واضح آرشیو وب فارسی:سایت رسیک: روز زندگي طولاني تر مي شود
شب يلدا هنگامى است كه زمين در مدار گردش خود به دور خورشيد در موقعيت ۲۷۰ درجه قرار مى گيرد. ايرانيان قديم با تقويم هاى خود زاويه ۲۳درجه انحراف محور زمين را در طول سال به كمك ساخت چهارتاقى ها اندازه گيرى كرده بودند. امروزه آثار ۳۰ عدد چهارتاقى باقى مانده از زمانهاى بسيار دور شناسايى و در كتاب «نظام گاه شمارى در چهار تاقى هاى ايران» معرفى شده اند.
روز بلند زندگى از دامان بلندترين شب، تولد مى يابد. فرهنگ كهن اين مرز و بوم به ساكنانش آموخته كه شب هاى دراز را با مهر و لبخند و شيرين كامى به سر رسانند و فرداى شب دراز به آفتاب كم رمق كوتاه ترين روز سال سلام بگويند و به ياد همديگر بياورند كه سال، بلندترين روز و روشنى هم دارد. همين اميد است كه شب يلدا را خاطره انگيزترين شب سال براى ايرانى ها كرده است. پس به يلدا سلام كنيم.
«يلدا» كلمه اى سريانى و به معنى ميلاد و تولد است.
مهر، ايزد فروغ، نگهبان پيمان، پشتيبان جنگيان و راستگويان و درستكاران در اين شب زاده مى شود و از روز بعد بر طول مدت روز (روشنايى) افزوده مى شود.
از زمانهاى بسيار دور و دورترين و تاريك ترين جاى تاريخ، از زمانى كه اولين اقوام آريايى به اين سرزمين آمدند، ايرانيان مهر و ناهيد (آناهيتا و ميترا) را به عنوان دو فرشته نزديك به خداوند نيايش مى كردند و احترام مى گذاردند. از نزديكى اين دو فرشته به خداوند همين بس كه در روز داورى «مهر» نزد خداوند نشسته و «آناهيتا» نيكوكارانى را كه از پل «چينوت» عبور نمايند مورد استقبال قرار مى دهد.
كاسپ ها از نخستين اقوام آريايى سفيدپوست با چشمانى كبود و موهايى بور هستند كه در دره سفيدرود و دلتاى آن (گيلان امروزى) ماندگار شدند و نام خود را به درياى شمال و منطقه دادند. قزوين نيز معرب كاسپين است. با گذشت زمان و تراكم جمعيت آنها به جاهاى ديگر كوچيدند. نامهاى كاشان (كاسيان)، كشف رود (در شاهنامه نام اين رود كاسپ رود آمده است) نيز از نام كاسپ است و همين طور نامهاى ديگر. مردمان كردستان، تات نشين هاى بلوك زهرا، آذربايجان، لرستان، بويراحمد و چهارمحال، جبال بارز و بسيارى ديگر از نواحى نيز كاسپ هستند و در ميان آنها چشم كبود با موهاى روشن زياد ديده مى شود. حتى امروز در رشت به مردمان با پوست روشن و چشم زاغ «كاس آقا» گفته مى شود كه همان كاسپ است. با گذشت زمان، كاسپ ها نيرومند شدند و بر منطقه وسيعى از جهان استيلا يافتند و تمدنهاى پيشرفته بزرگى را بنيان نهادند. تمدنهاى آبى (Hydraulic civilization) به نام آنها ثبت شده كه زيگورات، چغازنبيل، آسيابها و آبشارهاى شوشتر و قنوات، منتسب به آنها مى باشد. آنها معابد بسيارى به نام آناهيتا و پلهاى بزرگى بر روى رودخانه ها به نام او بنا كرده و وقف او نموده اند. پلهاى دختر بازمانده در سراسر ايران تماماً به نام آناهيتا است (آناهيتا فرشته پاكى، بركت، فرشته آبها و باران و بانوى شهر ايران بوده است).
