واضح آرشیو وب فارسی:خراسان: تولد صف نان در روستاي سرچاه تازيان
صبح هنگام است كه گروه گزارش خراسان قصد سفر به روستاي سرچاه تازيان را مي كند. لحظاتي مي گذرد پس از طي مسافتي نه چندان زياد در مسير جاده اصلي بيرجند- اسديه وارد جاده فرعي كه سمت راست جاده واقع است، مي شويم و آن چه اين جا بسيار چشم نوازي مي كند قله اي دماوند شكل است كه به يقين مي توانيم بگوييم تمام همشهريان، آن را بارها و بارها مشاهده كرده اند، قله ماركوه محكم و استوار در گوشه اي از پهن دشت كويري باز و گسترده نشسته و خوشامدگوي هر مسافري است.
دشت مرك است و خار مغيلان، هر چه نگاه مي كني همه زمين است و بوته هاي آفتاب خورده خار مغيلان.
جاده پر پيچ و خم را طي مي كنيم، خانه هاي مخروبه در كنار راه، درختان زرد كه پاييز سرسبزي شان را به يغما برده است و نهايتا گله اي از گوسفندان كه بر روي تپه ها مشغول چرا هستند همه و همه از مناظر طبيعي مسير است.
در بدو ورودمان به روستا گله اي از گوسفندان را مي بينم كه چوپان سعي در جمع آوري آن ها از عرض جاده دارد.
كمي جلوتر بركه اي وجود دارد در حصار چند درخت كهنسال.
بلوار نيمه تمام و خيابان خاكي ورودي روستا، نشان از ناتمام ماندن طرح هادي روستا دارد.
وارد روستا كه مي شويم چند تن از اهالي در كنار ديوار حسينيه روستا كه آفتاب گير است نشسته اند.
گمان مي كنيم براي گذراندن اوقات به آن جا آمده اند اما واقعيت چيز ديگري است...
آن ها در انتظار گذر وسيله نقليه عبوري، از كنار جاده سر چاه تازيان اند تا به وسيله آن به شهر يا روستاهاي پايين تر بروند، آن ها نبود وسيله نقليه اياب و ذهاب در روستا را مشكل اصلي روستا عنوان كرده و مي گويند: بسياري اوقات مجبوريم تا سر دو راهي پياده برويم تا در مسير جاده اصلي قرار گرفته و به شهر برويم و مسئولان در جواب پيگيري هاي ما گفته اند 12 ميليون تومان پول بياوريد تا يك دستگاه پژو يا سمند را براي استفاده عموم در اختيارمان بگذارند.
ساعت حدود 7:30 صبح است و ورود چند نوجوان سرحال به روستا نظرمان را جلب مي كند، مي گويند دانش آموز هستند و براي تحصيل از روستاي پايين تر به سر چاه تازيان مي آيند با اين كه در هواي سرد زمستاني مسافتي را (كوتاه يا طولاني) پياده پيموده اند اما نارضايتي نداشته و با سرعت مي روند تا قبل از شروع كلاس درس در مدرسه حاضر باشند.
شوق تحصيل و علم آموزي در نگاهشان موج مي زند و گام هايشان به اميد آينده اي روشن و عاري از دغدغه هاي روستايي؛ سبك تر و چالاك تر از هميشه قدم برمي دارند.
با يكي از اهالي روستا كه در كنار ديوار سيماني نشسته است گفت وگو مي كنيم و از مشكلات روستاي سرچاه تازيان مي پرسيم، مرد بي درنگ مي گويد: تمام روستاي ما مشكلات است، روستاي سر چاه تازيان با قدمتي بيش از 1000 سال، اكنون بستري از مشكلات است و هيچ كس به فكر رفع آن ها نيست.
مرد اضافه مي كند: مهم ترين مشكل روستاي ما كمبود آب در فصول گرم و سرد سال است.
او در اين خصوص بيشتر توضيح مي دهد و مي گويد: با اين كه روستاي ما مدت زيادي است كه لوله كشي شده و مثلا مردم از آب لوله كشي بهره مند هستند اما اين آب شور بوده و قابل شرب نيست به طوري كه اكثر مردم روستا از اين آب براي مصارف خانگي و شست وشو استفاده مي كنند و آب مورد نياز اهالي توسط تانكر تامين مي شود.
