دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک
طراحی سایت فروشگاهی فروشگاه آنلاین راهاندازی کسبوکار آنلاین طراحی فروشگاه اینترنتی وبسایت
بهترین دکتر پروتز سینه در تهران
جاهای دیدنی قشم در شب که نباید از دست بدهید
سیگنال سهام چیست؟ مزایا و معایب استفاده از سیگنال خرید و فروش سهم
کاغذ دیواری از کجا بخرم؟ راهنمای جامع خرید کاغذ دیواری با کیفیت و قیمت مناسب
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
آفریقای جنوبی چگونه کشوری است؟
بهترین فروشگاه اینترنتی خرید کتاب زبان آلمانی: پیک زبان
با این روش ساده، فروش خود را چند برابر کنید (تستشده و 100٪ عملی)
سفر به بالی؛ جزیرهای که هرگز فراموش نخواهید کرد!
از بلیط تا تماشا؛ همه چیز درباره جشنواره فجر 1403
خصوصیات نگین و سنگ های قیمتی از نگاه اسلام
مطالب سایت سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون
تعداد کل بازدیدها :
1862334229


گزيده سرمقالههاي روزنامههاي صبح امروز ايران
واضح آرشیو وب فارسی:بازتاب آنلاین: گزيده سرمقالههاي روزنامههاي صبح امروز ايران
مردم سالاري
روزنامه مردم سالاري در سرمقاله امروز خود با عنوان «سطحي نگري به اشتغال يعني انتقال مشكل و نه حل مشكل »به قلم ميرزا بابا مطهري نژاد آورده است :
از جمله مباحث اقتصادي كه شكل اجتماعي به خود گرفته و موضوع منازعه اي چندين ماهه بين وزير كار و رئيس كل سابق بانك مركزي قرار گرفت و سرانجام با كنار گذاشتن رئيس كل بانك مركزي افق جديدي فراروي آن قرار گرفت، موضوع اشتغال و هزينه هاي اشتغالزايي است، كه داستاني دراز پشت سر خود دارد.
در دوره اي با پرداخت يك ميليون تومان وام به بيكاران، مسووليت ايجاد اشتغال به خود آنها واگذار شد كه نتيجه اي در بر نداشت و در دوره اي ديگر پرداخت سه ميليون تومان وام به كار فرما به ازاي مشغول كردن هرنفر نسخه درد بيكاري شناخته شد كه آن هم افاقه نكرد و بالاخره سياست پرداخت تسهيلات به بنگاه هاي زودبازده و طرح هاي اشتغالزا طرفداراني جدي پيدا كرد. بانك مركزي اجراي اين طرح را از عوامل افزايش نقدينگي و تورم زا ارزيابي كرد و مدعي شد به اشتغال نينجاميده است، اما وزارت كار معتقد است كه بسيار ثمربخش بوده است و بايد ادامه پيدا كند. اما رئيس كل بانك مركزي تامين منابع به اين منظور از محل منابع بانك مركزي را ممنوع كرد كه اين سياست به سياست سه قفله كردن بانك مركزي مشهور شد كه اعتراض شديد وزارت كار و توليد كنندگان را به دنبال داشت و سرانجام مظاهري به خاطر مخالفت با كاهش نرخ سود و دادن تسهيلات به طرح هاي زودبازده و اشتغال زا و توليد كنندگان ناگزير به خداحافظي از دولت شد.
نكته اي كه كمتر در مورد آن بحث مي شود، اين است كه واقعا هزينه يك اشتغال پايدار چقدر است؟ آيا تخصيص يك يا سه ميليون تومان يا دادن تسهيلات كم بهره به توليد راه حل مناسبي است براي ايجاد و حفظ اشتغال؟
واقعيت اين است كه مفهوم هزينه هاي اشتغالزايي چندان ساده نيست و نگاهي به وضعيت آماري حجم سرمايه گذاري برخي از شركت ها يا كشورها در نقاط مختلف، بيانگر حقيقت ناشناخته اي است كه بر اقداماتي از نوع آنچه كه ذكر شد نامي جز سطحي نگري به اشتغال نمي توان نهاد.
دكتر غلامحسين عبيري در كتاب تحقيقي خود با نام «آزادسازي برنامه ريزي، دموكراسي و توسعه» از يك ماخذ معتبر ذكر مي كند كه نفر سرمايه اشتغال مستقيم در كشورهاي مختلف از 105 هزار پوند تا 1/5 ميليون پوند در نوسان است. مثلا زيمنس آلمان در سال 1996 براي ايجاد اشتغال براي 1800 نفر، 900 ميليون پوند سرمايه گذاري كرده است يعني به ازاي هر نفر 500 هزار پوند يا حدود نيم ميليارد تومان، حتي اگر رقم حداقلي يعني 105 هزار پوند را حداقل سرمايه گذاري براي يك اشتغال در نظر بگيريم، يعني متجاوز از يكصد ميليون تومان سرمايه براي يك اشتغال لازم است، مقايسه كنيد اين ارقام را با مثلا يك ميليون تومان و سه ميليون تومان يا وام هاي 200 تا 300 ميليون توماني طرح هاي اشتغال زا كه براي دريافت اين تسهيلات بايد بالاي 50 اشتغال را تضمين كنند. براي آنكه به اين سطحي نگري مهر تاييد ديگري بزنيم، به چند آمار ديگر توجه كنيم:
شركت سامسونگ كره جنوبي در سال 1994 براي 3000 اشتغال 450 ميليون پوند سرمايه گذاري كرده است، يعني براي اشتغال هر نفر 150 هزار پوند يا متجاوز از 150 ميليون تومان يا NEC ژاپن در همين سال براي ايجاد 430 اشتغال جديد 530 ميليون پوند سرمايه گذاري كرده است، به ازاي هر اشتغال 1/2 ميليون پوند يا متجاوز از يك ميليارد و دويست ميليون تومان.