شب يلدا، طولانى ترين شب سال، اول زمستان و هنگامى است كه زمين در مدار گردش خود به دور خورشيد در موقعيت ۲۷۰ درجه قرار مى گيرد. لازم به توضيح است كه در اول بهار و پاييز (زاويه صفر و ۱۸۰درجه) طول روز و شب مساوى، در زاويه ۹۰درجه (اول تابستان) بلندترين روز و در ۲۷۰درجه بلندترين شب سال است. ايرانيان قديم با تقويم هاى خود زاويه ۲۳درجه انحراف محور زمين را در طول سال به كمك ساخت چهارتاقى ها اندازه گيرى كرده بودند. امروزه آثار ۳۰ عدد چهارتاقى باقى مانده از زمانهاى بسيار دور شناسايى و در كتاب «نظام گاه شمارى در چهار تاقى هاى ايران» معرفى شده اند. بنابراين تقويم شمسى طبيعى ترين و ثابت ترين تقويم و گاه شمار است.
كاسپ ها، از ديرترين ايام تاريخ، شب يلدا را گرامى مى داشتند و جشن مى گرفتند. براساس اساطير ايرانى،مهر، ايزدنور در اين شب زاده مى شود و از روز بعد بر طول مدت روز و روشنايى افزوده مى شود (نمادى از شكست اهريمن). مهريان (پيروان كيش مهر)، خورشيد را نمادى از نيروهاى خداوندى مى دانستند و محترم مى شمردند و به رنگ طلوع خورشيد در صبحگاه و غروب آن در پسين دلبستگى داشتند.
از ميوه هاى اصلى در سفره يلدا هندوانه، انار و مركبات است. علت انتخاب اين ميوه ها تشابه رنگ آنها با رنگ خورشيد در سپيده دم و پسين است.
برپايه اساطير كهن، در شب يلدا، مهر، ايزدنور، در كوه البرز در يك غار از فروغ زاييده شده است. پس مهريان در غارها و يا جاهاى فروافتاده و گود(مهرابه) مهر را نيايش مى كردندو او را آگاه به همه اعمال و افكار مى دانستند. (آبه در زبان فارسى به معنى گود و فروافتاده است و درادبيات مذهبى اروپا به صورت abbey و abbe درآمده است.)
آيين مهر از طريق مبلغان، تجار و همچنين مردمان و سربازان اروپاى شرقى كه در مجاورت ايران مى زيستند و با آن آشنا شده بودند به اروپا و روم و يونان راه يافت به طورى كه به مدت بيش از ۳۵۰سال دين و آيين آن سرزمين شد. ايرانيان با تمام مهارتى كه در كار سنگ و سنگ تراشى داشتند، فرشتگان مورد احترام خود را در فكر و انديشه ساخته و آنها را نيايش مى كردند در حالى كه روميان و يونانيان از آنها مجسمه ساختند. تعداد مهرابه هاى (محل ستايش مهر) شناسايى و پيدا شده در اروپا (خصوصاً ايتاليا، اسپانيا، پرتغال، آلمان و رومانى) به مراتب بيش از ايران و هند است.
شب يلدا و تولد مهر (ميترا) نه تنها نقطه عطفى در موضوع گاه شمارى تقويم شمسى كه ثابت ترين تقويم هاست، بلكه از نظر تاريخى داراى چنان اهميتى است كه تمدنهاى اروپايى را تحت تأثير قرار داد. براى مثال: ماههاى رومى در طول سال موقعيت ثابتى نداشتند و مراسم و آيين وي?ه اى كه بايد در يك روز خاص انجام مى گرفت گاه به تابستان مى افتاد و گاه به زمستان. منجمين آنها پس از آشنايى با تقويم مهرى (شمسى، خورشيدى) گاه شمارى خود را اصلاح نمودند ولى فراموش كردند نام ماههاى خود را كه براساس شمارش بودند عوض كنند .
