واضح آرشیو وب فارسی:همشهری: انديشه - شانسي جديد براي دارفور
انديشه - شانسي جديد براي دارفور
استفان اريكبرونر* ترجمه: رحمان بوذري: هر چه بحران در منطقه دارفورِ سودان بدتر ميشود و مذاكرات براي خاتمه آن بيشتر كِش پيدا ميكند، يك اجماع بينالمللي حول سياستي «بدني» بر پايه هشدار عمومي، تحريمهاي شديد اقتصادي و تهديدهاي روزافزونِ نيروهاي نظامي مبرم و ضروري مينُمايد. اما هيچيك از اين راهكارها، به تنهايي يا مجموعا، پاياني را كه مدافعان خيرخواه آنها درصددش هستند به همراه نميآورد. بهعكس نظرات اين افراد با اين خطر روبهروست كه ويرانيها و خرابيهايي را كه چنين راهكارهايي در سالهاي اخير در عراق و جاهاي ديگر به بار آورده، بازتوليد كند. در ايالات متحده صداهاي هشدارآميز حتي در ميان روزنامههاي ليبرال سفتوسخت مثل نيويورك تايمز، به طرز قابل توجهي محو شده است. هم مشاوران سياست خارجي حزب دموكرات و هم نومحافظهكاران، «اقدام» عليه سودان را ضروري دانستهاند ــ مطالباتي كه توسط گروهي از روشنفكران و اشخاص مشهور بينالمللي از اومبرتو اكو، يورگن هابرماس و هارولد پينتر گرفته تا باب گلداف، جورج كلوني، ميا فارو، مت ديمن، مايك جگر و جي.كي. رولينگ تكرار و بازگو شده است. در همين حال، الان گردانهاي فرانسوي با حمايتِ ديگر اعضاي اتحاديه اروپا ـ بهويژه اتريش، بلژيك، ايرلند، لهستان، روماني و سوئد ـ به دلايل بشردوستانه مقبول عامه در جمهوري مركزي آفريقا و چاد گسترش يافتند؛ جايي كه نقدا با نيروهاي حكومتي سودان درگيرند. گروه بينالمللي بحران، ديدهبان حقوق بشر و بسياري از ديگر سازمانها از اين قشونكشي حمايت و پشتيباني ميكنند، در حاليكه نجات دارفور، بهرغم توصيف خود به عنوان «اتحادي غيرسياسي ميان بيش از 180 سازمان بشردوستانه و خيرخواه»، بهواقع در برقراري برنامه سياسي نقشي محوري و اساسي داشته است. اين [سياست] مداخلهجويي برنامهريزيشده روندي رو به رشد است؛ تحريمهاي شديدتر اقتصادي، مطالباتي كه چين تاثيراتش را بررسي ميكند، ايجاد يك «منطقه پرواز ممنوع» و نيروي نظامي عليه ارتش سودان. فرض اين است كه در نهايت اين فقط فشار «واقعي» است كه حكومت سودان را وادار ميكند نيروي حافظ صلح اتحاديه ملل متحد آفريقايي را بپذيرد، با غرب سر ميز مذاكره بنشيند، شبهنظاميان وحشتناك جنجاويد را منحل كند، به پناهندگان جنگ سبعانه داخلي اجازه دهد تا به روستاهايشان بازگردند و شورشيان جنوبي را به آرامش فرا خواند. اما تحقق اين اهداف مستلزم همكاري حكومت خارطوم است، چرا كه هر يك از اقدامات مورد نظر تنها تنشها را تشديد يا بيهودگي [اين اقدامات] را ثابت ميكند. براي مثال تحريمهاي موجود غربي، صرفا رژيم سودان را به آغوش چين، اندونزي و مالزي ميراند. لذا بهواقع سرمايهگذاري در سودان در طول سال گذشته عملا 8/2 بيليون دلار رشد كرده است. تلاشها براي «تحت فشار قرار دادن» چينيها به همين منوال عبث و بيهوده بهنظر ميرسد. دارفور، كه 20 درصد از تجارت آفريقايي را به خود اختصاص ميدهد و 60 درصد از نفت سودان را خريداري ميكند، براي چين در اولويت نيست. سخنان روزافزون ـ هم در اروپا و هم در آمريكا ـ درباره بايكوت المپيك (يا مراسم افتتاحيه آن) در تغيير رفتار چين در تبت كاملا بيتاثير نشان داده است. آيا تهديد يك بايكوت در مورد دارفور واقعا ميتواند موفقتر عمل كند؟ به علاوه، حتي طرفدارانِ ايجاد يك منطقه «پرواز ممنوع» درباره ميزان تاثيرگذاري چنين راهحلي مطمئن نيستند. با اينهمه سودان هماندازه اروپاي غربي است و دارفور هماندازه فرانسه، همراه با 158 اردوگاه پناهندگان. محدوديتهاي استراتژيك به احتمال قريب به يقين بر اِعمال [سياستهاي مذكور] غلبه ميكند. در نهايت تنها راهي كه ميماند «گزينه نظامي» است، كه صرفا به كارِ توجيه ترسها و هراسها از «امپرياليسم» غربي در سودان ميآيد. تازه بدتر از اين، با فرض متلاشيشدنِ نيروهاي شورشي در جنوب، جايي كه حدودا 80 قبيله و عشيره شبهنظاميان خود را تحت كنترل دارند، پاسخ نظامي موجب ايجاد يك خلاء قدرت در سودان و بيثبات كردن 9 كشور در مرزهاي آن ميشود كه بسياري از آنها دولتهاي ضعيف يا ورشكسته محسوب ميشوند. تحليلگران و فعالان سياسي غربي بايد تاكنون متوجه شده باشند كه تهديدات نظامي تنها به مقاومت [بيشتر] ميانجامد و ديپلماسي حقيقي عبارتست از سياست تهديد و ترغيب توامان. اما سياست نوظهور اجماع هنوز هيچ انگيزه و مشوق مثبتي را براي رفع بحران دارفور در نظر نميگيرد. حتي معلوم نيست كه آيا هدفاش تحت فشار قراردادن سودان جهت تغيير سياست خود است يا تغيير كل رژيم سودان. تاكنون دو بار به عنوان عضوي از يك هيات نمايندگان، كه توسط وجدان بينالملل سازماندهي شد، به سودان رفتم. همچنين اردوگاههاي پناهندگان دارفور را در نيالا و الفشر ديدم. با دوجين از سياستمداران و ديپلماتهاي سوداني ملاقات كردهام و ميدانم رژيم خارطوم استبدادي، منفعتطلب و ظالم است. اما اين رژيم يكدست و يكپارچه نيست. چنددستگيها و اختلافات درون رژيم «ممكن است» منجر به حمايت و پشتيباني از سياستهاي جديد، با هدف تعديل اوضاع خشونت در سودان، كاهش وابستگي تجاري آن به چين، بهبود شرايط براي پناهندگان و كاستن از تنشهاي بينالمللي شود. چنين سياستهايي ميتواند عبارت باشد از:
ـ عاديسازي روابط ديپلماتيك بهعوض برطرفكردن موانع بر سر راه گسترشِ نيروهاي سازمان مللـ اتحاديه آفريقا در دارفور؛
ـ جايگزيني تحريمهاي سودان با فرصتهاي سرمايهگذاري جديد و، بهتدريج، فراموش كردن بدهيهاي خارجي آن بهجاي دستيابي به معيارهايي همچون بازگرداندن پناهندگان به ميهن خود، بازسازي روستاها، و به حالت عادي درآوردنِ جنجاويد؛
ـ درخواست نشان دادن حسننيت نه فقط از سوي حكومت بلكه همچنين از طرف نيروهاي شورشي؛
ـ برانگيختن ميل چين براي كسب اعتبار بينالمللي از طريقِ تشويق آن به برعهده گرفتنِ نقشي عمومي در طراحي و سرپرستيِ پروژه بازگرداندن پناهندگان به ميهن، برگرداندن كشور به حال عادي، و برنامههاي شغلي؛
ـ پيشنهاد مساعدت به سودانيها در بازسازيِ مصالحه انجمنهاي قبيلهاي و طايفهاي كه در خلال جنگ داخلي تخريب شده است؛
ـ تجديد حيات سودان در مجامع بينالمللي از طريق مبادلات آكادميك، سمينارها، ملاقاتهاي سياسي، و قس عليهذا؛
ـ تقويت اتحاديه آفريقا، كه تحليلگران غربي همواره آن را با نخوت و غرور توصيفناپذيري دستكم گرفتهاند، به منظور ميدان دادن به راهحلهاي آفريقايي براي معضلات آفريقايي. سياست اجماع نوظهور در مورد سودان در رويكردي كه نقدا احترام جهان غيرغربي به ارزشهاي غربي را تضعيف كرده، پيشبيني شده است. اقدامات مداخلهجويانه اين رويكرد هرگز عملي نخواهد شد. اين اقدامات غيرواقعبينانه، و در نتيجه، غيرتوليدي است. در تلاش براي دستيابي به چيزي نو، ديگر زماني براي از دستدادن باقي نمانده است.
* استفان اريكبرونر استاد علوم سياسي دانشگاه راتگرز و نويسنده كتابها و مقالات مختلفي است. تنها كتاب فارسي موجود از او «بازيابي روشنگري» با ترجمه حسن مرتضوي است.
منبع:
Project -Syndicate
سه شنبه 18 تير 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: همشهری]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 197]