اگر اشتغال را كارشناسي و واقعي نگاه كنيم چاره اي جز جذب سرمايه هاي خارجي نداريم، ولي اگر به دنبال اين باشيم كه با سطحي نگري مشكل اشتغال را به آينده انتقال دهيم مي توان با پرداخت تسهيلات و وام هاي اندك از فشار مطالبات كاست.
_________________
*سياست روز
روزنامه سياست روز در سرمقاله امروز خود با عنوان «ركود اقتصاد جهاني نزديكي فروپاشي آمريكا »به قلم علي يوسف پور آورده است :
1ـ از ديدگاه متخصصين علم تاريخ تمدن ـ تمدنها متولد ميشوند، به بلوغ ميرسند و ميميرند. از ديدگاه قرآن آنچه باعث سقوط تمدنها ميشود. ظلم و ستمگري، اسراف در استفاده از مواهب طبيعي و طغيان و عصيانگري از قوانين خلقت ميباشد تمدن غرب كه هماكنون به سردمداري آمريكا به سلطهگري در جهان مشغول است، بعد از فروپاشي شوروي به قدرت بلامنازع جهان تبديل گرديده و به نهايت قدرت خويش رسيدهاست . در طي اين سالها تنها سه دولت در تابعيت و حول محور آمريكا نبودند كه جرجبوش دوم آنان را محور شرارت ناميد آمريكا با تصرف عراق و توافق با كره شمالي اكنون تنها ايران را در مقابل خويش دارد. سرنوشت امروز تمدن غرب مصداق ضربالمثل فارسي است كه فواره چون بالا رود سرنگون شود. حيطه دخالت آمريكا در امور اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، نظامي، سياسي وحكومتي ملل ديگر بيسابقه است اما در شرايط فعلي وضعيت آمريكا به قرار ذيل و رو به زوال است.
2ـ مهمترين بحران آمريكا، بحران هويت ميباشد هماكنون ملت آمريكا به دو شقه تقسيم شده است اسپانيول زبانها و انگلوساكسونها كه اين تضاد و تنش در آمريكا رو به گسترش ميباشد. ايالتهاي جنوبي آمريكا كه عمدتا اسپانيول زبان ميباشند 140 سال پيش از مكزيك منتزع و به تصرف آمريكا درآمدهاند علاوه بر اين تمام اسپانيول زبانهايي كه از ساير كشورها به آمريكا مهاجرت نمودهاند هويت بومي خويش را حفظ كردهو هويت آمريكايي را نپذيرفتند مشكل ديگر آمريكا، بحران معنويت ميباشد خلاء معنويت، ملتهاي غربي بخصوص آمريكاييها را به بنبست رسانيده است كه نمونه بارز آن فروپاشي نهاد خانواده و رشد بيبندوباري در اين كشورها ميباشد.
اقتصاد قدرتمند آمريكا كه باعث انسجام اين كشور در جهان شده بود از درون در حال فروپاشي ميباشد شركتهاي چند مليتي توليدات خويش را به ساير كشورها بخصوص به شرق آسيا منتقل كردند و هماكنون به جز توليدات نظامي و استراتژيك توليدي در آمريكا صورت نميگيرد.
بعد از 11 سپتامبر انتقال سرمايهها به بيرون آمريكا ادامه يافت و هماكنون اقتصاد آمريكا فاقد نيروي كار و مواد اوليه ارزان و بازار مصرف ميباشد و در اين جهت از قدرتهايي مانند چين و ساير كشورهاي شرق آسيا عقب مانده است. آمريكا اگر چه توسط وزارت خزانهداري، كنترل شبكههاي بانكي و اقتصادي جهان را در اختيار دارد و همچنين بر منابع توليد نفت جهان سلطه دارد اما اقتصاد اين كشور از درون در حال فروپاشي است. قدرت نظامي آمريكا كه يكي ديگر از محورهاي اصلي قدرت اين كشور است به علت اعزام نيرو به افغانستان، عراق، اروپا، شرق آسيا، ديگر قادر به ايجاد يك درگيري نظامي نميباشد ودر حقيقت سربازي براي اعزام در آمريكا نمانده است.
ركود اقتصادي آمريكا و گسترش آن در اقتصاد جهان و پيامدهاي ناگوار آن براي كشورهاي غربي مورد توجه و تاكيد اقتصاددانان غربي قرار گرفته است و انشاءالله كه تداوم اين ركود اقتصادي باعث فروپاشي زود هنگام آمريكا گردد تا مردم تحت ظلم استكبار جهاني از شر شيطان بزرگ خلاصي يابند.
_________________
*صداي عدالت
روزنامه صداي عدالت در سخن روز خود با عنوان «دوباره خاتمي» آورده است :
خاتمي اين بار در مختصاتي تازه در ميدان سياست حاضر مي شود. اينك مختصات صحنه سياسي ايران ثابت كرده است كه آنسوي خاتمي خبري نيست. نه ظرفيتي بيش از او در داخل هست و نه فرصتي در بيرون. چهرهها دوباره به سوي او ميچرخند.
در دور پيشين، ميانداران فعالان و روشنفكراني بودند كه با دستي پر به ميدان آمده بودند و خاتمي را به منزله سمبلي از يك جريان به ميدان فرستاده بودند او ناباورانه به ميدان آمد و چنان شد كه شد. اين بار اما، خاتمي خود به ميدان آمده است و ديگران با شك و ترديد يكي يكي از راه ميرسند.