يكي ديگر از اهالي كلام هم ولايتي اش را تكميل كرده و مي گويد: براي تامين آب مورد نياز اهالي به طور ميانگين روزي 2 تانكر آب از روستاهاي اسفيچ و فخرود، وارد منبع آب روستا مي شود و اين مشكل در فصول گرم سال بسيار شديدتر است.
او كه موهاي سپيدش نشان از يك دنيا تجربه و دست هاي چروكيده اش حكايت از يك عمر تلاش دارد در ادامه از ديگر مشكلات روستا به وجود حمام عمومي بسيار قديمي در روستا اشاره كرده و مي افزايد: روستاي سر چاه تازيان داراي حمام عمومي بسيار قديمي و فرسوده با ظاهري رعب آور و وحشتناك است به طوري كه با توجه به قدمت بالاي آن، جزو آثار باستاني منطقه ثبت شده و خطر ريزش آن اهالي را مضطرب كرده است.
در اين ميان يكي از زنان روستا كه در جمع حضور دارد عكاس روزنامه خراسان را به داخل حمام عمومي راهنمايي مي كند، با احتياط فراوان پله هاي فرو ريخته ورودي حمام را طي كرده و پس از عبور از دالان هاي تنگ و تاريك ساخته شده به سبك قديمي، وارد حمام عمومي روستا مي شويم. در ابتدا اتاقي بزرگ با ديواره هاي سيماني كه سرما در آن حاكم است، در گوشه سمت چپ اتاق در آهني كوچكي است كه از بخار پشت پنجره مي توان به راحتي متوجه گرماي سوي ديگر آن شد، گويا به عنوان رختكن دوم در زمان هاي قديم قابل استفاده بوده است.
وقتي وارد حمام اصلي مي شويم حمام روشن است و چند تن از اهالي در قسمت پايين حمام كه سه دوش بسيار قديمي در آن نصب شده مشغول استحمام اند.
حمام عمومي روستا كه قلم از وصف كمبودهاي آن عاجز است بسيار قديمي و فضاي آن كمي ترسناك است.
يكي ازاهالي روستاي سرچاه تازيان مي گويد: فرزند كوچكم از داخل حمام عمومي مي ترسد و هر گاه او را براي استحمام به اين جا مي آورم با فريادهاي بسيار، همه را كلافه مي كند...
يكي ديگر از مردم روستا از وضعيت بد حمام عمومي روستا گلايه مند است و مي افزايد: به دليل سرماي بسيار در روستاي سر چاه تازيان بسياري اوقات آب لوله يخ مي زند و مجبوريم براي استحمام به حمام عمومي بياييم و اين حمام به دليل امكانات كم و محدود، مشكلات بسياري را براي افراد فراهم آورده كه در بسياري از مواقع به دليل سرماي زياد، بيماري و سرماخوردگي يكي از آن هاست.
او ادامه مي دهد: شما را به خدا در مطلبتان از وضعيت بد حمام هاي عمومي روستا بنويسيد تا شايد مسئولان فكري به حال رفع مشكل اهالي كنند.
بعد از ديدن حمام عمومي سري به قنات روستا كه روزگاري محل تامين آب مصرفي اهالي بوده است مي زنيم، قنات روستا نيز داخل اتاقي گنبدي شكل و قديمي است و امروز به دليل خشكسالي هاي پي در پي باريكه اي بيش در آن جريان ندارد.
كوچه هاي طولاني و خانه هاي كاه گلي قديمي از مناظر طبيعي روستا هستند، در عبور از كوچه پس كوچه هاي روستا، با يكي ديگر از اهالي در خصوص مشكلات آن به گفت وگو مي پردازيم.
پيرمرد مي گويد: الحمد ا... روستاي ما مشكل چنداني ندارد اما يكي از مشكلات قابل عرض آن كمبود نان در روستاست او توضيح مي دهد: در روستاي ما سهميه آرد مصرفي اهالي در اختيار نانوايي قرار گرفته و نانوايي در ازاي آن روزانه 2 عدد نان به هر فرد از اهالي روستا مي دهد كه اين تعداد با توجه به وجود انرژي بسيار در جوانان و با توجه به اين كه با تورم امروزي نان و غذاهاي آبكي جايگزين گوشت و برنج و ساير غذاها شده است، براي نياز اهالي كافي نبوده و آن ها را با مشكل مواجه كرده است.
پيرمرد اضافه مي كند: اين مشكل در هنگام ورود ميهمان به روستا دو چندان مي شود.
