واضح آرشیو وب فارسی:دنياي اقتصاد: جامعه - خانههاي ماسوله ديگر جاي زندگي نيست
.jpg)
جامعه - خانههاي ماسوله ديگر جاي زندگي نيست
الهام دانيالي:شهر ماسوله از شهرهاي شمالي ايران در دامنههاي كوه پديد آمده و داراي قدمتي تاريخي است. 20 آبشار دارد، پنج قله، 12 مسجد، چهار محله اصلي و چهار محله فرعي. معماري و نماي خاص خانههاي اين شهر هر سال توجه بسياري از معماران، نقاشان، عكاسان، هنرمندان و توريستهاي بينالمللي را به خود جلب ميكند. نام ماسوله به گفته ساكنان محلي آن از ريشه «مسله» در زبان تالشي گرفته شده است كه خود مسله هم از «سلا» ميآيد. زيرا در گذشته در اين شهر سلههاي نظامي ساخته ميشده است. از ويژگيهاي منحصربه فرد شهر ماسوله كه دليل معروف بودن آن شده است حالت طبقه طبقه و پله پله بودن خانههاي آن است بهطوري كه پشتبام خانههاي پايينتر حياط خانههاي بالاتر هستند همچنين پيادهروهاي آن نيز پشتبامهاي به هم پيوسته خانهها هستند كه مردم از آنجا تردد ميكند. حتي بازار سنتي اين شهر سه طبقه دارد كه به تبعيت از خانههاي آن در طبقات مختلف ساخته شده است. شگفتيهاي جذاب و ديدني شهر ماسوله براي تمام كساني كه از شهرهاي معروف شمال ايران اطلاعاتي هرچند اندك داشته باشند واضح است. با تمام اين اوصاف در چرخ زدن و گردشي چند ساعته، حتي نه چند روزه، كم توجهي سازمان ميراث فرهنگي و در پي آن شهرداري شهر ماسوله در سالمتر و جذابتر ماندن اين شهر كاملا مشهود است. تصاويري از ساختمانهاي تخريب شده و ساختمانهاي از نو ساخته شده، اين شهر، تصوير اسكلتها و فونداسيونهاي بتني براي ساختمانهاي تاريخي و سنتي كه قرار است خشتي و گلي باشند تاسف هر بينندهاي را برميانگيزد. نماهايي سيماني و آجري جايگزين نماي اصلي خشت و گل شدهاند هرچند كه در ظاهر سعي شده است معماري سنتي در نوسازي اين خانهها حفظ شود. سوال اين است كه كدام نقاش، عكاس يا توريستي وقت خود را صرف ديدن و ثبت تصاويري از خانههاي نوساز ميكند حال آنكه خانههايي با معماريهاي جديد و مدرن در شهرهاي بزرگ دنيا بسيار جذابتر و خيرهكنندهتر از يك ساختمان نوسازي شده، بسيار ساده با نمايي سيماني است. اينكه بهطور مثال كشوري مانند ايتاليا چيزي نزديك به درآمد نفت كشور ما از صنعت توريست عايدش ميشود نقش اين سوال را در ذهن پررنگتر ميكند كه چرا ماسوله و يا شهرهايي تاريخي و ديدني ديگر كشور ما كه جذابيتهاي تاريخي و توريستي فراواني دارند بايد اينگونه از بين بروند و دستخوش تغييراتي ناصحيح شوند. اهالي بومي شهر ماسوله هر كدام مبني بر اينكه از چه راهي درآمد حاصل ميكنند. عقيدههاي مختلفي در باب تغييرات موجود در شهرشان دارند. براي مثال مردي كه درآمدش از راه اجاره دادن اتاق به مسافران و توريستهاست از كاركردهاي ضعيف ميراث فرهنگي شكايت ميكند كه به چه علت شهرداري اجازه تخريب و ساخت خانههاي جديد را به اهالي ميدهد؟ از اينكه پيادهروها از حالت سابق درآمدهاند و سنگ شدهاند ناراضي است و از وجود چند هتل و هتل آپارتمان تازه ساخت در شهرش اظهار ناراحتي ميكند. اما يكي از اهالي بومي ديگر كه درآمدش از راه نوسازي و مرمت بناهاست از دخالت ميراث فرهنگي در كارهاي شهرداري شكايت ميكند و عقيده دارد شهرداري قيم شهر است و حق هرگونه تصميمگيري براي ماسوله را دارد و هر كاري كه انجام ميشود براي رفاه و راحتي بيشتر اهالي است. در ادامه توضيحات بيشتري درباره وضع كنوني و حاضر اين شهر و نظر چند نفر از مسافران و اهالي ماسوله را پي خواهيم گرفت.