تولد مهر در شب يلدا، اولين شب شروع زمستان و ۲۱ـ۲۰ دسامبر است. تولد حضرت عيسى مسيح (ع) در ۲۵دسامبر است. در گذشته، تولد حضرت عيسى (ع) را در شب يلدا جشن مى گرفتند. در قرون اوليه ميلادى (احتمالاً در سال۵۲۵) و بر پايه مخالفت با آيين مهرى و تخريب مهرابه ها، گاه شمارى ميلادى به طور كامل عوض شد و امروزه نيز مذاهب و فرقه هاى مختلف آيين مسيحيت با چندروز اختلاف اين روز را جشن مى گيرند، ولى تعداد روزهاى سال آنها با تقويم مهرى مطابقت داده شد. پس از مخالفت با آيين مهر و مهريان، آنها سازمانهاى زيرزمينى و مخفيانه اى به وجود آوردند و به نام «بنايان آزاد» تا مدتها ساخت مهرابه هاى زيرزمينى را ادامه دادند و در خفا مراسم خود را به جا مى آوردند.
در تصاوير و كنده كاريهاى سنگى باقيمانده از زمانهاى بسيار دور، مهر (ميترا) را مى بينيم كه روى درخت كاج نشسته است. اين همان كاجى است كه در شب اول سال ميلادى آراسته مى شود و بر بالاى آن ستاره اى (چراغى، نورى) روشن مى شود كه نمايانگر خورشيد است. كاج و سرو در هنر وادبيات و مشرق زمين جايگاهى با شكوه دارند. در كنده كاريهاى مسين و پارچه هاى منقوش هنرهاى دستى ايران، كاج به صورت بته جقه ترسيم مى شود كه نوك آن شكسته و پايين افتاده است. ضمناً «مهر» هنگام كشتن گاو خشكسالى (اهريمن) كلاهى بر سر دارد كه دقيقاً به شكل بته جقه (ميوه درخت كاج) است. جالب آنكه همين كلاه در ميان كشيشان رتبه بالايى آيين مسيحيت به نام «ميتر» در مراسم وي?ه مورد استفاده است و حافظ مى گويد:
«ياد باد آنكه نگارم چو كله بشكستى»
در شب يلدا، مهر از ميان غنچه نيلوفر كه ماننده ميوه كاج است در غارى متولد مى شود. مهر دينان نيز در غار، مهر را ستايش مى كردند وچون غارها كم نور هستند شمع روشن مى كردند. در دشتها و نواحى پست كه غارى وجود نداشت سنگى بزرگ را به نشانه غار انتخاب مى كردند و مراسم ستايش مهر را درنزديكى همان سنگ انجام مى دادند و با گذشت زمان به مرور اين سنگها مقدس شمرده شدند.
آيين مهر چنان در اروپا نفوذ كرد كه هنوز هم (با توجه به از بين بردن مهرابه ها توسط مخالفين در قرون اولين ميلادى) نمى توان آثار آن را از بين برد. در اين آيين، نور و خورشيد سمبول نيروهاى خداوندى است. در اين مورد به اسامى ايام هفته تقويم ميلادى توجه شود:
در زبان فرانسه نيز روزهاى هفته داراى چنين معانى هستند مثل:
لونادى = لونا+دى = روزماه = دوشنبه
ماردى = مارس + دى = روز مارس = روز مريخ = سه شنبه
مركودى = مركو + دى = روز مركورى = روز عطارد (تير) = چهارشنبه
نام ميترا در زمان سانسكريت «ميتر» و در فارسى «ميترا» و يا «مهر» است. نامهاى مهرى، مرى، مريم، ماريانا، مريلا از يك ريشه اند. ضمناً بغداد نيز از دو كلمه «بغ» و «داد» درست شده است. «بغ» به معنى بيگ ، بك ، باى و بزرگ است كه صفت مهر است، پس بغداد به معنى خداداد (مهرداد) مى باشد. بغوس ارمنى شده بغ مهر ، الهه شادى است كه دريونان تبديل به با***** گرديده و نام شهر باكو از باى + كوه است كه به معنى كوه ايزدمهر است.
