخانه

خرید عسل

قرص بلک اسلیم پلاس

کاشت تخصصی ابرو در مشهد

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

مبل کلاسیک

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

کفش ایمنی و کار

دفترچه تبلیغاتی

خرید سی پی

قالیشویی کرج

سررسید 1404

تقویم رومیزی 1404

ویزای توریستی ژاپن

قالیشویی اسلامشهر

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

ابزارهای هوش مصنوعی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1862203111




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
archive  refresh

نقش و جايگاه مربيان پرورشي


واضح آرشیو وب فارسی:کيهان: نقش و جايگاه مربيان پرورشي
آيت الله جوادي آملي

يكي از نوآوري هاي انقلاب شكوهمند اسلامي و تلاش هاي پيگير ياران برجسته امام راحل(ره) همچون شهيدان رجايي و باهنر؛ تشكيل و گسترش نهاد مقدس امور تربيتي درسطح مدارس كل كشور بود.

اين نهاد تاثيرگذار همواره در جهت تقويت روحيه ديني و پرورش دانش آموزان بر محوري تربيت و اخلاق اسلامي به ايفا نقش پرداخته و منشأ بركات فراواني بوده است.

اكنون با نزديك شدن به روز(امور تربيتي و تربيت اسلامي) كه مصادف با هشتم اسفند است مقوله تربيت و امور پرورشي درمدارس و چگونگي اسلامي شدن دانشگاهها و مدرسه ها براساس اسلامي شدن علوم گوناگون از ديدگاه حكيم فرزانه آيت ا... جوادي آملي مورد بررسي و كنكاش قرار مي گيرد كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.

¤¤¤

شاخه هاي سه گانه «تبليغ»، «تعليم» و «تحقيق» براي احياي انديشه انساني

مستحضريد پرورش غيراز تعليم است، چه اينكه غير از تبليغ است؛ صبغه پژوهش و تحقيق دارد و ثمره تبليغ و تعليم.

توضيح مطلب اين است كه يك وقت كسي مبلغ است، منافع چيزي را ذكر مي كند. مضار چيز ديگري را بازگو مي كند؛ اين در حد «تبليغ» است كه براي توده مردم، تبليغ اثرگذارتر از تعليم است. در مراكز علمي تبليغ كارايي ندارد. آنجا جاي «تعليم» است و حوزه علم. در حوزه تعليم كه بالاتر از تبليغ است؛ ادله و براهين شيء و ريشه هاي معرفتي شيء تثبيت مي شود؛ مطلبي را به متعلم (ياد) مي دهند، نه فقط تبليغ كنند. فكر او را در بخش انديشه رشد مي دهند، اين مي شود تعليم.

بالاتر از تعليم، «تحقيق» و «پژوهش» است كه يك محقق در كنار كتابخانه اش تنها مي نشيند، با كتابهاي عميق علمي مأنوس است، با علماء و انديشوران گذشته و حال مأنوس است. از باب تضارب آراء، آراء آنها را ارزيابي مي كند، دست به قلم مي برد و يك كتاب تحقيقي مي نويسد كه آن كتاب تحقيقي براي متعلمان نافع نيست، براي دانش آموزان سودمند نيست، ولي براي اساتيدشان مفيد است. پس تبليغ داريم و تعليم و بالاتر از هردو، تحقيق. اينها كارهاي علمي است.

پرورش، عامل احياي انگيزه در انسان

اما «پرورش» مستقيما كاري با انگيزه دارد، نه انديشه. يعني آنچه كه دربخش انديشه بازگو شده است، آن انديشه را به انگيزه تبديل مي كند تا به عمل برسد و اين نوجوان يا جوان رشد كند و بالا بيايد، او را بپروراند. (تربيت) كاري است كه انسان با نوآموزان و دانش آموزان و مانند آن دارد تا اينها با انگيزه رشد پيدا كنند. بخش انديشه، آن هنر را ندارد كه انسان را بپروراند. انسان را آگاه مي كند، ولي ممكن است عالم بي عمل درآيد. عالم بي عمل چه در جامه روحانيت، چه دركسوت ديگران بيش از اثر علمي بهره اي نخواهد داشت. در حالي كه جامعه نيازمند علم صائب و عمل صالح است. اگر كسي عملي داشت، ولي فاقد عمل صالح بود؛ چنين كسي نه به حال خود سودمند است، نه به حال جامعه.