يونسكو نام ماسوله را ثبت نميكند
مردي 40 ساله از ساكنان بومي ماسوله كه چند نسل است در اين شهر زندگي ميكند از نگرانيهايش در زمينه از بين رفتن بافت اصلي شهر ميگويد و به ساختماني تقريبا مخروبه اشاره ميكند و ميگويد اين ساختمان اگر خراب شود با شكلي متفاوت ساخته ميشود. اين مرد بومي شروع نوسازي و ساخت بناهاي جديد در شهر ماسوله را در 15 سال اخير ميداند و ادامه ميدهد كه شهرداري به راحتي اجازه ساخت مجدد به متقاضيان ميدهد در عين حال كه ميراث فرهنگي هم دخالتهايي دارد و سعي بر جلوگيري از اين كار دارد. درباره بافت و مصالح به كار رفته در ساختار سنتي خانهها ميگويد: «اگر الان زلزله بيايد اين خانههاي جديد زودتر از ساختمانهاي قديمي خراب ميشوند. چون ديوارهاي قديمي يك متر عمق دارد كه در ساخت آن از چوب و سنگ استفاده شده كه ضربه را به خود ميگيرد و بعد رها ميكند اما مصالح آجر و سيمان ضربه را تماما جذب ميكند و تخريب ميشود.» او از زلزلهاي كه در سال 69 آمده ميگويد و اينكه بهرغم شدت زلزله آمار تخريب پايين بوده است. او از مدل جديد پلههاي به كار رفته در سطح شهر شكايت ميكند و اجراي طرح نوسازي اين پلهها را زمان شهرداري آقاي عارف عشقي در حدود 10 سال پيش ميداند وي با ناصحيح دانستن سيستم كاري در آن زمان ميگويد. مدل جديد ساخته شدن پلهها بهگونهاي است كه موجب كمر درد ميشود و با توجه به اينكه جوانان براي كار و تحصيل به شهرهاي بزرگتر رفتهاند، ساكنان فعلي ماسوله اكثرا مسن يا پير هستند اين مدل براي آنها اصلا مناسب نيست. هتلهايي كه اينجا ساخته شدهاند خصوصياند و توسط اشخاص ساخته شدهاند مثلا هتلي اينجا هست كه در ابتدا ساندويچي بوده و حالا تبديل به هتل شده است. اينجا مسئله مهم اين است كه مديريت خوبي در نگهداري از ماسوله اعمال نميشود. شهرداري ساز خودش را ميزند، ميراث فرهنگي ساز خود را به عقيده من تعيينكننده بايد ميراث فرهنگي باشد و به كارهاي شهرداري نظارت بيشتري داشته باشد. بعضا براي ساخت خانهها و حتي پيادهروها سنگهاي كوههاي اطراف شهر را استفاده ميكنند غافل از اينكه كنده شدن بيرويه اين سنگها در طولاني مدت باعث از بين رفتن پشتوانه امن شهر ميشود. گاهي سنگهاي بزرگي از سمت كوه به شهر ميافتد كه باعث تخريب قسمتي از خانهها ميشود. اين هم بايد به وسيله حصار و ديوار سنگي در اطراف شهر كنترل شود. او درباره ثبت اين شهر به وسيله سازمان يونسكو ميگويد: «تا جايي كه من اطلاع دارم پرونده ثبت ماسوله كامل بوده اما به دليل ساخته شدن هتلهاي مهران و منفرد و چند ساختمان ديگر كه در ساخت آنها از بتن استفاده شده و تا زمان تخريب آنها اين شهر به وسيله يونسكو ثبت نخواهد شد.»
