واضح آرشیو وب فارسی:سایت دانلود رایگان: افزايش غلظت خون از تشخيص تا درمان
وقتي خون سياه ميشود
بيماريهاي كليه هم در بالا رفتن غلظت خون، ميتوانند نقش داشته باشند.
فاطمه معرفت
شايد در اطرافيان خود افرادي را ديده باشيد كه خود را مبتلا به بيماري غلظت خون ميدانند اما آيا تاكنون تعريف دقيقي از غلظت خون داشتهاند؟ با توجه به اينكه بروز اين حالت چندان شايع نيست، اطلاعات افراد درمورد علائم و علل افزايش غلظت خون هم چندان زياد نيست.
چرا خونمان غليظ ميشود؟
وظيفه گلبولهاي سرخ رساندن اكسيژن به بافتهاست. بنابراين هر زماني كه ميزان اكسيژنرساني به بافتها كمتر از ميزان مورد نياز باشد بدن سعي ميكند با افزودن بر تعداد گلبولهاي قرمز، ميزان اكسيژن رساني به بافتها را به حد طبيعي برساند.
* به طور مثال فردي را در نظر بگيريد كه سالها سيگاري بوده است. به علت اثرات دود سيگار، گلبولهايسرخبا دياكسيدكربن اشغال ميشوند و بنابراين جاي كمتري براي حمل و نقل اكسيژن از سوي آنها باقي ميماند. اين امر در نهايت باعث كاهش اكسيژنرساني به بافتها ميشود و بدن در واكنش به اين حالت بر تعداد گلبولهاي سرخ و در اصل بر غلظت خون ميافزايد. به همين دليل در بسياري از موارد غلظت خون سيگاريها از افراد عادي بالاتر است. زماني كه در آزمايشگاه يا پايگاههاي سازمان انتقال خون از افراد سيگاري خون گرفته ميشود، خون اين افراد سياهتر و غليظتر است كه در اصل ناشي از همين زيادتر بودن تعداد گلبولهاي سرخ آنهاست.
* اما هر علت ديگري هم كه باعث كاهش اكسيژنرساني به بافتها بشود، به همين ترتيب ميتواند باعث افزايش غلظت خون و تعداد گلبولهاي سرخ شود. به طور مثال افرادي كه در ارتفاعات بلند زندگي ميكنند و يا تمام افرادي كه به بيماريهاي مختلف ريوي مبتلا هستند اكسيژن كمتر از معمول به ريههاي آنها ميرسد و همين مسأله در درازمدت باعث تحريك واكنشهاي جبراني بدن و تحريك توليد گلبولهاي قرمز ميشود. شايد در اطرافيانتان كساني را ديده باشيد كه در حين خواب زياد خروپف ميكنند. اگر يك شب بالاي سر آنها بيدار بمانيد ميبينيد كه حتي گاهي اوقات تنفس آنها براي مدت كوتاهي قطع ميشود. اين قطع مكرر تنفس باعث افت اكسيژنرساني به بدن در هنگام خواب ميشود و بنابراين باز هم مثل قبل فرآيندهايي در بدن به راه ميافتند كه تعداد گلبولهاي سرخ را افزايش دهند. بدن احساس ميكند كه با اين كار ميتواند كاهش اكسيژنرساني به بافتها را جبران كند، بنابراين قطع تنفس در هنگام خواب هم از علل افزايش غلظت خون محسوب ميشود.
* برخي اختلالات ژنتيكي هم ميتوانند باعث بروز غلظت خون بالا شوند. در اصل وظيفه گلبولهاي سرخ تحويل اكسيژن به بافتهاي بدن است. اما برخي اختلالات ژنتيكي وجود دارند كه باعث ميشوند گلبولسرخ بسيار محكم به اكسيژن بچسبد. در اصل اين اتصال به قدري محكم است كه ديگر امكان جدا شدن طبيعي اكسيژن از گلبول قرمز و رسيدن آن به بافتها وجود ندارد. اين مسأله باعث كاهش اكسيژنرساني به بافتها ميشود و در پي آن، بدن از تمام مكانيسمهاي خود استفاده ميكند تا آن را جبران كند. يكي از اين فرآيندهاي جبراني كه به اشتباه توسط بدن ايجاد ميشود، افزايش غلظت خون است.
