واضح آرشیو وب فارسی:جام جم آنلاین: جهان - پيامدهاي فدرالي بحران قفقاز براي روسيه
جهان - پيامدهاي فدرالي بحران قفقاز براي روسيه
ترجمه: محمدعلي فيروزآبادي :روز دوشنبه اول سپتامبر امسال در شهر نصران واقع در جمهوري روسي اينگوش، تشييع جنازهاي برگزار شد و بيش از يكصد نفر در سكوت به دور تابوت «ماقومد يولويف» گردهم آمدند. اين حقوقدان 37 ساله و ناشر مهمترين وبسايت مخالف دولت اينگوش با گلوله پليس و در ماشين ادارياش كشته شد. البته مقامهاي اينگوش طبق معمول از واژه «تيراندازي اشتباهي» براي توضيح و توجيه اين جنايت استفاده كردند اما جالب آنكه گلوله كاملا هدفمند و با دقت شليك شده و درست در گيجگاه اين فعال سياسي نشسته است.
در مراسم تشييع جنازه هم يك واحد كامل پليس با ماسكهاي سياه و سپر و گلولههاي لاستيكي، تشييعكنندگان را محاصره كرده بودند و اين نشان از ترس دولت اينگوش از اين مقتول و خانوادهاش دارد زيرا آنها پيشاپيش اعلام كردهاند كه بر پايه سنت قديمي و قفقازي «انتقام خون» دست به عمليات انتقامجويانه ميزنند.
وبسايت متعلق به يولويف آخرين رسانه آزاد در اين جمهوري بسيار كوچك به شمار ميآمد؛ جمهورياي كه حدود 3600 كيلومتر مربع مساحت و كمتر از 500 هزار نفر جمعيت دارد. اما آنچه بيش از همه موجب خشم و ناراحتي مقامات از اين وب سايت ميشد آدرس آن بود كه با تفاوتي بسيار مختصر، كاملا با نام وبسايت رسمي دولت شباهت داشت.
رئيس اين دولت همان رئيس سابق سرويسهاي مخفي اينگوش يعني «مراد زيازيكف» است و در قصري باشكوه واقع در شهر زيبا اما دورافتاده و خالي از سكنه «ماگاس» اقامت دارد. او زماني به خبرنگار اشپيگل گفت كه ماموريت ايجاد ثبات و شغل و صدالبته «نابود كردن دشمنان» را بر عهده گرفته است. زيازيكف در محافل خصوصي همواره با اشتياق از علاقه وافر خود به «نظم و انضباط آلماني» ميگويد.
اما اينگوشي كه زيازيكف وعده تبديل آن به «سوئيس قفقاز» را ميداد، از آن نظم و انضباط فاصلهاي بينهايت بعيد دارد. مقامات امنيتي روسيه از اين جمهوري كوچك به عنوان «حوزه مسئلهدار شماره يك» نام ميبرند و اين مسئله بعد از حمله نظامي مسكو به جمهوري همسايه يعني گرجستان، تشديد نيز گشته است.
«جان مككين» كانديداي جمهوريخواه رياستجمهوري آينده آمريكا به تازگي در يكي از اظهار نظرهاي خود گفت: «حال بايد به عنوان پاسخي به اقدام مسكو در بهرسميت شناختن مناطق گرجي آبخازيا و اوستياي جنوبي، در مورد استقلال چچن و شمال قفقاز بيشتر فكر كرد.» ظاهرا حمله روسيه به گرجستان در واقع نوعي دست بردن به لانه زنبور بوده است.
اينگوشيهاي مسلمان زماني در كنار اوستياييهاي مسيحي زندگي ميكردند. اما بعدها استالين اين منطقه را تقسيم و چچن و اينگوش را متحد اعلام كرد و مردم هر دو كشور را در سال 1944 به آسياي مركزي فرستاد. اما اينگوشها پس از فروپاشي شوروي جمهوري مستقل خود را تشكيل دادند و تنشهاي آنها با اوستياييها منجر به جنگي خونين در سال 1992 شد و بدين ترتيب 12 هزار سرباز روسي به حمايت از طرف اوستيايي به اين منطقه حمله بردند.
اينگوش همان منطقه فقيري باقي ماند كه امروزه با نرخ بيكاري 70 درصد روبهرو است و بالاترين نرخ رشد جمعيت در فدراسيون روسيه را دارد. جمهوري همسايهاش يعني چچن هم پس از آن جنگ تبديل به دژ اصلي اسلامگرايان مسلح شد.
