واضح آرشیو وب فارسی:باشگاه خبرنگاران جوان: تبارشناسي شارلاتانيزم و بيبندوباري مطبوعاتي
دكتر روح الله احمدزاده
1.غالباً در رويكرد تبار شناسانه، انديشه مندان در پي تداوم و پيوستگي ميان رويدادها و پديده ها نيستند، بلكه مي كوشند تا به تحليلي از گسست ها و نا پيوستگي هايي كه در روندهاي تاريخي-اجتماعي رويت مي شود، دست بيابند. هم چنين در اين رويكرد نسبت رخدادها و پديده هاي اجتماعي با قدرت مورد بررسي و آناليز قرار مي گيرد. با اين تعريف تحليل فضاي مطبوعاتي كشور قابل مواقر و آسيب شناسي است.
2.مقام ولايت در اول ارديبهشت سال 79 در آسيب شناسي فضاي مطبوعات وقت كشور و در زمانه حاكميت اصلاح طلبان از اصطلاحي به نام «شارلاتانيزم مطبوعاتي» استفاده نمودند و دقيقا در پانزدهم آبان ماه سال 87 يعني در حدود 8 سال پس از آن و در زمانه حاكميت اصول گرايان اصطلاحي به نام «بي بند و باري مطبوعاتي» را در توصيف فضاي مطبوعاتي كشور به كار مي برند.
3.سوال بنيادي آن است كه به رغم تحول گفتماني در شرايط اجتماعي-سياسي كشور و غالب بودن گفتمان اصول گرايي و در حاشيه بودن گفتمان اصلاح طلبي، چرا آنارشيسم مطبوعاتي كه نوعي آنومي رسانه اي است هم چنان امتداد يافته است؟
4.آن چنان كه پيشترفت براي پاسخ به اين سوال مهم بايد به تبار شناسي جرياني خزنده در مطبوعات كشور پرداخت كه دچار گسست تاريخي و معرفتي نسبت به تاريخ انقلاب اسلامي و مباني معرفت شناختي شيعي است و هم چنين بايد اين جريان را در قالب «اراده اي معطوف به قدرت غير بومي» تحليل كرد.
5.در اصل 24 قانون اساسي جمهوري اسلامي آمده است « مطبوعاتي كه با سوء استفاده از آزادي بيان در جهت تشويق افكار عمومي و اذهان مردم و شكستن حريم مقدسات و انتقادهاي مخرب و برخلاف مصالح مردم و كشور و در جهت «منافع بيگانگان» و اشاعه فرهنگ غرب حركت مي كنن، غير ارزشي محسوب مي شوند. از اين رو بر اساس قانون اساسي حد آزادي مطبوعات رعايت «مباني اسلام و حقوق عمومي» قرار داده شده است.
6.به استناد اين اصل مصرح در قانون اساسي، مطبوعاتي كه عملكرد آن ها در جهت «منافع بيگانگان» است و قدرت هاي غير بومي را با خود همراه مي سازد و يا در پرتو اراده اجنبي، محتواي رسانه اي خود را سامان مي بخشند و يا در مقام تئوريزه كردن مباني و غايات خود، مباني اسلام را مورد هجمه قرار مي دهند و عملا فضاي ممتد معرفتي و تاريخي كشور را دچار گسست هاي تئوريك و انقطاع مبنايي مي كنند، تحقيقا مي توان اين مطبوعات را ذيل جريان فعال و در عين حال پنهان نفاق ناميد كه در بدنه مطبوعاتي كشور لانه و آشيانه گزيده اند و موريانه وار از درون به تلاش نظام مقدس جمهوري اسلامي مشغول اند.