* به عقيده پزشكان بيماريهاي كليه هم در بالا رفتن غلظت خون، ميتوانند نقش داشته باشند. كليهها هورموني به نام اريتروپويتين توليد ميكنند كه باعث افزايش سرعت تكثير سلولهاي خونساز ميشود. گاهي برخي از تومورهاي كليوي از طريق توليد بيش از حد اين هورمون غلظت خون و تعداد سلولهاي قرمز خون را بيش از اندازه افزايش ميدهند. البته ديگر بيماريهاي كليوي هم دخيل دانسته شدهاند. كيستهاي كليوي و حتي برخي از التهابات كليه از اين جملهاند اما شايد مهمترين علت كليوي، تنگ شدن شريان كليه باشد.
اين كار باعث ميشود كه به كليهها كمخونرساني شود و از شدت كمبود اكسيژن، بيش از حد اريتروپتيين توليد كنند. اين مسأله در نهايت باعث بالا رفتن غلظت خون ميشود. جالب اينجاست كه بيماراني كه تحت پيوند كليه قرار ميگيرند هم ممكن است به دلايل مختلف دچار افزايش غلظت شوند.
* همانطور كه گفته شد تومورهاي كليه اگر چه نادرند ميتوانند علت افزايش غلظت خون باشند. در واقع به جز تومورهاي كليه تومورهاي ديگري هم هستند كه چه با روش مشابه و چه با راهكارهاي ديگر باعث افزايش غلظت خون ميشوند. تومورهاي كبد تومورهاي مغز و تومورهاي غده فوق كليه از اين گروهند. حتي برخي معتقدند كه امكان بروز اين بيماري در تومورهاي رحم هم وجود دارد.
* درمان با هورمونهاي مردانه و مصرف داروهايي كه داراي هورمونهاي جنسي مرد هستند نيز ميتواند غلظت خون را افزايش دهد. به همين دليل ورزشكاراني كه از داروهاي نيروزا و غيرقانوني استفاده ميكنند در خطر ابتلا به اين بيماري قرار دارند چون بسياري از داروهايي كه وزشكاران به طور غير مجاز و به اصطلاح براي دوپينيگ به كار ميبرند، حاوي چنين تركيباتي هستند.
* باوجود تمام عللي كه توضيح داده شد، در بخش قابل توجهي از بيماران هيچ عامل خاصي براي ابتلا به بيماري پيدا نميشود. پس هميشه نميتوان انتظار داشت كه عامل زمينهساز مشخص و شناخته شدهاي براي بيماري قابل كشف باشد. به هر حال پزشكان همواره در اولين گام به دنبال علل مختلف ميگردند تا با درمان آن بيماري را كنترل كنند. در اين راه پزشك از آزمايشها، تصويربرداريها و روشهاي مختلف معاينه براي بدن استفاده ميكند.
حتي گاهي لازم ميداند كه از مغز استخوان فرد بيمار نمونهبرداري كند. در نهايت برحسب عامل زمينهاي، درمان تعيين ميشود.
مغز استخوان عضو اصلي توليد سلولهاي قرمز خون است. در مغز قرمز استخوان سلولهايي وجود دارند كه توانايي تكثير و توليد مثل آنها بسيار زياد است. اين سلولها كه سلولهاي پايه يا بنيادي ناميده ميشوند، دچار تغيير و تحولات تدريجي ميشوند تا در نهايت به گلبولهاي قرمز تبديل شوند. ميزان توليد گلبولهاي سرخ توسط اين سلولهاي بنيادي خونساز تحت كنترل عوامل متعددي قرار دارد به طوري كه اگر غلظت خون كم شود (به طور مثال در پي خونريزي)، به سرعت توسط بروز افزايشي در تكثير اين سلولها جبران ميشود و برعكس اگر غلظت خون زياد شود، روند توليد مثل اين سلولها به سرعت كم ميشود تا به طور ثانوي توليد گلبولهاي سرخ كم شود. با اين حساب كنترل دقيقي روي غلظت خون وجود دارد اما گاهي فرآيندهاي كنترلكننده غلظت خون به هم ميريزند و ديگر نميتوانند به دقت غلظت خون را كنترل كنند. اين امر ميتواند باعث افت غلظت خون به كمتر از حد طبيعي كه در اصل كمخوني محسوب ميشود و يا برعكس افزايش غلظت خون به بالاتر از حد مجاز شود. هر يك از اين اختلالات ميتوانند علائم و مشكلات خاص خود را براي بيمار ايجاد كنند و بنابراين بايد تحت درمان مناسب قرار گيرند.
