واضح آرشیو وب فارسی:فان پاتوق: برديانيوز:باستانشناسان اعتقاد دارند با كشف شهر هخامنشي نشيرمه در منطقه بم تاريخ سياسي اوايل دوره هخامنشي با چالشي جدي روبرو شده است. پيش از اين برخي از باستانشناسان شهر نشيرمه را با پاسارگاد يكي ميدانستند.
بم_خبرگزاري ميراث فرهنگي، زهراكشوري_ بررسيهاي باستانشناسان پايگاه پژوهشي بم به كشف شهري 42 هكتاري متعلق به دوره هخامنشي منجر شد. آنها احتمال ميدهند اين شهر همان شهر تاريخي نشيرمه باشد كه برخي آن را معادل پاسارگاد ميدانستهاند.
باستانشناسان اعتقاد دارند يافتن مكان پيشياوودا(نشيرمه) در ارتباط با سالهاي راز آلود اواخر پادشاهي كمبوجيه و سالهاي پر آشوب پس از آن، از اهميتي بسزا برخوردار است زيرا ميتواند رويكرد ما را در تفسيرهاي رايج تغيير داده و به اصلاح بخشي از تاريخ تاريك اوايل دوره هخامنشي و چگونگي تغيير سلطنت از دودمان كورش به خاندان داريوش ياري ميرساند.
بررسيهاي "نرگس احمدي"، "شهرام زارع" و "محمدتقي عطايي" روي محوطه بزرگ كشف شده از دوره هخامنشي در منطقه بم نشان داد با توجه به وسعت قابلتوجه محوطه، اين مكان شهري بوده كه دست كم وسعت آن به 42 هكتار ميرسيدهاست.
"محمدتقي عطايي"، باستانشناس و عضو پايگاه پژوهشي بم در گفتگو با ميراثخبر گفت: «به احتمال بسيار زياد شكلگيري و بقاياي اين شهر وابسته به فناوري قنات بوده است. به نظر ميرسد كه اين محوطه بزرگ با شهر نشيرمه (پيشياوودا) دوره هخامنشي منطبق باشد.»
وي تاكيد كرد: «اگر فرضيات ارائه شده صحت داشته باشد،تاريخ سياسي اوايل دوره هخامنشي با چالشي جدي روبرو ميشود. زيرا به طور خلاصه مهمترين دليل پژوهشگران در فرضيه غاصب بودن داريوش يكي دانستن نشيرمه(پيشياوودا) با پاسارگاد بودهاست. به اين ترتيب آن دسته از پژوهشگراني كه گئوماتاي مغ را همان برديا پسر راستين كورش ميدانند، نشيرمه(پيشياوودا) را در خود پارس ميجويند و اين حركت را نشاني از مقدمهچيني پادشاه قانوني در دفاع از خود به واسطه وفاداري ساكنان پارس تعبير ميكنند.»
عطايي افزود:« با كنار گذاشن تنها دليل موثق و در خور اعتنا يعني يكي دانستن نشيرمه(پيشياوودا) با پاسارگاد، فرضيه كودتاي داريوش ضد خاندان شاهي كورش به طور بنيادين متزلزل شده و زير سوال ميرود. به راستي اگر گئوماتاي مغ، همان برديا پسر كورش بوده چرا هرگز در پاسارگاد نبوده؟ چرا او شورش خود را از جايي دور در كرمان آغاز كرد؟ و يا اگر هم او شهربان آن مناطق بوده چرا در زماني كه از قدرت بسيار برخوردار بود و كل پارس را در اختيار داشت كوششي براي بازگشت به آنجا نكرد؟»
به گفته وي پاسخ همه اين چراها را بايد در شخصيت واقعي گئوماتا دانست: « به نظر ميرسد گئوماتاي مغ، برديا پسر راستين كورش نبود. به همين دليل او نميتوانست در پاسارگاد باشد و يا به آنجا باز گردد. محوطه گسل مكاني ارزشمند است زيراكاوش آنجا نه تنها اطلاعات فراواني در مورد وجوه گوناگون فرهنگ دوره هخامنشي را در اختيار قرار ميگذارد بلكه شايد مداركي مستقيم براي اثبات فرضيه ارائه شده باشد. در اين صورت نرماشير نه نامي پارسي، كه يكي از معدود نامهاي ايلامي است كه به يادگار ماندهاست.»
حدود سرزمين كرمان دوره هخامنشي تا حد زيادي با استان كرمان امروزي مطابق دارد.
طبق گفته "استرابو"، جغرافيدان يوناني كرمان سرزمين پهناوري است كه رو به داخل خشكي در ميان "گدروزيا" (بلوچستان) و پارس قرار دارد اما پيش از "گدروزيا" در سمت شمال امتداد مييابد:« دليل اين مدعا وجود انواع ميوهه در آن سرزمين است. آن جا همه گونه درختان ميوه را ميتوان يافت به استثناي درخت زيتون. كرمان بياباني دارد كه هم با پارت(خراسان) و هم بااصفهان هممرز است. محصولات كشاورزي آن همانند پارس است از جمله انگور. در كرمانيا اسب كم است.»
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: فان پاتوق]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 240]