7.مقام ولايت در تاريخ 1/2/79 اظهار مي دارند: «وقتي مطبوعاتي پيدا مي شوند كه همه همت شان تشويش افكار عمومي و ايجاد بد بيني مردم به نظام است... اميد را در جوانان مي ميرانند، روح اعتماد به مسئولين را در مردم تضعيف مي كنند، نهادهاي رسمي را تضعيف مي كنند؛ مدل اين ها كيست؟ مطبوعات غربي هم اين گونه نيستند! اين يك «شارلاتانيزم مطبوعاتي» است و باز حضرت ايشان در تاريخ 15/8/87 مي فرمايند «اين فضاي (بي بند و باري) در حرف زدن و اظهار نظر عليه دولت، مسايلي نيست كه خداوند به آساني از آن ها بگذرد... برخي افراد در تلاش براي سياه نمايي در فضاي جامع و ايجاد اغتشاش ذهني و ترديد در مردم هستند». اگر نگاهي تحليلي به گفتمان هاي رايج بكنيم، در زمانه حاكميت اصلاح طلبان، تاكتيك «شارلاتانيزم مطبوعاتي» سرلوحه جريان نفاق موجود در بدنه مطبوعات كشور بوده است و در زمانه حاكميت اصول گرايان تاكتيك « بي بند و باري مطبوعاتي». تاكتيك اول منجر به آنارشيسم و هرج و مرج گرايي سياسي و اجتماعي در كشور شد و تاكتيك دوم منجر به آنومي و ناهنجاري هاي سياسي و اجتماعي در كشور گرديد. اگر نگاهي تبار شناسانه به اين دو تاكتيك بيندازيم شارلاتانيزم مطبوعاتي كه اراده اي معطوف به هژموني سرمايه داري بود، بحران را از ميز كار مطبوعات به اركان نظام يعني مجلس و دولت كشاند و واقعه تحصن نمايندگان اصلاح طلب در مجلس ششم و استعفاي دسته جمعي مديران دولتي در دولت اصلاحات، كار ويژه هايي بود كه تاكتيك شارلاتانيزم مطبوعاتي در باز توليد آن بسيار موثر عمل كرد.
8.تاكتيك «شارلاتانيزم مطبوعاتي» كه در زمان حاكميت گفتمان اصلاح طلبي در دستور كار جبهه عمليات رواني برخي اصلاح طلبان گسسته اند از نظام بود در يك چرخش حرفه اي به تاكتيك «بي بند و باري مطبوعاتي» در زمان حاكميت اصول گرايي مبدل شد. در حالي كه تاكتيك شارلاتانيزم مطبوعاتي منجر به بازتوليد بحران و تضعيف فرآيند ملت سازي مي شد، تاكتيك بي بند و باري منتهي به اخلاق زدايي، قدسيت زدايي نسبت به نظام و تضعيف فرآيند متحد سازي بدنه اصول گرايان خواهد گرديد. آن چنان كه مقام ولايت اشاره داشتند رفتارها و گفتارهايي در حال رخ دادن است كه «فتنه بر پا مي كند كه دامن همه اعم از ظالم و غير ظالم را مي گيرد.»
9.به عنوان جمع بندي بايد اظهار داشت، اگر چنانچه با نگاهي تبار شناختي به تاكتيك هاي جريان لانه گزيده نفاق در مطبوعات، به بررسي فرمايشات مقام ولايت بپردازيم بايد اين تاكتيك ها را از دريچه 1- اراده معطوف به قدرت هاي بيگانه 2- گسست از مباني توحيدي انقلاب اسلامي و نظام مورد تحليل قرارداد تا بهتر بتوان به مواجهه عمومي، قانوني و انقلابي با خط نفاق پرداخت. حضرت امام(ره) در بخشي از فرمايشات مهم شان در خصوص مطبوعات، دقيقا به دو نكته مطبوعات را انذار مي دهند: نخست توحيد و مباني اسلامي و دوم قدرت هاي بيگانه و جهانخوار، آنجا كه مي فرمايند « سعي كنيد قلم هايتان در خدمت انقلاب و به ثمر رسيدن آن كه آزادي و استقلال در سايه جمهوري اسلامي و زير پرچم توحيد و اسلام بزرگ است باشد. سعي كنيد روحيه ملت را تقويت نمائيد... و از تضعيف اشخاص و يا گروه هايي كه در خدمت جمهوري اسلامي هستند و تضعيف آنان مستقيما خدمت به جهانخواراني است كه در كمين نشسته اند تا از قلم و زبان هاي شما بهره گيري كنند، بپرهيزيد. (صحيفه نور، ج 14،ص60).
10.بديهي است اگر خط نفاق پنهان در برخي مطبوعات بتواند با توسعه بي بند و باري مطبوعاتي خود را به نقطه صفر مركزي، يعني حد فاصل مجلس و دولت برساند و به تقابل اين دو ركن و تفرقه دامن بزند، مجلس و دولت گفتمان اصول گرايي را فتنه اي در بر خواهد گرفت كه شايد از فتنه اي كه شارلاتانيزم مطبوعاتي در خصوص مجلس و دولت گفتمان اصلاحات ايجاد كرد، خوفناك تر باشد. پس چون گاه فتنه آغازيده بايد در عرصه مطبوعات «ابن لبون» بود.
11. ما اكثر العبر و ما اقل الاعتبار.
نظرات كاربران:
in agha doctoraye chi darandvaghean nazarateshon ali ast
دوشنبه 27 آبان 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: باشگاه خبرنگاران جوان]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 90]