واضح آرشیو وب فارسی:فان پاتوق: زني براي گرفتن 14 سكه مهريه خود حكم جلب شوهرش را گرفت و او را روانه بازداشتگاه كرد.
![](http://media.farsnews.com/Media/8505/Images/jpg/A0211/A0211595.jpg)
زن جواني بعد از اينكه شوهرش در پرداخت 14 سكه مهريه تقسيط شده او كوتاهي كرد، با حكم جلب به محل كار شوهرش رفت و او را روانه بازداشتگاه كرد.
زن جوان درباره نحوه آشنائي با شوهرش گفت: شوهرم 6 ماه قبل به خواستگاري من آمد و به خواسته پدر شوهرم، قرار شد قبل از عقد دائم، در ايام نامزدي، ازدواج موقت كنيم كه تا 10 روز ديگر مدت ازدواج موقت به پايان ميرسد.
زن با بيان اينكه شوهرم هنگام ازدواج به من دروغ گفته است، افزود: شوهرم قبل از ازدواج با من به ماده مخدر كراك اعتياد داشته و به همين علت زندان نيز رفته است.
در اين لحظه شوهر اين زن ادعاي همسرش درباره زندان رفتنش را تكذيب كرد كه زن خطاب به قاضي گفت: شماره پرونده مربوط به زنداني شدن او را در اختيار دارم.
زن جوان ادامه داد: از وقتي كه متوجه شدم او معتاد بوده و به زندان رفته است، آبروي من در خانواده و محل كارم رفته و باعث سرافكندگي من شده است.
وي درباره به اجرا گذاشتن مهريهاش به قاضي گفت: پدرش باعث جدايي من و شوهرم بود و او بود كه بعد از هر مشكلي كه بين ما به وجود ميآمد، من را براي به اجرا گذاشتن مهريه تحريك ميكرد و به من ميگفت او را به زندان بينداز.
شوهر زن براي پرداخت مهريه 15 روز فرصت خواست كه زن با اين درخواست مخالفت كرد و گفت: من 6 ماه براي گرفتن مهريه و دستگيري او دوندگي كردم و اگر دوباره به او مهلت بدهم شايد فرار كند.
مرد جوان خطاب به زن گفت: در حضور قاضي تعهد ميدهم كه بعد از 15 روز، تمام مهريه را پرداخت كنم و عروسي مفصلي براي تو بگيرم كه زن باز هم مخالفت كرد.
زن جوان كه كارمند است در جواب گفت: خانواده شوهرم به من و خانوادهام توهين و بي احترامي كردند و اگر از من و خانوادهام معذرتخواهي كنند و ضمانتي براي پرداخت مهريه به من بدهند، رضايت خواهم داد.
با صحبتهاي مرد جوان براي مهلت گرفتن، زن تا حدودي راضي شده بود كه ناگهان زن ميانسالي كه ادعا ميكرد از آشنايان مرد است وارد دادگاه شد و شروع به صحبت با زن جوان كرد.
زن ميانسال با بيان اينكه اين دو نفر همديگر را دوست دارند و با هم لجبازي ميكنند، به زن جوان گفت: اگر الان رضايت ندهي كه شوهرت آزاد شود و او به زندان برود، مطمئن باش كه او ديگر با تو ازدواج نميكند و سراغ دختر ديگري ميرود.
همين جمله كافي بود تا تمام تلاشهاي مرد جوان براي جلب رضايت همسرش از بين برود، چرا كه زن اين بار مصممتر، بر تصميمي كه گرفته بود پافشاري و عنوان كرد كه "به هيچ وجه رضايت نميدهم ".
مرد از رفتار زن ميانسال كه قصد وساطت داشت به شدت عصباني شده بود و با پرخاشگري او را از دادگاه بيرون كرد.
قاضي از مرد سؤال كرد كه چرا والدين تو در دادگاه نيستند، كه مرد در جواب گفت: آنها با انتخاب من مخالف بودند و من آنها را به زور به خواستگاري بردم و الان نيز پدرم ديگر با من كاري ندارد.
مرد جوان افزود: با وجود اينكه او من را به زندان انداخته است ولي هنوز او را دوست دارم و قول ميدهم اگر مهلت بدهد، بعد از اتمام مدت ازدواج موقت، عروسي مفصلي براي او بگيرم كه باز هم زن مخالفت كرد.
زن جوان گفت: نيازي به مهلت دادن نيست چرا كه پدر شوهرم اگر بخواهد ميتواند همين الان در دادگاه تمام مهريه من را پرداخت كند.
تلاش قاضي عموزادي نيز براي جلب رضايت زن جوان نتيجه نداد و اين در حالي بود كه اين پرونده به ظاهر ساده، بيش از يك ساعت و نيم از وقت دادگاه را به خود اختصاص داد.
در اين لحظه پدر مرد جوان در دادگاه حاضر شد و با ارائه يك فقره چك، مهريه زن را پرداخت كرد و در حاليكه از حضور در دادگاه به شدت عصباني بود، خطاب به حاضران در دادگاه گفت: اين نتيجه ازدواج خياباني است.
مرد جوان كه تمام تلاشهاي خود را براي راضي كردن همسرش بينتيجه ديده بود، با فحاشي به زنش مدعي شد: اين زن يك اخاذ است و قبل از من هم با مرد ديگري ازدواج كرده و بعد از اخاذي، از او جدا شده است.
در پايان جلسه، با پرداخت مهريه زن توسط پدر شوهرش و با توجه به عدم تفاهم زوج براي ادامه زندگي، عقدنامه ازدواج موقت اين زوج باطل و آنها از هم جدا شدند.
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: فان پاتوق]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 204]