تيراندازيهاي ماموران پليس و نهادهاي اطلاعاتي امنيتي، منفجر كردن هواپيماها در آسمان و انفجار بمب و نارنجك در ساختمانهاي دولتي، تبديل به امور تقريبا روزمره در اينگوش گرديده است.
تنها در نيمه اول سال 2008 در اينگوش 70 مامور پليس بر اثر حملههاي مسلحانه از پاي درآمدهاند و متقابلا آن يگانهاي مرگ دولتي نيز گروههاي تروريست را راهي ديار عدم كردهاند. آن نيروهاي نقابدار دولتي در تلاش به اصطلاح «پيشگيرانه» خود در تعقيب افراد مظنون، به صورتي لاينقطع مردان جوان را ربوده و به قتل ميرسانند.
شبهنظاميان اسلامگرا براي برپايي يك «امارات قفقازي» ميجنگند؛ اماراتي كه از درياي مازندران تا درياي سياه را شامل ميشود. زيرا در جمهوريهاي همسايه يعني كاباردينو- بالكارين، كاراچايـ چركسين و داغستان، اسلامگرايان به شدت فعاليت دارند. در داغستان يعني در همان جمهوري اقماري شمال قفقاز كه 6/2 ميليون نفر جمعيت دارد نيز هر روزه عمليات تخريبي و تروريستي دولتي و غير دولتي انجام ميگيرد. چند هفته پيش روزنامهنگاري به نام خانم «تلمان علي شايف» كه همكار «تلويزيون اسلامگرايان» بود، ظاهرا بهدست نيروهاي دولتي به رگبار گلوله بسته شد.
اينگوشها تا مدتها از ديد روسيه به عنوان برادران هشيار چچنهاي وحشي معرفي ميشدند. حتي بهرغم شركت آنها در جنگ عليه مسكو، كرملين همچنان از اين جمهوري به عنوان جزيره تقريبا با صلح و ثباتي ياد ميكرد كه البته به اصطلاح بيمارستاني بومي براي شورشيان زخمي نيز هست. در آن زمان رئيسجمهور وقت اينگوش يعني «روسلان آوشف» از يك سو به روسيه اعلام وفاداري ميكرد و از سوي ديگر يارغاز چچنيها بود.
اما ولاديمير پوتين خواهان مواضع روشن بود و به همين خاطر در سال 2002 آوشف را بر كنار و همكار اطلاعاتي او يعني «زيازيكف» را جايگزين وي كرد. اما اين جايگزيني با مقاومت سخت و شديد مخالفان روبهرو شد و زيازيكف تنها به مدد آن مرسدس بنز زرهپوش بود كه توانست از چندين حمله مسلحانه جان سالم بهدر ببرد.
زيازيكف وانمود ميكرد كه چارچوب كار و وظايف او به ايجاد هماهنگي محدود ميشود و اين تردستي به هنگام انتخابات سال 2007 دوما به نقطه اوج خود رسيد. زيرا دولت اينگوش با اعلام اينكه 72/98 درصد از آراي اخذ شده در اين كشور به حزب تحت رهبري پوتين يعني «روسيه متحد» تعلق دارد، نوعي ركورد از خود برجاي گذاشت.
اما در پشت ظاهر آرام اينگوش، آتشي سوزان نهفته است. در نوامبر گذشته نيروهاي امنيتي طي يك «عمليات ويژه» در دهكده چمولگا پسري ششساله به نام «رحيم امريف» را با شليك گلوله به سرش از پاي درآوردند. در آن زمان سايت اينترنتي يولويف به صورت مشروح در مورد قتل اين نوجوان و همين طور درباره تخلفات انتخاباتي دست به افشاگري زد و مردم عصباني باز هم عصبانيتر شدند و به همين خاطر حكمرانان اينگوش دست از مدارا با يولويف كشيدند.
قتل اين روزنامهنگار چهبسا تبديل به يك نقطه عطف شود. زيرا در هفته گذشته نيروهاي اپوزيسيون در «مجلس ملي اينگوش» اقدام به جمعآوري امضا كردهاند و هدف از اين كار: خروج جمهوري اينگوش از فدراسيون روسيه!
منبع: اشپيگل
يکشنبه 24 شهريور 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: جام جم آنلاین]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 65]