در دور پيشن، خاتمي سمبل جريان پرحرارتي بود كه از روز و روزگاري نو سخن ميگفتند؟ روز و روزگار اما كم و بيش به همان روال پيشين بود چنين بود كه همه انگشت اتهام به سوي او گرفتند كه چرا پرده از آن روز نو بر نميدارد. از او عبور كردند و هر يك در گوشهاي پرچمي به دست گرفت و مردم را به ادامه مسير فراخواند. اما امروز، خاتمي در اوج نااميدي و ياس در عرصه عمومي به ميدان آمده است. كساني كه يكي يكي از راه ميرسند از خود و ديگران ميپرسند واقعاَ ممكن است از ورطه اوضاع كنوني به درآمد؟ خاتمي به منزله تنها اميد اين برون رفت به صحنه آمده است.
در دور پيشين، افق انتظارات بيش از توانايي و حدود اختيارات خاتمي بود. اينك اما سقف انتظارات چنان پائين آمده است كه به خاتمي و امكان آمدن او ناباورانه مينگرد.
رقيبان و مخالفان آقاي خاتمي نيز در وضعيتي تازه هستند. پيش از اين تصور ميكردند كه او در ميدان سياست توليد شكاف ميكند. ثبات نظام را به مخاطره مياندازد و اغيار را به ميدان مياورد. همه چيز را به كار بستند تا چرخ او را پنجر كنند اما تجربه نشان داد سياست عاري از هر منازعه و شقاق خيال باطلي است سياست از تنازع كسب انرژي ميكند اما اگر به قواعد سالم آن تن در ندهي، آن را از عقلانيت تهي ميكني و آنگاه در ورطهاي گرفتار ميشوي كه حجم مخاطرهها همه چيز را در مخاصره ميگيرد. از همه چيز بوي ويراني و فروپاسي به مشامت ميرسد
شكافي كه با خاتمي در عرصه سياسي ظاهر ميشود همان شكاف معقولي است كه مقتضي ظرفيت سياسي و اجتماعي ايران امروز است.
خاتمي آن روز در صحنه سياسي نشان داد كه اوضاع آنچنان كه گفته ميشد خوب و مساعد نيست، امروز با آمدنش ثابت ميكند كه اوضاع آنچنانكه به نظر ميآيد بد و نامطلوب نيست.
از مرد آن دوران شجاعت و تصميم و كارهاي بزرگ انتظار ميرفت، از مرد اين دوران، عقلانيت و پرهيز از تندرويهاي بي حاصل و درك حساسيت شرايط از مرد آن دوران، گامهاي بزرگ، از مرد اين دوران از دست ندادن هيچ فرصتي براي ممانعت از ويراني بيشتر
خاتمي در آن دوره، در ملتقاي خواست عمومي براي حجم گستردهاي از تغييرات نشانده شد
اينك او به پاي خود در ملتقاي خواست عمومي براي رهايي از بحران فعلي به صحنه آمده است.
در يك كشور جهان سومي، با سنت ديرينه شكاف ميان مردم و دولت به ملتقاي خواست عمومي بدل شدن آنهم در يك فاصله طولاني رخداد شگرفي است.
____________________
*جمهوري اسلامي
روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله امروز خود با عنوان «عذرخواهي هائي كه زمين مانده اند! » آورده است :
ماجراي تسهيلات يك ميليارد ريالي به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي علاوه بر سر و صداهاي درون مجلس در جامعه نيز سئوال برانگيز شده است . يك تشكل دانشجوئي در اعتراض به اعطاي 100 ميليون تومان به هر نماينده مجلس كه گفته مي شود بخش عمده آن بلاعوض و بقيه به صورت قرض الحسنه است نامه اي به دكتر علي لاريجاني رئيس مجلس نوشته و آنرا در قالب نامه اي سرگشاده منتشر كرده است . در اين نامه ضمن يادآوري مشكلات مسكن مردم و ضرورت همسان بودن نمايندگان با موكلان خود خطاب به رئيس مجلس آمده است : « لازم است جنابعالي به عنوان رياست مجلس پاسخگوي جنبش دانشجويي مسلمان بوده و هرچه سريع تر ضمن عذرخواهي از مردم مسلمان ايران ادامه اجراي اين امر را لغو و در راستاي بازپس گيري اموال پرداخت شده بيت المال از نمايندگان خاطي اقدام نماييد » (روزنامه جمهوري اسلامي 18 مهر 1387 صفحه اول ) .
اصل اقدام اين دانشجويان در تقبيح پرداخت 100 ميليون تومان به هر نماينده تحت عنوان تسهيلات و تاكيد آنها بر ضرورت همسان ماندن نمايندگان مجلس با موكلان خود در بهره مندي ها في نفسه قابل تحسين است . نشان دادن اين قبيل حساسيت ها از ويژگي هاي قشر جوان بويژه دانشجويان است و البته مسئولان نيز بايد به چنين حساسيت هاي مقدسي توجه كنند و دغدغه هاي برخاسته از آنرا برطرف نمايند.
در كنار اين واقعيت لازم است دانشجويان و همه كساني كه چنين حساسيت هائي را ابراز مي كنند نيز به يك واقعيت انكارناپذير توجه نمايند تا افكار عمومي نسبت به آنچه تشكل هاي دانشجوئي مطرح مي كنند دچار ترديد نشود و حمايت از اين تشكل ها را يك فريضه سياسي ـ اجتماعي بداند. واقعيتي كه بايد همواره در موضعگيري ها مورد نظر تشكل هاي دانشجوئي باشد ضرورت يكسان برخورد كردن با همه مسائل همه قوا همه جريان هاي سياسي و همه مسئولان است . اگر اين اصل مورد غفلت قرار گيرد اعتبار تشكل هاي دانشجوئي زير سئوال مي رود افكار عمومي به خواسته هاي دانشجويان با ديده ترديد مي نگرد و مسئولان نيز نسبت به مطالبات آنان بي اعتنا مي شوند. اگر چنين وضعيتي پيش بيايد خسران بزرگي متوجه جنبش دانشجوئي خواهد شد.