از كارهاى بزرگ مهر كشتن گاو خشكسالى (نماد اهريمن) است. او گاو شرور آسمان (اهريمن) را در آسمان اسير و به روى زمين آورده برگرده او سوار شده و دشنه اى را در كتف گاو فرو مى برد. «سه قطره خون» از گردن گاو بر روى زمين مى چكد. يك قطره آن گندم، يك قطره آن انگور و قطره ديگر گياهان دارويى شفابخش را به وجود مى آورد. بدين ترتيب زمين بارور و حاصلخيز مى شود (به معنى روز جمعه در لاتين مراجعه شود) . وقتى نقشهاى گاو درمهرابه هاى قديمى اروپا به رنگ روشن (آبى كمرنگ ) پيدا شد، آنگاه پى بردند كه معنى كوه «كبودسوار» و در كردى «كوود سوار» چيست (سوار بر گرده گاو آبى ) و همين طور پيله سوار (سوار مقدس) در آذربايجان.
در آيين مهر، وقتى معاهده و قراردادى بسته مى شد، مهر برآن ناظر بود. زيرا مى دانستند، ميترا از كسانى كه عهد ببندند و نپايند، انتقام خواهد گرفت. در معاهده بزرگ، حلقه اى به عنوان يادآورى عهد و پيمان بين آنها رد وبدل مى شد. نقشهاى طاق بستان اين حلقه را به خوبى نشان مى دهد. در نقشهاى فروهر اين حلقه در دست چپ مغ قراردارد. بعدها اين حلقه در سرتاسر جهان به صورت حلقه عهد وپيمان بين دونفر كه ازدواج مى كنند، درآمد.
در آيين مهر براى رسيدن به نور حقيقت، هفت مرحله وجود داشت چهار مرحله اول دنيوى و سه مرحله بالايى عرفانى بودند.
در پايان مرحله چهارم و براى رسيدن به مرحله پنجم «چله» مى نشستند، زيرا معتقد بودند حداقل چهل روز طول مى كشد تا در سكوت روح صاف گردد. علامت خاص چله نشينى سبيلهايى با شارب بلند بود كه روى لبها را بپوشاند و مهر خاموشى بردهان باشد. در پايان مرحله هفتم شخص «پير» ، «پدر» و مقدس شمرده مى شد كه معادل آن padre و father است و دراين مقطع كه شخص پا به سن گذاشته بود حقيقت بر «پير» روشن و تمام وجود او از ايمان و نور لبريز مى گشت. هفت پيكر، هفت خوان وهفت شهر عشق ، هفت روز هفته و ... ريشه در هفت مرحله دارند. «پير» جانشين مهر در روى زمين و جايگاهى بسيار بالا داشته است.
و در آخر آنكه «مهر» پس از فراغت از كشتن موجود شرير(گاو خشكسالى، اهريمن) شام آخر (بگماز) را همراه با هفت تن از ياران خود (به نشان هفت فرشته از هفت مرحله آيين مهر) صرف نمود. به آنها نان و شراب (بركت و شادى ) داد، سپس بر كالسكه اى كه چهار اسب سفيد (و در بعضى از نقوش چهار گوزن) آن را مى كشيدند به آسمان عروج نمود. او به ياران خود گفت «وقتى كه اهريمن برهمه جا مستولى شود، آزاررسانى همه گير شود او به زمين باز خواهد گشت و به طور قطع براهريمن وخشكسالى پيروز خواهد گرديد، به پيروان خود آب زندگى خواهد داد، آتشى بدمنشان را خواهد بلعيد و اهريمن در اين جهانسوزى نابود خواهد شد» .
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: سایت رسیک]
[مشاهده در: www.ri3k.eu]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 199]