واضح آرشیو وب فارسی:کيهان: چرا نام جعفريان به زبان ها افتاد؟!محمودجعفريان -21
انتشار مقاله ايران و استعمار سرخ و سياه
نام جعفريان پس از انتشار مقاله «ايران و استعمار سرخ و سياه» كه به رهبري نهضت يعني امام خميني اهانت كرده بود به دفعات شنيده شد. برخي معتقدند از آنجا كه اقبال عمومي به سوي حضرت امام و محوريت ايشان پس از شهادت آيت الله سيدمصطفي خميني در سطح جامعه گسترش يافت، رژيم در اقدامي شتابزده و در پاسخ به تحليلهاي صورت گرفته از ايشان واكنشي از خود نشان داد و از اين رو اقدام به تهيه و انتشار آن مقاله در 17 دي 56 در روزنامه اطلاعات كرد كه با قيام مردم قم در 19 دي ماه مواجه شد.
داريوش همايون كه در آن زمان عهده دار وزارت اطلاعات و جهانگردي بود درباره چگونگي چاپ اين مقاله مي گويد: «از دربار شاهنشاهي، هويدا شخصا تلفن كرد كه بايد ]اين مقاله[ چاپ شود. دستور فرمودند. به من دادند و من هم به خبرنگار اطلاعات ]تحويل دادم[. اطلاعات گفت براي ما خوب نيست، در قم به روزنامه ما حمله مي كنند. گفتم: چاره اي نيست، دستور دادند. گفتند چرا ما اين كار را بكنيم؟ گفتم: قرعه به نام شما افتاد.»104
به دليل استفاده از نام مستعار براي نويسنده مقاله، گمانه زنيها براي شناسايي نويسنده و دست اندركاران انتشار آن شدت گرفت.
بديهي بود كه مسئولان فرهنگي و رسانه اي رژيم درصدر افراد مظنون قرار داشتند. در ميان اين عده محمود جعفريان بيش از سايرين مورد توجه و سؤال قرار مي گرفت. ساواك طي گزارشي پس از قيام 19 دي ماه با اشاره به اهانت جعفريان به جامعه اسلامي در كنگره حزب رستاخيز همين امر را موجب طراحي نقشه ترور وي توسط چند نفر دانسته است.105
به نظر مي رسد تهديدها عليه جعفريان بيشتر ناشي از شايعه دست داشتن او در تهيه مقاله 17 دي ماه بوده است.
شايعه دست داشتن جعفريان و همكاران و هم فكرانش بسيار فراگير بود. مسعود بهنود مي نويسد: «محمود جعفريان، پرويز نيكخواه106 و شجاع الدين شفا 107، جدا از هم متني را مي نوشتند كه مي بايست فرمان آتش جنگي باشد كه رژيم درصدد بود برپا كند. متنهاي تهيه شده آن سه تن را شاه خود ويراستاري كرد. از تركيب آنها با هم مقاله اي فراهم آمد كه مي بايست در روزنامه عصر، آن را چاپ كنند.»108
البته جعفريان پس از پيروزي انقلاب و به هنگام بازداشت در زندان قصر در گفتگو با خبرنگاران با هدف رد اتهام از خود پيرامون اين مقاله گفت: «وقتي مقاله را خواندم كنجكاو شدم ببينم چه كسي آن را نوشته زيرا مي دانستم احمد رشيدي مطلق فقط مي تواند يك نام مستعار باشد. دست به تحقيق زدم. تحقيقات نشان داد كه نويسنده مقاله پرويز نيكخواه مديرگروه تحقيق و دفتر مركزي اخبار راديو و تلويزيون است. نيكخواه به دستور شاه مقاله را نوشت و در اختيار هويدا كه وزير دربار بود گذاشت. هويدا نيز نامه را با مارك سر كاغذ دربار پس از تأييد شاه، به يكي از خبرنگاران روزنامه اطلاعات سپرد. البته روزنامه اطلاعات براي اينكه مقاله را چاپ نكند مقاومت زيادي از خود نشان داد.109
برابر مجموع قراين موجود، مقاله در حلقه اي از عناصر رسانه اي رژيم و البته ماركسيستهاي قديمي به رشته تحرير در آمده كه جعفريان از عناصر محوري و كليدي اين بخش در رژيم پهلوي به شمار مي آيد و بي اطلاعي او از اين موضوع امري غيرممكن به نظر مي رسد.110
جالب اينكه تعبير «ارتجاع» و يا «استعمار سرخ و سياه» از كلماتي است كه جعفريان معمولا در سخن رانيها و يادداشتها خود از آنها استفاده مي كرد.111
نطق معروف شاه
از جمله مواردي كه از قطبي و جعفريان به عنوان عوامل حادثه ياد مي شود داستان نطق معروف شاه است تحت عنوان «صداي انقلاب شما را شنيدم».