سيطره فعاليت انديشه و انگيزه در فرد و جامعه

وقتي جامعه رشد مي كند و به ثمر مي رسد كه انگيزه قوي داشته باشد. رهبر كارها انگيزه است و نه انديشه. انديشه آن مواد خام را به انگيزه مي رساند، آن محور تصميم گيري اگر بالغ و عاقل بود؛ مصمم مي شود و كاري را انجام مي دهد. انديشه به بخش جزم بر مي گردد، انگيزه به بخش عزم. آنجا كه سخن از اراده و محبت و نيت و خلوص و مانند آن است، آن را عقل عملي به عهده مي گيرد. عهده دارش انگيزه است؛ آنجا كه سخن از حس و تجربه و خيال و وهم و استدلال است، آن را انديشه. جامعه به همان اندازه كه به انديشه و علم محتاج است، به انگيزه و تصميم و اراده و عمل نيازمند است، بلكه بيشتر.

فرزندان كنوني كه آينده سازان مملكت اند، اينها بيش از آن مقدار كه به انديشه محتاج اند، به انگيزه نيازمندند و مسئولان بزرگوار امور پرورشي عهده دار پرورش اين انگيزه اند. يعني عزم و اراده و نيت ومحبت اينها را سامان مي دهند كه اينها در چه مداري رشد بكنند، نسبت به چه امر مريد باشند، نسبت به چه امر مخلص باشند، نسبت به چه امر ناوي باشند و نسبت به چه امر عاصم و مصمم.

نقش پر اهميت «تصميم» در فرد و جامعه

اگر كسي اراده اش سست و توخالي باشد، قوي نباشد؛ چنين كسي اهل تصميم نيست. چون «صميم» يعني چيز درون پر. آن سنگ درون پر را مي گويند: صخره صما. آن دوستي كه در دوستي اش خللي نيست، مي گويند: دوست صميمي كه محبت درون او را پر كرده است. چه اينكه گوش ناشنوا كه پر است، به صاحب چنين گوشي مي گويند: اصم و چنين سامعه اي را مي گويند: مبتلا به صمم شده است. صميمي، تصميم، اصم، مصمم بودن و مانند آن از درون پرحكايت مي كند. اگر كسي درونش پر بود، اهل تصميم است. تصميم در جامعه حرف اول را مي زند؛ جامعه هم به وسيله جوانهائي كه قبلاً دوران پرورشي را گذراندند و هم اكنون مسئول يك اموري هستند، اداره مي شود.

كساني كه فعلاً مصدر كارند، يك روزي دانش آموزان مدارسي بودند كه زيرنظر مسئولان محترم پرورشي كوشش مي كردند. اگر آنها خوب ساخته مي شدند، ما ديگر كسي نداشتيم كه گرفتار مفاسد اقتصادي بشود، يا مشكلات زير ميزي و روميزي و رشوه و عشوه و اينگونه از آسيب ها و آفت ها را دريابد. تبليغ يك بخش كوچكي از تأثير را به همراه دارد، تعليم يك بخش ضعيفي را به همراه دارد؛ اساس كار روي پرورش است و تربيت.

