واضح آرشیو وب فارسی:واحد مرکزي خبر: سينما - تراژدي باستاني در قالب اكشن كاميك
.jpg)
سينما - تراژدي باستاني در قالب اكشن كاميك
پل فيشر/ ترجمه: يحيي نطنزي:تيمور بكمامبتف، كارگردان روس، با فروش بالاي «نگهبان شب» و دنباله موفق آن در وطن خود به فيلمساز كاملا شناخته شدهاي تبديل شد. توفيق «نگهبان شب» و «نگهبان روز» در ايالات متحده باعث شد تا بكمامبتف بتواند در فيلم جديدش قريحه بصري بينظير خود را در قالب فيلم پرفروش گيشه تابستاني و البته فيلمي آمريكايي به نام «تحت تعقيب» به نمايش بگذارد؛ اكشني پر از بدلكاريهاي ديوانهوار و آنجلينا جولي جذاب كه در عين حال ديدگاهي كنايي نسبت به بشر امروز را به تصوير ميكشد. بكمامبتف در گفتوگوي اختصاصي زير با پل فيشر درباره مراحل توليد فيلم، انتخاب بازيگران، فيلمهاي اكشن و علاقهاش به فيلمهاي آمريكايي صحبت كرده است.
تهيه كنندگان در سبك كاري تو چه ديدند كه وادار شدند براي كارگرداني فيلم «تحت تعقيب» به سراغت بيايند؟
فكر ميكنم به اين دليل كه تا حدي با داستانهاي انساني و دراماتيك كه مشخصه فيلمهاي اكشن بزرگ است ميانه خوبي دارم.
پيش از توليد «تحت تعقيب» با كاميك بوكي كه منبع اقتباس فيلم است آشنا بودي؟
نه! هرگز آن را نخوانده بودم و اولينبار يك هفته يا دو هفته قبل از خواندن فيلمنامه سراغش رفتم. در ابتدا نميدانستم چگونه بايد آن كاميك بوك را به فيلم تبديل كنم تا اينكه سراغ ديگر قسمتها رفتم و شيوه كار را ياد گرفتم.
براي تبديل كاميك بوكها به فيلمنامه به چه چيزهايي نياز بود؟ فيلمنامهنويسان داستان اصلي را چقدر فشرده كرده بودند؟
فشرده؟ آه، نه! در اقتباس از يك كاميك بوك بيش از هر چيز به اضافه كردن نياز داريد تا فشرده كردن، چراكه اقتضاي كاميك بوك اختصار است و براي توليد يك فيلم پرفروش تابستاني بايد... چطور بگويم؟ بايد آن را گسترش دهيد.
برايم جالب است بدانم هنگام انتخاب بازيگران برايت مهم بود به جاي اينكه صرفا از ستارههاي سينما استفاده كني، ميان ستارهها و بازيگران معمولي تعادل به وجود بياوري؟ ظاهرا ستاره فيلمت آنجلينا جولي است.
ميخواهم رازي را با تو در ميان بگذارم: آنجلينا جولي يك بازيگر فوقالعاده است؛ يك بازيگر بسيار خوب، بسيار جدي و بسيار باهوش كه به بازيگران زن تراژديهاي يونان باستان شباهت دارد. قبول دارم كه وي ستاره فيلم است اما تمام بار فيلم را به دوش نميكشد.
در كنار آنجلينا جولي، جيمز مكآوي وجود دارد كه با اينكه يك بازيگر خوب است اما هوشمندانه در قالب شخصيتي معمولي از او استفاده كردهاي. منظورم اين است كه هنگام انتخاب بازيگر براي نقش وسلي آگاهانه قصد داشتي نقش وي در سايه ستارگان فيلم قرار بگيرد؟
بله! دقيقا درست است. بسيار برايم مهم بود كه دو ستاره در حد و اندازه آنجلينا جولي و مورگان فريمن پيدا كنم كه نماينده دنياي داستان و اقتدار افسانهاي شخصيتهايش باشند. در مقابل به دنبال بازيگر خوبي مانند جيمز مكآوي بودم كه هرگز در چنين فيلمهايي بازي نكرده باشد تا شخصيت مكآوي براي تماشاگران غيرقابل پيشبيني شود؛ به راحتي با وي همذاتپنداري كنند و پيگير ماجرايش شوند. در اين صورت تمامي سرگذشت و ماجراي فيلم غير قابل پيشبيني ميشد و ديگر نميتوانستيد پايانش را حدس بزنيد.
