دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک
طراحی سایت فروشگاهی فروشگاه آنلاین راهاندازی کسبوکار آنلاین طراحی فروشگاه اینترنتی وبسایت
بهترین دکتر پروتز سینه در تهران
جاهای دیدنی قشم در شب که نباید از دست بدهید
سیگنال سهام چیست؟ مزایا و معایب استفاده از سیگنال خرید و فروش سهم
کاغذ دیواری از کجا بخرم؟ راهنمای جامع خرید کاغذ دیواری با کیفیت و قیمت مناسب
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
آفریقای جنوبی چگونه کشوری است؟
بهترین فروشگاه اینترنتی خرید کتاب زبان آلمانی: پیک زبان
با این روش ساده، فروش خود را چند برابر کنید (تستشده و 100٪ عملی)
سفر به بالی؛ جزیرهای که هرگز فراموش نخواهید کرد!
از بلیط تا تماشا؛ همه چیز درباره جشنواره فجر 1403
خصوصیات نگین و سنگ های قیمتی از نگاه اسلام
مطالب سایت سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون
تعداد کل بازدیدها :
1862311811


صمد بهرنگي، معلم کبير روستاهاي آذربايجان
واضح آرشیو وب فارسی:سایت دانلود رایگان: صمد بهرنگي، معلم کبير روستاهاي آذربايجان
حسن جداري
صمد بهرنگي، معلم شهير روستاهاي آذربايجان، نويسنده "ماهي سياه کوچولو" و ديگر قصه هاي کودکان، منتقد برجسته اجتماعي، پوينده مقاوم راه آزادي، يار وفادار توده هاي محروم وستمديده و خصم بي امان استثمارگران وستمکاران، در دوم تيرماه 1318، درمحله چرنداب تبريز، در خانواده فقير وتهيدستي، متولد شد. پدر صمد، کارگر زحمتکشي بود که باتمام تلاش و جانفشاني، به سختي زندگي عائله را تامين ميکرد. صمد از همان اوان کودکي، طعم تلخ فقر و ستمديدگي را چشيده و احساس همدردي با توده کار وزحمت، در وجودش عميقا پرورش يافت. در طول زندگي کوتاه پرثمر و مبارزه جويانه اش، صمد، همواره داراي طبعي سرکش، ديدي تيز بين، قلمي نافذ و انديشه اي پويا بود. عصيان عليه تباهي، ارتجاع، ظلم و استثمار و همدردي و همسوئي بي دريغ با کارگران و توده هاي زحمتکش، در تار و پود وجودش تنيده شده بود. صمد در 7 سالگي در دبستان 21 آذر تبريز به تحصيل پرداخت. در سال 1334، پس از پايان سيکل اول متوسطه در دبيرستان تربيت، وارد دانشسراي مقدماتي تبريز شد.
بهرنگي، پس از پايان تحصيل دردانسشرا، عازم دهات آذربايجان گرديد. وي 11 سال از عمر پر ثمر خود را صرف تعليم و تربيت کودکان روستائي نمود. در طول اين سالهاي پر تلاش، وي از نزديک فقروتهيدستي دهقانان ستمديده را مشاهده نموده و با دردها ومحروميتهاي روستائيان، آشنائي پيدا کرد. صمد باچشم تيز بين، ديد که چگونه زمينداران خونخوار به بيرحمانه ترين وجهي دهقانان فقير و تهيدست را استثمار کرده و ژاندارمها ومامورين دولتي دمار از روزگار آنها در ميآورند. صمد، اينها را ديد و بعنوان يک انسان انقلابي و آرمان طلب، بفکر يافتن چاره افتاد.
صمد در همان سالهاي اول تدريس در روستاهاي آذربايجان، با مشاهده اوضاع اجتماعي و مطالعه آثار انقلابي،بدرستي تشخيص داد که بدون دگرگوني عميق در جامعه،انتظار بهبود وضع کارگران، دهقانان و ديگر زحمتکشان و رهائي از چنگال فقر و فساد و انحطاط اخلاقي، انتظار بيهوده ايست.بهمين جهت، صمد نويسنده،صمد معلم، صمد متفکر، صمد انقلابي، با ايمان شگرفي که بخلاقيت توده ها و صفا و صداقتشان داشت، درراه بيدار کردن آنها و آماده نمودن زمينه جهت دگرگون ساختن وضع سياسي و اجتماعي به تلاش عظيمي برخاست. بهرنگي که هرگز از فعاليت و کوشش خلاق باز نميايستاد، در عين تدريس در مدارس روستائي، بکار تحقيق و مطالعه پرداخته و طي مقالات و نوشته هاي پر ارزشي، با قلمي نافذ و مو شکاف، دردههاي اجتماعي و ريشه هاي عقب ماندگيهاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي را به توده ها بازگو کرد. او درعين حال، راه چاره را نيز به آنها نشان داد.