تأثير بيشتر ديدار مربي تربيتي با دانش آموز

مطلب ديگر آن است كه چيزي كه انگيزه را زياد مي كند، ديدار آن نوآموز و دانش آموز است. سخن نغز و دلپذيري جناب سهروردي، صاحب عوارف المعارف دارد. مي گويد: اگر كسي مسئول تربيت شد، وقتي در تربيت موفق است كه كارش را با عمل شروع بكند. يعني رفتار او، گفتار او، نوشتار او، قيام و قعود او، طرز امتحان كردن او، طرز ورودش در كلاس، خروجش از كلاس، نمره دادن او، سؤال كردن او، آزمون او، برخورد با طبقات گوناگون از نوآموزان (مربيانه) باشد، نه (معلمانه)! معلم در امور تربيتي موفق نيست؛ اين ممكن است مسائلي را به شاگرد ياد بدهد، اما توان آن را ندارد كه شاگرد را بپروراند.

سخن نغز و دلپذير صاحب عوارف المعارف اين است: من لاينفعك لحظه، لاينفعك لفظه. آن عالم، آن استادي كه ديدن او آدم را عوض نكند، سخن او هم قدرت تغيير ندارد. ما برخورد مي كنيم، مي بينيم؛ كسي طرز نشستنش، رفتنش، آمدنش، نگاهش، برخوردش، اين نمي تواند دلپذير باشد؛ اين مي تواند معلم خوب باشد، ولي مربي خوب نيست! فرمود: من لاينفعك لحظه، لاينفعك لفظه. كسي كه نگاهش در آدم اثر نگذارد، لحاظش جاذبه نداشته باشد؛ لفظش هم اثر ندارد!

رشد دانش آموزان در سايه تغذيه مربيان پرورشي

مسئولان، برادران و خواهران محترم كه بهترين سمت در اختيار شماست به عنوان امور پرورشي؛ شما بايد اينها را تغذيه كنيد. تغذيه روح، اذكار روحاني است. هرگز روح بدون غذا نخواهد بود، و هرگز روح را نمي شود فريب داد! اين روح فريب خور نيست. گفتند: شما طوري باشيد كه در جميع شئون زندگي شما آثار پرورش باشد، يك معلم كلاس كه دارد تدريس مي كند؛ او اگر سخنش عالمانه بود، به وظيفه اش عمل كرده است. ولي مسئولان امور پرورشي اينچنين نيست! اينها نمي خواهند ياد بدهند؛ مي خواهند اين مطالب را به جان تحويل بدهند، بعد بازتاب اين را در جان ببينند، شكوفائي جان را روزانه ارزيابي بكنند، رشد او را ببينند، و برابر رشد او به او غذاي جديد عطا كنند.

مادر، پرورنده كودك است؛ خداي سبحان، پرورش كودك را روزانه شروع مي كند. حالا ما در روزانه و هفته و ماه سخن نگوئيم؛ مثلا كودكي كه امسال به دنيا آمده، با كودكي كه پارسال به دنيا آمده، شيرهاي مادرهايشان گفتند كاملا فرق مي كند. آن شير، شير كودك 2 ساله است؛ سنگين تر شده، مواد غذائي بيشتري دارد، براي دستگاه گوارش كودك 2 ساله سازگار است؛ و اين كودك نوزاد، شيرش رقيق تر است. در سابق هم از نظر دستورات فقهي مي گفتند: وقتي مي خواهيد دايه بگيريد، كودك نوزادتان را به دايه اي بدهيد كه او هم داراي نوزاد امسال است. كسي كه نوزادش مال پارسال است و او مادر فرزند سال قبل است، شير پستان او براي فرزندان شما مناسب نيست. اين فرزندي كه تازه خدا به شما داد، اين دستگاه گوارشش رقيق است؛ اين بايد شير رقيق بنوشد. مادر پرورنده است، شير مي دهد و كودك رشد مي كند.