عوارض غلظت خون
اين بيماري به هر علتي كه ايجاد شده باشد عوارضي را براي بيمار در پي خواهد داشت. وقتي كه خون غليظ ميشود، ديگر نميتواند به راحتي درون عروق بدن جريان داشته باشد و اين امر باعث كاهش خونرساني به قسمتهاي مختلف ميشود.
به طور مثال افراد مبتلا به غلظت بالاي خون دچار كاهش خونرساني به مغز هستند و بنابراين خوابآلودگي دارند. سرگيجه، سردرد، اختلالات بينايي و حتي و وزوز گوش از ديگر علائمي است كه در پي ابتلا به اين بيماري در فرد ايجاد ميشود. در برخي بيماران به علت سكون و كند شدن جريان خون، خون در عروق لخته ميشود. اين لخته شدن خون در عروق گاهي خطرات جاني ناگواري را براي فرد در پي دارد. كبود شدن بدن، گلگون و سرخ بودن صورت، خون دماغ و يا خونريزي گوارشي هم به علت غلظت خون بالا ايجاد ميشود. در بسياري از اين بيماران فشارخون بالاتر از حد عادي و معمول است. در ضمن، بالا رفتن غلظت خون باعث ميشود كه سطح اسيد اوريك خون بالا برود. اين مسأله باعث ميشود كه فرد مستعد ابتلا به نقرس و سنگ كليه شود. به دلايل مختلف اين افراد مستعد ابتلا به زخم معده هم هستند. در ضمن برخي معتقدند اگر چه به احتمال كم، اما اين افراد در خطر ابتلا به برخي از بدخيميهاي خوني در سنين بالا قرار دارند.
حال چه كنم؟
اين اختلال گاهي سالها به طول ميانجامد و سير باليني كندي دارد به طوري كه بيمار ممكن است چندين دهه از عمر خود را با اين بيماري خون (در اصل سطح هموگلوبين خون) سپري كند. به هر حال براي پيشگيري و به حداقل رساندن عوارضي كه گفته شد بهتر است هرچه سريعتر سطح غلظت خون به حد عادي رسيده شود. در حال حاضر پزشكان معتقدند كه در مردان مبتلا به اين بيماري بايد كاري كرد كه هموگلوبين كمتر از 14 و در زنان كمتر از 12 باشد. بهترين كار براي رسيدن به اين هدف، اهداي منظم خون است. اين كار به قدري تكرار ميشود كه بدن فرد دچار فقر آهن شود و به علت كمبود آهن ديگر قادر به ادامه خونرساني بيش از حد نباشد. پس از رسيدن به اين مرحله، اهداي خون هر سه ماه يك بار تكرار ميشود.
البته پزشكان در كنار درمان ياد شده از روشهاي درماني ديگري هم سود ميبرند. به طور مثال با تجويز داروهايي نظير آسپرين و غيره احتمال لخته شدن خون را كاهش ميدهند. حتي گاهي براي كنترل مناسب بيماري نياز به استفاده از برخي داروهاي شيمي درماني است. يك متخصص خون مجرب در اين زمينه به راحتي ميتواند بيماري را كنترل كند و اطلاعات كافي در مورد بيماري به شما ارائه دهد. در گذشته هم از روشهاي پزشكي هستهاي و درمان با مواد راديواكتيو (نظير فسفر راديواكتيو) براي درمان اين بيماري استفاده ميشده. اگر چه هم اكنون امكان انجام چنين درمانهايي در كشور ما نيز وجود دارد اما به علت وجود انتخابهاي درماني مناسبتر، كمتر از آن استفاده ميشود.
منبع: سایت علمی ایران سلامت
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: سایت دانلود رایگان]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 493]