اين خطر و اين خسران هنگامي شديدتر و سنگين تر خواهد بود كه دامن گير تشكل هاي دانشجوئي اصولگرا شود. اصولگرائي سرمايه عظيم معنوي بي بديلي است كه انقلاب اسلامي در اختيار ملت ايران قرار داده و همه مردم بويژه نسل جوان و بالاخص قشر دانشجو و دانشگاهي بايد همانند جان خود از آن پاسداري نمايند. تشكل هاي دانشجوئي اصولگرا بايد تفاوت ها و تمايزهاي اساسي خود را با ساير تشكل هاي دانشجوئي نشان بدهند و همواره با تمام توان و بدون اغماض از اين تمايزها و تفاوت ها پاسداري كنند. تشكل هاي دانشجوئي غيراصولگرا فاقد استقلال هستند و به همين دليل از احزاب و جريان هاي سياسي دستور مي گيرند. همين ضعف ها موجب مي شوند آن تشكل ها واقعيت ها را نبينند و يا ناديده بگيرند و در نتيجه از جاده عدالت خارج مي شوند و به مسير تبعيض مي افتند و موضعگيريهايشان براساس حب و بغض ها صورت مي گيرد...
اين وضعيت براي قشر جوان بويژه دانشجويان كه از فرهيختگان جامعه هستند و در آينده بايد مديريت كشور را برعهده بگيرند همچون سمي مهلك است كه اگر به روح و جان آنها نفوذ كند همراه آنها به پيكره جامعه راه خواهد يافت و جامعه را به انحطاط خواهد كشاند. دوران باصطلاح اصلاحات را به خاطر بياوريد و وابستگي هاي بعضي تشكل هاي دانشجوئي و ضربه هائي كه آنها با موضعگيري هاي نادرست خود به قشر دانشجو و به جامعه انقلابي و اسلامي ما وارد كردند را در نظر بگيريد و پرونده عملكرد آنها را مرور كنيد تا به اهميت حفظ استقلال تشكل هاي دانشجوئي بيشتر پي ببريد. توصيه هاي اكيد رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي به دانشجويان مبني بر لزوم حفظ استقلال و تمسك به مباني و اصول و ملازمت با آزادانديشي و قدر روحيه پاك و سالم و آزاد دوران جواني را دانستن به همين دليل است . رهبر انقلاب پرچمدار اصولگرائي هستند و دانشجويان بايد براي حفظ روح عدالتخواهي در اين قشر خود را در موضعگيري ها با ايشان منطبق نمايند. نمايندگان مجلس مسئولان اجرائي و قضائي و همه مقامات و متصديان همواره در رفت و آمد هستند و به همين جهت نمي توانند كعبه آمال جوانان و تشكل هاي دانشجوئي باشند. دانشجويان بايد زير پرچم رهبري و هماهنگ با عمود خيمه انقلاب حركت كنند تا به راهي كه مي روند اطمينان داشته باشند و اصولگراي واقعي باقي بمانند و اصولگرائي را پيش پاي اميال خود قرباني نكنند و اجازه قرباني كردن آنرا نيز به كسي ندهند.
اگر مبنا و محور حركت تشكل هاي دانشجوئي اصولگرا اين باشد هرگز دچار تبعيض نخواهند شد آنگونه كه متاسفانه ساير تشكل هاي دانشجوئي شدند . براين اساس توقع عذرخواهي داشتن از رئيس مجلس شوراي اسلامي به خاطر تسهيلات 100 ميليون توماني به هر يك از نمايندگان مجلس يك توقع كاملا درست و بجاست البته هنگامي كه با توقع عذرخواهي هاي ديگر همراه باشد و دانشجويان از افراد ديگري هم كه در مواردي مرتكب اقداماتي شده اند كه مستلزم عذرخواهي بود و نكردند بخواهند از مردم عذرخواهي كنند. عذرخواهي بابت ادعاي دوستي مردم ايران با مردم اسرائيل عذرخواهي بابت وعده هاي عمل نشده عذرخواهي بابت بي اعتنائي به قانون عذرخواهي بابت مصاحبه با كاميليا انتخابي فرد عذرخواهي بابت مصاحبه با كريستين امانپور عذرخواهي بابت عكس يادگاري گرفتن با زنان بدحجاب عذرخواهي بابت آمارهاي نادرست دادن عذرخواهي بابت بي حرمتي به مراجع تقليد عذرخواهي بابت طرفداري از ورود زنان به ورزشگاه ها عليرغم نظر صريح مراجع تقليد عذرخواهي بابت نصب و عزل هاي بدون حساب و كتاب عذرخواهي بابت سياست هاي اقتصادي تورم زا عذرخواهي بابت تعريف و تمجيد از دكتر فاطمي يار غار مصدق عذرخواهي بابت مسامحه در محاكمه و برخورد قاطع با مفسدان اقتصادي عذرخواهي بابت كوتاهي در مبارزه با بدحجابي كه اكنون درحال تبديل شدن به بي حجابي است عذرخواهي بابت برخورد نكردن با روزه خواري علني در ماه مبارك رمضان گذشته عذرخواهي بابت پخش فيلم ها و مجموعه هاي تلويزيوني بدآموز از تلويزيون عذرخواهي بابت مجوز دادن به فيلم هاي مساله دار عذرخواهي بابت ماجراي كردان عذرخواهي بابت جايزه دادن به بازيگران مساله دار عذرخواهي بابت چوب حراج زدن به آبروي انسان ها و...
