واضح آرشیو وب فارسی:ابتکار: سخني ديگر
1) «لوئيزا مي آلكوت»، نويسنده كتاب «زنان كوچك» از طرف خانواده اش تشويق مي شد كه بعنوان پيشخدمت يا خياط، كاري براي خود دست و پا كند.
2) زماني كه «پيتر جي. دانيل» در كلاس چهارم درس مي خواند، معلمش (خانم فيليپس) مدام به او مي گفت: «پيتر، تو اصلا خوب نيستي. تو يك سيب زميني گنديده اي كه هرگز به جايي نخواهي رسيد.» «پيتر» تا سن 26سالگي كاملا بي سواد ماند. يكي از دوستانش تمام شب پيش او مي ماند و برايش كتاب مي خواند. او حالا مالك كل خياباني است كه زماني در آنجا مي جنگيد و در آنجا بود كه آخرين كتاب خود به نام «خانم فيليپس شما اشتباه مي كرديد»! را به چاپ رساند.
3) «چارلز داروين»، پدر نظريه تكامل، حرفه پزشكي را رها كرد. پدرش اظهار نمود: «تو به هيچ چيز جز تيراندازي و گرفتن سگ ها و گربه ها علاقه نداري.» «داروين» در زندگينامه خود نوشته: «همه استادان و پدرم بر اين عقيده بودند كه من از نظر هوشي يك پسر كاملا عادي و زير استانداردهاي معمولي هستم.»
4) والدين «انريكو كاروسو»، خواننده مشهور اپرا، از او مي خواستند كه مهندس شود. استاد او اعتقاد داشت كه او اصلا صداي خوبي ندارد و قادر به آواز خواندن نيست.
5) «بتهوون»، ويولن را به طرز ناشيانه اي حمل مي كرد و بجاي اصلاح تكنيك خود ترجيح مي داد كه به نواختن ساخته هاي خود بپردازد. استادش او را يك آهنگساز مايوس مي ناميد!
6) آموزگاران «توماس اديسون» اظهار مي داشتند كه او بقدري كودن است كه قادر به يادگيري نيست. وي مبتلا به «ديسلكسي» بود.
7) «اينشتين»، اولين كلمات خود را با 3 سال تاخير در سن 4سالگي بيان كرد. آموزگارانش در مورد او مي گفتند: «كند ذهن، غيراجتماعي و كسي كه همواره دستخوش روياهاي احمقانه است.» او از مدرسه اخراج شد و مدرسه پلي تكنيك «زوريخ» نيز از نامنويسي او امتناع ورزيد.
8) «اسحاق نيوتن» در مدرسه ابتدايي شاگرد بسيار ضعيفي بود.
9) «لوئيس پاستور»، قبل از تحصيلات دانشگاهي يك دانش آموز متوسط بود و در درس شيمي بين 22نفر، پانزدهمين نفر بود.
10) ويراستار روزنامه اي «والت ديسني» را بخاطر نداشتن فكر و انديشه اخراج كرده بود. «والت ديسني» قبل از احداث «ديزني لند» چندين بار ورشكست شده بود.
يکشنبه 10 شهريور 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: ابتکار]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 72]