از آنجلينا جولي به عنوان بازيگري نام بردي كه به بازيگران زن تراژديهاي يونان باستان شباهت دارد. آيا ميتوان اين فيلم را - فارغ از سكانسهاي اكشناش - به نوعي يك تراژدي يوناني محسوب كرد؟
ميتوان! «تحت تعقيب» براي من يك «فيلم اكشن» است منتهي اكشن بودن براي آن مانند نوعي بالاپوش است. در واقع «تحت تعقيب» را ميتوان يك تراژدي باستاني دانست كه جامه فيلمهاي اكشن را به تن كرده است، چراكه در لايه دروني فيلم با يك درام عميق، جذاب و گيرا مواجه هستيد كه معمولا در فيلمهاي اكشن سابقه ندارد.
البته داستان منسجم فيلم با صحنههاي اكشن واقعا شگفتانگيزي همراه شده است. به نظر ميآيد قصد داشتهاي در مسيري گام بگذاري كه فيلمسازان معدودي در زمينه فيلمهاي اكشن به آن پرداختهاند. آگاهانه در اين مسير گام گذاشتي و از قبل ميدانستي قرار است سكانسهاي اكشني تحويل تماشاگر بدهي كه در نوع خود بينظير هستند؟
به نظر من هر زمان سراغ كاري كه دوست داريد و دلتان ميخواهد، برويد و آنطور كه بلديد چيزها را راست و ريس كنيد به نتيجه بينظيري دست مييابيد. هنگام توليد فيلم هيچ مشكلي در اين زمينه نداشتم و هرگز با خودم فكر نكردم قرار است چيز بينظيري تحويل تماشاگر بدهم. شايد چون داستان فيلم و شخصيتهايش بينظير هستند صحنههاي اكشن هم بينظير از كار درآمدهاند چون آن صحنهها هم بالاخره جزئي از داستان هستند. تا آنجا كه من ميدانم اگر از قبل بخواهم كار بينظيري انجام دهم نتيجه نهايي به كارهاي ديگران شبيه ميشود اما اگر به دنبال يك چيز خاص و ويژه باشيد آن وقت با نتيجه بينظيري هم مواجه ميشويد.
براي طراحي اين صحنههاي اكشن- به عنوان مثال صحنه تعقيب و گريز اصلي فيلم كه حيرتانگيز است- چقدر برنامهريزي كرديد؟
خيلي زياد! مثلا همين صحنه را سه بار با سه گروه مجزا فيلمبرداري كرديم.
قبل از فيلمبرداري زياد از استوري بورد استفاده كرديد؟
نهفقط استوري بورد، بلكه از شبيهسازيهاي انيميشني هم استفاده كرديم. در واقع پيشنمايش انيميشني صحنههاي اكشن از قبل آماده شده بود.
تيمور! تو در اتحاد جماهير شوروي رشد كردهاي.
درسته.
برايم جالب است بدانم آيا قبل از گورباچف و قبل از فروپاشي نهايي اتحاد جماهير تحت تاثير فيلمهاي آمريكايي بودي؟ آيا اصلا امكان داشت تحت تاثير يكي از اشكال فرهنگ مردمپسند آمريكايي واقع قرار بگيري؟
بله. البته! مطمئنا ما اين بخت را داشتيم كه شاهد فيلمهاي آمريكايي باشيم. اما متاسفانه تعداد آن فيلمها زياد نبود. اسم يكي از آنها خاطرم مانده است: «طلاي مكنا».