مسئولان محترم پرورشي «تغذيه» مي كنند، نه تعليم! و مستحضريد اگر خداي ناكرده رفتار، گفتار، نوشتار، كيفيت برخورد مسئولان محترم، عالمانه و عاقلانه نباشد، طوري با شاگرد برخورد مي شود و مطالبي به شاگرد القاء مي شود كه شاگرد آن را نمي پذيرد و اگر غذائي مسموم باشد، همانطوري كه دستگاه گوارش طبيعي اين غذا را بالا مي آورد؛ اگر فكري كج راهه بود، منحرف بود، بيراهه بود؛ آن دستگاه فطرت و نه طبيعت، آن را بالا مي آورد، اين را جذب نمي كند تا بپروراند. اينكه بزرگواري مثل سهروردي فرمود: من لا ينفعك لحظه، لاينفعك لفظه؛ براي آن است كه آن با نگاه در درون بيننده اثر مي گذارد، آن را مي پروراند. مطابق با دستگاه فطري اوست و دلپذير است. چون مي پذيرد، جذب مي كند، هضم مي كند و رشد مي كند. شما شاگردان تان را بيازمائيد، نه آن امتحاني كه در پايان كار مي گيرند! شما تربيتي هستيد، نه تعليمي. اگر چيزهايي را گفتيد و آنها در روي كاغذ جواب مثبت دادند، اين خلط تربيت با تعليم است. شما تربيتي حرف مي زنيد، ولي تعليمي فكر مي كنيد، يا تبليغي فكر مي كنيد. آن كسي كه تربيتي حرف مي زند؛ ولي تعليمي فكر مي كند، يا تبليغي مي انديشد موفق نيست! آنكه تربيتي حرف مي زند، تربيتي فكر مي كند، او موفق است.

شما امتحان تان بايد عملي باشد؛ آن امتحانات علمي كه سر جايش محفوظ است، ورقه هايي در اختيارشان هست، مطالبي را بازگو مي كنيد، آنها هم مي نويسند. اما شما در اين كلاس بايد اينها را بيازمائيد كه اينها چند درجه بالا آمده اند. از نظر امانت آيا امين اند يا نه، حافظ اسرار هستند يا نه، حافظ نگاه خودشان هستند يا نه، برخوردشان با پدر و مادر چيست.

ضرورت تعامل دو نهاد خانه و مدرسه

اين كه گفتند: انجمن اولياي منزل و مدرسه، براي همين جهت است كه تعامل باشد. گزارش صحيح از مدرسه به منزل برسد، گزارش جامع از منزل به مدرسه برسد. گاهي ممكن است كودكي در منزل پرورش صحيح داشته باشد، ولي در فضاي مدرسه اين چنين نباشد؛ دو شخصيتي باشد. يا كودكي در مدرسه منظم باشد، در منزل آشوبگر باشد، دو شخصيتي باشد. تشكيل انجمن اوليا و مربيان براي همين جهت است. شما بايد از نزديك ارزيابي كنيد؛ اگر بخواهيد اين جامعه به سمت سلامت حركت كند، ما ديگر مشكلي نداشته باشيم، براي اينكه كسي گرفتار مفاسد اقتصادي و زيرميزي و رشوه نشود؛ بايد الآن اين را ساخت. در دوران جواني در دانشگاه ها به زحمت ساخته مي شوند. مهم ترين راه براي ساختن، همان دوران راهنمايي و دوران دبيرستان است كه اين مي خواهد شكل بگيرد.

اين دستگاه را شما سالم نگه بداريد؛ وقتي سالم نگه داشتيد، هر پيشنهاد باطلي در دوران اشتغال به چنين جواني ارائه كنند، مي بينيد آن را نمي پذيرد؛ اصلا از گناه منزجر است. چه طور يك انسان سالم، دستگاه گوارشش غذاي سمي را بالا مي آورد و قبول نمي كند، يك كسي كه خوب پرورش شده است، دستگاه فطرت او هم اين است.