وي با اشاره به اين كه بسياري از فرزندان مستقل اهالي، در ساير شهرها اقامت دارند مي گويد: چگونه مي شود وقتي فرزندان براي ديدن والدين و سرزمين پدريشان به روستا مي آيند، آن ها را گرسنه گذاشت يا به آن ها گفت: از شهر نان بياوريد؟!
با پيرمرد خداحافظي كرده و همچنان مسيرمان را در كوچه ها ادامه مي دهيم، به يكي ديگر از اهالي روستا برمي خوريم كه گويا مشتي كاه را براي شست وشو بر سر قنات روستا مي برد، با وي همراه مي شويم و از روستا و مشكلات كشاورزي مي پرسيم.
مرد لحظه اي فكر مي كند و مي گويد: ديگر كشاورزي هيچ رونقي ندارد به خصوص درروستاي ما كه به دليل كم آبي در چند سال اخير، بسياري از قنات ها و چشمه ها خشكيده اند و متاسفانه دام داري هم به دليل گراني علوفه مقرون به صرفه نيست به طوري كه از 70 گاو روستا، امروز تنها 2 گاو باقي مانده اند و همين عامل باعث مهاجرت جوانان از روستا به شهرها شده است و تنها افراد پير و كهنسال در روستاها باقي مانده اند كه آن ها هم همه آفتاب نشين شده اند.... مرد از وضعيت خدمات درماني روستا راضي است و مي گويد: هفته اي يك روز پزشك عمومي براي معالجه بيماران به روستا مي آيد و در خانه بهداشت روستا به معالجه بيماران مي پردازد.
وي همچنين درخصوص وضعيت سوخت در روستا مي گويد: با توجه به وجود شعبه نفت در روستا الحمد ا... روستاي ما مشكل سوخت ندارد و براي تامين گاز نيز، هر دو هفته يك بار ماشين حمل گاز، به روستا آمده و سيلندر گاز را با قيمت 1300 تومان در اختيار اهالي روستا قرار مي دهد.
مرد در ادامه از وضعيت شبكه هاي تلويزيوني در روستا ابراز نارضايتي كرده و مي افزايد: بسياري اوقات شبكه هاي تلويزيوني در روستا جواب نمي دهد.
وي همچنين به كمبود نان به عنوان مشكل مهم اشاره كرد و ادامه مي دهد: بعد از سرشماري سال 85، تعداد نوزادان تازه متولد شده در جمعيت روستا لحاظ نشده و در نتيجه سهميه آرد براي آن ها در نظر گرفته نشده است لذا در حال حاضر مشكلات بسياري در خصوص تامين نان براي اهالي مطرح است.
در عبور از كوچه هاي سرچاه، متوجه وجود مقبره اي در حاشيه روستا شده و بر آن مي شويم تا سري به آن جا بزنيم در مسير رسيدن به مقبره، گلخانه مخروبه نظرمان را معطوف خود مي كند و مردي روستايي كه در گوشه اي از زمينش شلغم و چغندر را براي روزهاي سردتر زير خاك ذخيره مي كند. مزار درويش حسين، مقبره اي كوچك با نماي سنگ مرمر است كه در بيرون روستا و بر روي تپه اي واقع است و بسياري از دختران و زنان روستا، چهارشنبه ها در آن جا شمع روشن كرده و حاجت مي خواهند.
اين مقبره به مزار درويش حسين مشهور است و به گفته اهالي صاحب مزار داراي سه برادر ديگر در مزار دره شيخان بيرجند و مزارهاي واقع در روستاهاي خراشاد و گزندر است.
وجود قلعه سرچاه يكي ديگر از مناظري است كه ما را به سمت و سوي خود مي خواند، قلعه سرچاه بر روي تپه اي در ورودي روستا واقع شده است، نگاهي به داخل آن مي اندازيم، قلعه اي مخروبه كه جفاي روزگار ديگر اثري از آن برجا نگذاشته است و ديواره هاي گلي و پوسيده آن اينك لانه اي براي موش ها و مارهاست...
مسجد جامع سرچاه نيز از مناظري است كه نظر هر مسافر را به خود جلب مي كند.
بر سر در اين مسجد نام خانه نور نوشته شده است و به راستي چه نام گذاري به جا و به حقي ...
سري به داخل مسجد سرچاه تازيان مي زنيم، طاق هاي گنبدي شكل ستون ها مهم ترين مشخصه اين بناست، به گفته اهالي مسجد جامع روستا نيز به عنوان آثار باستاني به ثبت رسيده است اما نگراني اهالي روستا دليل عدم استحكام بام مسجد است كه به گفته آنان اگر امسال درست نشود ريزش خواهد كرد و متاسفانه ميراث فرهنگي از تعمير و بازسازي آن توسط اهالي جلوگيري كرده و خود نيز اقدامي براي حفظ اين بنا نكرده است.