گرچه تدريس در روستاهاي آذربايجان، فقط بخشي از فعاليتهاي پر شور سياسي، فرهنگي و اجتماعي صمد را دربر ميگيرد، اما صمد انقلابي، صمد نويسنده، صمد متفکر، هميشه در ياد نسلهاي آينده در درجه اول بمثابه صمد، معلم کبير روستاها، باقي خواهد ماند. صمد بکار تدريس عشق ميورزيد، با شاگردان خود پيوند و الفت ناگسستني داشت و بهترين لحظه هاي زندگيش را تدريس در دبستانهاي روستا، تشکيل ميداد. خود صمد در اينمورد ميگويد:"بچه هاي دبستاني روستائي هميشه مشغله ذهني من بوده اند. ميداني من 11 سال تمام در دهات آذربايجان، الفباي فارسي، گفته ام."
صمد يک معلم حقيقي و يک متفکر تربيتي برجسته اي بود که مسائل آموزش عمومي را نه از ديد جناحها و محافل استعماري و ارتجاعي، بلکه از نقطه نظر منافع طبقات محروم و ستمديده، مورد بررسي قرار ميداد. نوشته بهرنگي تحت عنوان "کندوکاو در مسائل تربيتي ايران" يکي از بهترين کتابهاي انتقادي است که در زمينه فرهنگ عمومي نوشته شده است.در کتاب" کندوکاو در...."، بهرنگي سيستم ارتجاعي- استعماري آموزش عمومي را مورد انتقاد موشکافانه قرار داده و ضعفها و کاستي هاي آنرا، نقادانه باز گو ميکند. در اين جزوه، بهرنگي، در مخالفت با کتابهاي مربيان آمريکائي که در دانشسراها تدريس ميشد، چنين ميگويد:"در اين کتابها، هيچ حرفي در ميان نبود که ما را به روستائي خواهند فرستاد که در يک اطاق براي سه کلاس و چهار کلاس و پنجاه، شصت شاگرد درس بگوئيم. از دانشسرا که در آمدم بروستا رفتم. يکباره دريافتم که تمام تعليمات مربيان دانشسرا کشک بوده، همه اش را بباد فراموشي سپردم و فهميدم که بايد خودم فوت وفن معلمي را پيدا کنم و چنين نيز شد. آنهائيکه کتابهاي دانشسراي مرا نوشته بودند و آنهائيکه چنان کتابهائي را تدريس ميکردند،خبري از محيط کار من نداشتند.... در %99 مدرسه هاي ايران، مساله هائي از آنگونه که در ترجمه کتابهاي آمريکائي ميخوانيم، مطرح نيست."
صمد بمثابه روشنفکري متعهد، نويسنده اي توده اي و انقلابي که هنر و استعداش را به سلاحي جهت رهائي زحمتکشان از چنگ ظلم و استثمار مبدل ساخته بود،همواره به زبان غني توده ها حرف ميزد و سخت علاقه داشت،نوشته ها و آثار هنريش براي توده هاي محروم و زحمتکش، از روستائيان آذربايجان گرفته تا کارگران پارچه باف و نخريس اصفهان، قابل فهم باشد. صمد عميقا بقدرت ابتکار توده ها ايمان داشت و معتقد بود بدون شرکت فعال و آگاهانه زحمتکشان شهر و ده در مبارزات اجتماعي، کوچکترين اميدي به رهائي از چنگ امپريالسم و ارتجاع و ايجاد جامعه اي عاري از ستم و استثمار نميتواند وجود داشته باشد. بهرنگي توده هاي زحمتکش را سازندگان حقيقي تاريخ بشمار مياورد. او معتقد بود اگر توده ها به حرکت نيايند، تلاشها و جانفشانيهاي روشنفکران انقلابي، نتيجه اي نخواهد داد.