ارائه متون درسي اسلامي، نتيجه پرورش ديني

مطلب ديگر آنكه براي اينكه در فضاي آموزش و پرورش، تربيت كامياب تر و موثرتر باشد، بررسي متون درسي است. معناي پرورش ديني اين نيست كه ما در كنار درس هاي فيزيك، شيمي، رياضي؛ يك امور تربيتي داشته باشيم در كلاس يا در يك كتاب جداگانه؛ يا در همان كتاب چند صفحه مسائل تربيتي داشته باشيم! اين تقريبا سكولار فكر كردن است؛ يعني تعليم را از تربيت جدا كردن است. وقتي تعليم موثر است و تربيت سودمند است كه اين تعليم صبغه تربيتي داشته باشد. يعني فيزيك ما بشود فيزيك اسلامي، شيمي ما بشود شيمي اسلامي، رياضي ما بشود رياضي اسلامي.

اين را خوب عنايت كنيد؛ الآن تقريبا نزديك دو دهه است كه سخن از اسلامي شدن دانشگاه هاست. برخي ها فكر كردند دانشگاه وقتي اسلامي مي شود كه نمازخانه داشته باشد، مسئول اقامه نماز داشته باشد، كلاس دخترها و پسرها از هم جدا باشد، نماز جمعه شركت بكنند، شب هاي چهارشنبه دعاي توسل داشته باشند، شب هاي جمعه دعاي كميل داشته باشند، مصلي و نمازخانه داشته باشند، اين معناي اسلامي شدن دانشگاه نيست. اين مسلمان تربيت كردن است، نه اسلامي بودن دانشگاه!

دانشگاه را علوم و متون درسي تشكيل مي دهد. عنصر محوري دانشگاه، متون درسي است. وقتي متون درسي اسلامي نبود، كاري به خدا و قيامت نداشت؛ اين دانشجو گرچه ممكن است مسلمان بار بيايد، ولي اين فضاي دانشگاه فضاي اسلامي نيست.

چگونگي اسلامي شدن علوم

در مدارس و دانشگاه ها

براي اينكه متون درسي، اسلامي بشود راهش اين است كه اين مطالبي كه گفته مي شود، بحث طبيعت نباشد؛ بحث خلقت باشد. ما واقعا در زمين شناسي، آسمان شناسي، درياشناسي، جانورشناسي، گياه شناسي، معدن شناسي با طبيعت سر و كار داريم يا با خلفت؟ زمين امر طبيعي است، دريا امر طبيعي است، گياه امر طبيعي است و خودروست؛ يا مخلوق است؟!

ما به جاي اينكه بگوئيم: در طبيعت چنين است، بايد كتاب درسي ما اين باشد: در خلقت چنين است. وقتي از طبيعت به خلقت منتقل شديم، قهرا خالقي هم هست. وقتي خالق بود، همان طوري كه همين مطالب را قرآن كريم تبيين مي كند، با هوالاول والآخر(1) ياد مي كند؛ متون درسي دبيرستان هاي ما اين چنين مي شود، قهرا دانشگاه هم آن چنان خواهد شد. مي گوئيم: خدا چنين كرد براي فلان منظور.

الآن جريان تولد ستاره ها مطرح است؛ مي گوئيم: خداي سبحان چنين فرمود؛ اولم يروا ان السموات و الارض كانتا رتقا ففتقناهما.(2) خدا چنين كرد، براي فلان منظور. اين هو الاول را در آغاز هر مطلبي مي نويسيم، اين هوالاخر را در پايان هر مطلب مي نويسيم؛ در وسط آن آغاز و انجام طبيعت را برمي داريم، خلقت را جايگزين مي كنيم. خدا در نظام و ساختار خلقت چنين كرده است براي آنكه نه بيراهه برويم، نه راه كسي را ببنديم.