اينها فقط بخشي از عذرخواهي هائي هستند كه زمين مانده اند. تشكل هاي دانشجوئي اگر ميخواهند در جاده عدالت خواهي حركت كنند و در چشم و دل مردم اعتبار خود را حفظ نمايند بايد بدون تبعيض با همه احزاب و جريان ها و اشخاص برخورد كنند. توجيهاتي از قبيل اينكه مشاوران فلان شخص مقصرند نه خود وي نيز مسموع نيست و صرفا براي پاك كردن صورت مساله و خارج كردن مقصر اصلي از زير علامت سئوال مطرح مي شوند. اگر اينگونه تبعيض آميز حركت كنيم از اصولگرائي چيزي باقي نميماند واقعه اي كه اگر رخ دهد اساس را با خطر مواجه خواهد كرد.
______________________
*كيهان
روزنامه كيهان در يادداشت روز خود با عنوان «گروه خون شما چيست؟!»به قلم محمد ايماني آورده است :
سياست مانند هر عرصه حيات اجتماعي، برآيندي از فعل ها و انفعال هاست. آنها كه تأثير مي گذارند و ديگراني كه تأثير مي پذيرند. البته همه دوست دارند كه تأثيرگذار باشند. خيلي وقت ها بازيگران عرصه سياست تصور مي كنند كه كنشگر و فعالند اما در عمل در سناريوي ديگران و مطابق طراحي آنها ايفاي نقش مي كنند. بنابراين اگر چه «اشخاص» و رجال سياسي، متغيري مهم در فرايند سياست هستند اما در كنار آن نمي توان از موضوع «شخصيت» و «روحيه» به سادگي گذشت، همچنان كه از فرآيند «شرطي شدن». سياست آنجا كه رو به پيچيدگي مي گذارد، ديگر صرفا چينش اشخاص و بازي نام ها و نامزدها نيست بلكه بعضاً تبديل به فرآيندي مي شود كه در آن «شخصيت» رجال، به شيوه هاي پنهان دستخوش تأثير گذاري و دستكاري قرار مي گيرد. برخي سياستمداران در چنين فرآيندي البته از آنجا كه از اسارت خود -شهوت نام و جاه، ضعف نفس و خود بزرگ بيني- رسته اند، منفعل نمي شوند اما اگر نقطه ضعفي در اين عرصه داشته باشند هرچقدر هم كه زيرك باشند، به خدمت در مي آيند و مديريت مي شوند حال آن كه خيال مي كنند در حال مديريت ديگران هستند.
استاد روانشناسي ما در اين باره ازدوران دانشجويي خود ماجرايي را به خاطر مي آورد و بازمي گفت؛ «روزي استاد، مبحث شرطي شدن و شرطي كردن را به طور مفصل توضيح داد كه چگونه انسان ها در ناخودآگاه خود عادت مي كنند در قبال عمل هاي ثابت، عكس العمل هاي مشخص بروز دهند. چند روز گذشت. با دوستان گفتيم چطور است براي آزمودن آموخته جديد، آن را با خود استاد تست كنيم. شيطنت مان گل كرده بود. توافق كرديم و البته آزمايش، جواب هم داد! استاد عادت داشت پشت ميز بنشيند و تدريس كند. قرار گذاشتيم هر وقت پشت ميز مي نشيند و تدريس مي كند، خود را به حواس پرتي و بي اعتنايي بزنيم. يكي چرت بزند، يكي كتاب خود را ورق بزند، يكي بيرون پنجره را نگاه كند اما هر وقت از جا برخاست و رفت كنار در كلاس ايستاد، همه در چهره و كلام او متمركز شويم و با تكان سر و بله گفتن نشان دهيم كه سخنان او را خوب مي فهميم. به يك هفته نكشيد كه استاد از همه جا بي خبر به سرپا ايستادن دم در كلاس و تدريس در همان وضع شرطي شد و تازه خيال هم مي كرد، كلاس در اختيار و مسحور اوست»!