ساده نويسي بهرنگي وتلاش وي جهت يافتن سوژه هاي بکر و مناسب براي قصه هايش، از عشق و علاقه عميق وي به توده هاي محروم وستمديده و از عزم راسخش در پراکندن تخم آگاهي در بين توده زحمتکش، سرچشمه ميگرفت. هدف والاي صمد، تربيت انقلابي توده ها وتدارک زمينه براي تحولات عظيم اجتماعي بود. کليه آثار صمد بهرنگي، از داستان کودکان گرفته تا مقالات فلسفي، بزبان بسيار ساده اي نوشته شده است تا مردم کوچه و بازار، اين نوشته ها را خوانده واز حقايق تلخ اجتماعي، آگاهي پيدا کنند. صمد اعتقاد داشت اگر نويسنده اي براي توده ها مطلب مينويسد، بايد نوشته اش ساده وعامه فهم باشد تا توده ها را برانگيخته و آنها رابحرکت در آورد. در مقاله "نظري به ادبيات امروز" که صمد در آن "عزاداران بيل " غلامحسين ساعدي، نويسنده و نمايشنامه نويس معاصر را مورد بررسي قرار ميدهد، چنين گفته ميشود:" من نميدانم که اگر مردم عادي با سواد ازقصد نويسنده آگاه نشوند يا بسختي آگاه شوند براي نويسنده حسن است يا عيب. اما همينقدر ميدانم که اگر معتقد به هنر براي اجتماع باشيم و قبول کنيم که قسمت بزرگ اجتماع را مردم عادي تشکيل ميدهند، نميتوان آنها را ناديده گرفت والسلام."
صمد در زندگي کوتاه پر ثمرش، در تمام فعاليتهاي فرهنگي، ادبي، اجتماعي و سياسي خود و در نوشته ها و کتابها و تحقيقات اجتماعيش، همواره يار محرومان و زحمتکشان ودشمن بي امان مرتجعين، مفت خوران وانگلهاي اجتماعي بود. صمد نسبت بقدرتهاي استعماري وطبقات استثمارگر، عميقا احساس کينه وتنفر ميکرد و ميکوشيد در نوشته هاي انقلابي خود، اين کينه و تنفر بدشمنان بشريت رابه توده هاي محروم و زحمتکش، منتقل سازد.
صمد، از روزي که در عنفوان جواني بعنوان معلم روستاها روانه دهات آذربايجان گرديد وتا لحظه اي که در شهريور1347، بدست رژيم آزادي کش شاه، کشته شد، 11 سال تمام درس داد، نوشت، مبارزه وتلاش نمود، در پيوند کامل با زحمتکشان به روشنگري پرداخت، تحقيقات تاريخي انجام داد و در راه ترويج و اشاعه زبان و آداب و رسوم و سنتهاي خلق تحت ستم خود، ازآنجمله جمع آوري فولکلورغني آذربايجان، از هيچ کوششي فروگزاري نکرد. اين انسان آزاد انديش و پرکار، لحظه اي از کار و فعاليت در راه رهائي زحمتکشان از يوغ ظلم و استثمار باز نايستاد. از توده ها ياد گرفت و معلم توده ها شد و اينک طنين فريادش همه جا هست. در مدارس، در دانشگاهها، در روستاها و کارگاههاي فرشبافي، همه جا نام صمد بلند آوازه است و همه جا نوشته هاي پرارزش صمد دست بدست ميگردد و داستانها و طنزهاي اجتماعيش هميشه بيرحم و سرسخت، مفاسد اجتماعي را مورد انتقاد قرار داده و به توده هاي زحمتکش، راه رهائي و رستگاري را نشان ميدهد.
صمد، نويسنده اي بس با استعداد و متفکري بس شگرف انديش بود. صمد در زمينه داستان نويسي در ايران فصل نويني گشود. داستانهائي که وي براي کودکان نوشت، مضاميني بس بکر و پر معني دارد. از صمد در زمينه داستان کودکان، تعليم وتربيت، فولکلور، تحقيقات اجتماعي، زبانشناسي، علم تاريخ و... آثاري بيادگار مانده که در شمار بهترين آثار ادبي تاريخ معاصر ايران ميباشد. در داستانهائي که صمد براي کودکان نوشته است، محروميتهاي توده ها و ظلم و استثماري که کارگران و زحمتکشان در معرض آن قرار دارند، با قلمي موشکاف بررسي گرديده است.