ما اصلا فيزيك غيراسلامي نداريم، ما شيمي غيراسلامي نداريم، ما در خلقت بحث مي كنيم. همين ها را قرآن مطرح كرده؛ مگر ما رياضي غيراسلامي داريم؟! منتها ديگران آمدند اين هوالاول را برداشتند، اين هوالاخر را برداشتند، خلقت را به طبيعت تبديل كردند، علم را سكولار كردند! گفتند: مگر رياضي اسلامي و غير اسلامي است؟! مي گوئيم: خير؛ شما آمديد، اوضاع را به هم زديد. ما اصلا غيراسلامي نداريم. مگر قرآن اينها را مطرح نكرده؟! مگر مي شود ما شيمي غيراسلامي داشته باشيم، زمين شناسي غيراسلامي داشته باشيم؟! زمين طبيعت است يا خلقت است؟

ضرورت بهره برداري معارف اسلامي دربارأ علوم گوناگون

مگر مي شود درياشناسي غيراسلامي داشته باشيم؟! درياشناسي فقط اسلامي است. خدا اينچنين كرده، خدا آفريده براي فلان منظور. فرمود: ما اين دريا را خلق كرديم، كشتي راني بكنيد، از ماهي اش استفاده بكنيد، براي فلان منظور. همانطوري كه در راهنمائي و رانندگي مسئولان محترم و كارشناسان ورزيده باخبرند كه چند اتومبيل از اين جاده گذشت، چرخ هايشان چه بود، با چه سرعت رفتند، با چه ترمز رفتند، سبقت گرفتند يا نه؛ همأ اينها را ذات أقدس اله دربارأ ماهي هائي كه در دريا هستند، بررسي مي كند.

بيان نوراني علي بن ابيطالب(ع) اين است كه: يعلم عجيج الوحوش في الفلوات و معاصي العباد في الخلوات و اختلاف النينان في البحار الغامرات(3). (نينان) جمع (نون) است، «نون» يعني ماهي؛ «اختلاف» يعني رفت و آمد. خدا مي داند در اين منطقه چند تا ماهي آمدند، چند تا بزرگ بودند، چند تا كوچك بودند، كدام يك از اينها به سرعت رفت، كدام يك از اينها به كندي رفت، كدام يك سبقت گرفت؛ همأ اينها را مي شود با درس ياد گرفت و خواند و فرا گرفت!

نگاه طبيعي علوم به پديده هاي هستي، لاشه اي از دانش حقيقي

همانطوري كه آن متخصص راهنمائي و رانندگي مي تواند بفهمد اتومبيل ها، كدام سبقت گرفتند، كدام نگرفتند؛ يك درياشناس، يك ماهي شناس ورزيده، هم مي تواند ياد بگيرد؛ لكن با چتر هو الأول والاخر منتها بيگانه آمد، اين مثلث را برداشت، لاشأ دانش را به دانشگاهها داد! لذا اينها مي گويند: مگر فيزيك مي شود اسلامي و غيراسلامي باشد! يعني بال هوالاول را برداشت، كي كرد؛ بال هوالاخر را برداشت كه براي چي كرد؛ اين خلقت را هم به طبيعت تبديل كرد و اين لاشأ دانش است! لاشأ دانش هم در دبيرستان است، هم در دانشگاه. با لاشأ دانش كه كسي رشد نمي كند!

شما مسئولان محترم پرورشي خيلي بايد تلاش كنيد تا اينها را نماز خوان بار بياوريد!! پرورش شما در كنار تعليم است؛ نه تربيت با تعليم آميخته است! اما در حوزه هاي علمي تعليم با تربيت آميخته است. خدا چنين گفت، خدا چنين كرد، خدا چنين مي خواهد؛ علم است، منتها معلوم است كي گفته، براي چي گفته؛ سخن از خلقت است، نه سخن از طبيعت!