واقعيت اين است كه بلافاصله پس از پيروزي انقلاب ، انواع دشمنان زخم خورده از نهضت اسلامي ملت، در كنار خصومت ها و سنگ اندازي ها و كينه توزي هاي آشكار، هرگز از عنصر نفوذ و تأثيرگذاري بر شخصيت و مشي رجال و جريان هاي سياسي غافل نشدند. دشمنان ضربه هاي كاري را از همين طريق به كشور و نظام وارد كردند و تلفات گرفتند. البته همچنان كه گفته شد حال همه رجال در اين باره يكسان نبود. اگر ابوالحسن بني صدر جاه طلب قرباني خودشيفتگي و مسحور كف و سوت منافقين شد تا تمام حيثيت خود را به حراج گذاشت، محمدعلي رجايي در تله منافقيني كه آنها او را از زندان مي شناخت گرفتار نيامد، كه او فروتن بود و با خود ميزان داشت. او خودرأي و خود شيفته نبود و دل به هدف و مقتدا سپرده بود. پس مي توانست محتواي كلام خدا را در جان خود پذيرا شود كه «اي پيامبر! اگر بخواهيم منافقان مريض دل را به تو نشان مي دهيم تا آنان را به قيافه بشناسي، هرچند مي تواني آنها را از طرز و لحن سخنانشان بشناسي، و خداوند اعمال شما را مي داند» (سوره محمد«ص»- آيه 30)
همين هم بود كه رجايي پرده از چهره منافقان كنار زد و 24مرداد 1360 -دو هفته قبل از شهادت مظلومانه اش- در نطقي تلويزيوني، سخناني گفت كه براي منافقان سخت گران آمد:
«سازمان مجاهدين در زندان حرفشان اين بود كه درست است كه ما شعار مبارزه با امپرياليسم مي دهيم، درست است كه با ساواك بايد جنگيد ولي قبل از هرچيز بايد با مسلماناني كه خميني را به عنوان رهبر اين انقلاب قبول دارند جنگيد و از جنازه آنها رد شد... از زندان كه بيرون آمدند اولين كاري كه سازمان كرد، يك پوستر چاپ كرد كه يك طرفش آرم سازمان بود و يك طرفش عكس امام!... اينها در ماجراي دستگيري پسر آقاي طالقاني آمدند و گفتند همه نيروهاي نظامي ما در اختيار آيت الله طالقاني. طالقاني با اين نيروها چه كار مي خواست انجام بدهد؟... آنها مي خواستند آن روز جنگ شروع كنند منتها خودشان مي دانستند هيچ حيثيتي براي شروع آن جنگ ندارند، مي خواستند مرحوم طالقاني را سپر قرار دهند و پشت علمي كه ايشان به خيال آنها برمي افراشت، جنگ را شروع كنند كه ديدند مرحوم طالقاني آن روز رفت خدمت امام، حرفي زد كه اگر بين مجاهدين يك نفر مسلمان واقعي وجود داشت كه آقاي طالقاني را به عنوان يك روحاني انقلابي قبول داشت بايد همان جا تغيير موضع بدهد. مرحوم طالقاني به خدمت امام رفت و دوزانو زد و گفت كه من هر وقت مأيوس مي شوم از حركت اين انقلاب، به خدمت امام مي آيم و دوباره نيرو مي گيرم. اين كسي بود كه شما او را پدر مي دانستيد... آيا در اين دو سال و نيم شد يك آمريكايي يا يك ساواكي يا يك سرمايه دار صهيونيست را بكشي و بيايي و بگويي كه انقلابي هستي؟ اما بهشتي را كشتي! امروز فرانسه و آمريكا و آلمان مشتاقند كه اين انقلاب شكست بخورد. كاري هم به رجايي و بهشتي و خامنه اي ندارند. آنها با انقلاب كار دارند. شما مي توانيد بگوييد كشتن خامنه اي ]اشاره به ترور 6تير 60[ براي شما لازم تر از كشتن يك آمريكايي يا يك ساواكي يا يك اسرائيلي بوده؟ حقيقت اين است آن خلق قهرماني كه شما بالاي اعلاميه هايتان مي نويسيد، جز سازمان مجاهدين نيست».
حكايت تلخي كه رجايي جان گرامي خود را براي فاش گفتن آن فديه داد، حكايت توأمان با عمر 30 ساله انقلاب بوده است همچنان كه تلخي آن در تاريخ صدر اسلام- اگر چه با 14 قرن فاصله- همچنان كام جان را مي گدازد. اتفاقاتي تلخ از اين دست بر سر رجالي چون سيدكاظم شريعتمداري و منتظري تكرار شد و پس از رحلت حضرت امام و جانشين خلف صالح او، درباره برخي ديگر از رجال سياسي - موفق يا ناموفق- اجرا شد. منافقين گاه در خيانت خود موفق شدند و تلفات گرفتند و گاه ناكام ماندند كه اگر چنين نبود اين دشمنان قسم خورده انقلاب را نمي شد يك روز در كسوت هجمه به آيت الله هاشمي رفسنجاني و روز ديگر در كسوت ادعاي حمايت و همراهي يافت همچنان كه روزگاري به ستايش هاي عجيب و غريب -در حد منجي- از آقاي خاتمي پرداختند و روزگاري ديگر او را به رگبار سرزنش و شماتت و اهانت بستند و امروز دوباره حيثيت هم او را كه لگدكوب كرده اند، سر ني مي كنند و مدعي اند كه حاضرند در لشگر وي باشند. شگفتا يكي از همين ها كه مي گويد حاضر است ايثار كند تا خاتمي بيايد، همان عنصر سياست بازي است كه 3 سال پيش -اواخر مرداد 84- در آخرين روزهاي رياست جمهوري آقاي خاتمي در يكي از ساختمان هاي نهاد رياست جمهوري ميزبان خبرنگار سايت ضدانقلابي و ملحد «پيك نت» (مديريت شده از خارج كشور) بود. آن خبرنگار ماجراي ديدار و گفت وگو با همين عنصر سياست باز را چنين وصف مي كند «در يكي از كوچه هاي فرعي خيابان نوفل لوشاتو يكي از ساختمان هاي فرعي رياست جمهوري قرار دارد. وارد اين ساختمان قديمي كه مي شويد تابلويي در روبرو نظرتان را جلب مي كند كه با امضاي حراست رياست جمهوري از مكالمه كنندگان مي خواهد در هنگام صحبت پشت تلفن احتياط كنند و مواظب شنود بيگانگان باشند. اين تابلوها همه جا حتي كنار در آسانسوري كه سوار آن مي شوم تا در طبقه دوم به مصاحبه با س - ح بروم، به چشم مي خورد. او در گفت وگويي كه داشتم، گفت: ترجيح مي دهم درباره خاتمي صحبت نكنم مبادا كه به او بر بخورد. او با ما تفاوت داشت. خاتمي روحاني بود و گروه خوني اش بيشتر به مجمع روحانيون مي خورد. حزب مشاركت ما هم با مجمع خيلي فرق دارد، هرچند خاتمي در بين اعضاي مجمع بهترين است. مجمع روحانيون، بدترين خيلي دارد. ما از ابتدا هم مي دانستيم خاتمي با ما فرق دارد. بين اجزاي سيستم فكري او سازگاري وجود ندارد. او آخرين ميخ را بر تابوت اصلاحات زد».
آن روزها، احمدي نژاد تازه با رأي 17ميليوني ملت روي كارآمده بود؛ انتخاباتي كه از آن تعبير به سونامي شد و ارگان مطبوعاتي كارگزاران يك سال بعد تعبير به «جنبش تهي دستان» كرد. اما اين عناوين، همه ماجرا را روايت نمي كرد. همچنان كه ماجرا، ماجراي تقابل دو نامزد يا رفتن يك شخص (به عنوان رئيس جمهور) و آمدن شخصي ديگر نبود. كه اساسا اشخاص و چهره ها با همه اهميت، نماينده روحيه ها بودند. آن انتخابات، مقابله ملت با طمع و نفوذطلبي دشمن بود. انتخابات آن روز مسئوليتي بزرگ شد براي همه جريان ها و نامزدهاي حاضر در انتخابات.
اشتباه نشود، سخن بر سر اشخاص- با همه اهميت شان - نيست. به روال هر انتخاباتي يكي پيروز شد و بسياري ديگر توفيق نيافتند. يكي رفت و ديگري آمد. امروز هم قصه همان است. اشخاص با همه اهميت، فرع بر مسئله اي مهم تر هستند. گفتمان بالنده و حيات بخش انقلاب، چون زنده و پوياست، دشمن منافق بسيار دارد و اين دشمنان همچنان كه اميرمومنان(ع) فرمود «رنگ عوض مي كنند، در فتنه ها غوطه مي خورند و هر جا بتوانند كمين مي كنند. دلهاشان بيمار و سيمايشان پيراسته و مشي شان مخفيانه است... در هر راهي، كسي را به خاك هلاك افكنده اند و به هر دلي واسطه و وسيله اي دارند». (خطبه 194 نهج البلاغه)
انتخابات، بهار سياست است و مانند هميشه نامزدهاي گونه گوني پاي به عرصه رقابت مي گذارند. فارغ از نام و نامزدها، بايد مراقب رندان دغلكاري بود كه هميشه در اين ايام- و هر فرصت مقتضي ديگر- آفتابي مي شوند و براي شكار، دام مي گسترند.
درباره شخصيت رجال و مديريت آنان در مجالي ديگر به تفصيل بايد نوشت.
_____________
*آفتاب يزد
روزنامه آفتاب يزد در سرمقاله خود با عنوان «از توهم تا فرافكني!»به قلم محمد ايماني آورده است:
دوره نهم رياست جمهوري، از نخستين روزهاي تبليغات انتخاباتي تا امروز كه دولت منبعث از اين انتخابات، سومين ماه از سال پاياني خود را طي ميكند تفاوتهاي آشكار با ساير دورهها داشته است. در اين دوره براي نخستينبار، يك تيم انتخاباتي به خود اجازه داد تا با صراحت از وجود انواع مفاسد و نفوذ جلوههاي مختلف مافيا در كشور سخن بگويد. در همين دوره، دو نامزد سرشناس از روند برگزاري انتخابات به شدت انتقاد كردند و ادعاهايي درخصوص تاثيرگذاري اقدامات غيراخلاقي و غيرقانوني بر نتايج انتخابات مطرح نمودند، در دوره نهم رياست جمهوري، روش گزينش وزيران توسط رئيسجمهور اصولگرا به گونهاي بود كه براي اولين بار در سالهاي پس از انقلاب، چهار وزير پيشنهادي رئيسجمهور راي نياوردند، در دولت نهم براي نخستين بار رئيسجمهور و همكاران او در حالي كه قدرت را در دست داشتند از نفوذ و جا خوشكردن مافيا در اركان قدرت صحبت كردند و نهايتا در اين دوره براي اولين بار، رئيسجمهور به خود اجازه داد قانوني را كه عليرغم طي مراحل قانوني به او ابلاغ شده است در دفتر خود بايگاني كند و آن را براي اجرا به دستگاههاي دولتي ابلاغ نكند. در اين دوره، ويژگيهاي ديگري نيز به چشم ميخورد كه قبلا نمونه آن وجود نداشت. مثلا تحليل غلط بعضي از حاميان و اطرافيان احمدينژاد از علل پيروزي او، توهمهايي در آنها ايجاد كرد كه آثار آن در اهانت به مراجع – به خاطر مخالفت با يك دستور رئيسجمهور– يا حملات شديد، غيركارشناسي و غيرمنصفانه به منتقدان دولت– اعم از رقيب و رفيق– مشاهده گرديد. درحالي كه هر كسي ميدانست راي خالص احمدينژاد همان بود كه در مرحله اول به دست آمد و در مرحله دوم نيز حدود 30 ميليون نفر از واجدان شرايط حاضر نشدند به او راي دهند. البته در شرايطي كه برداشتهاي توهمگونه و اظهارات توهمآميز برخي حاميان دولت نسبت به واقعيات جامعه ادامه دارد، اين دولت دچار آفت بزرگتري شده است كه نامي جز فرافكني براي آن قابل تصور نيست. كيفيت و كميت اين فرافكنيها هم به گونهاي است كه ميتوان آنها را نيز از ويژگيهاي دولت نهم به حساب آورد. رئيس جمهور چندي پيش اعلام كرده بود كه منتظر افزايش حملات به دولت در سال پاياني است كه البته حدس درستي بود اما به نظر ميرسد دولتي ها پيشدستي كردهاند و بر شدت فرافكنيهاي خود افزودهاند. در كنار اين فرافكني، نوع خاصي از مظلوم نمايي همراه با نمايش اقتدار نيز در گفتار مسئولان دولتي به چشم ميخورد كه در دولتهاي پيشين نيز كم و بيش وجود داشت. اما شدت و نمودهاي آن در دولت فعلي، يكي از ويژگيهاي دوره اخير است. مثلاً اعتراضات مكرر به گراني و هشدار نسبت به تورمزا بودن برخي تصميمات اقتصادي دولت، تا ماهها هيچگونه پاسخي از سوي دولتمردان دريافت نكرد و حتي با جرات مثالزدني آن را تكذيب ميكردند و رسانهها را عامل دامن زدن به گراني كاذب معرفي مينمودند. حتي هشدارهاي مكرر نمايندگان مجلس در خصوصگراني سازيهاي دولتي، مورد بي توجهي قرار ميگرفت اما پس از مدتي كه ها بيخاصيت شد، دولتمردان ادعاهايي در خصوص نقش مجلس در تورم و گراني مطرح كردند. همچنين رئيس جمهور شخصاً مجلس را مورد حمله قرار داد كه به درخواست سال گذشته دولت براي واردات و ذخيرهسازي كالاهاي ضروري بياعتنايي كرد و همين بي اعتنايي باعث الزام دولت به خريد بعضي كالاهاي خارجي به قيمت گرانتر شده است. ادعاي بسته بودن دست دولت براي واردات كالاهاي ضروري در حالي توسط رئيس جمهور مطرح شد كه بسياري از نمايندگان مجلس هفتم و هشتم تاكنون بارها به صراحت اعلام كردهاند كه دولت بدون مجوز مجلس اقدام به واردات بعضي كالاها از جمله بنزين كرده و يا بدون تصويب مجلس، وجوهي را براي اجراي وعدههاي رئيس جمهور در استانها هزينه كرده است. دولتمردان هم بدون آنكه توضيح بدهند چرا از همين منابع، براي واردات و ذخيرهسازي كالاهاي ضروري استفاده نكردهاند تنها به اين پاسخ اكتفا ميكنند كه از محل درآمد اختصاصي شركت نفت اين هزينهها را انجام دادهاند. نمونه ديگر از تلفيق فرافكني، مظلومنمايي و اعلام اقتدار در اظهارات مقامهاي دولتي نسبت به موضوع سهميهبندي بنزين آشكار شد. بحث سهميهبندي بنزين نخستين بار در تابستان 85 توسط محمود احمدينژاد مطرح شد. حمايت احمدي نژاد از سهميهبندي سوخت در قالب اين عبارت بيان شد كه حدود يكسال بعد از اين اظهارنظر، مصوبه مجلس براي سهميهبندي بنزين توسط دولت اجرا شد كه بلافاصله پس از اجرا، رئيسجمهور به حمايت مجدد از آن پرداخت و به مردم وعده داد كه صرفهجويي ناشي از كاهش واردات بنزين، صرف پروژههاي راهسازي و توسعه حمل و نقل عمومي خواهد شد. او همچنين اعلام كرد كه بخشي از اين صرفهجويي ميتواند براي گسترش پوشش بيمه بيكاري مورد استفاده قرار گيرد اما اخيرا خود او مدعي شد كه عدهاي با استفاده از طرح سهميهبندي بنزين به دنبال زمين زدن دولت بودهاند! ادعاي تلاش براي زمين زدن دولت نهم، عبارتي آشنا براي مردم است و آن را بارها از زبان مسئولان دولت نهم شنيدهاند اما اينكه يك مصوبه مجلس كه قبل از تصويب، مورد عنايت رئيسجمهور بوده و بعد از تصويب نيز موجب ابراز رضايت دولتمردان شده است نوعي تلاش براي زمين زدن دولت تلقي شود، از نوبرهاي دولت نهم است! اين عبارت در مصاحبه اخير رئيسجمهور نيز مورد استفاده قرار گرفت. وي با پافشاري بر اجراي طرح تحول اقتصادي گفت: البته آقاي رئيسجمهور مشخص نكرد كه چگونه يك طرح ميتواند علمي باشد ، با مطالعه انجام شود و مشكلات اقتصادي اكثر مردم به ويژه اقشار ضعيف را حل كند، اما در عين حال رئيس جمهور به خاطر اجراي اين طرح خود را براي زمين خوردن دولت آماده كند! آيا اينگونه ادعاها، نوعي پيشباز از پيامدهاي شكست طرح و نشانهاي از علم رئيسجمهور به حقانيت منتقدان نيست كه تعجيل دولت در اجراي طرح و بيتوجهي به هشدارهاي مجلس و كارشناسان مستقل را خطرناك ميدانند؟ آيا اينگونه سخن گفتن، نوعي توهم نسبت به حقانيت همه طرحها و برنامههاي دولت نيست كه البته با نوعي فرافكني زودهنگام درخصوص پيامدهاي منفي طرح، تلفيق شده است!؟
رئيسجمهور و همكاران او ميتوانند به جاي اصرار بر اقتدار بينظير، خود را مجري مصوبات مجلس معرفي كنند و پيشاپيش به مردم بگويند كه مسئوليت پيامدهاي اين مصوبات به عهده مجلس است؛ به شرط آنكه با بعضي وعدههاي غيرقابل اجرا همچون قول پرداخت 50 تا 70 هزار تومان به هر ايراني، مجلس را در برابر عمل انجام شده قرار ندهند و بر بازار، شوك وارد نكنند . زيرا ادعاي زمين خوردن دولت به خاطر اجراي مصوبات يا تميكن در برابر مخالفت مجلس با يك طرح، هم توهم است و هم فرافكني!
شنبه 20 مهر 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
-