اين يک امر مسلم است که در جوامع طبقاتي، منافع طبقاتي مختلفي وجود دارد و نويسندگان و هنرمندان نيز داراي ديدگاههاي طبقاتي متضادي هستند. نويسندگان، شعرا و هنرمنداني وجود دارند که بارشته هاي مرئي و نامرئي بطبقات استثمارگر حاکم وابسته بوده و پديده هاي هنري آنها مسقيما و يا بطور غير مستقيم در خدمت همين طبقات ميباشد. صمد بهرنگي، مخالف سرسخت هنرمندان و نويسندگاني است که هنر و استعداد خود را به استعمارگران و مرتجعين فروخته و با تبليغ و اشاعه ارزشهاي استعماري و ارتجاعي ميکوشند توده هاي تحت ستم را از مبارزه در راه واژگون ساختن کاخهاي ظلم و استثمار، باز دارند. در مقاله "ادبيات کودکان"، صمد بهرنگي، يميني شريف داستان نويس کودکان را که براي بچه هاي طبقات مرفه قصه مينويسد، به باد حمله گرفته و تبليغ "محبت و نوعدوستي و قناعت و تواضع" از جانب نويسندگاني نظير وي را، شديدا محکوم ميکند. "تبليغ اطاعت و نوعدوستي صرف از جانب کسانيکه کفه ترازو مال آنهاست، البته غير منتظره نيست. اما براي صاحبان کفه سبک ترازو هم، ارزشي ندارد. وصفي که آقاي يميني در اثر! خود از" بچه بد" و"لولو"ميکند، درست وصف ميليونها بچه فقير و کارگر قاليباف و لگرد ماست. ايشان خيال ميکنند، بچه هاي ايران و حتي دنيا مثل آن چند بچه تي تيش ماماني دور و برشان هستند با موهاي روغن زده و شانه خورده که اتوي شلوارکوتاهشان خيار تر را بدو نيم ميکند و هرگز درملاء عام، فحش از دهنشان شنيده نميشود و داد و بيداد نميزنند توي خاکروبه ها نمي لولند و صبح تا شام توي خيابانها و رستوران، بليط بخت آزمائي نميفروشند و چوب رختي و روپوش لباس و آب يخ و غيره هم دوره نميگردانند و در زير زمينهاي نموروتاريک هم قالي نميبافندو... بس نيست؟ اينهمه بچه که صبح تا شام در کوره تجربه هاي تلخ زندگي ميپزند و جزغاله ميشوند، بنظر آقاي يميني بچه هاي بدي هستند، اما آن چند بچه اي که هنرشان فقط داد نزدن و فحش ندادن و تر وتميزبودن وبا قاشق و چنگال غذا خوردن و اطاعت از پدر و مادراست، بچه هاي خوب و نمونه اند."
برخلاف يميني شريفها، بهرنگي نويسنده و معلم طبقات محروم وستمديده است. صمد از زبان کارگران و ديگر زحمتکشان شهر و ده سخن ميگويد و در نوشته هاي خود دردها وآرزوهاي آنها را منعکس ميسازد. قهرمانان داستانهاي صمد، همه از طبقات محروم وستمکش جامعه هستند. در داستانهاي بهرنگي، کارگران قاليباف، روستائيان زحمتکش، اطفال آواره وبي پناه و همه انسانهاي ستمديده و محروميکه قرباني ظلم واستثمار سرمايه داران و زمينداران بيرحم شده اند و بوجود آورنده تمام نعمتهاي جهان هستند، درلباس فاخر، ظاهر ميشوند. قصه هاي بهرنگي اين نويد را با خود همراه دارد که آينده از آن استثمارگران و ستمکاران نخواهد بود و به توده هاي محروم و ستمديده، به کارگران وديگر زحمتکشان، تعلق خواهد داشت. داستانهاي بهرنگي، پيام آور اميد به آينده و پيروزي نهائي بشريت مظلوم است. در داستانهاي بهرنگي، کارخانه داران خونخوار، فئودالهاي ستمگر، شاهان ، اميران و.....همه در قيافه هاي کريه و زشت ظاهر ميشوند که کاري جز مفتخوري، ستمگري و مکيدن خون زحمتکشان ندارند و تنها با واژگوني کاخهاي ظلم و بيداد آنها بدست توده هاي محروم است که دنياي زيباي فردا چهره پرفروغ خود را نشان خواهد داد.