ضرورت به يادگيري دانش اسلامي

اگر آموزش و پرورش به همراه دانشگاه و دانشگاه به همراه آموزش و پرورش اين مسير تعليم و تربيت را محققانه به صورت علوم اسلامي دربياورند، ديگر لازم نيست ما به كسي بگوئيم كلاس دختر و پسر از هم جدا باشد! مگر در حوزأ علميه، جامعه الزهراء نيست؛ طلبه ها نيستند؟ مگر اينها با همند؟ مگر كسي به اينها مي گويد دختر و پسر يك جا ننشينند؟ مگر به طلبه ها كسي مي گويد: شما در شب ها برخيز، نماز شب بخوان، استادت را دعا بكن؟! اين خودش برمي خيزد. مگر كسي به طلبه مي گويد جلوي استادت بيخود ننشين، بگذار اول او بنشيند، هر جا ديدي سلام بكن، نام او را به احترام ببر؛ در بيداري و خواب به احترام او، در زندگي و مرگ او به احترام او؛ او چه زنده باشد، چه مرده باشد به ياد او طلب مغفرت بكن؛ مگر اينها را كسي به طلبه ها مي گويد؟! يا متن درس محصولش اين است؟

اگر طبيعت به خلقت تبديل بشود، درس دانشگاهها و آموزش و پرورش، اگر از حوزه هاي علمي قوي تر نباشد، كار حوزه هاي علمي را مي كند. در آن صورت اگر در حوزه هاي علمي بگويند: خدا چنين گفت، در دانشگاه و آموزش و پرورش خواهند گفت: خدا چنين كرد. اگر فيزيك و شيمي و رياضي و سپهرشناسي و درياشناسي هست؛ خدا چنين كرد، خدا چنين مي كند، خدا چنين مي خواهد؛ در نتيجه كتابها عالمانه و مربيانه تدريس مي شود.

اين اساس كار است كه نظام اسلامي ان شاءالله بايد به اين سمت حركت كند؛ در طي دو دهه سخن از اسلامي شدن دانشگاه است، راه حل اين است. نه اينكه كلاس دختر و پسر را جدا بكنيم! بله، آن خيلي خوب است؛ آن مسلمان تربيت كردن است، نه اسلامي شدن دانشگاه! شما مي خواهيد آموزش و پرورش اسلامي داشته باشيد، يا بچه هاي مسلمان تربيت كنيد؟! بچه ها را مسلمان به بار بياوريد، بسيار خوب است؛ اما اين، بخشي از راه است. اساس راه آن است كه علوم تان اسلامي باشد.

بيان نوراني حضرت امير(ع) اين است كه: اينها خيال كردند كه انسان مثل علف هرز و خودروست، خود درآمده! دريا خودروست، صحرا خودروست، راه كهكشانها خودروست، اين آسمانها و ستاره هاي محيرالعقول خودروست، پيدايش و پرورش انسان خودروست! هل يكون زرع بلازارع، او بناء بلابان(4). مگر مي شود بگوئيم اين راه كهكشان مثل علف هرز خودرو است؟! تا سخن از طبيعت است، همين فكر است. پس كسي تربيتي حرف بزند، سكولار فكر كند؛ توفيقش بسيار كم است. خيلي موفق بشود، اين است كه بچه اي تربيت كند، مسلمان! اما علومش، علوم اسلامي نيست.

اگر ان شاءالله دانشگاهها اين لاشأ دانش را با اين بال هوالاول و الآخر هماهنگ كردند، يك. طبيعت را به خلقت تبديل كردند، دو. اين مثلث را به متون درسي دادند، سه. اين دروس پرواز كرد، چهار؛ در آن صورت دانشگاه به عنوان اشراف و سايه افكني، مي تواند مواد علمي آموزش و پرورش را هم تأمين كند. كه اميدوارم ان شاءالله به اين سمت و سو حركت كنيم تا ان شاءالله رحمان پرورش ما و تربيت ما عين تعليم ما و تعليم ما عين تربيت ما باشد.

سخنراني در همايش معاونين و مربيان تربيتي استان مازندران؛ حسينيأ هدايت شهرستان آمل- 18 بهمن. 1384

(1) حديد . 3

(2) انبياء . 30

(3) نهج البلاغه. خطبه 198

(4) برداشت از: نهج البلاغه. خطبه 185

شنبه|ا|3|ا|اسفند|ا|1387





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: کيهان]
[مشاهده در: www.kayhannews.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 3469]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب




-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن