واضح آرشیو وب فارسی:اطلاعات: يداله بابايي
بامداد پذيراي تراوشهاي قلم واحساس شماست
قابل توجه دوستان شاعر و نويسنده:
تقاضامنديم آثار و نوشتههاي خود را روي يك برگ كاغذ A4 و تايپ شده ارسال كنيد.
***
پرسه در حواشي شعر
1 – در اين قسمت، سعي بر آن است تا در هر شماره اشارهاي داشته باشيم هرچند كوتاه به اشعار و سرودههاي ارسالي دوستاني كه دغدغه چاپ اشعارشان را دارند و بسياري گلهمندند كه چرا به چاپ آثار آنان در «بامداد» اقدام نميشود. بايد به اين نوقلمان و نوآمدگان عزيز يادآور شد كه چاپ هر اثري به منزله بيعيب و نقص بودن آن نيست و ممكن است آثار ضعيفي نيز به دست چاپ سپرده شوند.
اما فرق است بين يك اثر ضعيف كه نقاط قوت و رگههاي شعري در آن نمايان است با اثري كه هيچ گونه رابطهاي با جنس شعر ندارد. اگر قرار باشد ما هر اثر و نوشته فاقد شعريت شعر را كه دريافت ميكنيم چاپ كنيم هم كيفيت صفحه شعر را پايين آوردهايم و هم اينكه كمكي به ارتقاء و شكفتگي ذوق و انديشه صاحب اثر نكردهايم، بلكه باعث درجا زدن و توقف در همان مراحل اوليه و گامهاي نخستين او براي رسيدن به سطحي مطلوب شدهايم. بنابراين نكاتي را در اين مورد يادآور ميشويم تا اين عزيزان گامهاي بعدي را بدون اصرار ورزيدن بر چاپ آثارشان محكمتر بردارند و اشعار و آثار قابل قبولي براي ما بفرستند.
2 – يكي از مراحل طبيعي شاعر شدن، پر شدن از شعر ديگران است. به همين علت به شعراي تازه كار يكي از توصيههايي كه ميشود پرخواني و مكرر خواني شعراي بزرگ است. بعد از طي اين مرحله است كه شعراي واقعي و دارندگان ذوق و ديد شاعرانه، زبان و ذهن خود را پيدا ميكنند و ابداعات و ابتكاراتي را كه نشانه هويت منحصر به فرد خودشان است در آثارشان وارد ميكنند. استعداد خدادادي و ذوق اوليه در كنار آشنايي با آثار و نوشتههاي بزرگان شعر و ادب ميتواند ما را از نگاه آسان و سطحي به مقوله شعر دور كند و باعث تعمق و تفكر و شكوفايي در اين حوزه گردد. شاعران جوان بايد خود را از قيد واژگان محدود و تكراري خلاص كنند و دايره واژگان زبان فارسي و واژگان بومي و محلي را در ذهن خود گسترش دهند.
3 – هر شاعري براي اينكه شعرش بتواند با خواننده و مخاطب ارتباطي تنگاتنگ و صميمي برقرار كند، خود بايد ارتباطي صميمانه با پديدههاي هستي داشته باشد به عبارتي «شعر شاعر از تجربه زندگي مايه ميگيرد و اگر غير از اين باشد واقعيت هنري (شعر) از اصالت به دور ميافتد».
به هر حال شاعر غالبا به وسيله تصاوير ميانديشد و يا به قولي: «مدام در كار تبديل حس و انديشه خود به تصاوير شعري است.» اما تصوير به تنهايي
كامل ترين شيوه براي بيان انگيزه و قصد شعر نيست.
تصوير سازي و تجسم صحنهها فقط به مدد وزن، قافيه و كوتاه و بلند كردن مصراعها و توالي جملهها و واژهها و شكستن وزنها ممكن نيست بلكه براي اين كار بايد در مرحله اول بينش و درك نو داشت.
«آنگاه كه مايه رنجي و يا شوق انبساطي فراهم آمد بايد در صدد يافتن بهترين شكل برآمد كه با آن مايه حس و حركت سر سازگاري داشته باشد. در هر حال شاعر بايد حرفي، حسي و خلاصه چيزي براي گفتن داشته باشد. شاعري گفته است: براي سرودن يك بيت شعر بايد شهرها و مردمان و چيزها ديده باشي. بايد جانوران را بشناسي. بايد دريابي كه مرغان چگونه پرواز ميكنند. بايد در كنار محتضران و بر بالين مردگان نشسته باشي.»
در شماره بعد به بررسي مختصر آثاري كه از شاعران جوان به سرويس ادبي ويژهنامه رسيده و از گردونه چاپ در بامداد خارج شدهاند خواهيم پرداخت تا اين عزيزان بيشتر در جريان نقاط ضعف و قوت اشعارشان قرار گيرند و سعي كنند به مقوله شعر نگاهي جديتر داشته و آثار جاندار و قابل قبولتري براي ما بفرستند.
تا بعد، مانا و برقرار باشيد.
يدالله بابايي
***
از دلتنگيها
كاش ميديدم يك بار ديگر
همره دوست به گلگشت «سراب»
يا در آن خلوت «جسر و كوكاو»
مادر مضطربم چشم براه
يا به باغي لب كرت انگور
همگي جمع به دور سفره
عمه ريحان كنار كواني
مادر خوب و عزيزم، حلوا
مادرا نيستي و ريحان نيست
بي تو گلها همگي افسردند
بي تو اي نرگس آغاز بهار
آه، آن كودك غمگين هميشه تنها
آه، مادر به خدا دلتنگم
نه فقط چون تو گلي را دزديد
شهر زيباي كرند دلبند
با دو سه يار شبي در «دربند»
قصهها از دل و از شب گفتن
بي كه يك لحظه و يك دم خفتن
استكاني چاي و يك پرهي عشق
پنجهاي نان و كمي ترهي عشق
نان ساجي و فتيره ميپخت
با دل عاشق و شيره ميپخت
در همه دشت و در و جاي كرند
آه ازين ماتم و غمهاي كرند
حال خود با تو بگويم چون شد؟
دلش از غربت و غم پرخون شد
از بس كه زمانه زخمها بر من زد
كه به صد باغ و به صد گلشن زد
خسرو خاموشي
سراب، دربند، كوكاو، جسر از محلات و اماكن تفريحي كرند
كواني: تنور
***
تروسكهي بينز
هه ناي
هسارهي ئاوابوو،
ياكي مري
ههناي
هسارهي هلاي
يه كي زاي
ئه و هساره كه له دور دور
گاجار مريد و
گاجار تروسكهي بينزي ديري،
ئه وه منم
نه مردمه نه زينيم
سعيد عبادتيان
****
«اين ثانيهها»
دوست ميدارم تو را حرف دل است
آي بانوي غزل هاي بلند
پشت چشمان تو جا خوش كردهام
باز ليلا ميرسي و هي چه خوب
هي كد چشم تو رهگيري كنم
بين اين ثانيهها دق ميكنم
گرچه رك گفتن برايم مشكل است
انتظارم يك چتي يا ايمل است
آري آنجا يك بهشت كامل است
عطر گيست ماندني بر محمل است
هر شماره گيرم آخر باطل است
دوستت دارم من حرف دل است
حبيب الله عنبري – كنگاور
***
سالهاست كه نبرد با قصه گو را باختهام
اجير قصههاي تلخ او گشتهام
روي صندلي روبروي هيچ
در دام غل و زنجير اين درام كهنهام
ديگر اين غم نامه را از بر شدم
واي چقدر منفور است اين قصهام
قصهگوي بيرحم روزهاي من
يار را در صفحهي آخر قصههايش كشت...
حال حق با من است كه بگويم خون من در كوچههاي اين قصه جاري است.
قصهاي كه قهرمانش يك قاتل فراري است
قصه تمام شد و من هنوز در ميان شعلههايش زبانه ميكشم
در حزن و غم اين سمفوني درد،
ميان شعلههاي اين آتش زرد، فرياد ميكشم...
كه آه اي بلورين روزهاي نداشتهام
نفرين بر شما كه هرگز خود را برمن نمايان نساختيد.
سعيد جليليان – اسلام آباد غرب
9/8/87
***
تدفين
سروي برخاك
و سنگي بر سرو
برگي در باد
و اشكي بر سنگ
خاموشي بيانتهاست
چه كسي غمگينترين شعر جهان را خواهد سرود
تو را بر تمام جادههاي زمين گريه خواهم كرد.
احمد حيدربيگي
****
پاسخ به يك نامه
آقاي سردار باقرآبادي
ساكن روستاي چهار مله سفلي از شهر حميل
نامهتان را كه به دفتر سرپرستي ارسال كرده بوديد خوانديم. از اين كه مطالب ويژهنامه مورد توجهتان قرار گرفته است خوشحاليم. شما در نامهتان از هر دري سخن گفتهايد از جمله شعر و موضوع ادبيات و فرهنگ كُردي. اميدواريم هرچه زودتر بتوانيد با كمك مسئولان فرهنگي از جمله اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي، اشعارتان را به صورت مجموعهاي مستقل منتشر كنيد. در فرازهايي از نامه چند شعر به زبان كُردي آورده بوديد كه ضمن ارج نهادن به احساس شما، به دليل تكراري بودن موضوع آنها از جمله پيري و بيكاري از چاپ آنها معذوريم؛ اما يكي دو نكته در باره اشعار كُردي شما: در اشعارتان واژههاي عربي و فارسي را زياد به كاربرده بوديد، درحالي كه معادل آنها در زبان كُردي (كلهري) وجود دارد. شعر شما نياز به پالايش واژگاني دارد. بهتر است از استاداني كه در زمينه شعر و زبان كُردي اطلاعات كاملتري دارند استفاده كنيد . كتابهاي فرهنگ لغات و اصطلاحات كُردي نيز ميتوانند به شما كمك كنند. درضمن از موضوعهاي تكراري در اشعارتان كمتر استفاده كنيد مگر اينكه زبان و فضاي تازهاي در آنها ترسيم كنيد.
با آرزوي بهروزي و توفيق براي شما
يکشنبه 19 آبان 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: اطلاعات]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 498]