صمد عقيده داشت که در داستان کودکان بايد حس کينه بدشمنان خلق، راه باز کند. نويسندگان و هنرمندان متعلق بطبقات استثمارگر حاکم، همواره مبلغ محبت و عشق و نوعدوستي صرف بوده و از مردم عادي ميخواهند که ستمگران و استثمارگران را دوست داشته باشند و در جهت کسب حقوق پايمال شده خود، بمبارزه قهر آميز متوسل نشوند. اما، کودک بايد از حقايق جامعه و محيط زندگي خود با خبر شده و نسبت بدشمنان طبقاتي و غارتگران هستي توده ها، احساس کينه و تنفر کند. کينه طبقاتي بايد در ادبيات کودکان جاي عشق و محبت صرف را بگيرد. "ادبيات کودکان نبايد تنها مبلغ محبت ونوعدوستي و قناعت و تواضع از نوع اخلاق مسيحيت باشد. بايد به بچه ها گفت که به هرآنچه وهر که ضد بشري و غير انساني و سد راه تکامل تاريخي جامعه است، کينه بورزد و اين کينه بايد در ادبيات کودکان راه باز کند. آيا ميتوان نسبت به آن مرد هم که بدستورش بمب بر سر مردم ريخته ميشود، مهربان بود؟ آيا ميشود بجلادان هيتلري که کارشان شکنجه آزاديخواهان بود، مهرباني کرد؟ نه! بايد بدشمنان خلق کينه ورزيد. بايد محبت و دوستي بطبقات محروم، همراه با کينه وتنفر بي پايان به دشمنان خلق باشد که مسبب اصلي تمام تيره روزيهاي زحمتکشان ميباشند. "صمد در عين حال که نسبت بدشمنان رهائي بشريت و استثمارگران و ستمکاران، احساس خشم و کينه ميکند، عميقا بتوده هاي محروم وستمديده و کودکان متعلق به خانواده هاي فقير و زحمتکش عشق ميورزد. نمونه هاي برجسته اي از عشق سرشارصمد به توده هاي زحمتکش و تهيدست وکينه عميق وي به ستمگران اجتماعي را در داستانهاي "24 ساعت در خواب و بيداري"و" پسرک لبو فروش"، ميتوان بروشني مشاهده کرد.
صمد مبلغ مبارزه و اميد به آينده است. اين پيکار جوئي و اميد سرشار را ميتوان در لابلاي کليه قصه هاي صمد و از آنجمله در "ماهي سياه کوچولو"، " يک هلو، هزار هلو" و"24ساعت در خواب و بيداري "مشاهده کرد. در مقالات پراکنده و قصه هاي بهرنگي، چيزي جز مبارزه عليه نابرابريها، تلاش در راه آينده، عشق به زندگي و ايمان به پيروزي نهائي بشريت مترقي، وجود ندارد. "ماهي سياه کوچولو" داستان انسانهاي مبارز و بپاخاسته اي است که نميخواهند در مقابل استثمارگران و ستمگران، سکوت اختيار کرده و با ننگ وخاري زندگي کنند. داستان پر شور نسلي است که بپا ميخيزد و درفش مبارزه آشتي ناپذير را برافراشته نگه ميدارد. نسلي است که ميکوشد در تاريکي استبداد و بيدادگري، راهي به روشنائي باز کند. ماهي سياه کوچولو نميخواهد مثل پدر ومادرش بزندگي يکنواخت وآرام ادامه داده و بگندد. او ميخواهد دل بدريا زده و محدوده محيط را بشکافد و نقبي بسوي روشنائي بزند. ماهي سياه کوچولو بمادرش گفت: "ميخواهم بروم ببينم آخر جويبار کجاست ميداني مادر، من ماههاست تو اين فکرم که آخر جويبار کجاست... دلم ميخواهد بدانم جاهاي ديگرچه خبرهائي است. "درتمام داستانهاي بهرنگي تلاش و پيش رفتن، از سختيها نهراسيدن، در مقابل توطئه هاي دشمنان هوشياري نشان دادن، دشمنان درنده خوي بشريت را بمبارزه طلبيدن، توده ها را برانگيختن و مبارزه را تا آخر پيش بردن، بطور روشني بچشم ميخورد.
گرچه دشمن کينه توز کوشيد با کشتن صمد، فرياد وي را در گلو خفه ساخته، خود را از چنگ قلم آتشين اوبرهاند، اما مرگ صمد، خود، زندگي تازه اي بود و امروز صمد در قلب همه کارگران و زحمتکشان، زنده است و به توده هاي ستمديده، الهام ميدهد که با اميد به آينده، بيهراس از سختيها مبارزه را همچنان ادامه دهند و با تکيه به نيروي لايزال خود، جامعه اي آزاد ازستم و استثمار، بوجود بياورند.
منبع : http://www.gtalk.ir
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
-