اهالي ماسوله خسته از گردشگران
يكي از ساكنان محلي كه ساخت و معماري بيشتر خانههاي نوساز ماسوله به عهده او بوده است ميگويد: «در صورت رعايت الگوي معماري سنتي، شهرداري مجوز ساخت ميدهد.» او براي فوندانسيون خانهها از بتن استفاده ميكند و ستونها را هم معمولا فلزي و يا بتني ميزند و بر سنتي بودن نماي خانه در آخر كار هم تاكيد ميكند. وي اشاره ميكند كه ميراث فرهنگي براي ساخت و نوسازي خانهها در كار شهرداري دخالت ميكند اما اعمال نظر خير. او ميگويد: «قيم اينجا شهرداري است و از نظر ما ميراث فرهنگي نميتواند قيم باشد. به اين دليل كه قبل از تولد مديركل و سازمان ميراث فرهنگي اين خانهها روي دوش آبا و اجداد ما ساخته شد، بنابراين نميتوانند دايههاي مهربانتر از مادر باشند.» او ادامه ميدهد: «من اين ساختمانها را بهگونهاي بنا كردهام كه اصول مقاومسازي آن به بهترين شكل ممكن انجام شود و در ضمن نماي سنتي ماسول را هم داشته باشد.» او درباره تصميمات سازمان يونسكو براي ثبت ماسوله ميگويد: «يونسكو ابتدا بايد به ساختمان و سازه خود ميراث فرهنگي كه در بازار همينجا بنا شده است ايراد بگيرد. كتابخانه ارشاد اسلامي بتني است و حتي نماي متعارف ساختمانهاي ماسوله را هم ندارد. من بارها به مديركل ميراث هم گفتهام كه وقتي كسي خانهاش را ميسازد بدون آنكه كمكي از ميراث دريافت كند حتي در حد يك ميخ، و مزاحمت هم برايش ايجاد ميكنند حقي براي ميراث متصور نيستيم.» در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه عقيده خود ساكنان درباره نوسازي خانههايشان چيست او خانهاي نيمهساخته را به ما نشان ميدهد و توضيح ميدهد كه صاحب اين خانه دو فرزند پسر و پنج فرزند دختر دارد اكنون كه فرزندانش بزرگ شدهاند علاقه دارند كه هر كدام اتاقهاي مجزا داشته باشند به همين دليل صاحبخانه اقدام به تخريب و ساخت مجدد منزل در دو طبقه كرده است تا بتوانند راحتتر زندگي كنند. درباره مراحل درخواست ساخت از شهرداري اينطور توضيح ميدهد: «كسي كه اينجا قصد ساخت مجدد خانهاش را دارد طبق روال كاري هر جاي ديگر با سند خانه به شهرداري مراجعه ميكند و درخواست جواز ساخت ميكند. تعداد طبقاتي كه ميتواند بسازد بستگي به عرف محل دارد كه يك طبقه بسازد يا دو طبقه.» در رابطه با مكان مناسب براي اسكان مسافران و توريستها ميگويد: «در مقايسه با افرادي كه به اينجا مسافرت ميكنند مكانهاي مناسبي براي استقرار آنها وجود ندارد. البته در حدود يك سال و نيم پيش در صحبتهايي كه با سازمان ميراث فرهنگي داشتيم قرار شد يك هتل آپارتمان 16 واحدي در نزديكي آبشار ماسوله ساخته شود كه نقشههاي نهايي آن هم تقريبا آماده است.» او ادامه ميدهد: «به نظر من كه در جريان ميزان ساخت و ساز و مرمتهاي اين شهر هستم در 20 سال آينده ديگر ساختمان قديمي در اينجا وجود ندارد. زيرا اهالي بيشتر علاقه به نوسازي ساختمانهايشان دارند و حتي نه مرمت كردن آنها. آنها به اين دليل از