گفته مي شود اين نطق به وسيله رضا قطبي تهيه شد و چون خود او صاحب قلمي نبود، احتمالا يكي از مشاوران نزديك او در تلويزيون، محمود جعفريان يا پرويز نيكخواه بايد اين متن را نوشته باشند.
پانوشت ها:
104- برگرفته از مصاحبه داريوش همايون با سايت BBC.
105- پرونده محمود جعفريان، سند 4.34721هـ، .56.11.11
106- پرويز نيكخواه از جوانان عضو حزب توده بود كه در زمان تحصيل در انگلستان همكاري خود را با اين حزب افزايش داد. وي از اواخر دهه1330 به كنفدراسيون دانشجويان ايراني در اروپا پيوست و نقش زيادي در سازماندهي كنفدراسيون برعهده گرفت. وي با وجود فعاليتهاي مختلف سياسي تحت تعقيب قرار نگرفت و پس از بازگشت به ايران به استخدام دانشگاه پلي تكنيك درآمد و مسئوليت آزمايشگاه دانشكده صنعتي را عهده دار شد. وي پس از مدتي به اتفاق برخي دوستانش در سال 43 گروهي را تشكيل داد و فعاليتهاي سياسي را با گرايش به ايدئولوژي (ماركسيسم- لنينيسم) و نظرات مائو و حزب كمونيست چين پي گرفت. هدف اين گروه متشكل كردن مبارزات چريكي و پارتيزاني بويژه در نواحي جنگلي شمال كشور بود. گروه نيكخواه پس از ترور شاه توسط رضا شمس آبادي در فروردين 1344 به بهانه و ادعاي دست داشتن اين گروه در ترور دستگير شدند. دادگاه، نيكخواه را به حبس ابد و برخي ديگر را به حبسهاي طولاني محكوم كرد. اما نيكخواه خيلي زود به همكاري با ساواك روي آورد و به نيروي تمام عيار ساواك تبديل شد. وي در ادامه از زندان آزاد و به استخدام راديو تلويزيون درآمد. وي در كنار دوستان هم حزبي سابق خود مانند منوچهر آزمون و محمود جعفريان در زمره اولين كساني هستند كه كار تحليل علمي، ايدئولوژيك موضوع انقلاب سفيد و فلسفه آن را به عهده گرفتند و به تبليغ اهداف و نتايج آن پرداختند. وي پس از پيروزي انقلاب از سوي دادگاه انقلاب محكوم و اعدام شد.
107- شجاع الدين شفا يكي از مهم ترين عناصر فرهنگي رژيم شاه بود. وي در سمتهاي رياست كل انتشارات و تبليغات، دبيركلي شوراي مركزي جشنهاي شاهنشاهي، دبيركلي انجمن ايراني برادري جهاني، دبيركلي هيئت مؤتمنين دانشگاه ملي، رايزني فرهنگي و سخن گويي دربار شاه و مشاورت عالي دربار در امور فرهنگي فعاليت كرده است. او يكي از اعضاي مؤثر فراماسونري درايران بود و گفته مي شود كتابهايي كه نگارش آن به شاه منتسب مي شود، توسط وي نگاشته شده است. شجاع الدين شفا كه از قلمي روان و خوب برخوردار بودبيشتر تلاشهاي قلمي خود را صرف اسلام زدايي و مخالفت بامذهب نموده است.
108- از سيدضياء تا بختيار، ص .740
109- باقي، عمادالدين، بررسي انقلاب ايران، تهران، نشر تفكر، زمستان 1370، ص .225
110- از پرويز نيكخواه نيز به عنوان نويسنده مقاله ياد شده است كه اين ظن چندان قوي نيست.
111- روزشمار انقلاب اسلامي، ج 3، ص 142؛ دو سال آخر، ص .11
دوشنبه 30 دي 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: کيهان]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 666]