با بازي گريگوري پك.
بله! و فكر ميكنم عمر شريف.
درسته! دقيقا!
فيلم خوبي هم بود؛ يك فيلم بزرگ. از همان زمان به فيلمهاي بزرگ آمريكايي علاقهمند شدم. فيلمهاي بزرگ ... امپراتوري عظيم.
اين فيلمها بر جواني كه در اتحاد جماهير در حال رشد بود چه تاثيري گذاشتند. آيا تماشاي اين فيلمها تو را به فيلمساز شدن ترغيب كرد؟
فيلمساز شدن؟ اول من يك مهندس بودم. دو سال براي مهندس شدن درس خواندم تا اينكه با تماشاي يك فيلم تصميم گرفتم مهندسي را كنار بگذارم. اين فيلم يك فيلم ايتاليايي بود به اسم «ديلينجر مرده است»؛ يكي از فيلمهاي ماركو فرري. كل دو ساعت فيلم درباره يك نفر در يك اتاق بود. اين فيلم به قدري بر من تاثير گذاشت كه بعد از تماشاي آن زندگيام دستخوش تغيير شد.
اگر اشتباه نكنم «نگهبان شب» تو را به عنوان كارگردان تثبيت كرد. فكر ميكني چرا اين فيلم به اولين پرفروشات بدل شد و اسمت را سر زبانها انداخت؟
«نگهبان شب»؟ هيچچيز غيرعادياي وجود نداشت و ماجرا به تماشاگران برميگشت. احساس كردم كه تماشاگران منتظر اين فيلم هستند و من هم چيزهاي زيادي براي گفتن به مردم دارم. در دهه 90 چندين و چند آگهي تبليغاتي كارگرداني كرده بودم و ايدههاي زيادي در سر داشتم. ايدههاي بصري، پيامهاي مختلف و شخصيتهاي گوناگون. وقتش رسيده بود كه همه اينها به تصاوير سينمايي بدل شوند.
آيا انتظار داشتي فيلمت همانطور كه در روسيه پرفروش شد در آمريكا هم با اقبال مواجه شود؟
صرفا فيلمي براي اهالي روسيه كارگرداني كرده بودم. براي اتحاد جماهير. براي مردمي كه در اتحاد جماهير زندگي ميكنند و به همين دليل فيلمم پر از ارجاعات فرهنگي ظريف و كاملا خاص آن منطقه بود و هرگز فكر نميكردم «اين فيلم در جاي ديگري هم بتواند محبوب شود» و وقتي به عنوان مثال آمريكائيان با فيلمم ارتباط برقرار كردند و به آن علاقهمند شدند واقعا غافلگير شدم.
صنعت سينماي روسيه در چه وضعيتي قرار دارد؟ توليد فيلم چقدر در آنجا استمرار دارد و جدي گرفته ميشود؟
الان؟
بله.
همزمان با فيلمبرداري اولين قسمت «نگهبان شب» تنها 5 درصد از فيلمهايي كه به نمايش درميآمدند روسي بودند كه الان به 30 درصد رسيده است. اين جهش تنها در طول چهار سال اتفاق افتاده است و هر سال هم رشد ميكند. فكر ميكنم تا چند سال ديگر نسبت فيلمهاي آمريكايي و روسي 50/50 بشود.
برايت مهم است راهي پيدا كني كه بتواني همزمان در روسيه و آمريكا كار كني؟
كار كردن در كشورهاي بيگانه بسيار لذتبخش است. اين روزها بيش از هر چيز به صنعت عظيم سينماي هند فكر ميكنم و ميدانم كه به عنوان مثال كارگرداني يك فيلم باليوودي بسيار برايم جالب خواهد بود. چراكه نه!
منبع: Dark Horizon
دوشنبه 10 تير 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: واحد مرکزي خبر]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 355]