مرمت ساختمانها استقبال نميكنند كه بهرغم هزينه زيادي كه براي صاحب خانه در بر دارد بر استحكام و راحتي خانه نميافزايد و اهالي اينجا هم امروز به راحتي و امنيت بيشتر خانههايشان اهميت ميدهند تا چهره ظاهري مورد علاقه توريستها. مسئله مهمي كه در نگهداري اين شهر داراي اهميت است اينكه اينجا مانند تخت جمشيد و نقش رستم نيست. اينجا حيات انسان جريان دارد. اينجا مردم زندگي ميكنند نميتوان مانند يك كتيبه تاريخي با اينجا برخورد كرد. مضافا اينكه مسافران و توريستهايي كه از اينجا ديدن ميكنند قبل از هر چيز به ظاهر و نما و معماري اين خانهها اهميت ميدهند بدون اينكه از دليل اينطور ساخته شدن آنها با خبر باشند و به نقش انسانها و اهالي اين شهر در نوع شكلگيري آن توجه كنند. همين مسئله موجب ميشود ساكنان و اهالي بومي در اينجا از حضور هميشگي و زياد گردشگران خسته شدهاند زيرا مسافران از آن جهت كه صرفا به شگفتيهاي ظاهري اينجا علاقه نشان ميدهند نسبت به راحتي و آرامش اهالي ساكن و بومي اينجا بيتوجه هستند و اين موضوع باعث ناراحتي ساكنان از تحمل اين حجم زياد گردشگران ميشود. درباره هزينههاي تمام شده براي تخريب و ساخت مجدد يك خانه حدودا 75 متري كه بالاترين متراژ ملك در ماسوله است او اينطور توضيح ميدهد كه تخريب، جابهجايي زبالههاي ساختمان خريد مصالح، حقوق كارگر و... چيزي در حدود 50 تا 60 ميليون تمام ميشود اين در حالي است كه هزينه مرمت كردن يك ساختمان كه شامل تعمير سقف منزل است و نماي ديوارها و چوبهاي به كار رفته براي در و پنجرهها و... چيزي در حدود 10 تا 12 ميليون تمام ميشود كه هيچ نقشي هم در راحتي و آرامش و امنيت اهالي ندارد. در بحثي ديگر او در پاسخ به خبرنگار ما مبني بر اينكه اخيرا خبري شنيدهايم حاوي اين كه چند تا از خانههاي قديمي و تاريخيتر ماسوله تخريب شده است اينگونه توضيح ميدهد كه خود من قرار بود ملكي را تخريب كنم و دوباره بسازم در اين زمينه ميراث فرهنگي بسيار مقابله كرد و مقاومت به خرج داد من پرونده را به دادستاني كشاندم و با راي دادستاني موفق به تخريب ملك شدم. او در ادامه در پاسخ به اين كه چگونه موفق به راي موافق دادستاني شده است توضيح داد كه اين خانه ديگر جاي مناسبي براي سكونت و زندگي نبود زيرا كه سقف اول و سقف دوم خانه تخريب شده بود و ديگر مرمت اين ساختمان درمان مناسبي محسوب نميشد. ساكنان بومي ماسوله ترجيح ميدهند در خانههاي خودشان و در سرزمين مادري خود زندگي كنند به جاي آنكه مهاجرت كنند و به شهرهاي بزرگ بروند. اين ميل بين ميانسالها و پيرها عميقتر است از جوانان. پس آنان حاضرند گردشگران كمتري از شهرشان ديدن كنند اما خانههايي راحت و آرامي داشته باشند تا بتوانند هميشه در جايي كه به آنها تعلق دارد زندگي كنند.
سه شنبه 8 مرداد 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: دنياي اقتصاد]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 3340]