باشگاه جوانان روستايي عنوان سردر بنايي است كه گروه گزارش خراسان را به وجد مي آورد تا سري به داخل آن زده و گزارشي از آن نيز تهيه كند اما.. به گفته اهالي اين بنا تنها در حد يك تابلوي سردر باقي مانده و امروز ديگر خبري از جنب و جوش هاي روزهاي اول تاسيس آن نيست ...(چه واقعيت تلخي!)
در گفت وگو با آقاي كميلي سرچاهي رئيس شوراي اسلامي روستاي سرچاه تازيان، وي جمعيت روستايي سرچاه را بالغ بر 500 نفر در قالب 150 خانوار عنوان كرد.
سرچاهي از مشكلات روستا به وجود مسجد فرسوده و ناتمام ماندن طرح هادي روستا، كمبود آب شرب و جاده خاكي داخل روستا اشاره كرده و مي گويد: با توجه به اين كه روستاي سرچاه داراي قدمتي بيش از 1200 سال است امروز كمتر مورد توجه مسئولان امر قرار گرفته است.
وي از جمله فضلا و برجستگان روستا به آيت ا... شيخ فضل ا... حائري اشاره كرده و مي افزايد: ايشان از مفاخر اين روستا بوده اند كه تمام برنامه ها و وضعيت امور روستا را روزگاري پيش در كتاب خود تشريح كرده اند.
درادامه گزارش سري به دبيرستان روستاي سرچاه تازيان مي زنيم.
در انتهاي راهرو، سالن اجتماعاتي است كه اينك به عنوان خوابگاه دانش آموزان استفاده مي شود، صداي سرو صدا و هياهوي دانش آموزان تمام فضاي سالن را پر كرده است وارد دفتر دبيران مي شويم و بعد از به صدا در آمدن زنگ كلاس ها با مدير اين دبيرستان به گفت وگو مي پردازيم.
رضايي مي گويد: دبيرستان سيدالشهداي سرچاه در سال 82 توسط خيري به نام سيد مسعود ابطحي براي تحصيل دانش آموزان روستا وروستاهاي اطراف تاسيس شده است.
او مي افزايد: در حال حاضر بالغ بر60 دانش آموز مقطع متوسطه در پايه هاي اول، دوم و سوم در رشته ادبيات و علوم انساني در اين دبيرستان در حال تحصيل و خوابگاه اين دبيرستان مستقل نبوده و زير نظر خوابگاه مدرسه راهنمايي روستاست و در حال حاضر 40 دانش آموز در آن اقامت دارند.
بعد از ساعت كلاسي در گفت وگو با جمع دبيران، آن ها از جمله مشكلات خود به نبود وسيله نقليه و مشكل اياب و ذهاب اشاره كرده و مي گويند: متاسفانه سهميه اي براي بنزين دبيران در نظر گرفته نشده و اين عدم توجه، مشكلات عديده اي را در اياب و ذهاب به مدارس روستاها براي دبيران به وجود آورده است.
آن ها همچنين با توجه به حذف مزاياي روستاها، از نبود دبير تخصصي در مدارس روستايي ابراز نارضايتي كردند.
آن چه نظر گروه گزارش خراسان را در اين مدرسه به خود جلب كرد وجود سيستم شوفاژكشي در مدرسه بود كه اقدامي ارزنده براي تحصيل دانش آموزان روستايي محسوب مي شود اين جا ديگر خبري از بخاري هاي نفتي و چكه اي نيست!
نصب سيستم شوفاژ، ايجاد كتابخانه و تامين رايانه، ايجاد سيستم صابون مايع دستشويي ها و تجهيز سرويس هاي بهداشتي از اقدامات مدير اين دبيرستان با كمك اداره آموزش و پرورش، اداره كل تجهيز و نوسازي مدارس و مديريت آموزش و پرورش شهرستان بيرجند در روستاي سرچاه تازيان بود.
متاسفانه تلاش خراسان براي گفت وگو با دهيار سرچاه تازيان تا لحظه نگارش گزارش بي نتيجه ماند و گفت وگو با او به روزهاي آتي موكول مي شود...
دوشنبه 2 دي 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: خراسان]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 689]